eitaa logo
دکتر احسان (محمد مهدی رضائی)
526 دنبال‌کننده
369 عکس
340 ویدیو
162 فایل
طلبه حوزه علمیه دکترای زبان و ادبیات عربی - دانشگاه تهران کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی - دانشگاه تهران @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">mahdirz@gmail.com مدرس دانشگاه @mazaheb.ac.ir" rel="nofollow" target="_blank">m.rezaee@mazaheb.ac.ir مترجم رسمی قوه قضائیه @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">1378translator@gmail.com ناشر @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">qadah110@gmail.com مدیر کانال: mahdirz1980@
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پرویزن
سیر شادی و غم در قصاید پیش از مغول.pdf
حجم: 522.9K
مقاله‌ی "سیر توجه به موضوع‌ها و مناسبت‌های شاد و غم‌انگیز، در سرودن قصاید فارسی تا آغاز قرن هفتم"، مجله‌ی شعرپژوهی دانشگاه شیراز، ۱۳۹۹. @mmparvizan
حديقة المتنبي.pdf
حجم: 5.1M
حديقة أهم وأشهر قصائد المتنبي، وشرحها، وتحليل شخصيته من خلال قصائده @dr_ehsan1980
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
أصول الخلاف بين و 1. الصراع علی زعامة الشعر. 2. الزهاوي كان نصيرا ومبشّرا بالاحتلال الانکليزي للعراق؛ في حين کان الرصافي مخلصا للحکم العثماني حتی بعد زوال دولته. وللزهاوي أشعار کثيرة في مدح الانکليز. @dr_ehsan1980
23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هل عاجزة عن مواكبة العلوم الحديثة؟ كم عدد المفردات في اللغة العربية؟! 🤔 @dr_ehsan1980
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیار مرتبط با بخشی از درس: از دویست سال گذشته تا کنون، یکی از عناصر تحقیر شده در کشورهای هدف، آنها بوده است. نقش و جایگاه @dr_ehsan1980
حُطَيْـئة ، شاعر هجو و واقعیت تلخ (قربانیِ رفتارِ مادر) جَرْوَل بن اَوس بن مالک عبسی، ملقب به «حُطَیئَه»، یکی از بزرگ‌ترین و در عین حال بدنام‌ترین شاعران مُخَضرم است که بخش عمده‌ای از عمر خود را در جاهلیت گذراند و دوران اسلامی را نیز تا خلافت معاویه درک کرد. او را به دلیل کوتاهی قد و ظاهر ناخوشایندش «حُطَیئه» (به معنای کوتاه و نزدیک به زمین) لقب دادند (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۷). اما آنچه نام او را در تاریخ ادبیات عرب جاودانه ساخت، نه ظاهرش، که زبان برندۀ او در هِجاء بود؛ هجوی که نه تنها دشمنان، بلکه نزدیکان و حتی خود شاعر و حتی مادرش را نیز در امان نمی‌گذاشت. در شعر او، محصول همان دردهایی است که در تمام طول زندگی با او همراه بود؛ زندگی حطیئه از ابتدا با سه داغ بزرگ همراه بود که شخصیت و شعر او را شکل داد: نسب نامشخص، فقر شدید و چهره‌ای ناخوشایند. او فرزند کنیزی به نام «الضراء» بود و بر سر اینکه پدرش اوس بن مالک عبسی است یا مردی دیگر، همواره شک و تردید وجود داشت (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۷). حطیئه در شعرش به این سردرگمی اشاره کرده و از مادرش می‌پرسد که پدر واقعی او کیست، اما پاسخ روشنی دریافت نمی‌کند (به نقل از الأصفهانی، در قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۹). این ، او را بر آن داشت تا برای خود «نَسَبی» نوین از جنس شعر و کلام بسازد. او که از شرافت خانوادگی محروم بود، دریافت که کلمه، قدرتمندترین سلاح برای کسب احترام و ترس در جامعه است. حطیئه این هنر را به کمال رساند و آن را به ابزاری برای امرار معاش و انتقام بدل کرد. هجویات او چنان ویرانگر بود که بزرگان قبایل برای خریدن سکوت او و در امان ماندن از زبانش، به او مال فراوان می‌بخشیدند. مشهورترین داستانش، ماجرای هجو کوبنده‌اش علیه «زبرقان بن بدر»، یکی از اشراف بنی‌تمیم است. پس از آنکه زبرقان، حطیئه را پناه داد اما آن‌گونه که انتظار داشت به او رسیدگی نکرد. حطیئه با قصیده‌ای ویرانگر او را هجو کرد و در بیتی مشهور گفت: دَعِ المَكارِمَ لا تَرحَل لِبُغيَتِها وَاقعُد فَإِنَّكَ أَنتَ الطاعِمُ الكاسي (بزرگواری‌ها را رها کن و برای طلب آن کوچ مکن / بنشین که تو همین خورنده و پوشنده‌ای) این بیت، که نهایت تحقیر یک مرد عرب بود (تو اهل کسب افتخار نیستی و تنها به خوردن و پوشیدن بسنده کرده‌ای، نه به خوراندن و پوشاندن)، زبرقان را به خشم آورد و او را به نزد خلیفه، عمر بن خطاب، کشاند. عمر پس از مشورت با حسّان بن ثابت که تأیید کرد این بیت از هجو هم بدتر است، دستور به زندانی کردن حطیئه داد (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۱). حطیئه سرانجام از درون زندان با سرودن قطعه‌ای سوزناک در وصف حال فرزندان گرسنه‌اش، دل خلیفه را به رحم آورد و گفت: ماذا تَقولُ لِأَفراخٍ بِذي مَرَخٍ زُغبِ الحَواصِلِ لا ماءٌ وَلا شَجَرُ أَلقَيتَ كاسِبَهُم في قَعرِ مُظلِمَةٍ فَاغفِر عَلَيكَ سَلامُ اللَهِ يا عُمَرُ (به جوجه‌هایی که در سرزمین «ذی مَرَخ»‌اند چه خواهی گفت؟ / جوجه‌هایی با چینه‌دان‌های کرک‌دار که نه آبی دارند و نه درختی؛ نان‌آورشان را در قعر زندانی تاریک افکندی / پس مرا ببخش، درود خدا بر تو باد ای عمر!) عمر پس از شنیدن این ابیات گریست و او را آزاد کرد و به روایتی، اَعراض (آبروی) مسلمانان را به سه هزار درهم از او خرید تا دیگر کسی را هجو نکند (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۱). هجو هجو او علیه مادرش، عمق زخم و نفرتی را نشان می‌دهد که از بحران هویت و نسب نامشخص او سرچشمه می‌گرفت. حطیئه مادرش را مسئول اصلی سردرگمی در نسب و تمام حقارت‌های ناشی از آن می‌دانست. الضَرّاء کنیزی بود که به افراد مختلفی تعلق داشت و همین امر، پدر واقعی حطیئه را در هاله‌ای از ابهام فرو برده بود (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۷). هجو مادر، فریاد خشمی است که از یک عمر تحقیر و سرگردانی برمی‌آید. شاعر، مادرش را نه به عنوان یک شخص، بلکه به عنوان نماد تمام بدبختی‌های خود می‌بیند و با زبانی بی‌رحمانه، آرزوی نابودی او را می‌کند. رابطۀ حطیئه با نیز سطحی بود. به گفتۀ ابن قتیبه (در الشعر و الشعراء)، او از روی میل قلبی اسلام نیاورد و همواره «رقیق‌الدین» (سست‌ایمان) باقی ماند (به نقل از قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۸). شعر او برخلاف شاعرانی چون حَسّان، تأثیر چندانی از مفاهیم و جهان‌بینی اسلامی نپذیرفت. با این حال، قدرت شعری او مورد اتفاق نظر همگان است. ابن سلاّم الجُمَحی او را در طبقۀ دوم شاعران، هم‌ردیف کعب بن زهیر، قرار می‌دهد و ابوالفرج اصفهانی او را از «فحول الشعراء» و مسلط بر تمام فنون شعری می‌داند (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۲-۱۳). شخصیت حطیئه، محصول شرایط سخت زندگی‌اش بود؛ مردی که از تمام پایگاه‌های شرافت جاهلی محروم بود و تنها با تکیه بر نبوغ شعری خود توانست جایگاهی هراس‌انگیز برای خویش دست‌وپا کند. @dr_ehsan1980
