🌷 یا زینب کبری (سلام الله علیها) ... 🍃
چادرت را میتکانی؛ میشود نوکر درست
میچکد بر خاک، اشکت؛ میشود قنبر درست
عرشیان از عرش میآیند، روی گنبدت
میکنند از ریشههای پرچم تو پَر درست
دکَهی کوزهگرانِ شهر تو پُر رونق است
میکنند از خاکِ گنبد کاسههای زر درست
تا کبوترهای تو سرگرمِ لانهسازیاند
میکنیم از خُرده چوبِ لانهها منبر درست
گر چه سرباریم؛ ما را از حرم بیرون نکن
لااقل با پیکر ما میشود سنگر درست
حُرمت یک کاشیِ صحنت اگر که بشکند
میکنیم از دشمنانت کوهی از پیکر درست
گنبدت شمع است، ما پروانه؛ پرچم شعلهاش
در طوافش میکنیم از خویش، خاکستر درست
...
نامت آمد بر زبانم؛ دَر زدم؛ دَر باز شد
شد براتِ کربلایم لحظهی آخر درست
#یا_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
#یا_عقیلة_العرب_یا_زینب_س
#کلنا_فداک_یا_زینب_س
#رضا_قاسمی
•┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈••
@emame3vom
•┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈••
📝 #راه_وا_کنید_که_زهرا_با_قامت_خم
🖊 #روضه | #حاج_محمود_کریمی
🖊 #شب_اول_محرم ۱۳۹۸
🖊 #هیأت_رایة_العباس "ع"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راه وا کنید که زهرا، با قامت خم اومد
ناله کشید بُنَیَّ، ماه محــرم اومد
شال عزای ماتم، رو شونه هامون افتاد
زهرا خودش دوباره، دنبالمون فرستاد
مادر دوباره امسال، در زده خونمون و
به اسم می شِناسه، دونه به دونمون و
با چشم دل ببینید، کنار در نشسته
هی میزنه به سینه، با بازوی شکسته
بوی حرم گرفتیم از عطر سیب مادر
تا ما میگیم حسین جان میگه غریب مادر
هی زیر لب میخونه، شمشیر و تیر اوردند
بچم رو مثل من هم غریب گیر اوردند
بچم رو مثل من هم، نامرد بی هوا زد
گودال بود و بچم، لب تشنه دست و پا زد
حسین غریب مادر
تیری که خورد و باید، از پشت در بیاره
انگشتر و نشد از انگشت در بیاره
تاج سر ملائک تاراج پای شمره
مویی که شونه کردم، تو پنجه های شمره
بند دلش رو مادر عطشان ببینه سخته
بچش رو بین مقتل عریان ببینه سخته
لعنت به شمر تیغش دریا رو خاک می کرد
با پیرهن حسینم خنجر رو پاک می کرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📁 رَفَــعَ اَللّٰهٌ رایَــةَ اَلْعَـبّاٰسْ
حاجمحمودکریمی
.
@MAHMOUDKARIMMI_SHAB_01_MOHARRAM(1).mp3
23.84M
📻 عــــزاداری شب اول محـرم ١٤٤١
☑️ بامداحی: #حاج_محمود_کریمی
🕌 هیئت رایة العباس "علیه السلام"
✅ حاج محمـود کریـمی ↙️
در اشک روضه است تمام خواص ها
راه تعبد است همین التماس ها
از فیض روضه است اگر درمیان عرش
جمع است برزمین تمام حواس ها
در روضه الحسین فقط دیده میشود
باز است در به روی همه ناسپاس ها
اینجا کرامتی است که بر باب رحمتش
حتـی طمـع کنند نمک ناشناس ها
این عفو، رحمو، رحمتو، رحمانی حسین
برهم زده اساس و اصول جناس ها
#نـوكــر_نـوشــت:
عطری که از حوالی پرچم وزیده است
مارا به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحـن کــربلا
صد کوچه باز کنید، محرم رسیده است
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام #ارباب_بـی_کــفـن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_حسن_حزباوی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
این شهر را هوای محرم گرفته است
حال و هوای قلب مرا غم گرفته است
قبل از دهه برای عـزای تو مادرم
اسپند و چایی و رطب بم گرفته است
باز این چه شورش است تو را مادرم حسین
در وقت شیر دادن من دم گرفته است
در بین نوکـران تو لات محـل ما
شیون کنان برای تو پرچم گرفته است
وقتی سماورم ز غمت جوش میزند
یعنی که چای روضه ی ما دم گرفته است
#نـوكــر_نـوشــت:
#حـسـیـن_جـان
هرچند بدم ولـی تـو راهـم دادی
در سـایه ی هیئتت پناهـم دادی
صد شکر که شبهـای #محـرم آقا
مـاننـد همیشه اشک و آهـم دادی
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_علـی_منیعـات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
گفت سر بالا کن ای مهمان ما+مقتل، شعر و صوت
اولین کسی که در کربلا دل بچهها را لرزاند و راه را بر امام حسین (ع) بست، حر بود. در گفتوگویی که با امام حسین (ع) داشت، حضرت با او گفت ثکلتک امک! اما حر در مقابل حضرت زهرا (س) ادب کرد و همین ادب دستش را گرفت.

