شبهایحوّا.
امروز مادر وهب هستم.
حنانه من عاشق خودت و نقشت شدم، لطفاً بیا باهم فرار کنیم به سرزمینهای دور
شبهایحوّا.
سلام.
سلام خانومگلشید لطفا هرموقع به معبود وصل شدید برای بنده هم دعا کنید اولویت اولم رو فردا قبول بشم🚬
-
سلام، حتماً. هم برای شما و هم برای نازنینِ عزیزم. برای تمام کسانی که فردا آزمون دارن.
شبهایحوّا.
سلام.
وهب کیه؟!
-
وَهَب نصرانی یا وهب بن عبدالله کلبی یا بنا بر نقلی وهب بن وهب، از یاران سیدالشهدا در واقعهی کربلا بود. در اصل خودش و خانوادهاش مسیحی بودن و همراه مادر و همسرش به کربلا رسید. در روزهای قبل از نبرد، با دیدن حقانیت سیدالشهدا، به شکلی جنونوار اسلام آورد و به سپاه امام پیوست. یک بخشی از داستان شهادتش هم نوشتم.
https://eitaa.com/edrakxa/7241
شبهایحوّا.
سلام.
گلشید، از خدا بخواه بهم کمک کنه.
شوری در دلم شروع شد، اما به یکدفعه قطع شد.
میترسم، از بیحسی میترسم گلشید. از اینکه هیچ اشکی توی چشمام نیست، از اینکه توی قلبم هیچی حس نمیکنم. از این هم بیخیالی وحشت دارم.
تا همین دیروز انگار مسیر مشخص بود، میدونستم دارم دنبال چی میگردم، میدونستم باید دنبال چی بگردم؛ اما یوهو چراغ خاموش شد، من کور شدم.کور کور کور.
دارم زندگیمو تباه میکنم، کاش برام دعا کنید.
-
گاهی دل ما خستهست و خودش رو در سکوت پنهان میکنه تا دوباره جان بگیره. برای خیلیهامون پیش میاد که انگار یکهو میزنیم جادهی خاکی، گم میشیم، خفه میشیم و تاریک. اما هیچیک از اینها خبر از عدم و فقدان نور نمیده. نور هست. فقط شاید چشمان تو کمی خستهان برای دیدنش. ما دعا میکنیم، اما خودتهم ازشون بخواه که بهت اون شور و سوگ رو برگردونن. همین عطشی که داری برات حساب و موجب رستگاریات میشه انشاالله. ترجیحاً اینهارو بخون:
https://eitaa.com/velamkondige/1548
https://eitaa.com/velamkondige/1552
شبهایحوّا.
سلام.
تو دعای توسل واست دعا کردم بری تهران.
-
دیشب دعا کردم اگر اشکهای در روضهام ارزش و قیمتی داشتن، همهشون تقدیم به شما بشه. این رابطهی روحهامون رو دوست دارم.
شبهایحوّا.
سلام.
https://eitaa.com/edrakxa/7270 من لیترالی هیچی نخوندم، عالیه
-
صبر کن