مفهوم قرآنی معروف و قاعده رفتاری
قاعده رفتاری؛ یعنی رفتار اکثریت مردم در اکثر مواقع، موضوع علوم اجتماعی و محور تصمیمات و عملکرد دولتها است.
در این یادداشت، بنا داریم قاعده رفتاری را بر اساس قرآن و سنت تبیین کنیم.
قرآن کریم، برای طرح مفاهیم مثبت از واژگانی چون حق، خیر و معروف استفاده میکند.
میتوان قاعده رفتاری را با عنوان «معروف» در ادبیات دینی، هممعنا یا دارای معنایی نزدیک به هم دانست.
برخلاف این تصور ساده که معروف را هرکار خوب و منکر را هر کار بد از نظر شرع میداند، بررسی آیات و روایات ما را با چند مفهوم و معنای متمایز از این دو کلیدواژه پرکاربرد در قرآن و روایات مواجه میکند.
طبق یک معنا، معروف یعنی هر کار خیر و مطلوب شرعی که شایسته است رایج باشد. منکر، یعنی هر کار مذموم در نظر شریعت که شایسته است مطرود و مورد انکار مردم باشد. در قرآن، «معروف» و نقطه مقابل آن «منکر» در بیان دستور امر به معروف و نهی از منکر در همین معنا به کار رفته است (آلعمران104،110،114؛ اعراف157؛ توبه67،71،112؛ حج41؛ لقمان17).
معروف در این کاربرد، غیر از مطلوب شریعت بودن، حاوی این مضمون نیز هست که آن کار خیر باید مقبول و پذیرفته در نظر مردم واقع شود.
معروف به این معنا، انواع مختلفی دارد:
اولا: معروف تعبدی و توصلی. برخی معروفها تعبدی است؛ یعنی شکل و اثر آن هر دو اهمیت دارد؛ مثل نماز. برخی معروفها، توصلی است، یعنی شکل آن مورد اهتمام نیست و صرفا ملاک آن مورد اهتمام است؛ مثل «اکرام والدین».
معروف در برخی آیات قرآن را میتوان بر این معنا حمل کرد (بقره228-241).
ثانیا: معروف تأسیسی و امضائی. گاه معروف از امور تأسیسی مانند نماز است که خود شریعت آن را بنا نهاده و گاه معروف از امور امضائی چون بسیاری از معاملات است که عقلا تأسیس کردهاند و چون با اغراض شارع سازگار بوده، شارع امضا کرده است!
ثالثا: معروف ابتدائی و امضائی. گاه معروف از امور ابتدائی مانند نماز است؛ یعنی خواست و توافق افراد در تشریع آن نقشی ندارد و گاه معروف چیزی است که چون مورد توافق عقلا قرار گرفته و با اغراض شریعت منافات نداشته، شارع آن را امضا کرده است.
در برخی آیات و روایات، کاربرد اول با تمرکز بر برخی مصادیق خاص معروف استفاده شده است.
به عنوان مثال، در قرآن، در بیان شرایط بیعت پیامبر با زنان یا در نحوه معاشرت مردان با زنان، بر عنوان معروف تأکید شده است (بقره228-241).
معروفهای غیرتأسیسی و غیرابتدائی، بدون نقشآفرینی و تأثیر عرف محقق نمیشود، یعنی در تعریف این دو نوع وظیفه شرعی، عرفی بودن تضمین شده است!
در معروف توصلی، شکل و برخی کیفیات رفتار نزد شرع موضوعیت ندارد. در این موارد، هرطور که مردم عمل کنند، پذیرفته است.
بهعنوان مثال، در «احسان به والدین» یا «اکرام اولاد»، شرع همان چیزی را میخواهد که عرف آن را احسان و اکرام بداند، بپسندد و قدرت بر انجام آن وجود داشته باشد مشروط بر آنکه حرام نباشد یا منجرّ به انجام حرام نشود!
معروف غیرتأسیسی، قبل از تشریع وجود دارد و شارع آن را میپذیرد. مثلا در «عقود رایج در صدر اسلام»، اسلام ضوابطی چون «عدم ضرر»، «عدم غرر» و «عدم اکل مال به باطل» را معرفی کرد و این ضوابط را در همان عقودی که معمول و معلوم بین مردم بود تطبیق داد!
