eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
178 دنبال‌کننده
788 عکس
218 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
سَلِ المَصانِعَ رَکباً تَهیمُ في الفَلَواتِی تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فُراتی؟ شبم به رویِ تو روز است و دیده‌ها به تو روشن و إِن هَجَرتَ سَواءٌ عَشِیَّتي و غَداتي اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم مَضَی الزَّمانُ و قلبي یَقولُ إِنَّکَ آتٍی من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم اگر گِلی به حقیقت عَجین آبِ حیاتی شبانِ تیره امیدم به صبحِ رویِ تو باشد و قَد تُفَتَّشُ عَینُ الحیوةِ فِي الظُّلماتِی فَکَم تُمَرِّرُ عَیشي و أنتَ حاملُ شَهدٍ جوابِ تلخ بدیع است از آن دهانِ نباتی نه پنج روزهٔ عمر است عشقِ رویِ تو ما را وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ إِن شَمَمتَ رُفاتي وَصَفتُ کُلَّ مَلیحٍ کما یُحِبُّ و یَرضیٰ مَحامدِ تو چه گویم؟ که ماورای صفاتی أخافُ مِنکَ و أرجو و أستَغیثُ و أدنو که هم کمندِ بلایی و هم کلیدِ نجاتی ز چشمِ دوست فتادم به کامهٔ دلِ دشمن أحِبَّتي هَجَروني کَما تَشاءُ عُداتي فراقنامهٔ سعدی عجب که در تو نگیرد و إِن شَکَوتُ إِلَی الطَّیرِ نُحنَ في الوُکَناتِی @dorde_dard
ساعد باقری4_451406912555057506.mp3
زمان: حجم: 15.6M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری راوی: ساعد باقری پرده‌چهارم شب و روز عاشورا(۱) @dorde_dard
تمام شب به خیال تو رفت و می‌دیدم که پشت پردهٔ اشکم سپیده سر می‌زد . . . @dorde_dard
تو می روی و دل ز دست می رود مرو که با تو هر چه هست می رود دلی شکستی و به هفت آسمان هنوز بانگ این شکست می رود کجا توان گریخت زین بلای عشق که بر سر من از الست می‌رود نمی خورد غم خمار عاشقان که جام ما شکست و مست می‌رود از آن فراز و این فرود غم مخور زمانه بر بلند و پست می‌رود بیا که جان سایه بی غمت مباد وگرنه جان غم پرست می‌رود شب غم تو نیز بگذرد ولی درین میان دلی ز دست می‌رود @dorde_dard
مسخره نیست؟ کسانی رو ستایش می‌کنیم که مارو نادیده می‌گیرن! کسانی رو نادیده می‌گیریم که مارو ستایش می‌کنن، عاشق کسانی می‌شیم که مارو آزار می‌دن کسانی رو آزار می‌دیم که عاشق ما هستند!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبح شد ساقیان مست و خراب در کدو، از سبو کنید شراب شب تاریک روز روشن شد الصبوح الصبوح یا اصحاب صبح شد نوبت صبوحی شد رخ بشوئید از خماری خواب صبح شد کرد آفتاب طلوع تابکی می کشیم در مهتاب صبح صادق چو شد سهیل دمید مرد بیچاره کرمک شب تاب باده ده ساقیا ادب تا چند بین الاحباب تسقط آلاداب ما ز خم یافتیم و میخانه آنچه می خواست زاهد از محراب سبحه آن دور، را نخواهد زد که زند دور جام باده ناب نقد با ساقی است و نسیه به محض خلد کوثر کوائب الاتراب چند ساغر، به «حاجب » درویش داد باید به بانگ چنگ و رباب
کرب‌وبلا و خیمه و ذبح عظیم‌ها آتش گرفته آیه‌ی کهف الرقیم‌ها
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لَو عُلِمَ المُدبِرونَ عَنّی کَیفَ اشتِیاقِی بِهِم وَ انتِظارِی إلی تُوبَتِهِم لَماتُوا شُوقاً الیّ و لَقُطعت أوصالِهم عَن مُوَدَّتی اگر بندگان من، که به من پشت کرده اند، می دانستند که چقدر انتظار آنها را می کشم و مشتاق بازگشت آنان هستم، [هر آن] از [شدت] شوق می مُردند و بند بند بدن آنها از هم جدا می شد. @dorde_dard
