eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
Moghadam-13920315[03].mp3
8.13M
▪️این روزا روزای خوی ندارم▪️ 🎤 سبـک : سـنـگـیـن 🗓مراسم : جلسه هفتگی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Mirdamad Babolharam.mp3
6.59M
|⇦• روضه و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل سلام الله شبِ اول ماهِ محرم سال 1397 مسجد حضرت امیر به نفسِ سید مهدی میرداماد✨ •┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
بند 1️⃣ ای عشق دلخواه من همیشه همراه من سریع‌ترین راه من برای رسیدنِ به خدا،ببرم کرب و بلا بیش از حده به تو ارادت من فقط تویی راه سعادت من وضوی من شده گریه واسه تو سینه زنی شده عبادت من تا به نوکری نائل شدم غلام ابوفاضل شدم دیوونه بودم و حالا با عشقت عاقل شدم حسین حسین حسین حسین بند 2️⃣ تا اسمتو آوردم غمامو از یاد بردم گره به عشقت خوردم که شدم گریه کنِ غم تو،کنار علم تو شدم غلام تو سینه میزنم به احترام تو سینه میزنم تو روضه‌هات دلم آروم میگیره با ذکر نام تو سینه میزنم باور و عقیدم هیئته خونه‌ی امیدم هیئته خواب دیدم اونجا که عاقبت جون میدم هیئته حسین حسین حسین حسین بند 3️⃣ با تو دلم آباده اگه شدم دلداده با گریه شیرم داده مادرم پای همین روضه‌ها،که گدات شدم آقا غمت چقد داده آبرو به من تویی دلیل این حال خوب من تا بستم آقا دلمو به نگات درِ بهشت دیگه بازه رو به من با تو آخرتم تضمینه قبر و قیامتم تضمینه بهشتم تا وقتی که توی هیئتم تضمینه حسین حسین حسین حسین شعر:محمدجواد ابوتراب زاده سبک:احسان نوری تکیه نوکری .
🌺 💠 نوحه شهادت امام جواد علیه السلام 💠 💠 زمینه شهادت حضرت امام جواد الائمه (ع) با دانلود سبک -( گوشه حجره داره نفس نفس ميزنه جووني كه ) گوشه حجره داره نفس نفس ميزنه جووني كه توي غربته مثل مجتبي/ توي غيرته مثل مرتضي تو محبته مثل فاطمه/ توي رأفته چون امام رضا همه ي هستي امام رضا داره ميسوزه از زهر جفا ميون خنده و هلهله ها واويلا (2) – يا جواد الائمه آقام آقام آقام آقام 3 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 خشكيده لبهاش مي كشه پا روي زمين ز سوز زهر مي سوزه تو غمش هرچي دله/ ديگه مقتل اكبر كامله جواب ناله هاي جانگداز/ شده خنده ي همسر و هلهله خون دل توي چشماي ترش قاتلش شده زهر همسرش کبوده تموم بال و پرش واويلا (2) – يا جواد الائمه آقام آقام آقام آقام 3 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 خواهر نداري كه واسه تو يه گريه كن بشه تو غربتت شكر حق نداري خواهر آقام/ نزدن اونو با سنگ از رو بام مث زينب محزون با غرض/ تو پذيراييِ بازار شام غريبونه تو شهر كاظمین شده أشهد تو به شور و شين غمي نيست مث ماتم حسين واويلا (2) – يا جواد الائمه آقام آقام آقام آقام شاعر: سبک نوحه 👇👇👇👇
