جلسه ۲۴. اصول۲، کفایة؛ ج۱، ص ۱۲۶. الأوامر... الإجزاء... المقام الثاني... هذا في ما إذا احرز. ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
7.8M
🎙جلسه ۲۴.اصول۲، کفایةالأصول؛
المقصد الأول: في الأوامر... الفصل الثالث: في الإجزاء
ج۱، ص ۱۲۶؛ الموضع الثاني... المقام الثاني... هذا في ما إذا اُحرز
📆 شنبه؛ ۲۵ فروردین ۱۴۰۳
#کفایة_الأصول
#اصول۲
🌺 حدیث جلسه ۲۴: «ویژگی شیعیان حقیقی»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ اَلْأَشْعَثِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ اَلْأَنْصَارِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي اَلْمِقْدَامِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ:] قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): «شِيعَتُنَا اَلْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلاَيَتِنَا، اَلْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا، اَلْمُتَزَاوِرُونَ فِي إِحْيَاءِ أَمْرِنَا؛
اَلَّذِينَ إِنْ غَضِبُوا لَمْ يَظْلِمُوا، وَ إِنْ رَضُوا لَمْ يُسْرِفُوا؛
بَرَكَةٌ عَلَى مَنْ جَاوَرُوا، سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا».
🖊 شرح حدیث:
1⃣ شِيعَتُنَا اَلْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلاَيَتِنَا
🍃 معمولاً در کتب لغت صیغهی تفاعل از بذل نیامده است، بیشتر بر وزن تفعّل است.
لکن نویسندهی «مجمع البحرین» که خود نیز عرب است، مینویسد: متباذلون یعنی کسانی که بیدریغ امکانات خود را صرف میکنند.
در مقابل منع، به معنای بذل است.
بنابراین، تباذل به این معناست که انسان در این راه هیچگونه منع و گرفتگی نداشته باشد، بیدریغ خرج کند، بذل کند؛ خرج مال، خرج آبرو، یا خرج قدرت و توان.
✅ در راه ولایت ائمّه (علیهمالسّلام) آنچه که میتوانند، صرف کنند.
همهی توان خود را به کار ببرند، احساس مسؤولیت کنند.
به صِرف اینکه به ائمّه (علیهمالسّلام) اعتقاد دارد، دل خود را خوش نکند.
باید در این راه تلاش کند، نیرو صرف کند برای تحکیم، توسعه و گسترشدادن و بقیّهی کارهایی که میشود در این راه انجام داد.
🛑 البته «شیعتنا»، معنایش این نیست که اگر کسی این کار را نکرد، از تشیّع خارج است! این، از مراتب کمال است.
2⃣ اَلْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا
🍃 خصوصیت دیگر این است که در مودّت ما تحابُب داشته باشند؛ یعنی معیار و ملاک را برای محبّت به افراد، مودّت ما قرار دهند.
اگر در کسی مودّت اهل بیت وجود داشت، به او تحابب داشته باشد، و به محِبّ اهل بیت (علیهمالسّلام) محبّت بورزد.
3⃣ اَلْمُتَزَاوِرُونَ فِي إِحْيَاءِ أَمْرِنَا
🍃 شیعیان به خاطر احیاء امر ما با یکدیگر ملاقات کنند؛ یعنی تزاور به جهت امر امامت، امر ولایت.
🌱 همفکری، هماندیشی، همکاری.
❌ صِرف نشستن و با یکدیگر ملاقاتکردن، مراد نیست.
🍃 چند خصوصیت هم بعد از این ذکر میفرمایند، که این خصوصیات، درونگروهی نیست، فقط برای شیعه نیست، بلکه برونگروهی است، به عنوان یک خصلت برجستهای است که شیعهی اهل بیت (علیهمالسّلام) باید این خصال را دارا باشد.
◀️ از جمله این که:
4⃣ اَلَّذِينَ إِنْ غَضِبُوا لَمْ يَظْلِمُوا
🍃 خشم آنها موجب ظلم و ستم به دیگران نشود.
در حال خشم از حدّ تجاوز نکند؛ یعنی خود را نگهدارد، غضب او موجب نشود که به کسی ظلم کند.
گاهی انسان در حال عصبانیت حرفی میزند، حرکتی میکند، که ظلم است.
5⃣ وَ إِنْ رَضُوا لَمْ يُسْرِفُوا
🍃 نقطهی مقابلش این است که اگر از کسی یا چیزی راضی و خشنودند، زیادهروی نکنند.
🛑 در بیان موضع خود نسبت به آن کار یا نسبت به آن شخص، زیادهروی نکند!
نه در غضب زیادهروی کند که منتهی به ظلم شود،
نه در رضا زیادهروی کند که منتهی به اسراف شود.
6⃣ بَرَكَةٌ عَلَى مَنْ جَاوَرُوا
🍃 با هر کسی که مجاور باشند، برای او مایهی برکتند.
🍃 برکت فقط برکت مالی نیست؛ یعنی موجب مبارکی و میمنتاند برای او، منشأ خیر و احسانند، منشأ تعلیم و هدایتند.
❌ نقطهی مقابلش این است که انسان برای مجاورین خودش مایهی عذاب و نقمت باشد؛ بداخلاقی کند، تعدّی و تجاوز کند.
7⃣ سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا.
🍃 با هر کسی معاشرت و مخالطت دارند، مایهی سلامتند.
