eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
590 دنبال‌کننده
784 عکس
319 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
صحنه به دار کشیدن آزادیخواهان تبریزی بدست لشگر قزاق روس به سال ۱۲۹۰ روز عاشورا هنگامی که روس ها در حال بدار کشیدن آزادیخواهان و دلاوران تبریز در روز عاشورای سال ۱۲۹۰ بودند صدای طبل و سنج از کوچه پسکوچه های تبریز شنیده میشد و مردم تبریز در حال عزاداری برای امام حسین علیه السلام بودند. عده ای زنجیر زن، عده ای سینه زن و عده ای قمه زن..... فرمانده روس اینگونه گفت: میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند و در آن صورت چه بر سر ما می آمد !! اما جمعیت عظیم! مردم شیعه (سکولار)! عزادار فقط عزاداری و گریه کردند. زنجیر و سینه و قمه زدند و به اعدام ۹ دلاور آزادیخواه خود توجهی نکردند. آری این است نتیجه اسلام سکولار، این است اسلام منهای سیاست و این چیزی است که به شدت به دنبال ان است و برای آن میلیاردی هزینه میکند. براستی در هیئتی که دغدغه مبارزه با اسرائیل و آمریکا نباشد ابن زیاد سینه میزند، شمر اشک میریزد و یزید ضجه می زند... آری این است نتیجه بی بصیرتی و هیئت سکولار! @dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
صحنه به دار کشیدن آزادیخواهان تبریزی بدست لشگر قزاق روس به سال ۱۲۹۰ روز عاشورا هنگامی که روس ها در
برخی پیام دادند که همه اش هم از انگلیس نیست ، دوستان ؛انقلاب صنعتی و فرانسه و پروتستان همه را با چیزی شبیه علم کنترل کردند . قدرت را با کلیسای زمینی حفظ کردند و باورهای اثبات گرایانه را رونق دادند. نادیدنی ها را وهم معرفی کردند و دیدنی ها را صرفا در دست طبقاتی خاص از انسانها فلسفیدند. آسایش و آرامش را رفاه تعریف کردند . تکرار نظریه ها و اصولشان را مبانی نظری علم جا انداختند . کمیت را به جای کیفیت اصالت دادند . تاریخ را از جریان دور نگه داشتند . روشنفکری را با سیگار و قهوه و نمایش کتاب و قیافه های خاص نهادینه کردند . با رسانه ناخودآگاه همه را به اسارت بردند و فارغ التحصیلان مکتبشان گفتند شکل دادن فکر مردم برایمان از بازی خمیر ساده تر است . دانش را به عادت تبدیل کردند . عادتی راسخ که شکستنش تابویی عظماست . نیمی از جمعیتشان با سیاست‌های آنان مُردند و در جام جهانی عده ای از بردشان هلهله کردند . دیگر چگونه بر جان و قلب و اعتقاد و معیشت و سیاستمان نفوذ کنند که باور کنید .
