eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
. 🏴 🏴 🎤حاج ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ عزیزِ فاطمه ای مهربانِ بی همتا دوباره سائلی آمد درِ حرم بگشا نشانِ خانه تان را ز هرکه پرسیدم نشانِ سیدی از خانوادۀ زهرا به گریه مردم عابر جواب میدادن برو به کوچۀ رحمت ، محلۀ طاها *حسن جان …. حسن جان … قربونِ غریبیت برم آقا … زائر کم داره ، امشب درسته شبِ تاج گذاری امامِ زمانِ ، ولی از ادب دورِ وقتی حجت ابن الحسن امشب چشمانش اشک باره ما شادی کنیم ، ما خوشحالیم ولی شادیمون رو فردا بروز میدیم ” امشب خدا یه فرصتی داده برا بابات گریه کنیم … بهت تسلیت بگیم آقا … مجلسِ ختم منعقد است به نامِ نامیِ امامِ عسکری … آقا ، بینِ ما اینطور رسمِ مجلسِ ختمِ پدر ، اگه پسر زنده باشه دمِ در می ایسته … همه بهش سر سلامتی میگن ، تسلیت میگن … خدا بهتون صبر بده ، غم نبینید … صاحب عزا هم تشکر میکنه میگه خوش اومدی زحمت کشیدید … آقا ما انتظارِ تشکر نداریم اما اومدیم امشب بهت تسلیت بگیم …اونایی که اربعین امسال روزیتون نشد برید حرمش … این آقا موسس و بنیانگذارِ سفرِ اربعینِ …* عزیزِ فاطمه ای مهربانِ بی همتا دوباره سائلی آمد درِ حرم بگشا نشانِ خانه تان را ز هرکه پرسیدم نشانِ سیدی از خانوادۀ زهرا به گریه مردم عابر جواب میدادن برو به کوچۀ رحمت ، محلۀ طاها  کسی به دادِ دلِ من نمی رسد جز تو بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا … اگر اجازه دهی داخلِ حرم بشوم *امشب ما رو زائرِ خودت حساب کن … دلم برایِ سامرا تنگ شده … آقا حرمت داره آباد میشه الحمدالله … اون روزی که گنبدت رو خراب کردن با خودم گفتم ای کاش خونۀ ما خراب میشد … به به چه گنبدِ زیبایی رونمایی شده … اما حرمِ حسنِ فاطمه هنوز ساخته نشده …* حسن جان … اگر اجازه دهی داخلِ حرم بشوم کنار سفرۀ فضلت نشینم ای مولا  بزرگ زاده چه مهمان نواز و خون گرمی گذاشتی دهنم زود لقمۀ خود را مگر سرای تو دارالنَعیم عشاق است؟ هزار لیلی و مجنون نشسته اند این جا  امام عسگری ای تکیه گاه امروزم رها نمی کنمت تا قیامت فردا دعا کنید که همسایۀ شما باشم جوار چشمۀ تسنیم جنتُ الاعلی  اگر بهشت بیایم ، بدان که بنشینم به زیر سایۀ مهرت ، نه سایۀ طوبی هوای سامره دارد دلِ هوایی من بده برات سفر ،جانِ مادرت زهرا … برایِ کربُبَلا خرجی سفر بدهید به حقِ چادر خاکیِ زینب کبری مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم برایِ مهدی تان زیر گنبدِ خضرا یگانه غایت خلقت وجودِ مادر توست کجاست مرقد او؟ خاک بر سر دنیا شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است شبیه حال و هوایِ غروب عاشورا شنیده ام که نباید ز مَشک حرفی زد به خاطرِ دل پر درد مادرِ سقا … *روضه بخونم برا امامِ عسکری بلند گریه کنیم … شیخِ طوسی در الغیبة نقل کرده ، چنان زهر به بدنِ امامِ عسکری اثر کرد ۲۸ بهار فقط از عمرش گذشته بود … براش ظرفِ آب آوردن ، آقایِ ما تشنه شد ، ظرف رو بلند کرد روایت میگه انقه دستاش میلرزید … این ظرف مرتب به دندان هاش اصابت میکرد … ظرف رو رویِ زمین گذاشت ، خادم رو صدا زد درون حجره بیا ، مهدیِ من مشغولِ نمازِ ، سر به سجده گذاشته صداش بزن … میگه وارد حجره شدم ، آقا پدرتون حالشون خوب نیست ، مهدیِ فاطمه آمد … امامِ عسکری فرمود ای آقای خاندانِ من به پدرت آب بده … ظرف رو بلند کرد به لب هایِ بابا آب گذاشت … من بمیرم امام