❌ سِلم به معنای تسلیمشدن نیست؛
✅ یعنی با او مسالمت دارند، با او سازش دارند، زندگی را برای معاشر خود تلخ نمیکنند، همراه با تشنّج نمیکنند.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ صفحه ۶۱۸؛ فیض کاشانی
📆 ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ (جلسه ۳۶۱ مکاسب محرّمه)
جلسه ۲۵. فقه۶، مکاسب، شروط المتعاقدین؛ بيع الفضولي... في الإجازة. ج۳، ص ۴۰۵. و ثانیاً. ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
9.16M
🌺 حدیث جلسه ۲۵: «پافشاری بر حقّ»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الفقیه [وَ رَوَى أَبُو حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيُّ قَالَ] قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): (لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) اَلْوَفَاةُ، ضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ، ثُمَّ قَالَ:
«يَا بُنَيَّ؛ اِصْبِرْ عَلَى اَلْحَقِّ، وَ إِنْ كَانَ مُرّاً، يُوَفَّ إِلَيْكَ أَجْرُكَ بِغَيْرِ حِسَابٍ»).
🖊 شرح حدیث:
🍃 پدرم در لحظه وفات مرا به سينه خود چسباند، لحظه لحظهی حساسی است، لحظهی وداع با محبوبان و عزيزان،
🍃 انسان در آن چنين لحظهای لبّ لباب حرف دلش را مىخواهد بيان كند،
مخاطب هم كسى مثل امام باقر (عليهالسّلام) است، هم فرزند است كه عزيز است، هم فرزندى در اين رتبه و پايه، يعنى همه اين شرايط حافه به اين وصيت، اهميّت اين وصيت را نشان مىدهد.
🍃 پسرم! بر حقّ پافشارى كن!
🌱 صبر اينجا پافشارى كردن است،
اگر چه تلخ باشد آن حقّ،
ممكن است حقِّ عقيدتى باشد، يا حقِّ ممشای عملى در زندگى باشد، حقِّ در مخاصمه بين او و كس ديگر، يا حقّ در موضوع سياسى،
آن چيزى كه بينك و بين الله تشخيص میدهی آن حقّ است، بر اين پافشارى كن!
❌ مبادا؛ فشارها، جوّ سازیها، جنجالها، و هوچیگری ها، تو را از موضع حقّ متزلزل يا منحرف كند.
🍃 اين راز اصلى سعادت دنيا و آخرت است.
راز اصلى سعادت براى يک فرد، و براى يک ملت، و نيز براى يک دولت همين است.
🍃 حقّ را انسان بشناسد، بعد برای آن پافشارى كند.
اگر چه سخت باشد، گزنده باشد.
🍃 آنگاه خداوند بغير حساب اجر و ثواب صبر را خواهد داد.
آن صابرونی كه در آن آيه شريفه هست،
سپس حضرت بر آن به آيه شريفه «إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ» (الزمر - ١٠) استشهاد مىفرمايند.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ جلد ۱، صفحه ۵۱۳؛ فیض کاشانی
📆 ۲۸ بهمن ۱۳۸۶ (جلسه ۲۱۴ مکاسب محرّمه).
جلسه ۲۵. اصول۲، کفایة؛ ج۱، ص ۱۲۶. الأوامر... الإجزاء... المقام الثاني... و استصحاب عدم کون التکلیف. ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
11.9M
🎙جلسه ۲۵.اصول۲، کفایةالأصول؛
المقصد الأول: في الأوامر... الفصل الثالث: في الإجزاء
ج۱، ص ۱۲۶؛ الموضع الثاني... المقام الثاني... و استصحاب عدم کون التکلیف
📆 یکشنبه؛ ۲۶ فروردین ۱۴۰۳
#کفایة_الأصول
#اصول۲
🌺 حدیث جلسه ۲۵: «احسان به والدین»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي و الفقیه [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلاَّدٍ اَلْحَنَّاطِ قَالَ:] سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ بِالْوٰالِدَيْنِ إِحْسٰاناً» مَا هَذَا اَلْإِحْسَانُ؟
فَقَالَ: «اَلْإِحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا، وَ أَنْ لاَتُكَلِّفَهُمَا أَنْ يَسْأَلاَكَ شَيْئاً مِمَّا يَحْتَاجَانِ إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيَيْنِ؛ أَ لَيْسَ يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «لَنْ تَنٰالُوا اَلْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ»
قَالَ: ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): وَ أَمَّا قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «إِمّٰا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ اَلْكِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ كِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا»؟
قَالَ: إِنْ أَضْجَرَاكَ فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لاَتَنْهَرْهُمَا إِنْ ضَرَبَاكَ؛
قَالَ: «وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً كَرِيماً»؟
قَالَ: إِنْ ضَرَبَاكَ فَقُلْ لَهُمَا غَفَرَ اَللَّهُ لَكُمَا، فَذَلِكَ مِنْكَ قَوْلٌ كَرِيمٌ ».
[قَالَ «وَ اِخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ اَلذُّلِّ مِنَ اَلرَّحْمَةِ»؟
قَالَ: لاَتَمْلَأْ عَيْنَيْكَ مِنَ اَلنَّظَرِ إِلَيْهِمَا إِلَّا بِرَحْمَةٍ وَ رِقَّةٍ، وَ لَاتَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أَصْوَاتِهِمَا، وَ لَا يَدَكَ فَوْقَ أَيْدِيهِمَا، وَ لَا تَقَدَّمْ قُدَّامَهُمَا.]
🖊 شرح حدیث:
❓سؤال میشود از حضرت، احسانی که در این آیه فرموده است، چیست؟
✅ فرمودند: معاشرت نیکو داشته باشی با پدر و مادر، و نگذاری چیزی را که احتیاج دارند، از تو طلب کنند.
🍃 یعنی قبل از آن که آنها مجبور بشوند چیزی را که محتاجند از تو بخواهند، آن را در اختیار آنها بگذار.
حتّی اگر پدر و مادر مستغنی باشند، هر چه احتیاج دارند و در اختیار آنها نیست، در اختیارشان قرار بده!
🍃 این هم از مصادیق احسان در این آیهی شریفه است، و مصداق روشن انفاق ممّا تحبّون است.
