eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
177 دنبال‌کننده
788 عکس
218 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از رضا مظفری
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 آل بویه ( فرزندان گیلان زمین) بنیان گذار حکمرانی خردورزانه ی تشیع و ترویج گران محبت اهل بیت علیهم السلام. 💠 https://eitaa.com/REZAMOZAFARI1351
امام صادق علیه‌السلام: تاسوعا روزی است که حسین علیه‌السلام و اصحاب او در کربلا محاصره شدند و سپاه شامی بر ضد آنان گرد هم آمدند. ابن زیاد و عمر بن سعد نیز از فراهم آمدن آن همه نیرو خوش‌حال شدند و آن روز حسین علیه‌السلام و یارانش را ناتوان شمردند و یقین کردند که دیگر برای او کمکی نخواهد رسید و عراقیان نیز او را پشتیبانی نخواهند کرد. پدرم فدای آن ضعیف غریب باد. @dorde_dard
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ماجرای شهادت حضرت عباس(ع) به روایت رهبر شهید انقلاب @dorde_dard
سلامٌ عَلی قَلب زینبِ الصّبور و لِسانها الشَّکور، سلامٌ عَلی من تظافرت علیها المصائب و الکروب😔
Mohammad Ahmadian ~ Music-Fa.ComMohammad Ahmadian - Emshab Shahadatname Oshagh Emza Mishavad (128) (1).mp3
زمان: حجم: 16.6M
امشب شهادت‌نامه‌ی عشاق امضا می‌شود فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود. . . @dorde_dard
مکن ای صبح طلوع. . . 😭
گفت عباس که: من از سر جان برخیزم از «سر جان و جهان دست فشان برخیزم» «از سر خواجگی کون و مکان برخیزم»  من «ببویت ز لحد رقص کنان برخیزم» این چه روح است و کرامت که در این یاران است  امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع در شب قتل، نگفت از سر و سامان، زینب «داشت اندیشه فردای یتیمان، زینب» گفتی از یادِ پریشانی طفلان، زینب  داشت آن شب همه گیسوی پریشان، زینب» این چه خوابی است که در خوابگه شیران است؟ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع ظهر فردا، قد رعنای حسین است کمان باز جوید شه بی یار ز عباس نشان  ز علمدارِ خود آن خسرو شمشاد قدان «که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان» قرص خورشید هم از خجلت او پنهان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند: صبر از این بیش ندارم، چکنم تا کی و چند؟ جان به رقص آمده از آتش غیرت چو سپند بوسه ای بر لب خشکم بزن ای چشمه قند دستی اندر خم زلفی که چنین پیچان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع «او سلیمان زمان است که خاتم با اوست» «سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست»  نفس «همت پاکان دو عالم با اوست»  زخم شمشیر و سنان چیست؟ «که مرهم با اوست»  پس چه رازی است که خنجر به گلو بُران است؟ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع شام فردا که رسد، زینبِ گریان و دوان در هیاهوی رذیلانة آن اهرمنان پرسد از پیکر صدچاک شه تشنه زبان «که شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان؟» جگر رود فرات از تف او سوزان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع او که دربانی میخانه فراوان کرده است نوش پیمانة خون بر سر پیمان کرده است اشک را پیرهنِ یوسفِ دوران کرده است چنگ بر گونه زده موی پریشان کرده است در دل حادثه مجموعِ پریشانان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع یارب این شام سیه را به جلالی دریاب بال و پر سوخته را با پر و بالی دریاب «تشنة بادیه را هم به زلالی دریاب» جشن دامادی جان را به جمالی دریاب که عروسِ شرف از شوق حنابندان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دُردِ دَرد . . .
ای صدهزار جان گرامی فدای تو . . . #سلام‌بر‌حسین🖤 @dorde_dard
خدا رحمت کند مرحوم کوثری را هر بار با شنیدن صداشون، به حسینیه‌ی جماران پرواز می‌کنم.
تا فهمید که تصمیم آنها برای جنگ با حسین‌علیه‌السلام جدی است! نزد عمرسعد رفت و به او گفت: تو واقعا میخواهی با این مرد بجنگی؟! گفت: آری؛ به خدا قسم، چنان جنگی بکنم که کمترین اثر آن افتادن سرها و بریدن دست‌ها باشد! این را که شنید، عمر سعد را ترک کرد، و در حالی که‌ می‌لرزید، کم کم به سپاه امام نزدیک میشد. یکی از لشکریان عمرسعد رو به او گفت: ای حُر؛ اگر از من می‌پرسیدند شجاع‌ترین مرد کوفه کیست، از نام تو نمی‌گذشتم؛ چرا اینطور به خود می‌لرزی؟! فرمود: به راستی که خود را میان بهشت و جهنم می‌بینم. و به خدا سوگند اگر تکه‌ تکه شوم و مرا با آتش بسوزانند، من جز بهشت چیز دیگری را انتخاب نخواهم کرد @dorde_dard