خبرگزاری فارس ـ گروه دین و اندیشه ـ مهند حامدی: فرمانده لشکر است. پهلوان جنگ است. کسی حتی جرأت در چشمانش نگاه کند. فرمانده لشکر است! اولین کسی که در کربلا دل بچهها را لرزاند و راه را بر امام حسین (ع) بست حر بود. در گفتوگویی که با امام حسین (ع) داشت، حضرت با او گفت ثکلتک امک! اما حر در مقابل حضرت زهرا ادب کرد و همین ادب دستش را گرفت. «سر بلندی خصم دون پستت گرفت/ خاک پای مادرم دستت گرفت». حر، حر شد. روز چهارم روز حر نیست، روز همه ماست. باید برای خودمان مفصل گریه کنیم.

حضرت حر و حضرت سیدالشهدا (ع)
حر بن یزید ریاحی با هزار نفر، اولین کسی بود که راه را بر امام حسین علیهالسلام بست و اجازه نداد به سمتی حرکت کند. آن گاه که بر امام به دستور ابن زیاد سخت گرفت امام به او فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند!»
حر سر به زیر افکند و عرض کرد: «اگر غیر از شما در عرب کسی نام مادرم را میبرد پاسخ میدادم اما چه کنم که مادر شما فاطمه علیها سلام است.»
روز عاشورا وقتی امام حسین علیهالسلام فریاد بر آورد: «أما من مغیث یغیثنا لوجه الله؟ أما من ذاب یذب عن حرم رسول الله.» آیا فریادرسی نیست که به فریاد ما برسد؟ آیا کسی نیست که از حریم پیامبر و خاندانش دفاع کند؟
حر سخت بر خود لرزید و به عمر بن سعد گفت: «آیا به راستی با حسین علیهالسلام خواهی جنگید؟» پاسخ داد: «ای والله قتالا ایسره ان تطیر الرؤس و تطیح الایدی.» آری، به خدای سوگند با او خواهم جنگید؛ پیکاری که آسان ترینش، جدا شدن سرها و دستهاست.
حر بازگشت. در حالی که میلرزید، شخصی به او گفت: «اگر از من میپرسیدند شجاعترین مردم کوفه کیست، شما را نشان میدادم. اینک این چه وضعی است که داری؟»
حر گفت: «انی و الله اخیر نفسی بین الجنة و النار، فوالله لا أختار علی الجنة شیئا و لو قطعت و أحرقت.»
خود را میان بهشت و دوزخ مینگرم و به خدا قسم که چیزی را به جای بهشت برنخواهم گزید؛ گرچه قطعه قطعه شده و سوزانده شوم.
آنگاه در حالی که دستهای خود را روی سر نهاده بود، میگفت: «خدایا! من به بارگاه تو روی توبه آوردهام. توبهام را بپذیر؛ چرا که من در دل دوستان تو و فرزندان پیامبرت هراس افکندم.»