عسکری موسسِ زیارتِ اربعین … من یه آقایی رو کوفه می شناسم ، مسلم ابن عقیل … قبل از شهادتش آب طلب کرد ، آب رو به سمتِ دهانش برد ، دندانش داخلِ ظرفِ آب افتاد ظرفِ آب خونی شد ، آب رو نخورد … یه آقایِ دیگه هم می شناسم به لبهایِ مبارکش آب نرسید … ظرفِ آب به دندان هایِ مبارکش نخورد … اما اون نامرد چوبِ خیزران رو بلند کرد … به لبُ دندانِ پسرِ زهرا میزد .. یه وقت زینب صدا زد : …. یا یَزید لا تَشَل ، مُنتَحیاً علی ثَنایا ابی عَبدالله علیه السّلام  ….* ای حسین ….. 👇
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
4_5805338875450624299.m4a
2.47M
#سینه زنی سکینه علیها سلام 🏴✨🏴✨🏴✨🏴✨ من سکینه بودم وداغ پدرکشت مرا جگرم ریخت بهم واقعه ی کرب وبلا ناله ازیاد حسین ریخت بهم ، عمرمرا زخم شد ؛از غم تو پلکِ ترم ای بابا کربلابود که دیدم به تنت گرگان را شمروخولی وسنان گرده تنت ای بابا تهِ گودال که جای تن پاک تونبود مردکی پست پدرپیروهنت رامی ربود زیرمرکب جای تو یوسف جانان که نبود جای قرآن به زیر سم ِ ستوران که نبود دیده ام پیرُهن از تن ِ تو در آوردند بی کفن گوشه این دشت رهایت کردند دست وپایت به زیرسم ستوران بشکست بین گودال سره نیزه دهانت را بست وای بابای مرا با لب عطشان کشتند پیش چشم عمه درزیرستوران کشتند ته گودال دگر دست به مویش نزنید قهقهه مردم نامرد به رویش نزنید بهرغارت همه جا،دست به معجر دارید؟؟ پای خود را ز لبان پدرم بر دارید عا قبت مردسکینه زغم داغ پدر رفت ازدار جهان دیدن بابا دختر
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
60088_1398810225444_782336.mp3
782.3K
❣﷽❣ 🍁 🍁 🍁 گلی گم کرده ام 🍁 دشتی سکینه دختر خون خدایم به دل داغ غمی مانده برایم زدشت کربلا تا آخر عمر عزادار شهید سر جدایم 🍁واویلا واویلا،( آه و واویلا)3 خودم دیدم گلان باغ زهرا شده پرپر میان دشت وصحرا خودم دیدم غریبانه پدر را میان کشتگان وامانده تنها 🍁واویلا واویلا،( آه و واویلا)3 به خاطر دارم آن آخر وداعش بنالیدم بیفتادم به پایش برای اینکه ماند پیش دختر در آندم گریه ها کردم برایش 🍁واویلا واویلا،( آه و واویلا)3 خودم دیدم سر از تن جدایش بدیدم عمه را با گریه هایش خودم دیدم تنش عریان به خاکست خراشیدم رخ وکردم صدایش 🍁واویلا واویلا،( آه و واویلا)3
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
1. یابن الحسن ع.mp3
6.01M
(علیه السلام) حجت الاسلام والمسلمین یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
(علیه السلام) حجت الاسلام والمسلمین یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت داغی نشسته بر جگر داغدار تو در خون نشسته است دلِ درد پرورت بهرِ تسلی دلِ درد آشنای تو صف بسته اند خیلِ مَلک در برابرت : ما را شریک درد و غم خود حساب کن ما دل شکسته ایم ز احوال مضطرت دلتنگ سامرای تو هستیم و چون نسیم ما را ببر به دیدن گلزار پرپرت قربان آن امام ، که در آخرین نفس سیراب گشته است به دست مطهرت مثل همین روزها بود ، غلام امام عسکری (علیه السلام) میگه حضرت فرمود اون ظرف دارو رو بیار، من بنوشم ، ظرف دوا رو آوردند ، دیدم دستای مبارکش داره میلرزه ! لب و دندانش داره میلرزه ! نمیتونه بنوشه ... فرمود برو تو اون حجره ، یه آقازاده ای مثل ماه شب چهارده میدرخشه ، بگو بیاد ، اومدم دیدم تو اون حجره ، یه آقازاده ی 5 ساله مشغول عبادته ، پیغام پدر رو دادم ، تا این آقازاده آمد ، دیدم