❓سؤال شد از معنای آیه «امّا یبلغنّ عندک...»؟
✅ فرمودند: اگر با سؤالات پی در پیشان، با درخواستهای متوالیشان، با زحمات و تکلّفاتی که دارند، تو را خسته هم کردند، آه و ناله نکن!
🌱 افٍّ یعنی آه و ناله. علامت زجر، علامت خستگی به آنها نشان نده! آنها را از خود دور نکن!
❌ معلوم است که در حال عادی نباید پدر و مادر را دور کرد.
🛑 این، آن جایی است که از آنها عملی سر بزندکه تو را عصبانی کند، مثلاً تو را بزنند.
پدر، مادر گاهی عصبانی میشوند، چیزی به طرف تو پرتاب میکنند، حتّی در این صورت هم "لاتنهرهما"، بلکه سخن نیکو و کریمانه به آنها بگو!
چون اغلب شما جوان هستید و إنشاءالله از نعمت پدر و مادر برخوردارید، این حدیث را عرض کردیم در طلیعه احادیثی که روزهای بعد مطرح خواهیم کرد؛ چون این، مصداق اوضح و اتمّ رعایت روابط اجتماعی است، که از خانواده شروع میشود.
✅ اولی از همه هم پدر و مادر انسان هستند.
به هر حال، قدر پدر و مادر را باید دانست، از دعای مستجاب آنها دربارهی فرزند باید حداکثر استفاده را کرد، و این با محبّتِ بیشتر به آنها عملی میشود.
کسانی که پدر و مادر دارند، از این گنجینهی عظیم استفاده کنند، به آنها نیکی کنند که خیر عظیمی دارد.
🍃 خدای متعال با برّ به والدین و محبّت و احسان به پدر و مادر دنیا و آخرت را برای انسان مهیّا میسازد.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ صفحه ۶۱۹؛ فیض کاشانی
📆 ۴ مهر ۱۳۸۹ (جلسه ۳۶۲ مکاسب محرّمه)
جلسه ۲۶. فقه۶، مکاسب، شروط المتعاقدین؛ بيع الفضولي... في الإجازة. ج۳، ص ۴۰۶. و ثالثاً سلّمنا. ۲۷ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
12.28M
🌺 حدیث جلسه ۲۶: «عافیت، نعمت پنهانی»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الفقیه، وَ قَالَ اَلصَّادِقُ [جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ] (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): «اَلْعَافِيَةُ نِعْمَةٌ خَفِيَّةٌ؛ إِذَا وُجِدَتْ نُسِيَتْ، وَ إِذَا فُقِدَتْ ذُكِرَتْ».
🖊 شرح حدیث:
🌱 عافيت در مقابل بلاست، در مقابل ابتلاء است.
🍂 ابتلاء ممكن است ابتلاء مادّی باشد؛
حال، يا ابتلاء جسمى، يا ابتلاء فكرى و روحى، ترسها، غصّهها، تشويشها و نگرانیها، اينها ابتلائات مادّی است.
🍃 نقطه مقابل اينها عافيت است،
كه انسان اينها را نداشته باشد.
🍂 گاهى ابتلاء، ابتلاء معنوى است،
مثل دچارشدن به گناه، افتادن در فضای گناهآلود، اينها ابتلاء است.
🍃 عافيت كه نقطه مقابل اين ابتلاء است عبارت است از اينكه انسان گناه نكند، در محيط گناهآلود نباشد، دچار ضعفهاى گوناگون اخلاقى نشود.
🍃 در دعاى صحيفة سجّاديه دعائی است كه چندين طلب براى عافيت دارد:
"اللهم جلّلني عافيتك، ألبِسني عافيتك، اَفرِشني عافيتك".
[دعای ۲۳: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْبِسْنِي عَافِيَتَكَ، وَ جَلِّلْنِي عَافِيَتَكَ، وَ حَصِّنِّي بِعَافِيَتِكَ، وَ أَكْرِمْنِي بِعَافِيَتِكَ، وَ أَغْنِنِي بِعَافِيَتِكَ، وَ تَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَافِيَتِكَ، وَ هَبْ لِي عَافِيَتَكَ، وَ أَفْرِشْنِي عَافِيَتَكَ، وَ أَصْلِحْ لِي عَافِيَتَكَ، وَ لاَ تُفَرِّقْ بَيْنِي وَ بَيْنَ عَافِيَتِكَ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَافِنِي عَافِيَةً كَافِيَةً شَافِيَةً عَالِيَةً نَامِيَةً، عَافِيَةً تُوَلِّدُ فِي بَدَنِي اَلْعَافِيَةَ، عَافِيَةَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ...]
انسان از اين دعا میفهمد كه عافيت فقط عافيت جسمانى، مريضنبودن، فلجنبودن نیست، و آن عافيت معنوى هم عافيت است.
🍃 لذا در ادعيه میخوانیم: "اللهم اني اسئلك العافية، و الشكر على العافية، و تمام العافية في الدّنيا و الآخرة".
يا دعاى معروفی كه میخوانیم: "يا ولي العافية، اسئلك العافية، عافية الدنيا و الآخرة".
[...عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ: كُنْتُ مَعَهُ فِي اَلطَّوَافِ، فَلَمَّا صِرْنَا بِحِذَاءِ اَلرُّكْنِ اَلْيَمَانِيِّ، قَامَ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ، ثُمَّ قَالَ:
"يَا اَلله؛ يَا وَلِيَّ اَلْعَافِيَةِ، وَ خَالِقَ اَلْعَافِيَةِ، وَ رَازِقَ اَلْعَافِيَةِ، وَ اَلْمُنْعِمَ بِالْعَافِيَةِ، وَ اَلْمَنَّانَ بِالْعَافِيَةِ، وَ اَلْمُتَفَضِّلَ بِالْعَافِيَةِ عَلَيَّ وَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ؛ يَا رَحْمَانَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمَا، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اُرْزُقْنَا اَلْعَافِيَةَ، وَ دَوَامَ اَلْعَافِيَةِ، وَ تَمَامَ اَلْعَافِيَةِ، وَ شُكْرَ اَلْعَافِيَةِ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ؛ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ". (وسائل الشیعة)]
🍃 از عافيت آخرت چيزهايی است كه براى انسان موجب عافيت آخرت بشود، كه يكى عافيت از گناه است، عافيت از خلقيّات سوء است.
