eitaa logo
دنیای عجایب
13.7هزار دنبال‌کننده
14.6هزار عکس
8.2هزار ویدیو
9 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
محبت بـهترین سلاحی سـت کـه هـمیشـه پیـروز اسـت دسته گـلی با عـشق ومحبت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃 @daregooshihayema 💞
💞همینطور که سنمون میره بالا و پیرتر میشیم متوجه میشیم که 💞ساعت مچی‌مون چه صد هزار تومنی باشه و چه ده میلیون تومنی، هر دو یک وقت را نشون میدن 💞کیف پولمون چه هزار تومن ارزش داشته باشه و چه صد هزار تومن، ارزش پولی که داخلش هست فرقی نمی‌کنه 💞خونه‌ای که توش زندگی می‌کنیم، صدمتری یا دو هزار متری، روی تنهایی ما اثری نداره 💞هواپیمایی که باهاش سفر می‌کنیم، چه تو قسمت درجه یک نشسته باشیم، چه تو عادی؛ اگه سقوط کنه همه با هم می‌میریم 💞همین طور که سنمون بالا میره، متوجه میشیم که خوشبختی همیشه هم با دنیای مادی اطرافمون ارتباطی نداره 💞پس اگه سایه پدر و مادر بالای سرتونه، خواهر و برادری دارین، دوستانی دارین که میتونید باهاشون بگین و بخندین؛ از زندگی ‌لذت ببرید! خوشبختی واقعی چیزی جز این نیست 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
┄┄┄┄┄⚘꫶‌ꪳ݊🌹‌⃟  🦋 📚 داستان کوتاه دختری مادرش ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ... مادر ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، نمیتوانست ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ، 🌱ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ زن ﭘﯿﺮ را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ، ﻭ دختر ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان مادر میگذاشت، 🌱ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ مادر ﻏﺬﺍیش ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، دختر ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ مادر ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ، ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، سر و وضعش را مرتب کرد ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ، 🌱ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩِ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ آنان را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ! 🌱دختر ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ مادر ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ. 🌱ﺩﺭ این هنگام خانم پیری ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ: دختر خانم ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟! دختر ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر خانم... فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذﺍﺷﺘﻪ باشم. 🌱ﺁﻥ زن ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ، دخترم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ! 🌱ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ دخترﺍﻥ... ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪٔ مادرﺍﻥ... و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..! 🌱کاش سوره ای به نام "مادر" بود که این گونه آغاز میشد: 🌱قسم بر بوی دستانت، که بوی خانه و آشپزخانه میدهد و قسم بر چشمانِ همیشه نگرانت... 🌱قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند 🌱و قسم بر غربتت، که بهشتِ زیر پایت، گوارای وجودت... (زنده باد همه ی مادران در قید حیات و شاد باد روح تمامی مادران عزیز سفر کرده...)    🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🌸🌱🌸 یکی از اصلی ترین عوامل طلاق آقای جان گاتمن با تحقیقات بی شماری که انجام داده، به این نتیجه رسیده که یکی از اصلی ترین عوامل پیش بینی کننده طلاق، بی احترامی، تحقیر و توهین به همدیگه هست. دوستان تا جایی که میتونید، حتی تو لحظاتی که عصبی هستید و در حال مشاجره، اگر رابطه براتون مهمه، بی احترامی نکنید. •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃 @daregooshihayema 💞
