-اِهتمام-
شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت:)؟ ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت ..
چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار
من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت
-اِهتمام-
چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت
در دو چال گونه ات دنیای من جا می شود
عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت
-اِهتمام-
در دو چال گونه ات دنیای من جا می شود عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت
گرچه زیبا تر ز ماهی ، آمدی از آسمان
تا نیفتد چشم نامحرم به شب تابیدنت
-اِهتمام-
گرچه زیبا تر ز ماهی ، آمدی از آسمان تا نیفتد چشم نامحرم به شب تابیدنت
گل شدی ، آنقدر زیبا تا که یادت می کنم
ترسم ای گل جان بگیرد عقده های چیدنت
-اِهتمام-
گل شدی ، آنقدر زیبا تا که یادت می کنم ترسم ای گل جان بگیرد عقده های چیدنت
مثل باران می زنی بر پنجره تا می رسی
سنگ بارانش بکن اینبار با باریدنت
-اِهتمام-
مثل باران می زنی بر پنجره تا می رسی سنگ بارانش بکن اینبار با باریدنت
خسته ای می دانم اما ساعتی بیدار باش
شاعر چشمت بمانم شاهد خندیدنت :)
هدایت شده از - پاتوق ِمنتظران -
راضی باش ؛ تا به آسایش دستیابی !
_ حضرت علی(ع)