✅ به هر حال، عافيت يک معناى عامّی است كه بايد از خدا بخواهيم.
🍃 سپس حضرت مىفرمايد: اين عافيت يک نعمت پنهانی است، جزو نعمتهایی است كه انسان خيلى متوجّه به آن نمىشود.
عافيت هست، مورد فراموشى و غفلت است.
🌱 سالميد، از سلامت خودتان غفلت داريد!
🌱 در امنيت زندگى میكنيد، از اين معنا غفلت داريد!
🌱 مشغول عبادت و توجّه و دورى از گناه هستيد، انسان غفلت از اين عافيت دارد!
🍃 اين نعمت بزرگى كه خدا به انسان داده است، نعمت مخفى است.
وقتى از دست مىدهيم اين عافيت را، آن وقت بيادمان مىآيد.
وقتى انسان مريض میشود، میفهمد عافيت جسمانى چيست؟
بنابراين، عافيت از آن نعمتهایی است كه بايد به آن توجّه كرد، و شكر آن نعمت را كرد، و زيادى آن را از خدا خواست.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ جلد ۱، صفحه ۵۱۷؛ فیض کاشانی
📆 ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ (جلسه ۲۱۶ مکاسب محرّمه).
جلسه ۲۶. اصول۲، کفایة؛ ج۱، ص ۱۲۷. الأوامر... الإجزاء... تذنیبان. ۲۷ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
10.68M
🎙جلسه ۲۶. اصول۲، کفایةالأصول؛
المقصد الأول: في الأوامر... الفصل الثالث: في الإجزاء
ج۱، ص ۱۲۷؛ تذنیبان
📆 دوشنبه؛ ۲۷ فروردین ۱۴۰۳
#کفایة_الأصول
#اصول۲
🌺 حدیث جلسه ۲۶: «ارزش فوقالعاده برّ به والدین»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي [عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ اَلْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ:] قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ):
«مَا يَمْنَعُ اَلرَّجُلَ مِنْكُمْ أَنْ يَبَرَّ وَالِدَيْهِ حَيَّيْنِ وَ مَيِّتَيْنِ؛ يُصَلِّيَ عَنْهُمَا، وَ يَتَصَدَّقَ عَنْهُمَا، وَ يَحُجَّ عَنْهُمَا، وَ يَصُومَ عَنْهُمَا؛ فَيَكُونَ اَلَّذِي صَنَعَ لَهُمَا وَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ، فَيَزِيدَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِبِرِّهِ وَ صِلَتِهِ خَيْراً كَثِيراً».
🖊 شرح حدیث:
🍃 معلوم میشود برّ به والدین مخصوص دوران حیات آنها نیست، بلکه پس از وفات آنها هم برّ به والدین لازم است.
🍃 حجّ و صوم اعمّ است از حجّ یا صومی که قضائاً بهجا میآورد، یا حجّ مستحبّی، عمره مستحبّی، و روزهی مستحبّی برای والدین بهجا بیاورد.
🍃 بعد فرمودند: این کاری که انجام میدهد، این را خدای متعال در حساب آنها مینویسد، برای آنها قرار میدهد.
برای خود این شخص هم که این کار را انجام داده است، مثل همین را مینویسد.
🍃 خدای متعال با این برّ و با این صلۀ رحمی که او انجام میدهد، خیر کثیری را برای او مقرّر میفرماید.
✅ به نظر من اگر بخواهیم با آنچه وظیفۀ ماست در قبال پدر و مادرها آشنا شویم، دعای بیست و چهارم صحیفۀ سجادیه «و کان من دعائه لوالدیه...» بسیار دعای خوبی است.
آنجا حضرت صلوات خدا را برای والدینش طلب میکند.
و چیزهای زیادی در آنجا دارد که انسان میفهمد چه حقوقی آنها دارند، و انسان چه وظایفی را زمان حیات شان و چه وظایفی بعد از مرگشان نسبت به آنها دارد.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ صفحه ۶۲۰؛ فیض کاشانی
📆 ۵ مهر ۱۳۸۹ (جلسه ۳۶۳ مکاسب محرّمه)
جلسه ۲۷. فقه۶، مکاسب، شروط المتعاقدین؛ بيع الفضولي... في الإجازة. ج۳، ص ۴۰۷. و الحاصل. ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
8.73M
🌺 حدیث جلسه ۲۷: «سجده شكر»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي، [عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ: «إِذَا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اَللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى اَلتُّرَابِ شُكْراً لله،
فَإِنْ كَانَ رَاكِباً فَلْيَنْزِلْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى اَلتُّرَابِ،
وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ يَقْدِرُ عَلَى اَلنُّزُولِ لِلشُّهْرَةِ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى قَرَبُوسِهِ،
وَ إِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى كَفِّهِ، ثُمَّ لْيَحْمَدِ اَللهَ عَلَى مَا أَنْعَمَ عَلَيْهِ».
🖊 شرح حدیث:
🍃 سجده شكر هنگام به خاطر آوردن نعمتهای الهى براى اين است كه دچار غفلت و غرور نشويم.
🍂 گاهى انسان از بعضى از نعمتها بكلّی غافل است؛ مثل نعمت سلامت، نعمت امنيت.
تا وقتى كه اينها را دارد غافل است، وقتى آنرا از دست داد میفهمد چه نعمتى در اختيار داشته است.
🍂 و گاهى به نعمتها توجّه مىكند، امّا از منعم غافل میشود، آنرا به خود نسبت میدهد!