معروف غیرابتدائی، بعد از توافق عمومی مورد امضای شرع واقع میشود. بنابراین پذیرش عرفی، شرط تحقق این احکام است.
رسالت اولیای دین بهویژه علما و دولتمردان، ترویج انواع امور خیر شرعی بهویژه معروفهای شرعی تعبدی، تاسیسی و ابتدائی است تا اینکه نزد عرف نیز معروف بشوند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
نمی از یمی!
علامه مصباح، یک چشمه به وسعت یک دریا بود!
پیشرفت و الگوهای پیشرفت، یک دریای وسیع معارف عالی اسلامی است!
قرآن کریم هم که دریا دریا حقایق و معارف متعالی و ناپیدا کرانه است!
مدتی است توفیق دارم درباره قرآن و پیشرفت و الگوهای پیشرفت میاندیشم و قلم میزنم!
هر روز به وسعت و عمق حیرتانگیز معارف قرآن و ضعف خودم و بهرههای بیانتهایی که میبرم، بیشتر واقف میشوم!
مجموعه ۸ گانه دروس معارف قرآن علامه مصباح یزدی شامل خداشناسی، انسانشناسی، راهشناسی، راهنماشناسی، قرآنشناسی، اخلاق، جامعه و تاریخ و حقوق و سیاست در قرآن که در کنار فلسفه و فقه، دروس پایه موسسه گرانقدر امام خمینی قدسسره است، گنجینه گرانبهایی است که میتواند برای سامان دادن یک الگوی پیشرفت اجتماعی همهجانبه و متوازن بهکار آید!
مقصود از الگوی پیشرفت اجتماعی، تجربه عملیاتی نظریه پیشرفت در سطح اجتماع است که بر پیشرفت فردی و پیشرفت نهادی متکی است!
الگوهای پیشرفت اجتماعی، مشتمل بر چهار رکن است:
۱. علّت مادی: یعنی موجودی جامعه!
۲. علّت صوری: برنامه پیشرفت مشتمل بر اصول، کلانراهبرد دائمی، راهبردهای مقطعی و راهکارهای موضعی!
۳. علّت غایی: آرمانها درباره وضع مطلوب جامعه!
۴. علّت فاعلی: رهبران الهی و رهروان خداگرا!
مطالعه روشمند و هدفمند دروس معارف قرآن علامه مصباح، میتواند این الگو را به دوستداران اندیشه اسلامی هدیه کند!
در این پژوهش تلاش شده نقاط تمایز و امتیاز الگوی پیشرفت اجتماعی اسلام در مقایسه با الگوهای نامتوازن و متوحّش توسعه غربی پررنگ شود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
انقلاب انبیاء در قواعد رفتاری
هدف دعوت پیامبران که در سراسر آیات قرآن کریم متبلور است، شکلگیری نظام باورهای صحیح و انقلاب در قواعد رفتاری متناسب با آن باورهای متعالی، در جامعه بشری بوده است:
۱. قرآن، نه صرفا به دنبال باورهای تهی از دنباله رفتاری بوده نه صرفا به دنبال مناسک و رفتارهایی فاقد پشتوانه صحیح!
۲. دعوت قرآن و انبیاء، بر شکلگیری رفتار در سطح جامعه بوده است نه صرفا رفتار فردی؛ زیرا:
اولا دامنه رفتارهای فردی محدود است، یعنی بسیاری از رفتارها اجتماعی است و اصلا تحقق فردی ندارد!
ثانیا تحقق رفتار فردی، محدود است، یعنی بدون قدرت بر رفتارهای اجتماعی، عملا قدرت بر رفتارهای فردی نیز دچار محدودیتهای غیرقابل جبران میشود.
وقتی در قرآن از فعل جمع در قالب مضارع یا ماضی استمراری درباره مردم جامعهای استفاده میشود، حکایت از وجود یک قاعده رفتاری میکند.