انسان عصر چت‌جی‌پی‌تی زیست جهان پوچ، زیست جهانی نیست که یکی آن را انتخاب یا یکی آن را پس بزند، پوچی وجه غالب جهان ماست، جهانی که همچون یک آکواریوم همه انسانها را در درون خود هضم کرده و اجازه تصور جهان دیگری را نمی دهد و امید و آرزو و خیال و رویا و همه چیز را از انسانها گرفته است. انحطاط فرهنگی محصول چنین وضعیتی است. انحطاط فرهنگی وجه غالب جهانی است که همه چیز آن به مارکتینگ و شبکه های اجتماعی تقلیل یافته است و انسان گله ای نیچه به تمام و کمال ظهور و بروز یافته است. مهمترین فرآورده و محصول چنین جهانی این است که دیگر هیچ چیز اصالت ندارد. اعتراض قرن ما دیگر نه جوردانو برونو و گالیله و حلاج می شناسد که در راه دفاع از اندیشه و حقیقت تا پای جان می ایستد و نه آنتونیو گرامشی که تا آخرین ساعت عمرش در سیاه چاله زندان دست از نوشتن برنمی دارد، اعتراض قرن ما نهایت شورشی ژوکری است که با ویران کردن و آتش زدن چند خیابان و بانک و خودرو و شکستن درختان رام و فراموش می شود و یا چند زن و مرد واپس رانده از همه جا که به هر بهانه ای دنبال برهنه شدن در کوچه و خیابان هستند. قرن ما اصالت هنری و زیباشناسانه خود را که شعر هومر و حافظ و شکسپیر و مولوی را قرن ها پابرجا نگه می داشت از دست داده است. قرن ما دیگر توان برپا کردن کولوسئوم و آکروپولیس و سی و سه پل که قرن ها خود نمایی کند را از دست داده است. قرن ما دیگر توان تولید "مجسمه داود" و "لبخند ژوکوند" را ندارد. قرن ما، قرن ساخت تونل ها و پلها و کاخ های ساعتی است، قرن معماری های کج و معجوج، قرن شعرهای آبکی، موسیقی های مبتذل و اختگی هنری قرن ما دیگر افلاطون و ارسطو و هگل و کانت تولید نخواهد کرد. قرن ما بالزاک و چخوف و تولستوی نخواهد داشت. قرن ما دیگر "لیلی و مجنون" و "رومئو و ژولیت" به خود نخواهد دید. قرن ما دیگر ایمانی از جنس بایزید و ابوسعید که صفحات تذکره الولیاء ها را قطور نمایند به خود نخواهد دید. قرن ما دیگر قابلیت تولید آنتونیونی و فلینی و برگمان و چاپلین هم نخواهد داشت. قرن ما قرن عشق های ساعتی، آدمهای ربات گون و بدمستی های و نشئگی های شبانه و ولو شدن مقابل تلویزیونها و وراجی‌های بی معنی است. امروزه دیگر هیچ چیز اصیلی ساخته و تولید نمی شود. نه اندیشه ای که قرنها به انسان نوشاک فکری دهد. نه شعر خیام و نمایشنامه هملت و کمدی الهی که قرن ها ورد زبان ها باشد و نه عشقی که در تاریخ ثبت شود و نه پل و خانه و تخت جمشیدی که ستون هایش قرون متمادی از گزند حوادث زمان در امان باشد. قرن ما اصالت خود را از دست داده است و انسان به جهان آرزوهای کوچک خود تبعید شده است، چرا که قد و قواره انسان به غایت کوچک شده است و این تهدیدی بزرگ برای آینده حیات بشری است. بشر امروزی می خواهد پاسخ هر مسئله ای را در کوتاهترین زمان ممکن به دست آورد. او به دنبال این است که مسائل و سوالات هستی را که هزاران سال ذهن اندیشمندان و فیلسوفان مختلف را به خود مشغول داشته است در لحظه ای پاسخ دهد‌ و برای هر مسئله فلسفی و معنوی و مادی و...، شاهراهی پیدا نماید. فرهنگ ما، فرهنگ کاریکاتورگونه و تقلیدی است که به هیچ مقوله عمیقی تن نمی دهد.  فرهنگ ما، فرهنگ هوش مصنوعی به جای کتاب و اندیشه است. فرهنگ ما، فرهنگ دلنوشته به جای شعر و رمان است. فرهنگ ما، فرهنگ استنداپ کمدی و لودگی به جای کمدی و طنز است. فرهنگ ما، فرهنگ خشونت به جای تعامل است. فرهنگ ما، فرهنگ مدیتیشن و یوگا به جای فلسفه است. فرهنگ ما فرهنگ سرعت به جای سکون و تفکر است. فرهنگ ما فرهنگ تلویزیون و سرگرمی به جای هنر و تفکر است. فرهنگ ما فرهنگ هوش مصنوعی به جای انسان واقعی است. @dorde_dard