📋 جوون امام رضا میخونه کجایی مادر من ✔️ / حاج محمود کریمی ✔️ سال ۱۳۸۹ ✔️ "ع" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جوون امام رضا میخونه کجایی مادر من روی خاک حجره غریبونه میسوزه پیکر من چشام گریونه دلم پر خونه لبام روضه میخونه ای خدا خون شده دل دلبر رضا از عطش خم شده گل پرپر رضا دست و پا میزنه علی اکبر رضا واویلا کبوترا تو اسمون با هم پرا رو وا میکنن یه سایبونی رو تن اقا میان به پا میکنن توی افتاب دلش بی تاب هنووز تشنه ابه اسمون محو دیدن روی ماهشه عمریه درد بی کسی تو نگاهشه وای من خونه خودش قتلگاهشه واویلا میمونه بی غسل و کفن اینجا سه روز اگه بدنش شبیه حسین نمیشه غارت انگشتر و پیرنش داره میمیره عزا میگیره دلش کربلا میره افتاد از بام خونه تا پیکر اقا شادی کرد تو کوچه چقدر همسر اقا اما کی رفته رو نوک نی سر اقا واویلا ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال رَفَــعَ اَللّٰهٌ رایَــةَ اَلْعَـبّاٰسْ حاج‌محمودکریمی 👇👇👇
4_607315432285667623.mp3
7.17M
#اجرک_الله_یا_ابالجواد 💕 جوون امام رضا میخونه کجایی مادر من 🎤🎤 حاج محمود #کریمی
امام موسی کاظم (ع)-شهادت موسی بن جعفر با روضه خوان و سینه زن و خادم آمدیم در مجلس عزای تو یا کاظم آمدیم شکر خدا که دور نبودیم از شما در روضه ها و مجلستان دائم آمدیم گر دور هم شدیم دمی از کنارتان اما دوباره خسته دل و نادم آمدیم مهدی سیاهپوش عزای شما شد و ما بهر تسلیت به دل قائم آمدیم ما از همان ازل همه در بندتان شدیم همسایه های خانۀ فرزندتان شدیم ای وای من شکسته پرو بال بودی و عمری اسیر کنج سیه چال بودی و هر روز روزه بودی و اما دم اذان در زیر تازیانه تو پامال بودی و یک روز و ماه و سال روا نیست این جفا تو چارده بهار به این حال بودی و گاهی به یاد مادر خود بین کوچه ها گاهی به یاد زینب و گودال بودی و عمری غریب در دل زندان تو زیستی هر شب برای جد غریبت گریستی زندان کجا و تو ، تو کجا تازیانه ها از تازیانه مانده به جسمت نشانه ها زنجیر روی گردن مولا چه می کند مجروح گشته گردن و زخمیست شانه ها تاریک بود و تا که تو را بی هوا زدند آتش کشید از دل زهرا زبانه ها با هر بهانه ای ز تو حرمت شکسته شد مویت سپید گشت به دست بهانه ها زهرا اسیر تو، تو پریشان فاطمه مظلوم مثل دیگر عزیزان فاطمه باب الحوائج همه موسی بن جعفرم میراث دار حضرت زهرا و حیدرم با تازیانه های عدو خو گرفته ام گشته انیس با غل و زنجیر پیکرم راضی شدم به هر چه شکنجه که می کنی اما نکن دوباره اهانت به مادرم ناموس کبریاست ازین حرفها نگو لطفا به خانوادهء من ناسزا نگو گیرم به اشک ، درد دلم را دوا کنم با سندی ابن شاهک و سیلی چها کنم خلّصنی یاربم شده عجّل وفاتیم چون فاطمه به مرگ خود امشب دعا کنم پا سوی قبله کردم و دیده هنوز نه تا آنکه یک نظر به سوی کربلا کنم هم آرزوی مرگ کنم هر شبانه روز هم آرزوی دیدن روی رضا کنم عالم به غصه و محنم گریه می کند زنجیر هم  به زخم تنم گریه می کند گرچه مطیع توست جهان با اشاره ای تنها نصیب توست دل پر شراره ای آنروز ای غریب ز زندان اگر چه رفت بیرون جنازه ات به روی تخته پاره ای حداقل دگر کفنت بوریا نشد غارت نشد ز دختر تو گوشواره ای دیگر ندید همسرت از روی نیزه ها افتد به روی خاک سر شیرخواره ای کرببلا مدینه نجف یا که کاظمین فرقی نمی کند همه در انتها حسین مهدی مقیمی..........