اگر این فعل جمع، مربوط به مخاطبین مسلمان باشد، در حال تشریح وضعیت موجود جامعه اسلامی است.
این وضع موجود، میتواند مطلوب یا نامطلوب باشد.
اگر این فعل جمع، درباره قشر خاصی در جامعه مسلمانان باشد، درباره عرف موجود در بین صنف خاصی در جامعه اسلامی سخن میگوید.
این صنف خاص میتواند گروهی برگزیده از اخیار یا اشرار جامعه اسلامی باشد؛ مثل اینکه قرآن به توصیف «عبادالرحمان» یا «منافقین» و عملکرد ایشان میپردازد (بقره، 8-20؛ فرقان،63-74).
گاه قرآن فعل جمع را برای توصیف وضع موجود جامعه غیرمسلمان بهکار میبرد؛ مثل اینکه به توصیف «کفار» و «مشرکین» میپردازد.
وقتی قرآن از فعل «کان» و فعل مضارع استفاده میکند، در حال تشریح یک قاعده رفتاری یا عرف در زمانهای گذشته است.
این عرف یا قاعده رفتاری، ممکن است اکنون نیز پابرجا باشد یا منتفی شده باشد؛ مثل توصیفاتی که قرآن از وضع جوامع انبیای پیشین مطرح میکند.
در این صورت، اگر نقلقولهایی که تصویرگر وضعیت آن زمان است، بهصورت مضارع به کار برود، حکایت از وجود قاعده رفتاری یا عرفی خاص در آن دوره است.
در میان اسامی مشتقه مورد استعمال در قرآن کریم، برخی چون «صفات مشبهه» بهطور طبیعی بر ثبات و استمرار یک ویژگی خلقی یا رفتاری در فرد حکایت میکند.
اگر صفت مشبههای درباره مجموع مردم به کار برود، از وجود قاعده رفتاری مبتنی بر آن صفت مشبهه حکایت میکند.
برخی مشتقات مثل «صیغه مبالغه» نیز ممکن است حاوی این مضمون باشد.
برخی مشتقات مثل «اسم فاعل» و «اسم مفعول» بر اصل تحقق یک رفتار یا حالت دلالت دارد و دلالت بر استمرار آن ندارد.
وقتی در قرآن به چیزی امر، توصیه و وعظ میشود، این توصیه رویکرد مثبت قرآن به شکلگیری یک قاعده رفتاری مطلوب است. این قاعده رفتاری مطلوب، ممکن است مفقود یا موجود باشد.
دستور دادن در مواردی که قاعده رفتاری موجود است، برای ایجاد انگیزه، دفع انگیزههای مخالف و تقویت وضع موجود است!
دستور دادن در مواردی که قاعده رفتاری موجود نیست، با هدف تقویت موضع مطلوب و تحقق بخشیدن به قاعده رفتاری مطلوب اما مفقود است!
وقتی در قرآن از چیزی نهی و مذمت میشود، اگر آن وضعیت در جامعه موجود نباشد، قرآن درصدد حفظ وضع موجود است و اگر آن وضعیت در جامعه وجود دارد، قرآن در صدد تغییر وضع موجود است.
در دستورات قرآن، اگر مخاطب صرفا پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله بود، یعنی مخاطب این دستور صرفا مقام سیاستگذار است که باید به تغییر یا تثبیت قواعد رفتاری موجود اقدام کند مگر اینکه قرینهای وجود داشته باشد که نشان دهد پیامبر در این خطاب موضوعیت ندارد و همه مخاطب آن دستور هستند و ذکر نام پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله تنها برای اموری چون تعظیم پیامبر یا تهییج دیگران باشد!
اگر در دستور قرآن، مخاطب عموم باشد، نشان میدهد که قرآن مستقیما در حال شکل دهی به یک قاعده رفتاری است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
از تمسخر تا تسخیر!
وقتی حضرت نوح علیهالسلام مشغول ساخت کشتی در دل دشت بود، سرشناسان کافر و مستکبر او و مومنان همراه او را به تمسخر میگرفتند و آنها را بابت این کار تخطئه میکردند:
"يَصْنَعُ الْفُلْكَ!
