eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
178 دنبال‌کننده
790 عکس
219 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5987758836730039797.mp3
زمان: حجم: 10M
دلم در عاشقی آواره شد آواره تر بادا تنم از بیدلی بیچاره شد بیچاره تر بادا به تاراج عزیزان زلف تو عیارییی دارد به خونریز غریبان چشم تو عیاره تر بادا رخت تازه ست و بهر مردن خود تازه تر خواهم دلت خاره ست و بهر کشتن من خاره تر بادا گر ای زهد، دعای خیر می گویی مرا این گو که آن آواره از کوی بتان آواره تر بادا همه گویند کز خونخواریش خلقی به جان آمد من این گویم که بهر جان من خونخواره تر بادا دل من پاره گشت از غم نه زانگونه که به گردد وگر جانان بدین شاد است، یارب، پاره تر بادا چو باتر دامنی خو کرد خسرو با دو چشم تر به آب چشم پاکان دامنش همواره تر بادا @dorde_dard
پریشان است از بی‌التفاتی‌، سبحهٔ الفت . . . @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در دلم حرف‌های تلخی بود به نگفتن حواله‌اش کردم . . . @dorde_dard
نترسیم با غیر اگر خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی؟!!! @dorde_dard
سَمَن‌بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند پری‌رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند به فِتراکِ جفا دل‌ها چو بربندند، بربندند ز زلفِ عَنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند به عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزند نهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند سرشکِ گوشه‌گیران را چو دریابند، دُر یابند رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند ز چشمم لَعْلِ رُمّانی چو می‌خندند، می‌بارند ز رویم رازِ پنهانی چو می‌بینند، می‌خوانند دوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند چو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارند بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند، می‌رانند در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند که با این دَرد اگر دربند درمانند، در مانند @dorde_dard
یک صبحدم به طرف گلستان گذشته‌ای شبنم هنوووز بر رخ گل آب می‌زند 📸 @dorde_dard
پشت پرچین آرزوهایم، یک نفر همچنان نمی‌آید خیره ماندم به دورهای خیال، نکند این گمان، نمی‌آید! شوق بستم به رنج فاصله‌ها، می‌شمارم قدم..... قدم‌ها را می‌دوم تا به سمت آمدنش، پابه‌پایم، زمان نمی‌آید خون نمانده‌ست در رگ غزلم، نفس واژه از نفس افتاد به تن سرد نبض قافیه‌ها، تا نیایی تو جان نمی‌آید صبر گردید گرد حوصله‌ام، روزها لحظه لحظه سر رفتند پشت پرچین آرزو اما، یک نفر همچنان نمی‌آید  . . . شعر و عکس @dorde_dard