🌸🌱🌸 مهارت هایی که برای داشتن رابطه عاطفی خوب باید داشته باشیم: ۱. با جای اینکه بخوای منظور و نیت پارتنرت رو حدس بزنی، منظورش رو ازش بپرس. ۲. به جای اینکه انتظار داشته باشی پارتنرت نیاز ها و خواسته هات رو حدس بزنه، یاد بکیر چطوری خواسته هات رو بهش بگی. ۳. به جای اینکه بخوای سریع قضاوت یا نتیجه گیری کنی، شنونده حرفهاش باش. ۴. به جای کنترل کردنش، یاد بگیر اعتماد کنی و فضا بدی ۵. به جای انتقاد کردن و غر زدن ره رفتارش، یاد بگیر چطوری بهش بازخورد سازنده بدی. ۶. به جای گرفتن نقش قربانی، یاد بگیر مسئولیت اشتباهت رو بپذیری و راحت عذرخواهی کنی. •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃 @daregooshihayema 💞
هدایت شده از تبلیغ های خصوصی رنج کشیده ها ❤️
کسانی که دارن، نشون میده رطوبت معده شون زیاده به همین خاطر هرچی میگیرن و ورزش میکنن میبینن شکم و پهلو سرجای خودشه . و تنها راه درمان بدنه 👌 💠کدوم یکی از حالت های زیر رو داری؟🤔 1⃣صبح ها مزه دهنت تلخ میشه؟! 2⃣یبوست داری یا کف پاهات داغه؟! 3⃣ کسل و خسته هستی یا کبدت چربه؟! 4⃣ تمرکزت پائینه یا فراموش کاری داری؟! 5⃣ همیشه خسته ای؟! 6⃣ نفخ، و ورم شدید معده داری؟! 7️⃣ کبد چرب داری؟ روی لینک زیر کلیک کنید و فرم رو پر کنید دریافت کنید و در نوبت ویزیت و درمان قرار بگیرید👇👇 https://formafzar.com/form/fv34zhttps://formafzar.com/form/fv34z
🍃🍃🍃🌸🍃 🧿 چطور از شر چشم زخم در امان بمونیم؟ بعضیا تا حس می‌کنن چشم خوردن، دنبال یه ورد یا ذکر می‌گردن که تو خونه بزنن، ولی اگه واقعاً می‌خوایم از شر انرژی‌های منفی و حسادت در امان باشیم، بهترین راه قرآن خوندنه! ✅ چی بخونیم؟ 🔹 سوره فلق و ناس بهترین سپر در برابر چشم زخم و انرژی‌های منفی‌ان، مخصوصاً فلق که استادای عرفان هم خیلی روش تأکید دارن. 🔹 سوره‌های چهارقل (کافرون، اخلاص، فلق، ناس) یه زره محکم برای محافظت از ما هستن. ✅ حسودا رو جدی بگیریم! 🔹 حسادت خودش به‌تنهایی خطر نداره، ولی وقتی طرف حسادتش فعال بشه و سیگنال منفی بفرسته، اون‌وقته که اثر می‌ذاره. 🔹 قبل از اینکه چیزی رو به زبون بیاری، یه کم فکر کن! هر چیزی رو لازم نیست با همه در میون بذاری، بعضی چیزا حسادت بقیه رو بیدار می‌کنن. ✅ توکل به خدا رو فراموش نکن! 🔹 ذکر بگو، قرآن بخون، نیتت رو پاک کن و به خدا بسپر. توکل قوی‌ترین محافظ در برابر بدخواهیه. خدایا، ما رو از شر حسودا و چشم بد در امان بدار! آمین! •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃 @daregooshihayema 💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
من دل سپردم به خدایی که هر محالی با اون ممکن میشه خدایا به امید خودت پس •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃 @daregooshihayema 💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸🍃 صداقت خیلی گرونه و فقط میتونیم اونو از آدم های با ارزش انتظار داشته باشیم یه عالمه صداقت لازمه تا اعتماد کسی را به دست بیاری اما فقط یک دروغ لازمه تا اون اعتماد از بین بره . . . ‌‌ 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1844904645C57201642e2 @Roza113 🍃🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هشت چیز زندگی را زیبا می کند: راستی در گفتار ادب در کلام تقدّم در سلام وفا در عهد استقامت در کار عفو در هنگام قدرت حیا در نگـاه شرم موقع گنـاه ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃 @daregooshihayema 💞