وَ كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ،
سَخِرُوا مِنْهُ!"(هود۳۸)
طبق نقلی، از شروع به ساخت کشتی تا عذاب قوم سرکش، چهار ده سال یا ۴۰ سال بهطول انجامید!
حضرت نوح علیهالسلام در جوابشان میگفت: اگر امروز شما ما را تمسخر میکنید، نوبت به تسخیر و تمسخر ما هم میرسد:
"قَالَ إِن تَسْخَرُوا مِنَّا،
فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ،
كَمَا تَسْخَرُونَ!"(هود۳۸)
وقتی مستکبران، یاران نوح را اراذل کوتهفکر و متوحش معرفی میکردند و خود را متمدن:
"فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ:
...مَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ!"(هود۲۷)
میپنداشتند، نوح به آنها نهیب میزد که کار مومنان با خداست و وی هرگز برای جلب رضایت مستکبران، مومنان خداگرا را از خود طرد نخواهد کرد:
"مَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا!
إِنَّهُم مُّلَاقُو رَبِّهِمْ!
وَ لَٰكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ!"(هود۲۹)
"مَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ!"(شعراء۱۱۴)
این داستان تقابل شیران ایرانی مسلمان و گرگهای وحشی آمریکایی است!
و تسخیر لانه جاسوسی، جلوهای از طوفان نوح در عصر ماست!
https://eitaa.com/egtesade_ma
امّت وسط و رسالت جهاد با عرف
امیرالمومنین علیهالسلام در شرح مشکلات زمانهای که بعد از ایشان رخ خواهد داد، میفرماید:
«نزد مردم آن زمان، چیزی منکرتر از معروف و معروفتر از منکر وجود ندارد» «وَ لَيْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِكَ الزَّمَانِ... شَيْءٌ أَنْكَرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لَا أَعْرَفَ مِنَ الْمُنْكَرِ» (نهج البلاغه، خطبه17).
در این عبارت، دو لفظ «معروفتر» و «منکرتر» که با اسم تفضیل «أَنْكَرَ» و «أَعْرَفَ» به کار رفته، یعنی آنچه در ذهنیت و باور مردم پذیرفته یا غیر قابل پذیرش تصور میشود. همچنین در حکمت 365، 366 و 367 نهجالبلاغه، کاربرد این دو واژه به معنای آنچه نزد مردم پذیرفته یا مردود باشد، است.
این معنای «معروف»، یک مفهوم توصیفی و با اصطلاح «هنجار» در جامعهشناسی مترادف است. «منکر»، در این کاربرد به معنای «نابهنجار» است.
اهتمام به عرف و قواعد رفتاری، یعنی اسلام دین دعوت است و اراده خداوند بر سعادت عمومی بشر تعلق گرفته است!
بنابراین، راهها و اهداف درست را در مقابل چشم بشر قرار داده است.
این اراده تشریعی، در قالب شرع به ما ارائه شده است و خواست خدا این است که این هنجارها در زندگی بشر، عملیاتی و تثبیت شود، یعنی «معروف مطلوب» تبدیل به «معروف موجود» شود!
عرفها را باید به حساب آورد اما نباید از عرفهای موجود حساب برد و دستها را به نشانه تسلیم بالا برد!
اصلا یکی فلسفه وجود دولت اسلامی، مبارزه با عرفهای فاسد و اصلاح آن است!
جهاد با عرف، برزخ بین جهاد با نفس (جهاد اکبر) و جهاد با دشمن (جهاد اصغر) است و میتوان آن را جهاد وسط نام گذاشت و چه نام مناسبی؛ زیرا در این جهاد باید حد وسط و تعادل را در تبدیل عرف باطل به عرف حق رعایت کنیم!
خداوند از امّت وسط یعنی مردم متعادل خواسته که شهید یعنی گواه بر سایر امّتهایی باشند که دچار افاط و تفریط در باورها و عملکردها شدهاند:
"كَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ!"
مشروط بر اینکه خودرایی و اعمال سلیقه نکنند بلکه تابع شریعت نبوی باشند:
"يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا!"(بقره۱۴۳).
