eitaa logo
دانلود
I wish u when I was breaking the one wish willow
Do u think about me either?
No, Probably no
Take me back to those days
I miss u so much
And I hate my feelings
How they can be disgusting
آهوی آتشین من، دستانم را بگیر؛‌ بگذار انگشتانت، پناه انگشتان خسته‌ام شوند و آفتابگردان‌های خمیده‌ی دشت، که سال‌هاست سر به آستان غروب سپرده‌اند، با آمدنت دوباره رو به آفتاب بیاورند. دستانم را بگیر. تا زمین، نام تو را در ریشه‌هایش زمزمه کند و باد، عطر حضورت را‌ بر شانه‌های عریان دشت بپاشد. شاید جهان، در گرمای تو، مزه‌ی فراموش‌شده‌ی زندگی را به یاد آورد. آهوی آتشین من، اگر تو دستم را بگیری، دیگر از این همه تاریکی نمی‌ترسم؛ با تو، حتی شب نیز جرئت تاریک ماندن ندارد.