هنگامی که به امام نزدیک شد، آن حضرت فرمود: «که هستی؟» پاسخ داد: «جعلت فداک انا صاحبک الذی حبسک عن الرجوع و جعجع بک، والله ما ظننت ان القوم یبلغون بک ما أری، و أنا تائب الی الله فهل تری لی من توبة؟» حسین جان! فدایت شوم! من همان کسی هستم که شما را از بازگشت به سوی مکه و مدینه باز داشت. همان کسی هستم که راه را بر شما بستم؛ اما هرگز گمان نمیکردم که این ستمکاران با شما این گونه رفتار کنند و اینک پشیمانم. به بارگاه خدا توبه کردهام. آیا توبهام پذیرفته است؟»
امام فرمود: «آری، خدا توبهات را میپذیرد و تو را مورد بخشایش قرار میدهد. پیاده شو که میهمانی و مورد احترام. پیاده شو و کمی آرام گیر. «نعم یتوب الله علیک.»
حر گفت: «حسین جان! من سواره کارآمدترم و سرانجام کار فرود خواهم آمد.» آنگاه افزود: «بدان دلیل که من نخستین کسی بودم که راه را بر شما بستم و خاطر شما را آزردم، اینک اجازه دهید نخستین کسی باشم که جان را در راه آرمانهای شما فدا کنم و در برابر دیدگانتان به خون آغشته گردم؛ تا در روز رستاخیز، این شایستگی را بیابم که با جدت پیامبر خدا روبرو شوم و و مورد لطف و عنایت آن حضرت قرار گیرم.»
سپس گفت: «یابن رسول الله! زمانی که از کوفه خارج شدم، صدایی شنیدم که میگفت: بهشت بر تو بشارت باد! گفتم: وای بر حر و بشارت بهشت؛ در حالی که به جنگ پسر رسول خدا میرود.»
امام فرمود: «تو به خیر رسیدی و پاداش تو محفوظ است.»
امام حسین علیهالسلام در برابر اصرار او به وی اجازه فداکاری داد و عازم میدان شد و جمع کثیری را به درک واصل کرد تا با پیکری آغشته به خون سر بر بستر شهادت نهاد.
هنگامی که پیکر به خونخفته او را نزد پیشوای آزادگان آوردند، آن حضرت با دست نازنین خود خاکها و خونها را از چهره او کنار زد و فرمود: «راستی که آزادمرد دنیا و آخرت هستی؛ درست همانسان که مادرت تو را «حر» نام نهاد.»

.
#سخنرانی
#موضوع:صبرو آزمایش اللهی
#آیه
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُون
َ
ﻫﺮ کسی ﭼﺸﻨﺪﻩ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ(ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ)ﺑﻪ ﻧﻮعی ﺧﻴﺮ ﻭ ﺷﺮّ(کهﺗﻬﻴﺪستی،ﺛﺮﻭﺕ،ﺳﻠﺎﻣﺖ،ﺑﻴﻤﺎﺭی،ﺍﻣﻨﻴﺖﻭﺑﻠﺎﺳﺖ) #ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻣﻰﻛﻨﻴﻢ،ﻭ ﺑﻪ ﺳﻮی ﻣﺎ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﻳﺪ.
📚سوره مبارکه #انبیاء آیه۳۵
إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ
ﻣﮕﺮ ﻛﺴﺎنی ﻛﻪ(ﺩﺭ خوشی ﻫﺎ ﻭ ﺁﺳﻴﺐ ﻫﺎ) #ﺷﻜﻴﺒﺎیی ﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎی ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻧﺪ،ﺍﻳﻨﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻭ ﭘﺎﺩﺍشی ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ.
📚سوره مبارکه #هود آیه ١١
#حدیث
پیامبر #اكرم صلى الله عليه و آله
اَلصَّبرُ ثَلاثَةٌ:صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ،وَ صَبرٌ عَلَى الطّاعَةِ و َصَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ؛ #صبر سه نوع است: #صبر در هنگام مصيبت، #صبر بر طاعت و #صبر بر ترك گناه
📚اصول كافى جلد2 صفحه 91 حدیث15
پیامبر #اكرم صلى الله عليه و آله
ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ جَمَعَ اللَّهُ لَهُ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الْبَلَاءِ وَ الدُّعَاءُ عِنْدَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ.
كسى كه سه خصلت در او باشد خداوند خير دنيا و آخرت را براى او فراهم مى كند: #خشنودى به مقدّرات، #صبر در بلا و #دعا در سختى و راحتى.
📚بحارالأنوار جلد68 صفحه 156 حدیث71
امام #على عليه السلام
الصَّبْرُ فِي الْأُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا فَارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ إِذَا فَارَقَ الصَّبْرُ الْأُمُورَ فَسَدَتِ الْأُمُورُ.
