eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
18.9هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
455 فایل
#کانال_نوحه_وروضه_یازینب_سلام_الله_علیها http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات التماس_دعای_فرج_وعاقبت_بخیری ⛔️کپی مطالب بدون نام کانال ممنوع⛔️ پذیرش تبلیغات ⬇️ @Gomnam1038
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🏴سبک دهم محرم الحرام ۱۴۰۴ آخر 🏴بند اول شبه فراقه امشب،شبه وداعه امشب تا خودِ صبحِ فردا،دل بی قراره زینب تو خیمه ی حسینه،این خواهرومیباره تا خودِ صبحِ فردا،امشبو خواب نداره آخه فردا،جدا میشه،این خواهر از برادر باید فردا،بشه اجرا،وصیته یه مادر میبوسه فردا،زیرِ گلوی،حسینو خواهر با چشم گریون،دمِ وداع اون،به جای مادر غریب حسین وای 🏴بند دوم میاد از شیب گودال،صدای مادره تو از روی تل میبینه،روضه رو خواهره تو نشسته روی سینت،شمر پلید و نامرد با خنجرش سرت رو،اون از قفا جدا کرد سر تو روی نیزه میره پیکرت میمونه و دشمن عصر فردا خیمه هاتو میسوزونه یه مشت حرومی،میان تو خیمه،برای غارت اونا که پستن،هجوم میارن،واسه جسارت غریب حسین وای ۱۴۰۴/۰۳/۰۱ ✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
. 🏴سبک هفتم محرم الحرام ۱۴۰۴ علیه السلام 🏴بند اول لالا لالا لالایی،میشه یه کم بخوابی تو سر جنگ نداری،تشنه ی قطره آبی میگیری با تلظیت،جونمو آروم آروم تو سندی عزیزم،واسه حسین مظلوم برا خشکیه اون لبهات رباب بمیره اصغر نکن اینقدر تو بیتابی که شیر نداره مادر دعا بکن تا،بارون بگیره،لبات بشه تر یا که دعا کن،عمو برات آب،بیاره مادر لالا لالایی 🏴بند دوم میون خطبه ی من،تیر و کمون آوردن پرتاب تیر و اینجا،به حرمله سپردن تیر اومدونشست تو،این قلب مضطر من تو بغلم آویزون،شد سر اصغر من من الاذن اِلی الاذن بریده شد سر تو که انگاری زدن خنجر علی به حنجر تو تا پشت خیمه،بُردم تا باشی،تو خاکا پنهون راحت بخواب ای،طفلک نازم،لالا علی جون لالا لالایی ۱۴۰۴/۰۲/۲۹ ✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
. 🏴سبک هشتم محرم الحرام ۱۴۰۴ علیه السلام 🏴بند اول آهسته ای جوونه،رعنا علیِ اکبر میدون برو تو بابا،با جوشن پیمبر وداع کن از حرم ای،سرو رشید لیلا آهسته تا ببینم،تورو خوش قد و بالا بیا با چشم تر راهیت کنم از زیر قرآن تو میری و میره جون از تنم بابا علی جان برو دلاور،شبه پیمبر،ای علی اکبر برو بزن تو،به قلب لشکر،ای علی اکبر علی علی جان 🏴بند دوم از روی خاکا پاشو،بالا سرت رسیدم از خیمه روی زانو،خودم رو میکشیدم دیدم تو جون نداری،باز افتادم من از پا دیدم که از سیوفِ،جسم تو اربا اربا چجور بالا سرت آخه علی طاقت بیارم سرت رو روی خاک گرم کربلا میذارم به حال زارم،میخنده دشمن،پاشو علی جان توی عبام جمعت میکنم من،پاشو علی جان وای اکبرم وای ۱۴۰۴/۰۲/۳۱ ✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
. 🏴سبک پنجم محرم الحرام ۱۴۰۴ حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام 🏴بند اول رسیده وقتش عمه،راهیه قتلگاهم میرم کمک کنم به،عموی بی پناهم موندن برا من عمه،عذابه و نفس گیر عمومو میزنن با،نیزه و تیغ و شمشیر زیاده عده شون عمه،یه عده سنگ آوردن یه عده پیرمردم که،عصا تو جنگ آوردن اگه بشه دیر،میدونم عمه،خنجر میارن چجور ببینم،که خنجرو رو،حنجر میذارن عمو حسینم 🏴بند دوم آی نانجیب بیا و،از مادرش حیا کن شمشیرتو بیار و،دست منو جدا کن آی نانجیب بیا و،نزن با تیر عمومو جای تنش بیا و،هدف بگیر گلومو برای من،همین بسه،تو مقتلش بمیرم برای من،همین بسه،تو بغلش بمیرم با خون گرفتم،وضو که هستم،آماده حالا عمو حلالم،بکن که میرم،من پیشه بابا عمو حسینم ۱۴۰۴/۰۲/۲۶ ✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
. 🏴سبک ششم محرم الحرام ۱۴۰۴ حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام 🏴بند اول من و گلاب اشکم،یتیم مجتبامو اِن تُنکِرونی ذکرم،قاسم کربلامو بستم حمایلم رو،آماده ی جهادم منتظرم تا اینکه،عمو بده مُرادم عمو رخصت،بده غمها،رهاشن از تو سینم مَن اَحلی مِن،عسل رو تو،شهادتم میبینم بذار برم که،اسیر غمها،هستم عمو جون بذار برم که،دلتنگِ بابا،هستم عمو جون عمو حسین جان 🏴بند دوم وای از گل من اینا،آخر گلاب گرفتن از تیغ و نیزه جونت،رو با عذاب گرفتن رو استخونه سینت،رفتن با مرکباشون بکش نفس عزیزم،نذار عمو بده جون بِگَردم من کجا دنبال بدنه تو قاسم که میریزه عسل از کنج دهنه تو قاسم جون به لبم کردی با نگاهات،بلندشو قاسم عمو فدای،اون قد و بالات،بلندشو قاسم وای قاسمم وای ۱۴۰۴/۰۲/۲۸ ✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
. 🏴سبک سوم محرم الحرام ۱۴۰۴ سلام الله علیها 🏴بند اول تو نور عین زینب،هستی شبیه زهرا بنت الحسینی قطعا،هستی شفیعه ی ما شاهه دو عالمه هر،کی که بشه گداتون ما در خونتونیم،گدا رقیه خاتون با دستای،کوچیکت از،کارم گره ها وا شد تو روضت هر،کی نوکر شد،زائر کربلا شد ریحانه ی شاه،ملیکه ی دل،جانم رقیه باب الحوائج،حلالِ مشکل،جانم رقیه جانم رقیه 🏴بند دوم کنج خرابه بودی،دل بی قراره بابا شب تا سحر نشستی،در انتظاره بابا از شام و کوفه داشتی،حرفا برای بابا تا اینکه دیدی تو طشت،سر جدای بابا گلایه کردی از شام و محله ی یهودی نشون دادی به بابا که چقدر داری کبودی گفتی چقدر از،نامردا خوردی،سیلی رقیه گفتی که مثل،فاطمه هستی،نیلی رقیه ای وای رقیه ۱۴۰۴/۰۲/۲۱ ✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی 👇