حافظ ابراهیم-إِنّي لَتُطرِبُني.pdf
حجم:
314.7K
ترجمه قصیدهای مشهور از #حافظ_ابراهیم، ملقب به #شاعر_النیل
محور این قصیده، اجتماع و اخلاق است که رابطهٔ میان دانش، اخلاق و اصلاح جامعه را به زیبایی به تصویر میکشد. شاعر سخن خود را با ابراز عشقی پرشور به میهن خود، #مصر ، آغاز میکند، اما به سرعت محور کلام را به ستایش «مکارم اخلاق» به عنوان والاترین سرمایه انسانی منتقل میسازد. بخش اصلی قصیده، نقدی کوبنده و صریح بر طبقهای از نخبگان جامعه است که علم و تخصص خود را از فضیلت و اخلاق جدا کردهاند؛ از فقیهی که دین را ابزار فریب میکند تا طبیب، مهندس و ادیبی که دانش خود را برای مقاصد فاسد به کار میگیرند. در نهایت، حافظ ابراهیم راه برونرفت از این انحطاط را در تربیت بنیادین جامعه جستجو کرده و با بیان شاهبیت مشهور خود «الأُمُّ مَدرَسَةٌ...» ( #مادر ، خود یک مدرسه است)، بر نقش محوری و بیبدیل زنان و لزوم تربیت آنان بر اساس فضیلت و حیا تأکید میکند و راهی میانهرو را، به دور از حبس افراطی یا رهایی بیقید و شرط، به عنوان مسیر اصلاح حقیقی ملت معرفی مینماید.
#متون_نظم_و_نثر_معاصر
#شعر_معاصر_عربی
#حافظ_ابراهیم
@dr_ehsan1980
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از آیات پرچالش قرآن در ترجمه به فارسی:
«مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ »
(سوره حج / 15)
1. الهی قمشهای: آن كس كه پندارد خدا هرگز او را (يعنى رسولش را) در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد (و اينك نصرتهاى الهى را در حق او مىبيند) پس طنابى به سقف بندد و خود را از آن بياويزد تا خفه شود، آن گاه بنگرد كه آيا اين حيله و كيد او خشمش را از بين مىبرد؟
2. حسین استادولی: هركه مىپنداشت خداوند او (پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را در دنيا و آخرت يارى نخواهد داد [و اينك پيروزىهاى پىدرپى او را مىبيند و از اينرو خشمگين است] ريسمانى به سقف كشد [و خود را بدان بياويزد] سپس تا حد خفهشدن پيش رود، آنگاه بنگرد آيا اين طرح و نقشه خشم او را از بين مىبرد؟
3. اکبر ایرانپناه: هركس گمان كند كه خدا در دنيا و آخرت او را نخواهد بخشيد،خود را با ريسمانى از سقف بياويزد،تا خويشتن را خفه كند و ببيند كه آيا اين حيله خشم او را از بين خواهد برد؟
4. علیاکبر طاهری قزوینی: هر کس [در مواجهه با مشکلات] تصوّر کرده که خدا هرگز در دنیا و آخرت یاریاش نخواهد کرد [و مأیوس و خشمگین شده]، باید یکسره به [خدای خود در] آسمان متوسل شود و [اتکای خود را از غیر خدا] قطع کند؛ آنگاه مشاهده کند آیا تدبیرش موجبات خشم او را از میان خواهد برد؟
#ترجمه_قرآن
#فهم_قرآن
#تدبر
@dr_ehsan1980
هدایت شده از پرویزن
سیر شادی و غم در قصاید پیش از مغول.pdf
حجم:
522.9K
مقالهی "سیر توجه به موضوعها و مناسبتهای شاد و غمانگیز، در سرودن قصاید فارسی تا آغاز قرن هفتم"، مجلهی شعرپژوهی دانشگاه شیراز، ۱۳۹۹.
@mmparvizan
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درازآویز زینتی
رایانک مالشی
شوهرعمه
صادق هدایت
.
.
.
#فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
#زبان_فارسی
#صادق_هدایت
#جنگ_شناختی
@dr_ehsan1980
حديقة المتنبي.pdf
حجم:
5.1M
حديقة #المتنبي
أهم وأشهر قصائد المتنبي، وشرحها، وتحليل شخصيته من خلال قصائده
@dr_ehsan1980
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
أصول الخلاف بين #معروف_الرصافي و #جميل_صدقي_الزهاوي
1. الصراع علی زعامة الشعر.
2. الزهاوي كان نصيرا ومبشّرا بالاحتلال الانکليزي للعراق؛ في حين کان الرصافي مخلصا للحکم العثماني حتی بعد زوال دولته. وللزهاوي أشعار کثيرة في مدح الانکليز.
#تاریخ_ادبیات_معاصر_عربی
#متون_نظم_و_نثر_معاصر_عربی
@dr_ehsan1980
23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هل #اللغة_العربية عاجزة عن مواكبة العلوم الحديثة؟
كم عدد المفردات في اللغة العربية؟! 🤔
#فقه_اللغة
#ميزات_اللغة_العربية
@dr_ehsan1980
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیار مرتبط با بخشی از درس:
#فقه_اللغة_العربية
از دویست سال گذشته تا کنون، یکی از عناصر تحقیر شده در کشورهای هدف، #زبان آنها بوده است.
نقش و جایگاه #مستشرقان
@dr_ehsan1980
حُطَيْـئة ، شاعر هجو و واقعیت تلخ
(قربانیِ رفتارِ مادر)
جَرْوَل بن اَوس بن مالک عبسی، ملقب به «حُطَیئَه»، یکی از بزرگترین و در عین حال بدنامترین شاعران مُخَضرم است که بخش عمدهای از عمر خود را در جاهلیت گذراند و دوران اسلامی را نیز تا خلافت معاویه درک کرد.
او را به دلیل کوتاهی قد و ظاهر ناخوشایندش «حُطَیئه» (به معنای کوتاه و نزدیک به زمین) لقب دادند (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۷). اما آنچه نام او را در تاریخ ادبیات عرب جاودانه ساخت، نه ظاهرش، که زبان برندۀ او در هِجاء بود؛ هجوی که نه تنها دشمنان، بلکه نزدیکان و حتی خود شاعر و حتی مادرش را نیز در امان نمیگذاشت.
#هجو_خویشتن در شعر او، محصول همان دردهایی است که در تمام طول زندگی با او همراه بود؛ زندگی حطیئه از ابتدا با سه داغ بزرگ همراه بود که شخصیت و شعر او را شکل داد: نسب نامشخص، فقر شدید و چهرهای ناخوشایند. او فرزند کنیزی به نام «الضراء» بود و بر سر اینکه پدرش اوس بن مالک عبسی است یا مردی دیگر، همواره شک و تردید وجود داشت (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۷). حطیئه در شعرش به این سردرگمی اشاره کرده و از مادرش میپرسد که پدر واقعی او کیست، اما پاسخ روشنی دریافت نمیکند (به نقل از الأصفهانی، در قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۹).
این #بحران_هویتی ، او را بر آن داشت تا برای خود «نَسَبی» نوین از جنس شعر و کلام بسازد. او که از شرافت خانوادگی محروم بود، دریافت که کلمه، قدرتمندترین سلاح برای کسب احترام و ترس در جامعه است.
حطیئه این هنر را به کمال رساند و آن را به ابزاری برای امرار معاش و انتقام بدل کرد. هجویات او چنان ویرانگر بود که بزرگان قبایل برای خریدن سکوت او و در امان ماندن از زبانش، به او مال فراوان میبخشیدند.
