eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
177 دنبال‌کننده
788 عکس
218 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
در دلم حرف‌های تلخی بود به نگفتن حواله‌اش کردم . . . @dorde_dard
نترسیم با غیر اگر خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی؟!!! @dorde_dard
سَمَن‌بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند پری‌رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند به فِتراکِ جفا دل‌ها چو بربندند، بربندند ز زلفِ عَنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند به عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزند نهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند سرشکِ گوشه‌گیران را چو دریابند، دُر یابند رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند ز چشمم لَعْلِ رُمّانی چو می‌خندند، می‌بارند ز رویم رازِ پنهانی چو می‌بینند، می‌خوانند دوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند چو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارند بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند، می‌رانند در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند که با این دَرد اگر دربند درمانند، در مانند @dorde_dard
یک صبحدم به طرف گلستان گذشته‌ای شبنم هنوووز بر رخ گل آب می‌زند 📸 @dorde_dard
پشت پرچین آرزوهایم، یک نفر همچنان نمی‌آید خیره ماندم به دورهای خیال، نکند این گمان، نمی‌آید! شوق بستم به رنج فاصله‌ها، می‌شمارم قدم..... قدم‌ها را می‌دوم تا به سمت آمدنش، پابه‌پایم، زمان نمی‌آید خون نمانده‌ست در رگ غزلم، نفس واژه از نفس افتاد به تن سرد نبض قافیه‌ها، تا نیایی تو جان نمی‌آید صبر گردید گرد حوصله‌ام، روزها لحظه لحظه سر رفتند پشت پرچین آرزو اما، یک نفر همچنان نمی‌آید  . . . شعر و عکس @dorde_dard
شبِ عبور من از تردید، به صبحِ باور خورشیدت زمین پر از هیجان است؛ زمان طلوعِ چراغانی‌ست شراب ناب بیاور تا، به دست‌های تو تمکینم به بر بگیر و بنوشانم؛ که لحظه، لحظه‌ی ویرانی‌ست برقص در ملکوت من، بغل بغل به غم عادت کن شکوه شمس بیاور چون،  هوای میکده بارانی‌ست شعر و عکس @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عشق به کلمه نیاز دارد. مدتی کوتاه می‌توان به حس بی کلام اعتماد کرد، اما در درازمدت، عشقِ بی‌کلام و کلامِ بی‌عشق دوام نخواهد آوَرد. @dorde_dard
نصرالله بن مجلّی گوید: علی (ع) را در خواب دیدم. گفتم: یا امیرالمؤمنین مکه را گشودید و گفتید: هرکس به خانهٔ ابوسفیان پناه برَد، در امان است. آن‌گاه آل ابی‌سفیان در روز عاشورا با فرزند تو حسین (ع) چنان کردند. امام فرمود: آیا اشعار ابن‌صَیفی را در این باب نشنیده‌ای؟ گفتم: نه. گفت: آن اشعار را از او بشنو. چون بیدار شدم، به خانهٔ حَيص‌بَيص رفتم و خوابم را گفتم. ناگاهان گریست و سوگند خورد که آن شعر را در همان شب گفته و هنوز کسی آن را نشنیده‌است. سپس شعرش را خواند: مَلَكنا فكان العفوُ مِنّا سجيّةً فلمّا مَلَكتُم سالَ بِالدَّمِ أبطَحُ‏ و حَلَّلتُمُ قتلَ الأُسارىٰ و طالَما غَدَونا عَلَى الأَسرىٰ نَعفُّ و نَصفَحُ‏ فَحَسبُكُمُ هذَا التَّفاوتُ بَينَنا و كُلُّ‏ إناءٍ بالَّذي فيه يَنضَحُ: ما پیروز شدیم و عفو خوی ما بود، و چون شما بر تخت سروری نشستید، در زمین‌های بطحا خون روان کردید. شما کشتار اسیران را روا دانستید و ما فراوان اسیران را عفو کرده‌ و بخشوده‌ایم. این تفاوت که میان ماست، شما را بس است، که از کوزه همان برون تراود که در اوست. (معجم الأدباء، ج۳/ ۱۳۵۵؛ همان، ترجمهٔ آیتی، ج۱/ ۵۸۴-۵۸۵، بااندکی تغییر) @dorde_dard
ساعد باقری4_451406912555057503.mp3
زمان: حجم: 14.6M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری راوی: ساعد باقری بیعت‌ نکردن‌ امام‌ حسین‌‌ (ع) وعبدالله‌ بن‌ زبیر‌ با‌یزید @dorde_dard