عدم رعایت تعادل و حد وسط در این حرکت اصلاحی، منجر به شکلگیری نزاع و تعمیق تفاوتها و تبدیل آن به چالش میشود!
برای در امان ماندن از این آسیب، باید براساس قاعده قرآنی جذب حداکثری "رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ!"(فتح۲۹) در حد امکان برخورد سخت قانونی و توبیخی با علل کلان اقتصادی، ترک فعلهای دولتی و نفوذ بیرونی دشمن انجام شود و برخورد نرم معرفتی و عاطفی نسبت به افراد در اولویت باشد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
هفت شاخص روابط اجتماعی مومنانه
سیاستمداران و برنامهریزان فرهنگی در دولت اسلامی دغدغه دارند که سطح روابط مومنانه ارتقا یابد. شاخصهای روابط مومنانه چیست؟
پاسخ پيامبر اعظم صلياللهعليهوآله به این دغدغه مومنانه را بخوانیم:
مؤمن بر مؤمن، هفت حقّ واجب دارد که خدا واجب کرده است:
۱. در چشمش به ديده احترام به او بنگرد!
۲. در دلش محبّت او را داشته باشد!
۳. در مالش او را هم شريك سازد!
۴. غيبت او را حرام بشمارد!
۵. هنگام بيمارى، از او عيادت كند!
۶. جنازهاش را تشييع كند!
۷. پس از مرگش، جز خير و خوبى درباره او نگويد!
(فقیه،ج۴.ص۳۹۸)
این هفت وظیفه، تفسیر و توضیح اصل قرآنی جذب حداکثری داخل جامعه اسلامی است:
"رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ!"(فتح۲۹)
وظیفه اول و دوم میگوید:
صادقانه یکدیگر را دوست داشته باشید و ریاکاری نکنید!
وظیفه سوم میگوید:
احسان کنید هرچند طرف نیازمند نباشد! اگر نیازمند بود، به دو دلیل احسان کنید!
وظیفه چهارم میگوید:
بدی یکدیگر را منتشر نکنید که برادری نابود میشود و اعتماد از بین میرود:
"لَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا!
أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا؟
فَكَرِهْتُمُوهُ!"(حجرات۱۲)
وظیفه سوم و پنجم و ششم میگوید:
مومن نمیگوید: تا پول داری رفیقتم! بلکه همواره در خوشی و ناخوشی و دارایی و نداری و حتی در زندگی یا بعد زندگی با تو هستم و هوایت را دارم!
وظیفه هفتم، مکمل وظیفه چهارم بلکه بیشتر از آن است؛ زیرا وظیفه چهارم میگوید:
بدیهایش را نگو!
اما وظیفه هفتم میگوید:
خوبیهایش را بگو!
https://eitaa.com/egtesade_ma
روانشناسی جریان نفاق
وقتی میشنیدم وسط دفاع مقدس ۸ ساله برخی مدعیان روشنفکری سنگ سازش به سینه میزدند یا میبینم همین امروز برخی وسط دعوا با اعتماد به نفس، دم از نوشداروی مذاکره میزنند، برایم سوآل میشود که چه میشود افرادی این اندازه دنیایشان با نگاه ولیّ خدا و امام جامعه متفاوت میشود؟
با مراجعه به قرآن کریم، پاسخ پرسش خود را مییابم:
منافقان و بیماردلان میگفتند:
این مومنان را دینشان فریب داده است!
"إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ:
غَرَّ هَٰؤُلَاءِ دِينُهُمْ!"
یعنی مومنان در اثر القائات دینی دچار غرور و خطا در محاسبات شدهاند!
قرآن به آنها جواب میدهد:
نه فریب است و نه خطای محاسباتی!
کاملا منطقی است:
هر کس منتهای تلاشش را انجام دهد و نتیجه را به خدا واگذار کند و بر خدا توکل کند، عزیز خواهد شد و شکست نخواهد خورد:
"مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ!"(انفال۴۹)
اما اینکه منافقان چرا چنین مواضعی میگیرند، یک پاسخ این است که این نوعی فرار به جلو برای تخریب شخصیت بزرگان جبهه حق و فرار از محاکمه و مواخذه بابت عملکردشان یا بیآبروی بابت برملا شدن مقاصدشان است:
"يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ!"(توبه۶۴)
"إِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ، قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ!
إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ!"(بقره۱۴)
یک دلیل دیگر هم بیاعتمادی به وعده خدا در اثر ضعف ایمان است که باعث میشود خدا و رسول خدا را متهم به فریب کنند:
"إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا!"(احزاب۱۲)
کافر همه را به کیش خود پندارد!
اما چرا؟ یک دلیلش این است که مرجع تقلید و رهبر فکری منافقان، کافران و شیاطین و طاغوتها هستند و آنها هم که از دروغ و فریب اِبایی ندارند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
معروف و منکر یا نمادهای دینداری
گاه برخی امور نماد دینداری و تقوا محسوب میشود و برخی امور نماد بیدینی و بیاعتنایی به دین محسوب میشود!
میتوان گفت: بهطور نسبی معروف یعنی چیزی که نماد دین شناخته میشود و منکر، یعنی چیزی که مخالفت دین با آن شناخته شده است!
اگر دو کار خیر و مطلوب شرع را در نظر بگیریم که انجام یکی نماد دینداری باشد اما انجام دیگری چنین نمودی نداشته باشد، کار اول مصداق معروف است.
همچنین اگر دو کار شرّ و مغضوب از نظر شرع را در نظر بگیریم که ترک یکی نماد و عَلَم و پرچم دینداری باشد اما ترک دیگری چنین ویژگی نداشته باشد، کار شرّ اول مصداق منکر است.
فهم این کاربرد، منوط به توجه به این واقعیت است که امور دینی، همه در یک سطح از اهمیت و اهتمام در نظر دین نیست.
شریعت در امور متنوعی ابراز نظر کرده که برخی برایش مهمتر است. گاه این نماد شدن، نتیجه توجه و تأکید ویژه خود دین است؛ مثل تأکیدی که دین بر اطاعت از ولایت، نماز، احسان به مومنان و عامه مردم، رسیدگی به حال خویشاوندان و همسایگان و فقرا، حجاب، حرمت ربا و احتکار، حرمت بتسازی، حرمت اتکا و اعتماد به ظالمین و کفار و مشرکین، اهتمام به توکل و تلاش و اهتمام به علم و عقل داشته است.
گاه این نماد شدن، ریشه دینی ندارد بلکه در میان متشرعین شکل گرفته است. هرچند اصل دینی بودن آن عمل قطعی است اما دین تلاش ویژهای برای نماد شدن آن نداشته است.
مثلا هرچند اصل استخاره و صحت اموری چون تأثیر چشم زخم در منابع شرعی تأیید شده اما این امور نمادهای اصلی دینداری شناخته نمیشوند!
اما ممکن است در جامعه اسلامی عمده نمود رفتارهای دینی مردم در توجه به این امور مشروع دستهچندم باشد.
اگر معروف و منکر در آیات امربه معروف و نهی از منکر را به این معنا بگیریم یا حداقل مصداق بارز معروف و منکر را این امور بدانیم، مقصود آیات این میشود که درباره امور خیری که از نظر شرع نماد دینداری است، امر و نهی کنید و جدیت بیشتری به خرج دهید اما درباره سایر کارهای خیر این میزان از جدیت درباره دیگران لازم نیست بلکه به دعوت اکتفا کنید:
"يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ"(آلعمران104).
https://eitaa.com/egtesade_ma
خطبه فدکیه ج۱.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
/storage/emulated/0/Android/data/vr.audio.voicerecorder/files/خطبه فدکیه ج۱.mp3
منبر فاطمی
فرصت ایام فاطمیه را که نتوانستم تبلیغ حضوری بروم!
اینجا چند جمله عرض ادب میکنم به محضر شریف ایشان!
https://eitaa.com/egtesade_ma
انقلاب فاطمی؛ انقلاب در قواعد رفتاری
آیات قرآن، حدود شش هزار است که تنها حدود پانصد آیه آن احکام شرعی است.