مشهورترین داستانش، ماجرای هجو کوبندهاش علیه «زبرقان بن بدر»، یکی از اشراف بنیتمیم است. پس از آنکه زبرقان، حطیئه را پناه داد اما آنگونه که انتظار داشت به او رسیدگی نکرد. حطیئه با قصیدهای ویرانگر او را هجو کرد و در بیتی مشهور گفت:
دَعِ المَكارِمَ لا تَرحَل لِبُغيَتِها
وَاقعُد فَإِنَّكَ أَنتَ الطاعِمُ الكاسي
(بزرگواریها را رها کن و برای طلب آن کوچ مکن / بنشین که تو همین خورنده و پوشندهای)
این بیت، که نهایت تحقیر یک مرد عرب بود (تو اهل کسب افتخار نیستی و تنها به خوردن و پوشیدن بسنده کردهای، نه به خوراندن و پوشاندن)، زبرقان را به خشم آورد و او را به نزد خلیفه، عمر بن خطاب، کشاند. عمر پس از مشورت با حسّان بن ثابت که تأیید کرد این بیت از هجو هم بدتر است، دستور به زندانی کردن حطیئه داد (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۱). حطیئه سرانجام از درون زندان با سرودن قطعهای سوزناک در وصف حال فرزندان گرسنهاش، دل خلیفه را به رحم آورد و گفت:
ماذا تَقولُ لِأَفراخٍ بِذي مَرَخٍ
زُغبِ الحَواصِلِ لا ماءٌ وَلا شَجَرُ
أَلقَيتَ كاسِبَهُم في قَعرِ مُظلِمَةٍ
فَاغفِر عَلَيكَ سَلامُ اللَهِ يا عُمَرُ
(به جوجههایی که در سرزمین «ذی مَرَخ»اند چه خواهی گفت؟ / جوجههایی با چینهدانهای کرکدار که نه آبی دارند و نه درختی؛ نانآورشان را در قعر زندانی تاریک افکندی / پس مرا ببخش، درود خدا بر تو باد ای عمر!)
عمر پس از شنیدن این ابیات گریست و او را آزاد کرد و به روایتی، اَعراض (آبروی) مسلمانان را به سه هزار درهم از او خرید تا دیگر کسی را هجو نکند (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۱).
هجو #مادر
هجو او علیه مادرش، عمق زخم و نفرتی را نشان میدهد که از بحران هویت و نسب نامشخص او سرچشمه میگرفت. حطیئه مادرش را مسئول اصلی سردرگمی در نسب و تمام حقارتهای ناشی از آن میدانست. الضَرّاء کنیزی بود که به افراد مختلفی تعلق داشت و همین امر، پدر واقعی حطیئه را در هالهای از ابهام فرو برده بود (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۷). هجو مادر، فریاد خشمی است که از یک عمر تحقیر و سرگردانی برمیآید. شاعر، مادرش را نه به عنوان یک شخص، بلکه به عنوان نماد تمام بدبختیهای خود میبیند و با زبانی بیرحمانه، آرزوی نابودی او را میکند.
رابطۀ حطیئه با #اسلام نیز سطحی بود. به گفتۀ ابن قتیبه (در الشعر و الشعراء)، او از روی میل قلبی اسلام نیاورد و همواره «رقیقالدین» (سستایمان) باقی ماند (به نقل از قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۸). شعر او برخلاف شاعرانی چون حَسّان، تأثیر چندانی از مفاهیم و جهانبینی اسلامی نپذیرفت. با این حال، قدرت شعری او مورد اتفاق نظر همگان است.
ابن سلاّم الجُمَحی او را در طبقۀ دوم شاعران، همردیف کعب بن زهیر، قرار میدهد و ابوالفرج اصفهانی او را از «فحول الشعراء» و مسلط بر تمام فنون شعری میداند (قمیحه، ۱۹۹۳، ص ۱۲-۱۳).
شخصیت حطیئه، محصول شرایط سخت زندگیاش بود؛ مردی که از تمام پایگاههای شرافت جاهلی محروم بود و تنها با تکیه بر نبوغ شعری خود توانست جایگاهی هراسانگیز برای خویش دستوپا کند.
#متون_نظم_و_نثر_اسلامی_و_اموی
#شاعران_مخضرم
#حُطَيئة
#هجاء
#هجو
#امیر_تتلو
@dr_ehsan1980
هدایت شده از 📚صَدَرَ حديثًا / تازه های نشر📚
18th-issue-ALA-Mag.pdf
حجم:
33.6M
✅ صدر العدد الجديد من مجلّة مَجمَع اللغة العربيّة بالشارقة، العدد الثامن عشر / أكتوبر 2025
#صدر_حديثًا
🆔@arabickotobjadid
🌹🌺🌹🌺🌹🌺