هدایت شده از دال
🔴 بیژن زنگنه به فاصله چند روز، دو ویدئو با موضوع قرارداد گازی کرسنت منتشر کرده. 🔻به نظرتون لحن زنگنه تو ویدئوی پایینی تغییر نکرده؟! 🔻چه چیزی باعث شده که لحن طلبکارانه زنگنه ظرف چند روز به لحن مظلومانه تغییر کنه؟! https://eitaa.com/dal000
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
همین قدر مارا ساده لوح باور دارند و فراموشکار ، چه چیز باعث شده اینقدر جسارت پیشه شوند ؟
29.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این هفت دقیقه را ببینید به گفتن و نوشتن نمی گنجد . @dohhol
هر که شد سیراب از دریای عشق خلق را آگه کند از جای عشق هر که را اسرار حق آموختند جامه ی نوری برایش دوختند تا شود چون ماه در شب های تار روشنایی بخش دل ها در غبار @dohhol
. ظاهراً آخرین نامه‌ای که از کربلا به مدینه فرستاده شد چنین بود: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم از حسین بن علی به محمد (حنفیه) پسر علی و هرکس از قبیله بنی‌هاشم که نزد اوست. امّا بَعد: فَکانَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کانَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام؛ امّا بعد، پس گویی هرگز دنیایی نبوده و گویا هماره آخرت است، والسلام. ‌ 📗 کامل الزيارات ، جلد ۱ ، صفحه ۷۵ . ‌‌ @dohhol
‍ 🔻 شیر آب را باز کن میچ البوم در «سه شنبه ها با موری» می‌نویسد : «من در آخرین سال زندگی دایی محبوبم در کنارش بودم. درست در طبقه پایین آپارتمان او زندگی می‌کردم و شاهد درد و رنج او بودم. شاهد این بودم که روی میز ناهار خوری خم می‌شد. از درد به خود می‌پیچید و معده‌اش را فشار می‌داد و با چشمان بسته دهانش را باز می‌کرد و فریاد می‌زد خدایاااااا. همه ما در سکوت محض همان‌جا می‌ایستادیم ، ظرف‌ها را می‌شستیم و نگاه‌هایمان را از او بر می‌گرفتیم تا شاهد آن صحنه نباشیم. هیچ‌وقت در زندگی‌ام مثل آن لحظه ناتوان از کمک کردن نبودم. احساس اینکه هیچ کاری از دستم ساخته نیست.» ادامه در پست بعد ...
...ادامه از قبل گاهی احساس ما هم نسبت به اوضاع و احوال دور و برمان، بی‌شباهت به احساس میچ البوم نیست. شاید خیلی وقت‌ها ما هم احساس می‌کنیم درباره هر آن چه بر ما می‌گذرد، کاری از دست‌مان ساخته نیست و محبوب‌های‌مان جلوی چشم‌مان در حال زجر کشیدنند. محبوب‌هایی که می‌تواند در بازه‌ای از یک شخص و یک عزیز تا یک جامعه و آرمان‌های جمعی مردمانش متغیر باشد. میچ البوم معتقد است وقتی که احساس عمیقی را تجربه می‌کنی، رهاسازی را نباید دست کم بگیری. آن اوقاتی را در نظر بگیرید که احساس تنهایی می‌کنید و تا مرز گریه پیش می‌روید اما به خودتان اجازه نمی‌دهید اشک های‌تان سرازیر شوند. چون انگار اجازه ندارید گریه کنید و گریه کار درستی نیست. یا آن لحظاتی را به یاد بیاورید که از شدت ابراز عشق به معشوق خود در حال گُر گرفتن هستید اما حتی یک کلمه هم در مورد آن حرف نمی‌زنید. چون از شدت ترس و لرز منجمد شده‌اید و به این فکر می‌کنید که اگر در آن مورد حرفی بزنید تکلیف رابطه‌تان چه خواهد شد. موری استاد میچ به او می‌گوید باید شیر آب را باز کنی و خودت را با احساس شستشو بدهی. «احساس هیچ آسیبی به تو نمی‌رساند. خودش به تو کمک خواهد کرد که از آن رها شوی ... فقط در  یک صورت می‌توانی حس‌هایت را تمام و کمال تجربه کنی ، این که خودت را پرت کنی وسط آنها ، این که به خودت این اجازه را بدهی تا داخل آنها شیرجه بزنی، طوری که حتی سرت هم زیر آنها فرو برود. در این صورت تو معنی درد را درک می‌کنی ، معنی عشق را ، غم را ... وقتی می‌توانی از تنهایی، ترس، ناامیدی و... رها شوی که آن را کاملاً درون خودت جا دهی ، با آن مواجه شوی و بعد از آن عبور کنی». شاید گاهی وقت‌ها در اوج احساس یاس و ناتوانی و تنهایی، خیلی هم اشتباه نباشد که فکر می‌کنیم کاری از دست‌مان ساخته نیست. در واقع ما داریم مستقیم با احساس‌های‌مان روبرو می‌شویم. ما از پس این احساس و از پس این رهاسازی احساس، مجدداً برخواهیم خواست. ما قدرتی داریم که زیر این صورت بی‌قدرتی نهفته است و ما از همه این‌ها عبور خواهیم کرد.