مابقی آیات که بیش از نه دهم قرآن را تشکیل میدهد، شامل مباحث اعتقادی، تاریخی، طبیعی، انسانشناختی و اجتماعی با رویکرد تحولی است.
آیات احکام، بخش قانونی و سیاستی شکلگیری قواعد رفتاری است اما قرآن به بیان قوانین و سیاستها اکتفا نکرده و عمده همت خود را بر شکلگیری سایر مولفههای تحقق قواعد رفتاری گذاشته است.
براساس منطق قرآن، آسانترین کار برای یک انقلابی دستور دادن است!
بخش دشوار انقلابیگری، اصلاح وضعیت است!
قرآن، با تمرکز بر مباحث اعتقادی به ویژه سه مضمون اساسی را به تفصیل بررسی کرده است که مبدأ، مسیر و مقصد حرکت انسان و جامعه را نشان میدهد:
۱. «توحید» با تمرکز بر ابعاد مورد ابهام و خدشه درباره توحید!
۲. «نبوت» بهطور کلی، نبوت افراد شاخص انبیاء و نبوت پیامبر اعظم «صلیاللهعلیهوآله»!
۳. «معاد» و سرنوشت متفاوت دو گروه مومنان و غیرمومنان که دارای دو نظام باور و دو منظومه قواعد رفتاری بودند!
این سه، ارکان شکلگیری نظام باورهای مذهب هستند.
در کنار این سه، قرآن به سه موضوع نیز پرداخته است: 1. انسان. 2. جامعه. 3. طبیعت.
این سه، عامل رفتار یعنی انسان و ظرف و حوزه رفتارها یعنی انسان، جامعه و طبیعت را شکل میدهد.
بعد از تبیین واضح دیدگاه مذهب درباره این شش موضوع، تازه نوبت به طرح دیدگاه درباره رفتارهای مطلوب و نامطلوب میرسد که منظومه قواعد رفتاری مطلوب اسلام را شکل میدهد.
به همین مناسبت است که در آیات مکّی تا قبل از هجرت پیامبر اعظم «صلیاللهعلیهوآله» به مدینه، عمده آیات فاقد دستورات عملی از سنخ احکام شرعی است.
با هجرت به مدینه و تشکیل نظام سیاسی اسلامی و شکلگیری قدرت سیاستگذاری و قانونی، زمینه برای تشریع احکام و تنظیم جزئیات قواعد رفتاری شکل میگیرد.
با هجرت به مدینه، فرصت ایجاد میشود که نظام سیاسی اسلامی امر و نهی کند و مردم نیز در سایه قدرت حکومت اسلامی امر به معروف و نهی از منکر کنند.
با هجرت به مدینه، پیامبر به تأسیس مسجد اقدام میکند و ابزار کافی برای انجام قواعد رفتاری نوظهور مطلوب اسلام را فراهم میکند.
با هجرت به مدینه، پیامبر فرصت تبلیغ و ترویج رسمی و گسترده اندیشه خود را مییابد و مردم را به طور عمومی و گسترده تعلیم میدهد و تشویق میکند، مهارتهای نوظهوری در بین مردم رواج مییابد و قواعد رفتاری اسلامی جایگزین قواعد رفتاری معارض یا خرافی میشود!
روندی که اگر با استمرار خط ولایت نبوی در ولایت علوی استمرار مییافت، به تدریج کفه ترازوی قواعد رفتاری را به سمت قواعد رفتاری مطلوب اسلام هر روز سنگین و سنگینتر میکرد!
مراسم فاطمیه همچون انقلاب حضرت صدیقه شهیده سلاماللهعلیها درباره این دغدغههای عالی اجتماعی بوده و هست!
https://eitaa.com/egtesade_ma
خطبه فدکیه ج۲.mp3
زمان:
حجم:
10.1M
/storage/emulated/0/Android/data/vr.audio.voicerecorder/files/خطبه فدکیه ج۲.mp3
منبر فاطمی
فرصت ایام فاطمیه را که نتوانستم تبلیغ حضوری بروم!
اینجا چند جمله عرض ادب میکنم به محضر شریف ایشان!
https://eitaa.com/egtesade_ma