18th-issue-ALA-Mag.pdf
حجم: 33.6M
صدر العدد الجديد من مجلّة مَجمَع اللغة العربيّة بالشارقة، العدد الثامن عشر / أكتوبر 2025 🆔@arabickotobjadid 🌹🌺🌹🌺🌹🌺
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی‌تمدن‌ها، را یا می‌خرند یا می‌دزدند و یا جعل می‌کنند... لعنت به تو که آن را به بی‌تمدن‌ها هدیه دادی! باید نماد منشور را می‌دادی، نه اصلِ آن را! بهانه‌ی محفوظ ماندن آن پذیرفته نیست؛ تو با ثروت و قدرتی که داشتی، می‌توانستی بهترین شرایط را در داخل، برای حفظ آن فراهم کنی! یکی از راه‌های به رخ کشیدن است. در ادبیات تطبیقی هر ملتی می‌خواهد به دنیا یادآوری کند که ادیب یا هنرمند شما، فلان مضمون را از فلان ادیب یا هنرمند ما برداشت کرده است! اصل پیدایش برای یافتن تاثیرگذاری‌ها و تاثیرپذیری هاست؛ گویی مسابقه‌ی اثباتِ قدمتِ تاریخی با زبان ادبیات و هنر است؛ پس نباید در ادبیات تطبیقی تنها به دنبال یافتن شباهت‌ها باشیم. با بخشی از و شرقی را به رخ می‌کشیم. دانشجوی ادبیات باید بداند که چرا درس و دوره‌های گوناگون ادبیات را می‌خواند. علاوه بر یادگیری زبان و ادبیات، باید به این درس، نگاه تمدنی داشت! بخشی از تمدن و دیگر مسلمانان است! ، یکی از کلان موضوع‌های مهم پژوهشی در رشته‌های علوم انسانی است. @dr_ehsan1980
Mehdi Moghaddam @RozMusic.comگنجشک ناز و زیبا-مهدی مقدم.mp3
زمان: حجم: 9.4M
در ادبیات در دوران جنگ تحمیلی ۸ ساله، سرودهایی تولید میشد برای همدردی، دلداری و آرامش‌بخشی به فرزندان و خانواده‌های . از جمله ترانه «گنجشک ناز و زیبا» که با صدای معصومانه دو پسربچه پخش می‌شد و ورد زبان کودکان دهه شصتی بود. یک نمونه دیگر سرودهای «بچه‌های آباده» بود که در آن سالها طرفدارهای زیادی داشت. البته نمی‌دانم که آیا این سرودها برای خانواده‌های شهدا واقعا تسلی‌بخش بود یا نه! سرود «گنجشک» را به زیبایی بازخوانی کرده است. 🌺 این نوع ادبی، ارزشمند و قابل بررسی و معرفی بصورت در سطح بین‌المللی است. می‌توان اشعار سروده شده در دوران جنگ ۱۲ روزه در این موضوع را هم به آن ضمیمه کرد. موضوع پیشنهادی: ✅ تجلیات مخاطبة أطفال الشهداء في شعر الحرب: مقاربة أسلوبية في نماذج من الأدب الإيراني المعاصر محورهای اصلی مقاله: ◀️ تحلیل الخصائص الأسلوبیة للخطاب الموجّه لأطفال الشهداء في شعر فترة الحرب (اللغة، البنیة الإیقاعیة، المستوى المعجمي). ◀️ دراسة الانزياحات الفنّیة والصور البلاغیة التي توظّف لبناء عالم طفل الشهيد في نصوص الحرب. ◀️ تحلیل كيفية توظيف عناصر السرد القصصي والحکایات الشعبية في تشکیل النص الشعري الموجّه لأطفال الشهداء. https://www.aparat.com/v/p85k1y7 بچه‌های آباده: https://www.aparat.com/v/M23nC @dr_ehsan1980