امام عسکری فرمود : « یا سَیِّدَ اَهْل ِبَیْتِهِ » ، ای بزرگ اهلبیت (ع) « إسْقِنِی الْمَاءَ »، یعنی تشنه لبم آبم بنوشان « فَاِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی » میدونم دلت کجاست ، اینجا هم آقازاده ای آمد ، پدر تشنه لب و مسمومشو سیراب کرد ، درستشم همینه ، از آداب احتضار یکیش هم همینه ، بالا سر محتضر که رسیدی ، تشنگیشو رفع کن ، سیرابش کن ، اما لَا يَوْمَ‏ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ... من یه آقایی میشناسم کربلا ، هرچی صدازد آی مردم جگرم داره میسوزه ! نه تنها آبش ندادند ، بلکه فِرقَةٌ بِالسُّیُوفِ ، شمشیرزنا محاصرش کردند ، فِرقَةٌ بِالرِّمَاحِ ، نیزه دارها اومدند ، فِرقَةٌ بِالحِجَارَةِ ، سنگ اندازا و تیراندازا محاصرش کردند ، هرکی با هرچی دستش بود پسر فاطمه رو میزد ... ؟ حالا هر جا نشستی از سویدای دلت ، سه مرتبه ، ناله بزن یا حسین ... (علیه السلام )
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
(علیه السلام) حجت الاسلام والمسلمین تسليت اي حجت ثاني عشر يابن الحسن ( كسي تو سامرا به آقامون تسليت نگفتا ) تسليت اي حجت ثاني عشر يابن الحسن ( ميدوني دل آدم كجا ميره ؟ يه مرتبه ياد گودال افتادم ، اونجاهم به يتيمان ابي عبدالله كسي تسليت نگفت ... ) زود بود از بهر تو داغ پدر يابن الحسن معمولا فاميلا جمع ميشن ، عمو ، دايي، عمه و ديگر بستگان ؛ نميزارن بچه يتيم كنار پيكر پدر بي تابي كنه ، اما برا امام زمان ما اين اتفاق نيفتاد ... حتي كربلا هم اينجوري نبود ... اونجا عمه ي امام زمان بچه هاي ابي عبدالله رو سرپرستي كرد ... قلب بابَ ت از شرار زهرِ دشمن آب شد سوخت جسم و جانش از پاتا به سر ، يابن الحسن طفل بودي ، پيش چشمت چشم بابا بسته شد 2 تو نگه كردي و او زد بال و پر ، يابن الحسن آخ دلم يه جايي رفت ، نگي امشب چرا داره پريشون خواني ميكنه ؟ به خدا دست من نيست ؛ دلم با اين يه بيت رفت كوچه بني هاشم طفل بودي ، پيش چشمت دست بابا بسته شد تو نگه كردي و قنفذ ... كودك 6 ساله بودي بر پدر خواندي نماز ريختي از چشمِ خود خونِ جگر ، يابن الحسن قرن ها ، فرياد زهرا مادرت آيد به گوش از مدينه بينِ آن ديوار و در « يابن الحسن ... » 3 مادر؛ كاش بودم تا علي را يار بودم من جاي تو بينِ در و ديوار بودم مادر شنيدم بارها از پا فتادي ديدي علي تنها بوَد باز ايستادي ... يوسف زهرا بيا با ما بگو آخر چرا تُربت زهراست مخفي از نظر « يابن الحسن ... » فرمود عقيل ، برو به اون كودكي كه تو حجره هست ، گو بياد ... اومدم ديدم يه ماه شب چهارده ،گوشه ي حجره مشغول عبادته ، آقامون حجت ابن الحسن بود ، تا پيغام رو دادم سراسيمه اومد ؛ سر بابا رو بغل گرفت ، تا امام عسكري اونو ديد ، نفرمود پسرم ، فرمود : يا سيد أَهْلَ الْبَيْتِ اسْقِنَا المَاءٍ .... يعني تشنمه، به من آب بنوشان ... اِسْقِنَا المَاءٍ ... (آخ بميرم ...) هر طوري بود نزاشت بابا لب تشنه از دنيا بره ... امام جواد هم يه كودك 6،7 ساله بود ، نزاشت باباش امام رضا تشنه لب جون بده ... اما لايوم كيومك يااباعبدالله ... حسين ... بميرم ، هر چي صدا زد : جماعت جگرم داره ميسوزه ... جي جوري آبش دادن ؟ فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّيُوفِ ... حسين ...
۲۷ شهریور ۱۴۰۲
2. حجت ثانی عشر.mp3
9.75M
(علیه السلام) حجت الاسلام والمسلمین تسلیت ای حجّتِ ثانی عشر یابن الحسن
۲۷ شهریور ۱۴۰۲