تا فهمید که تصمیم آنها
برای جنگ با حسینعلیهالسلام
جدی است!
نزد عمرسعد رفت و به او گفت:
تو واقعا میخواهی با این مرد بجنگی؟!
گفت: آری؛
به خدا قسم، چنان جنگی بکنم
که کمترین اثر آن
افتادن سرها و بریدن دستها باشد!
این را که شنید، عمر سعد را ترک کرد،
و در حالی که میلرزید،
کم کم به سپاه امام نزدیک میشد.
یکی از لشکریان عمرسعد رو به او گفت:
ای حُر؛
اگر از من میپرسیدند
شجاعترین مرد کوفه کیست،
از نام تو نمیگذشتم؛
چرا اینطور به خود میلرزی؟!
فرمود: به راستی که خود را
میان بهشت و جهنم میبینم.
و به خدا سوگند اگر تکه تکه شوم
و مرا با آتش بسوزانند،
من جز بهشت چیز دیگری را
انتخاب نخواهم کرد
#مفیدالارشاد
@dorde_dard
خطِّ خون
درختان را دوست میدارم
که به احترام تو قیام کردهاند
و آب را
که مَهرِ مادر توست
خون تو شرف را سرخگون کرده است
شفق، آینهدار نجابتت،
و فلق، محرابی
که تو در آن
نماز صبح شهادت گزاردهای
::
در فکر آن گودالم
که خون تو را مکیده است
هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم
در حضیض هم میتوان عزیز بود
از گودال بپرس
::
شمشیری که بر گلوی تو آمد
هر چیز و همه چیز را در کائنات
به دو پاره کرد:
هر چه در سوی تو، حسینی شد
و دیگر سو، یزیدی
اینک ماییم و سنگها
ماییم و آبها
درختان، کوهساران، جویباران، بیشهزاران
که برخی یزیدی
و گرنه حسینیاند
::
خونی که از گلوی تو تراوید
همه چیز و هر چیز را در کائنات به دو پاره کرد
در رنگ!
اینک هر چیز یا سرخ است
یا حسینی نیست!
#سیدعلی_موسوی_گرمارودی
#سلامبرحسین🖤
@dorde_dard
من جرعهجرعه راهیِ راهِ عطش شدم
مَشکِ هزارپارهی آتشبهجان شدم
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
صبح ازل دمیدهی کنج نگاه توست
جسمِ زمین و جان زمان در پناه توست
احرام در مطاف رضایت گشودهای
عالَم حریم سجدهای از بارگاه توست
مردی که داغ بر جگر آبها گذاشت
مردی که کهکشان ادب بود، ماه توست
این خارها که بر تن صحرا خلیده است
بر گامهای آبله خونین گواه توست
بارانِ خونِدل شد و بر تشنگی چکید
این ابرها که تفزدهی روسیاه توست
این سیل عشق را که به صحرا رسیده است
این خیل اربعین، کمی از یک سپاه توست . . .
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
#عاشورا🖤
@dorde_dard
ساعد باقری4_451406912555057507.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری
راوی: ساعد باقری
پردهپنجم
شب و روز #عاشورا(۲)
@dorde_dard
جناب دماوندی4_5767232804614050841.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
نخستین اذان ضبط شده
نخستین اذان ضبط شده در تاریخ ایران، اذان شادروان جناب دماوندی (۱۲۴۶ - ۱۳۵۲ هجری مهی) مؤذن مظفرالدین شاه بود که در سال ۱۲۹۱ خورشیدی(برابر با 1331 هجری مهی) در آواز بیات ترک، روی صفحه گرامافون ضبط شد.
وی در این اذان ترجمهی فارسی را هم که عادت موذنان ایرانی بود، انجام داده است.
جناب دماوندی که نام اصلی اش محمد فلاحی بود احتمالا از دوره ناصرالدین شاه با لقب جناب نامیده شد.
او که علاوه بر خوانندگی ردیف مجلسی و منبری خوانی و معاشرت با خاندان فراهانی، مؤذن مظفرالدین شاه بود بخت این را یافت که صدایش در تهران و تفلیس و پاریس و لندن ضبط شده و صفحاتی قدیمی از او به یادگار باقی ماند.
جناب دماوندی که در آواز بیشتر از سبک خراسانی تاثیر گرفته بود در سال ۱۳۵۲ مهی(برابر با 1312 هجری خورشیدی)، در سن ۱۰۶ سالگی درگذشت و در احمد آباد دماوند به خاک سپرده شد.
اهل قلم و فرهنگ