فرض بفرمائيد يک موفقيّتی در زندگى حاصل مىكند، مىفهمد كه اين نعمتى است، پديده بزرگى است، امّا توجّه نمىكند كه اين را خداى متعالى به او داده، منعم حقيقی را فراموش مىكند، به زرنگی خود، به توانايیهاى خود تكيه مىكند.
❌ اين، خطر بزرگى است.
✅ براى اينكه اين معنا پيش نيايد، به شكر از خدا تأكيد زيادی شده است.
🍃 مىفرمايد: وقتى يكى از شما نعمتى را به ياد آورد، گونه خود را بر خاک بگذارد و بگويد: شكراً لله.
🌱 فرض بفرماييد شما در مسائل شخصى يا اجتماعى توفيقی بدست مىآوريد، مثلاً يک پيروزى در ميدان جنگ، يا در صحنه سياست برايتان پيش مىآيد، وقتى توجّه كرديد به اين نعمت، گونۀ خودتان را به خاک بگذاريد!
سجده كنيد!
يعنى مجسّم كنيد كه اين نعمت از خداست.
🌱 اگر انسان در حال سواره اين نعمت را به ياد آورد فوراً از مركب خود پياده شود، فليضع خدّه علي التراب شكراً لله.
🌱 و اگر سجده در برابر چشم مردم موجب شهرت است، و يا خوف ريا است، فليضع خدّه علی قربوسه
🌱 قربوس: برآمدگي جلوى زين
همانجا روى اسب يا روى فرمان ماشين صورتت را به حالت سجده بگذار!
توجّه كن به اينكه خداى متعال اين نعمت را به تو داده است.
🌱 اگر اين هم به جهتی ممكن نيست، گونه خود را، يا پیشانى خود را روى دستت بگذار!
بديل سجده اختياری، سجده اضطراری انجام بده!
🍃 بنابراين، آنچه از موفّقيت ها چه شخصى، چه عمومى و اجتماعی،
چه درونى مانند علم، تقوا، توجّه و تذكر،
چه بيرونی مثل مقام، پول و ... به دست میآید،
بدانيم لطف خداست و متعلق به اوست، چنانچه خود ما متعلق به او هستيم، اين نعمت هم از ناحيه اوست،
توجّه به نعمتهای الهی بايد دل را به خداى متعالى نزديک تر كند،
نه اينكه موجب غفلت و دورى دل از خدا بشود.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ جلد ۱، صفحه ۵۱۷؛ فیض کاشانی
📆 ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ (جلسه ۲۱۷ مکاسب محرّمه).
جلسه ۲۷. اصول۲، کفایة؛ ج۱، ص ۱۲۹. فصل في مقدّمة الواجب. ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
10.73M
🎙جلسه ۲۷. اصول۲، کفایةالأصول؛
المقصد الأول: في الأوامر...فصل: في مقدّمة الواجب
ج۱، ص ۱۲۹؛ فصل: في مقدّمة الواجب
📆 سهشنبه؛ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳
#کفایة_الأصول
#اصول۲
🌺 حدیث جلسه ۲۷: «برّ و نیکی به والدین حتی بعد از مرگ آنها»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي [اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ:
«إِنَّ اَلْعَبْدَ لَيَكُونُ بَارّاً بِوَالِدَيْهِ فِي حَيَاتِهِمَا، ثُمَّ يَمُوتَانِ فَلاَيَقْضِي عَنْهُمَا دُيُونَهُمَا، وَ لاَيَسْتَغْفِرُ لَهُمَا، فَيَكْتُبُهُ اَللَّهُ عَاقّاً؛
وَ إِنَّهُ لَيَكُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِي حَيَاتِهِمَا غَيْرَ بَارٍّ بِهِمَا، فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَيْنَهُمَا وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمَا، فَيَكْتُبُهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّاً».
🖊 شرح حدیث:
🍃 گاهی برّ به والدین در زمان حیاتشان، شیوهی فرزند است. به آنها محبّت میکند. امّا پس از مرگ، هیچ یادی از آنها نمیکند!
دِینی دارند، ادا نمیکند، برایشان استغفار نمیکند.
🌱 دِین اعمّ است از دیون الهی و دیون مردمی.
🍂 با اینکه در دورهی حیات والدین، بارّ به والدین بوده است، امّا حال که از دنیا رفتهاند، به کلّی به طاق نسیان میگذارد.
◀️ فرمود: خداوند متعال این شخص را عاقّ والدین مینویسد.
🌱 عاقّ یعنی دورکردن و طردکردن.
با اينکه در زندگیشان خوب با آنها رفتار کرده است، امّا بعد از مرگ به کلی آنها را از یاد میبرد.
🍃 عکسش هم هست؛ شخصی ممکن است در زمان زندگی پدر و مادر، اعتنایی به آنها ندارد، اهمیتی نمیدهد، حرفشان را گوش نمیکند، نیکی و احسان به آنها نمیکند، امّا بعد از مرگ آنها به خود میآید، شروع میکند جبران کردن، این شخص بارّ به والدین میشود.
❌ این موجب نشود کسانی که پدر و مادر دارند، بگویند ما حالا به آنها نیکی نکنیم، بعد که مردند، به آنها نیکی کنیم!
این توفیق، نصیب همه نمیشود که بعد از مرگ والدین، در حالی که دوران حیاتشان به آنها بیاعتنایی کردند، سراغشان بروند.
این توفیقی است که خیلی کم به دست میآید.
✅ در این روایت توجّه به این است که فقط دوران زندگی نیست، که برّ به والدین واجب و لازم است، بلکه بعد از مرگشان هم توجّه به آنها لازم است؛
چون در دوران حیات، آنها فرصتی دارند برای خودشان یک کاری بکنند، بالاخره زندهاند، امّا بعد از آن که از این نشئه رفتند، دیگر از دست آنها هیچ کاری برنمیآید، انقطع عمله، اینجاست که شما باید کمکشان بکنید.
