دُهُل |سیدمحمد الحسینی
همین قدر مارا ساده لوح باور دارند و فراموشکار ، چه چیز باعث شده اینقدر جسارت پیشه شوند ؟
29.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این هفت دقیقه را ببینید به گفتن و نوشتن نمی گنجد .
@dohhol
هر که شد سیراب از دریای عشق
خلق را آگه کند از جای عشق
هر که را اسرار حق آموختند
جامه ی نوری برایش دوختند
تا شود چون ماه در شب های تار
روشنایی بخش دل ها در غبار
@dohhol
.
ظاهراً آخرین نامهای که از کربلا به مدینه فرستاده شد چنین بود:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
از حسین بن علی به محمد (حنفیه) پسر علی و هرکس از قبیله بنیهاشم که نزد اوست.
امّا بَعد: فَکانَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کانَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام؛
امّا بعد، پس گویی هرگز دنیایی نبوده و گویا هماره آخرت است، والسلام.
📗 کامل الزيارات ، جلد ۱ ، صفحه ۷۵ .
@dohhol
🔻 شیر آب را باز کن
میچ البوم در «سه شنبه ها با موری» مینویسد : «من در آخرین سال زندگی دایی محبوبم در کنارش بودم. درست در طبقه پایین آپارتمان او زندگی میکردم و شاهد درد و رنج او بودم. شاهد این بودم که روی میز ناهار خوری خم میشد. از درد به خود میپیچید و معدهاش را فشار میداد و با چشمان بسته دهانش را باز میکرد و فریاد میزد خدایاااااا. همه ما در سکوت محض همانجا میایستادیم ، ظرفها را میشستیم و نگاههایمان را از او بر میگرفتیم تا شاهد آن صحنه نباشیم. هیچوقت در زندگیام مثل آن لحظه ناتوان از کمک کردن نبودم. احساس اینکه هیچ کاری از دستم ساخته نیست.»
ادامه در پست بعد ...
...ادامه از قبل
گاهی احساس ما هم نسبت به اوضاع و احوال دور و برمان، بیشباهت به احساس میچ البوم نیست. شاید خیلی وقتها ما هم احساس میکنیم درباره هر آن چه بر ما میگذرد، کاری از دستمان ساخته نیست و محبوبهایمان جلوی چشممان در حال زجر کشیدنند. محبوبهایی که میتواند در بازهای از یک شخص و یک عزیز تا یک جامعه و آرمانهای جمعی مردمانش متغیر باشد.
میچ البوم معتقد است وقتی که احساس عمیقی را تجربه میکنی، رهاسازی را نباید دست کم بگیری. آن اوقاتی را در نظر بگیرید که احساس تنهایی میکنید و تا مرز گریه پیش میروید اما به خودتان اجازه نمیدهید اشک هایتان سرازیر شوند. چون انگار اجازه ندارید گریه کنید و گریه کار درستی نیست. یا آن لحظاتی را به یاد بیاورید که از شدت ابراز عشق به معشوق خود در حال گُر گرفتن هستید اما حتی یک کلمه هم در مورد آن حرف نمیزنید. چون از شدت ترس و لرز منجمد شدهاید و به این فکر میکنید که اگر در آن مورد حرفی بزنید تکلیف رابطهتان چه خواهد شد.
موری استاد میچ به او میگوید باید شیر آب را باز کنی و خودت را با احساس شستشو بدهی. «احساس هیچ آسیبی به تو نمیرساند. خودش به تو کمک خواهد کرد که از آن رها شوی ... فقط در یک صورت میتوانی حسهایت را تمام و کمال تجربه کنی ، این که خودت را پرت کنی وسط آنها ، این که به خودت این اجازه را بدهی تا داخل آنها شیرجه بزنی، طوری که حتی سرت هم زیر آنها فرو برود. در این صورت تو معنی درد را درک میکنی ، معنی عشق را ، غم را ... وقتی میتوانی از تنهایی، ترس، ناامیدی و... رها شوی که آن را کاملاً درون خودت جا دهی ، با آن مواجه شوی و بعد از آن عبور کنی».
شاید گاهی وقتها در اوج احساس یاس و ناتوانی و تنهایی، خیلی هم اشتباه نباشد که فکر میکنیم کاری از دستمان ساخته نیست. در واقع ما داریم مستقیم با احساسهایمان روبرو میشویم. ما از پس این احساس و از پس این رهاسازی احساس، مجدداً برخواهیم خواست. ما قدرتی داریم که زیر این صورت بیقدرتی نهفته است و ما از همه اینها عبور خواهیم کرد.
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معلم فیزیکی داشتیم که گاهی حرفهای عجیبی میزد. مخصوصاً وقتی لبی تر کرده بود. یه بار گفت شبها قبل از خواب سعی کنید سه دقیقه خودتون رو جای چیز دیگهای بذارید. میگفت سه دقیقه خیلی زیاده اما با تمرکز و تمرین زیاد میشه این کار رو کرد. مثلاً جای یه برگ درخت توی یه جنگل تاریک. یا جای یه سنگ وسط بیابون. یا جای یه پیر مرد آبزیپو که نیم ساعت طول میکشه تا کفشهای لعنتیش رو بپوشه. جای یه قدیس، یه روسپی، یه گربه...