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸 ✍مراقب معاشرت هات باش.. با فک فامیل و دوست و اشنات.... 🟣همه اونایی که حرفاشون،کنایه و تیکه و زخم زبون و دخالت هاشون،مشاوره هاشون،میتونه تو و روحیتو زیر و رو کنه... محکم باش... نه گفتن رو یاد بگیر... ارامش خودتو همسرتو زندگیتو درنظر بگیر... ❌اینا یه حرفی میزنن و میرن پی خوشی و زندگی خودشون ولی تو میمونی و زندگیت و ی مغز شسته شده و عواقب اهمیت دادن ب حرفاشون و دهن بینی هات.... ☝️یادت باشه که ساعات زندگیت رو به افق آدم های ارزون قیمت کوک نکنی یاخواب میمونی یا از زندگی عقب... ‌‌‌ ‌ •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃 @daregooshihayema 💞
دنیای عجایب
**🍃🍃🍃🌸🍃 #برشی_از_یک_زندگی #رویای_زندگی بچه رو گذاشتم روی پارچه دیدم بازم هست اونم که یک دختر
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🍃🍃🌸🍃 دیدی حالا آبجی ؟ گفتم وا ؟ زن میخواستی ؟ نمی دونم والله چی بگم؟ باشه میریم ببینیم چی میشه ولی گفته باشم اکبر اگر من نپسندیدم نمی گیرمش ها و با هم خندیدیم اکبر هیچوقت حرفی از زن گرفتن نمی زد.ولی خودم می دونستم که دیگه وقتش رسیده،فردا با ملیحه و ربابه و کوکب رفتیم به خواستگاری دختر شیرین و زیبایی که دیدم همونی بود که من برای اکبرم می خواستم یاد خان باجی افتادم که همون جلسه ی اول اگر از کسی خوشش میومد کارو تموم می کردمنم همون جا کارو تموم کردم و قرار شد یک سال تو عقد بمونن تا عفت بزرگ تر بشه و فورا همه ی کاراشو کردم و اونا رو به عقد هم در آوردم.ولی اکبر که عین آقاش کم طاقت بود بعد از شش ماه پیله کردو ما رو مجبور کرد عروسی بگیریم و من که دلم نمی خواست عفت هم مثل من از ازدواج زود صدمه ببینه مجبور شدم این کارو بکنم …. چقدر هم خوب شد چون با اومدن دختری مثل عفت طروات و تازگی به خونه ی ما اومد.اون با سلیقه و مهربون بود به فکر همه چیز بود وقتی من از سر کار میومدم.خونه ای پر از شادی و خنده می دیدم.حالا دلم می خواست همیشه توی خونه باشم.عفت خانم همیشه خوش رو و خندون بود انقدر مهربونی داشت که همه ی ما دوستش داشیم مخصوصا اکبر که عشقش منو یاد روز های اولم با اوس عباس مینداخت.بعد از دو سال خدا تو رو به ما داد تمام دنیای من اکبر بود و بعد بچه ی اون سوگلی من شداسمتو خودم انتخاب کردم و گفتم اسمش باشه منیر. مامانت که درست عین خودم بود ، رفت یه عکس از تو انداخت و پشتش نوشت عزیز جان دست شما رو می بوسم .. اسم من ناهیده اگر اجازه بدین این اسم رو دوست دارم میشه ناهید بمونم؟ من بلند خندیدم و گفتم عفت خانم شیر مادرت حلالت باشه که درست انتخاب کردم … آره عفت همونی بود که می خواستم یه شیر زن, نه یه تو سری خور …. آخه اسم بچه ی دوم اکبر رو هم من انتخاب کردم و فکر کردم دیگه عفت خانم مخالفت نمی کنه چون خانم رو خیلی دوست داشتم اسمشو گذاشتم معصومه ولی بازم عفت خانم گفت چشم ولی بزارین تو سه جلد باشه و اونو فهیمه صدا کرد.من بدم نمی اومد بر عکس خیلی هم خوشم میومد.اصلا برای همین دوستش داشتم و دلم می خواست جای منو توی کارم هم بگیره بعدها خیلی با خودم بردمش سر زائو …کار منو یاد گرفت ولی هیچوقت این کارو ادامه نداد …عفت همه چیز رو زود یاد می گرفت و با هوش و زرنگ بود یک زن به تمام معنی اون طوری که باید باشه اصلا جَنم داشت.این بود که وقتی برادر عفت خانم ملیحه رو خواست نه نگفتم. عروسی ملیحه هم با اصغر خیلی خوب برگزار شد و اونم به خونه ی بخت رفت.آخه ملیحه و عفت با هم همسال بودن و خیلی هم همدیگرو دوست داشتن با هم می خوردن با هم درد دل می کردن و یک سره در گوش هم می گفتن و می خندیدن و این به من لذت می داد. •🌸🌱• آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 ♥️ @Roza113 ♥️ 💞🍃@daregooshihayema 💞