مجنون با انگشت روی خاک مینوشت ..
لیلی ، لیلی ...
پرسیدند چه میکنی؟!
گفت :چون میسر نیست مرا کام او ؛
عشق بازی میکنم با نام او !
یه خسته نباشیدم عرض کنیم خدمت تموم بچه های بسیجی و نیرو انتظامی
قطعا اگه نبودید معلوم نبود حال ما الان چطوری بود
اینکه الان میتونستید تو پارتی و قهوه خونه و مهمونی و رو دراگ باشید
اما از همه اینا بخاطر اعتقاداتتون زدید و اومدید کف خیابون بخاطر حفظ آرامش مردم ..
واقعا قدر خودتونو بدونید :))))
غمگینم
مثل برعندازی که رفت سر قرار دید هیچکس نیست ...
از بسیجیا نذری گرفت و برگشت😂