میگفت اگه مدتی این کار رو انجام بدید حس میکنید انگار دنیا داره توی روحتون نفس میکشه...
📚 بهترین شکل ممکن
✍ مصطفی مستور
↕️
↕️
تبدیل جامعه ایران به اقلیت نابرخوردار و اکثریت برخوردار یکی از کارویژههای رادیو بیبیسی فارسی از بدو تولد آن در زمستان سال ۱۳۱۹ تا به امروز بوده است. این روند با تولد تلویزیون بیبیسی فارسی و برخی شبکههای فارسی زبان همسو، در سالهای اخیر حدت و شدت بیشتری یافته بود.
حال دمیدن به این شکافهای جعلی (جعلی است چون تبعیض قومی در ایران وجود ندارد) توسط عدهای جاهل که از بد حادثه و در عصر انحطاط ایران به مقام سیاستورز برکشیده شدهاند، آثار نامبارکی در سپهر سیاسی ایران خواهد داشت که زدودن آن بسیار سخت و هزینهزا و زمان بر خواهد بود.
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عبدالکریمی: من حاکمیت بد و استبداد دینی را بر خلأ قدرت ترجیح میدهم. روشنفکران ما تفکری آنارشیستی دارند، خواهان جابجایی قدرتند بیآنکه آلترناتیو شایستهای وجود داشته باشد.
بخارایی: جامعه را از اینکه اگر این حکومت نباشد خلأ قدرت میشود نترسانیم. میگویند امنیت به خطر میافتد در حالی که امنیت مالی، روانی و جهانی را در نظر نگرفتهایم. ایران مساوی با جمهوری اسلامی نیست.
پ.ن:
آدم چیزهایی در این مملکت میبیند و میخواند که تا ساعتها باورش نمیشود.
ایشان که در مقابل عبدالکریمی نشسته و این لاطائلات را میبافد، مدیر گروه فلسفه علوم اجتماعی در انجمن جامعهشناسی ایران است!!
مگر میشود کسی ادعای شناخت جامعه داشته باشد و این میزان پرت از جامعه و بدیهیات جامعه باشد؟ مگر میشود یک رشته دانشگاهی در حوزه اجتماعی این میزان ضدجامعه و ضد کشور و ضد امنیت ملی باشد؟
ایشان را چند سال و چند ماه و چند روز نه، بلکه فقط چند ساعت راهی مناطق فاقد حکومت در سودان و سومالی و یمن و افغانستان و لیبی و سوریه بکنند و اگر سالم و همین میزان سانتیمانتال و ژیگول به خانه برگشت، بنده پیرو و مرید ابدی ایشان میشوم:-)
از نشانههای انسان بالغ
❗️حتی اگر در اخلاق، فضیلتگرا باشیم نه فایدهگرا، داوری دربارۀ سیاستمداران، باید بر پایۀ کارنامۀ آنان باشد، نه نیتشان یا سخنانشان. داوری با ترازوی نیت و آرزوی قلبی آدمها کار خدا در ظرف آخرت است، نه کار انسانها در این دنیا. ما تنها میتوانیم دربارۀ دستاوردها داوری کنیم؛ زیرا علم به نیتها و ارادهها، نه ممکن است و نه وظیفۀ ما. بسا کسانی که بهترین نیتها را داشتهاند، اما بیشترین زیانها را رساندهاند و بسا کسانی که نیت آنان رنگوبوی اخلاقی و معنوی ندارد، اما چون در کار خود دانا و توانا بودند، دنیا را آباد کردهاند و دلها را آرام و تنها را آسوده و خدا را خشنود.
❗️از نشانههای انسان و جامعۀ بالغ همین است. انسان بدوی نیتها را میجوید و چشم به دهانها دارد و به همین دلیل همیشه فریب میخورد؛ انسان بالغ از برنامهها و کارنامهها میپرسد و از همین رهگذر، سرانجام بهترینها را مییابد.
❗️قصد مارکسیسم خدمت به کارگران و تقسیم سرمایه در میان آنان بود و انگیزۀ کاپیتالیسم رقابت در سرمایهاندوزی؛ اما از قضا اسکنجبین صفرا فزود و کارگران در نظامهای کمونیستی، طبیعیترین حقوق خود را هم از دست دادند. هیچ کارگری از کشورهای سرمایهداری به کشورهای کمونیستی مهاجرت نکرد، اما سیل کارگران مهاجر به سوی نظامهای سرمایهداری در آلمان غربی و فرانسه به راه افتاد. غرب، حتی آنگاه که نئولیبرالیسم را پذیرا شد، باز هم جایی بهتر برای کارگران بود تا چین و کوبا و کره شمالی که مدعی حکومت کارگریاند و دعوی خدمترسانی به طبقات فرودست دارند. کاپیتالیسم اگر هزار عیب دارد، همین که حقوق طبیعی انسانها و رقابت آزاد را میپذیرد، همچنان برتر از هر نظامی است که زیر بار حقوق طبیعی انسانها و اصل رقابت آزاد در جهان سیاست و اقتصاد و فرهنگ نمیرود.
@dohhol