اینجاست که اگر کمبودی، مشکلی دارد، انجام بدهید.
🍃 در دعای شریف بیست و چهارم از صحیفه سجادیه که دیروز اشاره کردیم، از جملهی چیزهایی که جزو وظایف فرزند نسبت به پدر و مادر معیّن میفرماید، "الدعاء لهما بعد از صلوات" است. انسان بعد از هر نمازی به والدین دعا کند.
✅ این را هرگز فراموش نکنید!
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ صفحه ۶۲۱؛ فیض کاشانی
📆 ۶ مهر ۱۳۸۹ (جلسه ۳۶۴ مکاسب محرّمه)
جلسه ۲۸. فقه۶، مکاسب، شروط المتعاقدین؛ بيع الفضولي... في الإجازة. ج۳، ص ۴۰۹. نعم، صحيحة أبي عبيدة. ۲۹ فروردین ۱۴۰۳.mp3
12.17M
🌺 حدیث جلسه ۲۸: «وقت فراغت برای عبادت»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي، [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ:
«فِي اَلتَّوْرَاةِ مَكْتُوبٌ: يَا اِبْنَ آدَمَ! تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِي، أَمْلَأْ قَلْبَكَ غِنًى، وَ لا أَكِلْكَ إِلَى طَلَبِكَ، وَ عَلَيَّ أَنْ أَسُدَّ فَاقَتَكَ، وَ أَمْلَأَ قَلْبَكَ خَوْفاً مِنِّي؛
وَ إِنْ لاَ تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِي أَمْلَأْ قَلْبَكَ شُغُلاً بِالدُّنْيَا، ثُمَّ لاَ أَسُدَّ فَاقَتَكَ، وَ أَكِلْكَ إِلَى طَلَبِكَ».
🖊 شرح حدیث:
🍃 يكى از مجموعههاى كلمات ائمه (عليهمالسّلام) كه خيلى هم پر مغز و پر معناست، كلماتی است كه از تورات يا انجيل نقل مىكنند، كه شايد اينها در تورات و انجيل كنونی هم نباشد، لكن نشاندهنده احاطه علمى اين بزرگواران به كتب آسمانى است.
🍃 فرمود: در تورات اينطور مكتوب است: خودت را متفرّغ براى عبادت كن!
❌ «تفرّغ لعبادتي» به اين معنا نيست كه همه كارهاى ديگر را كنار بگذار، بلاشک اين نيست؛
چون تعاليم دينى را با هم و در كنار هم بايد ديد،
نمیخواهد بگويد كسب نكن! تحصيل علم نكن!
به امور خانوادگى و تربيت فرزندان و مسائل زناشوئی نپرداز! فقط عبادت كن!
بلاشك اين نيست، و اين را هرگز توصيه نكردند.
🍃 پس «تفرّغ لعبادتي» يعنى وقت فراغتی هم براى عبادت بگذار!
زمانى را از شبانهروز خود براى عبادت انتخاب كن!
چيز ديگرى را در اين زمان با عبادت مخلوط نكن!
🍂 ما گاهى نماز میخوانیم، در حال نماز مشغول محاسبات دنيايی يا علمى هستيم، اين درست نيست.
نمازت نماز باشد،
✅ سحر براى "تفرّغ للعبادة" است.
اين كه اينقدر به سحرخيزی و عبادت نيمهشب تكيه شده است، چون آن وقت انسان فارغ است.
پس وقتى كه برای عبادت معيّن میكنی وقت فارغی باشد، اين كار را بكن تا اينكه من دل تو را از غِنی و بینیازی سرشار كنم.
🍃 دل وقتى بینیاز شد، جيب خالى، انسان را فقير و محتاج نمىكند.
🍂 اگر دل فقير و گدا شد، جيبِ پر هم انسان را غنى نمىكند.
🍃 مىگويد: دلت را پر میكنم، سرشار میكنم از غِنی، و تو را موكول به طلبت نمیكنم، تا روزىِ تو به قدر طلب تو باشد.
هر مقدار تلاش كنی، همانقدر روزى بدست بياوری، اگر از تلاشت كاسته شد، روزيت كم بشود.
🌱 اگر تفرّغ در عبادت من داشتی، روزى تو را به راحتى میرسانم.
🍃 و عليَّ أن أسدّ فاقتك،
بر عهده من است كه فاقت تو، فقر و نياز تو را برطرف كنم،
و دل تو را از خوف و خشيت خود سرشار كنم.
كه اين بزرگترين امتياز است كه قلب انسان سرشار از خشيت عظمت الهى باشد.
❌ چنانچه فراغ براى عبادت بدست نياوری، نتيجهاش اين میشود:
🍂 دل تو را از اشتغال به دنيا پر میكنم!
وقتی انسان عبادتش را هم به تفكّر درباره مسائل مادّی و دنيوی و شخصى و هوسها و آلودگیها آلوده كرد، نتيجهاش اين است كه دل انسان بيشتر طالب دنيا و مشغول به دنيا مىشود.
🍃 خاصيت و طبيعت كار ما اين است كه هر چه در جهت خير و صلاح حركت كنيم، آمادگى ما براى حركت در اين راه بيشتر خواهد شد، عكسش هم همينطور است.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ جلد ۱، صفحه ۵۱۸؛ فیض کاشانی
📆 ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ (جلسه ۲۱۸ مکاسب محرّمه).
