هدایت شده از دُردِ دَرد . . .
ساعد باقری4_451406912555057503.mp3
زمان:
حجم:
14.6M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری
راوی: ساعد باقری
#پرده_اول
بیعت نکردن امام حسین (ع) وعبدالله بن زبیر بایزید
@dorde_dard
بیا به کشتن ایمان هم ادامه دهیم
به پروراندن شیطان هم ادامه دهیم
میان صومعهٔ سینه در هوای جنون
به پرگشایی عصیان هم ادامه دهیم
برای پر زدن از خود به تنگی آغوش
به پاسبانی زندان هم ادامه دهیم
تباه و مست بچرخیم کوچه ها را بعد
به رقص آتش و باران هم ادامه دهیم
جدای سنگدلان و غبارهای نچسب
به جشن آینه بندان هم ادامه دهیم
بیا ورای جهان این فریبخانهٔ وهم
به عشق ورزی پنهان هم ادامه دهیم
چقدر تشنهٔ شوقم، بیا قدح کج کن
که از لبالب لیوان هم ادامه دهیم...
به پرکشیدن از این تنگنای بی حاصل
سپس دوباره به طوفان هم ادامه دهیم
بیا حوالی احساس، روبروی عطش
به سرکشیدن چشمان هم ادامه دهیم
لباس ساده ای از جنس جان هم باشیم
به رازداری عریان هم ادامه دهیم
شب فرارِ ستاره در آسمان قرار
پر از سکوت به هذیان هم ادامه دهیم
خلاف خشم خدایان ناخلف...آری
بیا به کشتن ایمان هم ادامه دهیم...
#لیلا_تبریزیان
@dorde_dard
برای خاطرم غم آفریدند
طفیل چشم من یم آفریدند
جهان خونریز بنیاد است هشدار
سر سال از محرم آفریدند
#بیدل_دهلوی
@dorde_dard
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ
سرت به نیزه سلامت، سلام حضرت بابا
مبارک است شهادت، عزیز امّ ابیها
نديده بودمت اینگونه در خضاب بمانی
علی الخصوص که باشی کنارِ خواهشِ دریا
شکایت از تو ندارم در ابتلای اسارت
که در کنارِ منی هر قدم به دامن صحرا
نگاهِ عمه به سویت، بریده است گلویت
چقدر رو به خدایی، چقدر حضرت والا
تمامِ راه نگاهم به چشمهای تو خون شد
نخواستم که بگویم ز دردِ سیلی و خارا
هنوز از دلِ تاریخ صوتِ عمه میآید
که در شکوهِ شهادت ندیده غیرِ "جمیلا"
کجایی ای همهی آرزوی شامِ غریبان
بیا که صبحِ ظهورت، مبارک است و سعیدا
#فاطمه_مظفری
#رقیه🖤
@dorde_dard
هدایت شده از دُردِ دَرد . . .
ساعد باقری4_451406912555057504.mp3
زمان:
حجم:
20.5M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری
راوی: ساعد باقری
پردهدوم
وقایع کوفه تا شهادت مسلم بن عقیل(ع)
@dorde_dard
یک سرزمین که پر شود از لالههای سرخ
یک نینوا جوان غزلخوان بیاورید . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
ابن شهرآشوب در مناقب به سند خود از امام باقر ع نقل میکند:
در عصر رسول خدا ص مردی گناهی کرد و سپس خود را مخفی نمود تا او را دستگیر نکنند، تا اینکه روزی در خفا در یک راه خلوت حسن و حسین ع را دید؛ آنها را بر دوش گرفت و به محضر رسول خدا آمد و ملتمسانه عرض کرد:
ای رسول خدا من پناه آوردهام به خدا بهوسیله این دو کودک
پیامبر ص آنچنان خندید، به گونهای که دستش را در دهانش گرفت، آنگاه به آن مرد گفت:
"اِذهَب فَاَنتَ طلیق"
برو که تو آزاد شده هستی
سپس به حسن و حسین ع فرمود: این مرد شما را در مورد نجات خود، شفیع خود قرار داد تا او را شفاعت کنید. در این هنگام این آیات نازل شد:
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا
اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند، و پیامبر هم برای آنان طلب آمرزش می کرد، یقیناً خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند.
نساء_۶۴
#ناسخ_التواریخ
@dorde_dard
شمر نزد یزید آمد و گفت:
امْلَأْ رِكَابِي فِضَّةً وَ ذَهَباً
إِنِّي قَتَلْتُ الْمَلِكَ الْمُحَجَّبَا
تا زانویم را پر از نقره و طلا کن، زیرا من سروری شکوهمند را کشتم؛ آن کسی را که از نظر پدر و مادر و حسب و نسب و کرامت برترینِ مردم بود، هلاک کردم
یزید گفت:
اگر حسین را اینگونه بزرگ میدانستی، چرا او را کشتی؟:
شمر گفت برای جایزه
یزید گفت:
هرگز نزد من جایزه نداری، شمر هراسان شد و به عقب بازگشت و از دنیا و آخرت محروم گردید.
#ناسخ_التواریخ
@dorde_dard