امام موسی کاظم(ع)-شهادت کسی بدون دلیل از صدا نمی افتد لب کلیم ز سوز دعا نمی افتد کریم در غل و زنجیر هم کریم بُود به دست بسته شده، از عطا نمی افتد اگرچه خاک نشسته به روی لب هایت عقیق، پا بخورد از بها نمی افتد مگر چه گفته به تو این زبان دراز یهود؟ همیشه از دهنش ناسزا نمی افتد چه آمده به سرت پنجه میکشی بر خاک؟ به هر نفس، لب تو از ندا نمی افتد به سینه ای که لگد خورد پشت در سوگند بدون درد سر این ساق، جا نمی افتد کسی که در تن او پیرهن شده پاره به یاد بی کفن کربلا نمی افتد تو گیر یک نفر افتاده ای چنین شده ای تن تو در گذر گرگ ها نمی افتد پس از سه روز تو را عده ای کفن کردند سر بریده ی تو زیر پا نمی افتد سنان و شمر به هم با اشاره می گفتند: مگر که نیزه نخورده ؟ چرا نمی افتد؟ زدور حرمله میگفت گودی حنجر حسین نحر نگردد زپا نمی افتد قاسم نعمتی.........
ی حرمله یک تیر مانده بود آن هم نشد حرام ... بماند بقیه اش هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت آمد به انتقام ... بماند بقیه اش شمشیرها تمام شد و نیزه ها تمام شد سنگ ها تمام... بماند بقیه اش گویا هنوز باور زینب نمی شود بر سینه ی امام؟ ... بماند بقیه اش پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته در بین ازدحام... بماند بقیه اش راحت شد از حسین همین که خیالشان شد نوبت خیام....بماند بقیه اش رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول یافاطمه! سلام ... بماند بقیه اش از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش خون علی الدوام ... بماند بقیه اش سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش از پیکر امام ... بماند بقیه اش بر خاک خفته ای و مرا میبرد عدو من میروم به شام ...بماند بقیه اش دلواپسم برای سرت روی نیزه ها از سنگ پشت بام ...بماند بقیه اش دلواپسی برای من و بهر دخترت در مجلس حرام ...بماند بقیه اش حالا قرار هست کجاها رود سرش از کوفه تا به شام ... بماند بقیه اش تنها اشاره ای کنم و رد شوم از آن از روی پشت بام ... بماند بقیه اش قصه به "سر" رسید و تازه شروع شد شعرم نشد تمام ... بماند بقیه اش محمد رسولی . تو نيزه ميخوري تن من درد ميكشد تو تشنه اي و من جگرم داد ميزند هر وقت به قتلگاه تو نزديك ميشوم اين شمر بد دهن به سرم داد ميزند . روز عاشورا تورا زدند نگفتم كه خواهري سخت است مرا زدند تو گفتي برادري سخت است چگونه شمر سرت را شكست من ديدم به رويِ سينه يِ پاكت نشست من ديدم هر آنچه داد زدم كه نبر رسيدم من به خنده داد جوابم دگر بريدم من هنوز در تهِ گودال تار ِ گيسو هست هنوز نيزه شكسته ميان پهلو هست همين كه پيكر تو مورد تهاجم شد ز دست و پا زدنت دست و پايِ من گم شد مرا به حرمله يا شمر يا سنان نسپار مرا به خاطر مادر به ساربان نسپار هاني امير فرجي . . . يكي با نيزه اش از پشت ميزد يكي با چكمه و با مُشت ميزد خودم ديدم سنانِ دائمُ الخَمر حسينم را به قصد كشت ميزد رضا قرباني . گودال قتلگاه دارد سر از تن تو جدا ميكند چرا؟ از پشت گردنِ تو جدا ميكند چرا؟ چيزي نمانده پس به عقيله نگاه كن تا آخرين نفس به عقيله نگاه كن تكليف من پس از تو نگفتي چه ميشود؟ با سر اگر ز نيزه بيفتي چه ميشود؟ بگذار من كتك بخورم تو نفس بگير تاوان هرچه موي سپيد است پس بگير بگذار من كتك بخورم گريه كن حسين از تو چگونه دل ببُرم گريه كن حسين بگذار من كتك بخورم تو بلند شو مثل لبت ترك بخورم تو بلند شو آتش گرفت خيمه به جايي رسيد كار سجاد ناله كرد عليكُنَّ بالفرار . گودال قتلگاه آخر نشد كه عقده از اين دل درآورم موي تورا ز پنجه ي قاتل درآورم گفتم كه نيزه را ز مقابل در آورم جسم تورا ز چنگ اراذل درآورم گودال تنگ و پيكر تو ريز ريز شد با يك لباس چكمه ي قاتل تميز شد هركس دويد گوشه ي گودال برنگشت پيراهن از كشاكش جنجال برنگشت در زير نعل ها تن پامال برنگشت چشم كسي ز غارت خلخال برنگشت خنجر را كشيد و زني التماس كرد يك زن به مرد بد دهني التماس كرد . . نه پيرُهن نه زره نه عبا نه عمامه حسين ِ من چقدر نامرتبت كردند . آنقدر تشنه بود لبهايش دستِ آخر به شمر هم رو زد نفسش را عجيب بند آورد نيزه اي كه سنان به پهلو زد .    گودال قتلگاه سر ِعمامه و عبايت نَه بود دعوا براي پيرُهنت دستهايم بريد وقتيكه تيغ را میكشيدم از بدنت كربلايت چه كرده ميبيني؟؟؟ كه به پيشاني ام پُر از چين است بعد از اين گريه اي نميشنوم گوشم از تازيانه سنگين است حسن لطفي . . . زآتش دلِ من صحبتي نكن نامرد سكوت سبز مرا غيرتي نكن نامرد بزن تمام تنم را كبود كن اما به نام فاطمه بي حرمتي نكن نامرد . . دارم براي رنگِ تنت گريه ميكنم پايِ نفس نفس زدنت گريه ميكنم باور كنيم حرمت تو مستدام بود؟ يا بردن تو بردنِ با احترام بود؟ باور كنيم شأن تورا رَد نكرده است؟ اين بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟ گرد و غبار، روي تو اي يار ريختند روي سر ِتو از در و ديوار ريختند هرچند بين كوچه تنت را كشيد و بُرد دستِ كسي به رويِ زن و بچه ات نخورد باران تير و نيزه نصيب تنت نشد دست كسي مزاحم پيراهنت نشد اين سينه ات مكان نشست كسي نشد ديگر سر تو دست به دست كسي نشد . . . پيروهن ، تن ، بدن ، برادر ِمن يوسفم خرج چند گرگ شده اين كه وضع گلو بريدن نيست رگ رگت كوچك و بزرگ شده . عاشورا بر پیکر تو، حرامی پست نشست در حین جدا کردن سر، مست نشست با خون خدا، چه بی ادب تا کرده تا آن دم آخر، که نفس هست نشست در مقتل تو، سنگدلان رخنه زدند با تیر و کمان و نیزه و دشنه زدند بر جسم مبارک عزیز زهرا فریاد که اینان، همه بی وقفه زدند . قاتلت سر بريد وقتي كه سينه ي نيزه خورده ات حس داشت قاتلت رفت با سرت آمد حنجر تو هنوز خس خس داشت . لااقل عمامه ي تاج سرم را پس بده مشكِ پاره پاره ي آب آورم را پس بده گوشواره وَ النگوها وَ گردن بندِ من هرچه ميخواهي بگير و معجرم را پس بده