جلسه ۲٨. اصول۲، کفایة؛ ج۱، ص ۱۳۰. مقدّمة الواجب... الأمر الثاني تقسیمات المقدمة. ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
6.11M
🎙جلسه ۲۸. اصول۲، کفایةالأصول؛
المقصد الأول: في الأوامر...فصل: في مقدّمة الواجب
ج۱، ص ۱۳۰؛ الأمر الثاني: انّه ربما تقسّم المقدمة إلى تقسیمات
📆 چهارشنبه؛ ۲۹ فروردین ۱۴۰۳
#کفایة_الأصول
#اصول۲
🌺 حدیث جلسه ۲۸: «نیکی به مادر و بعد به پدر»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ:]
«جَاءَ رَجُلٌ إِلَى اَلنَّبِيِّ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اَللَّهِ! مَنْ أَبَرُّ؟
قَالَ: أُمَّكَ؛
قَالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قَالَ: أُمَّكَ؛
قَالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قَالَ: أُمَّكَ؟
قَالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قَالَ: أَبَاكَ».
🖊 شرح حدیث:
❓از نبیّ مکرّم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) سؤال شد: چه کسی اولویت دارد به او نیکی و محبّت کنم؟
🍃 فرمود: مادرت؛
یعنی از همهی افراد، اولی برای اینکه انسان به او نیکی کند، مادر است.
🍃 این روایت، صحیحه است.
❓سؤال شد: بعد از مادر چه کسی اولویت دارد که به او نیکی کنم؟
حضرت فرمودند: مادرت.
❓سائل برای سومین بار پرسید: بعد از مادر، چه کسی؟ باز فرمودند: مادرت؛
🍃 یعنی سه مرتبه حضرت فرمود: مادر.
❓سائل از سؤال دست نکشید، مجدّداً سؤال کرد: بعد از مادر به چه کسی نیکی کنم؟
🍃 مرتبهی چهارم فرمودند: پدرت.
🍃 ما در بعضی از مباحث قبلی، در بحث قصاص و برخی مباحث فقهی، اولویت مادر نسبت به پدر را در بعضی از احکام، که تصریح به اسم مادر نیست، از همین روایت استفاده کردیم.
🍃 از مناسبات حکم و موضوع و قرائن خارجی از قبیل همین روایت انسان میفهمد که مادر هم در آن احکام ملحق به پدر است.
پدر خصوصیتی ندارد، بلکه اولای از پدر است.
❇️ به حسب طبیعت قضایا هم معلوم است:
1⃣ اوّلاً: مادر زحمت بیشتری برای فرزند میکشد، زحمتی که مادر در دورانهای مختلف ولادت و شکلگیری وجود فرزند میکشد، قابل مقایسه با پدر نیست.
هم زحمت جسمانی،
هم زحمت تربیت روحی، انتقال مفاهیم و انتقال اخلاق به فرزند، در آن اوایل کودکی تأثیرپذیری کودک از تربیت های مختلف، چند برابر دوران بعد است.
در این دوران مادر با این فرزند مواجه است.
پس اوّلاً: به خاطر زحمات او که قابل مقایسهی با هیچ کس دیگر نیست.
2⃣ ثانیاً: از جهت اینکه مادر، زن است، و عواطف او، عواطف رقیقی است.
انسان در مراودات خود با افراد گوناگون، نوع رابطهی خود و نوع برخورد خود و رفتار خود را معمولاً با نوع روحیات آنها تطبیق میدهد؛ یعنی اگر طرف شما شخص سرد خشک خشنی است، چون طبیعتش طبیعت خشنی است، خودتان را موظّف نمیدانید که با ملاطفت با او برخورد کنید، رفاقت و صداقت به خرج میدهید.
امّا کسی که روحش لطیف است، طبعاً انسان با او به گونهی دیگری برخورد و مراوده میکند.
مادر چون زن است و آن لطافت روحی زنانه و حساسیت و رقّت زنانه در او وجود دارد، طبعاً مراعات او بیشتر لازم است.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ صفحه ۶۲۰؛ فیض کاشانی
📆 ۱۱ مهر ۱۳۸۹ (جلسه ۳۶۵ مکاسب محرّمه)
6⃣3⃣ جلسه سی و ششم
📚 رساله نماز و روزه (مقام معظّم رهبری (حفظهالله))
❇️ مسأله ۵۲۶ تا ۵۵۷ (نماز مسافر، مواردی که سفر را قطع میکند: ۱. عبور از وطن)
هدایت شده از حوزه مجازی اخلاق آیت الله حق شناس (ره)
جلسه ۳۶. نماز، نماز مسافر (مسأله ۵۲۶ تا ۵۵۷ رساله نماز و روزه). ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ .mp3
11.67M
🔈 استاد:حجت الاسلام #اصغری
#احکام_نماز
📆 جلسه سیوششم
🔹حوزه مجازی اخلاق
آیت الله حق شناس ره
🔹 @hhaghshenasmajazi
👇👇👇👇👇👇👇👇
🌺 حدیث جلسه ۳۶: "نماز تحیّت مسجد"
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 قَالَ أَبُوذَرٍّ (رَضِيَ اَللهُ عَنْهُ): وَ دَخَلْتُ يَوْماً عَلَى رَسُولِ اَللهِ (صَلَّى اَللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ هُوَ فِي اَلْمَسْجِدِ جَالِسٌ وَحْدَهُ، فَاغْتَنَمْتُ خَلْوَتَهُ،
فَقَالَ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): يَا أَبَاذَرٍّ؛ «إِنَّ لِلْمَسْجِدِ تَحِيَّةً»
قُلْتُ: وَ مَا تَحِيَّتُهُ، يَا رَسُولَ اَلله؟!
قَالَ: «رَكْعَتَانِ تَرْكَعُهُمَا»،
ثُمَّ اِلْتَفَتُّ إِلَيْهِ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اَلله؛ أَمَرْتَنِي بِالصَّلاَةِ، فَمَا اَلصَّلاَةُ؟
قَالَ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): «اَلصَّلاَةُ خَيْرُ مَوْضُوعٍ؛ فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ، وَ مَنْ شَاءَ أَكْثَرَ»
🖊 شرح حدیث:
✳️ ابوذر (رحمةاللهعليه) مىگويد: روزى پيامبر اكرم (صلّىاللهعليهوآله) را در مسجد تنها ديدم،
گفتم بروم نزد حضرت و چيزى بپرسم.
وقتى طرف حضرت رفتم، حضرت فرمودند:
◀️ وارد مسجد شدی، مسجد يک تحيّتی دارد، درودی بايد فرستاد، به مسجد سلامی بايد كرد.
❓عرض كردم: چگونه به مسجد سلام كنم؟
✅ فرمود: سلام مسجد به اين است كه دو ركعت نماز در آن بخوانی.
🍃 مرحوم آقای حكيم در مسجد طوسى ـكه قبر شيخ طوسى (رحمهالله) در همان مدخل مسجد از طرف صحن مسجد است كه ايشان هم از آنجا براى درس وارد میشدند وقتی وارد میشدند، با اينكه طلبهها نشسته و منتظر درس بودند، ايشان همان دمِ درب، دو ركعت نماز كنار قبر شيخ طوسى (رحمهالله) میخواندند، بعد به طرف درس میرفتند.
ابوذر مىگويد نماز را خواندم،
و رو به حضرت كردم و پرسيدم:
❓اين نماز كه شما اين قدر بر آن تكيه میكنيد چيست؟
✅ فرمودند: بهترين چيزى كه برای بندگان خدا وضع شده، نماز است.
كسى میخواهد كمتر میخواند، كسى بيشتر میخواند، به هر حال، بهترين چيز نماز است.
❇️ من مكرّر عرض كردهام يكى از نِعَم بزرگ الهى بر ما اين است كه ما را وادار و مجبور كرده است كه هر شبانهروزى ۵ نوبت حتماً نماز بخوانيم، خيلى نعمت بزرگى است.
🛑 اگر اين را واجب نمیكرد، و به عهده خود ما میگذاشت، نمىخوانديم، و اين نخواندن موجب غفلت و بُعد ما از خدا میشد.
🍀 اين امضاء خواستن، و به قول اداری ها كارت زدن سر وقت، موجب شده است كه آن حداقل ذكر و توجه در هر انسان اهل نمازی وجود داشته باشد.
🍃 بيشترش به عُهده خود اوست، نماز را بيشتر و بهتر بخواند، نوافل را بخواند، امّا اگر هيچكدام از اينها هم نباشد، نفس اينكه ما مجبوريم شبانهروزى حداقل ۵ نوبت اين كارت را بزنيم، اين امضا را بكنيم، اين نعمت بزرگى است كه خداى متعال نصيب ما كرده است.
❇️ اگر انسان نماز را با توجه، و در اوّل وقت بخواند، خودِ اين براى تعالى و تكامل روحى انسان كافى است.
🛑 ما اگر از نماز استفاده نمیکنیم به خاطر اين است كه آن توجه لازم را در حال نماز نداريم،
❇️ و الّا نمازهاى پنجگانه اگر با توجّه و حضور قلب، در وقت خوانده شود، میتواند انسان را به تعالى برساند.
📚 مكارم الأخلاق؛ صفحه ۴۷۲؛ حسن بن فضل طبرسی
📆 ۲۵ دی ۱۳۸۵ (جلسه ۱۴۷ مکاسب محرّمه)
جلسه ۲۹. فقه۶، مکاسب، شروط المتعاقدین؛ بيع الفضولي... في الإجازة. ج۳، ص ۴۱۰. و أما الثمرة بين الكشف . ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ .mp3
12.6M
🌺 حدیث جلسه ۲۹: «محبوب ترینِ اعمال، مداومت بر عمل خیر»
📜 روایت ابتدای درس خارج مقام معظّم رهبری (حفظه الله)
🌕 في الكافي، [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْه اَلسَّلاَمُ) قَالَ: «أَحَبُّ اَلْأَعْمَالِ إِلَى اَللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا دَاوَمَ عَلَيْهِ اَلْعَبْدُ، وَ إِنْ قَلَّ».
🖊 شرح حدیث:
🍃 در اين حديث بر روى عنصر مداومت تكيه شده است.
چون گاهى براى انسان يک حالت شوق و رغبتی به عمل خير، به عبادت پيش مىآيد، لكن در لابهلاى امواج حوادث گوناگون زندگى و مسائل روزمرّه و واردات نفسانى و شهوات، فراموش میشود.
🍃 آنچه مطلوب است، اين است كه انسان بر آن عمل نيک مداومت بورزد،
حالاتِ خوب انسان گاه به گاه مثل جرقّهای برقی مىزند، بعد كه خاموش شد، انسان در ظلمات باقى میماند!
لذا توصيه مىكنند كه: نگذاريد اين برق خاموش بشود، اين را هميشه در وجودتان روشن نگه بداريد!
🌱 فرض بفرماييد يک نفر با شوق و ذوق وضو میگيرد، نماز نافله مىخواند، دعا مىكند، تضرّع مىكند، بعد تا مدتى نماز و دعا را كنار میگذارد!
در اين شخص، آن اثرى كه در روح و قلب انسان بر اثر آن بايد حاصل شود، حاصل نمىشود.
✅ اگر عمل نيک استمرار نداشته باشد، آن نورانيّت باقى نخواهد ماند.
لكن اگر نگذارد اين لامپ روشن در قلب و جانش خاموش بشود، مايه بركت هم خواهد شد.
وجود اين حالت خوب منشاء جذب حالات خوب ديگرى براى انسان خواهد شد.
🍃 لذا مىفرمايد: آنچیزی كه بنده خدا بر آن مداومت كند، "و اِن قلّ"، اگرچه كم باشد، نزد پروردگار محبوبتر از عمل خيری است كه مقطعی و نامستمرّ است.
📚 الشّافی (تلخیص کتب اربعه)؛ جلد ۱، صفحه ۵۲۰؛ فیض کاشانی
📆 ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ (جلسه ۲۱۹ مکاسب محرّمه).