نقش #صبر در كارها همانند نقش سر در بدن است،همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود،بدن از بين مى رود #صبر نيز هرگاه همراه كارها نباشد،كارها تباه مى گردند.
📚اصول كافى جلد 2 صفحه90 حدیث9
امام #صادق علیه السلام
المومِنُ لَا یَمضِی عَلَیهِ اربَعُونَ لَیلَه الَا عَرَضَ لَهُ امرُ یَحزُنُهُ یُذَکَرُ بِهِ
چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اینکه واقعه ای برایش رخ دهد و او را غمگین سازد و به واسطه آن،متذکر گردد.
📚اصول کافی جلد 2صفحه 254حدیث11
#داستان
حضرت ایوب نبی پیامبری بود که از انواع نعمتهای مادی و معنوی همچون خیل،گوسفندان،مزارع،سرسبز،محصولات،کشاورزی،چشمههای روان،پسران تنومند بهره مند بود و البته زبانی شکرگزار و دستی،گشاده،داشت،شیطان به پروردگار گفت شگرگذاری و سپاس گویی ایوب به دلیل آن است که در عسرت و سختی نیفتاده! اگر او نیز در تنگنای زندگی قرار بگیرد،زبان شکر در کام فرو خواهد بَرَد،خدای متعال برای اینکه به شیطان بفهماند شکر ایوب نه به دلیل مال و ثروت و مکنت بلکه به دلیل بندگی اوست،برهمه آنچه ایوب داشت قلم نیستی کشید،گوسفندانش مردند،خیل گاو و شترانش به گوسفندانش پیوستند،مزارعش را آفت خشکی فرا گرفت و پسران دلبندش زیر آوار،داغی بزرگ بر دل پدر نهادند.از این پس حضرت ایوب ماند و فقری که چون تار عنکبوت به چهاردیوار زندگی او تنید، البته همسری مهربان که آخرین بازمانده همه نعمتها به شمار میآمد و زبان شکر و سپاس که هیچ گاه حضرت ایوب علیه السّلام آن را به لطف و رحمت الهی از دست نداد،حضرت ایوب علیه السّلام در #آزمایش سخت فقر قرار گرفت و آنچه این #آزمایش را تکمیل کرد،بیماری جان کاهی بود که هفت سال و بنا به قول دیگر،هفده سال دامان این پیامبر الهی را فرا گرفت،از آن پس اطرافیان از او دور شدند و همسرش امیدوارانه پرستاری شوهرش را بر عهده گرفت،اما فانوسِ امید او نیز روزبه روز کم فروغ تر میشد(هفت سال،زمان کمی نیست که از یک بیمار پرستاری کنند،یک تنه و بی همراه چه برسد به هفده سال)وقت آن رسید که حضرت ایوب علیه السلام زبان به استغاثه باز کندواز خداوند گشایشی بخواهد(وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين)َو ایوب را به یاد آور(هنگامی که پروردگارش را خواند)وعرضه داشت خدایا بد حالی و مشکلات به من روی آورده و تو مهربانترین مهربانانی.
خداوند دعای مؤدبانة حضرت ایوب علیه السّلام را مستجاب کرد و به او وحی فرمود تا در چشمهای خنک خود را شست وشو بدهد و سپس نعمتهای قبلی افزون بر نعمتهای جدید به ایوب روی آورد.
📚سوره مبارکه #انبیاء آیه۸۳
📚تفسیرنمونه جلد13صفحه477 ذیل آیه مذکور
#آزمایش_الهی_و_صبر
#نشر_پیام_صدقه_جاریه_است
#جهت_عضویت_به_روی_آدرس_کلیک_کنید
.
✨﷽✨
◆ متن سخنرانی حاج آقا دانشمند ◆
✍حساسیت خدا به امام حسین (ع)
پروردگار متعال رفاقت کردن با او خیلی آسان است، فقط باید اخلاق خداوند توی دستمان بیاید. اگر که رفاقت های دنیای من و شما خیلی پابرجانیست ؛ یکی ازعوامل آن این است که : مثلا: من وشما می خواهیم باهم رفیق باشیم ، همدیگر راخیلی دوست داریم با این وجود، یک دیگر را آزارمی دهیم. چرا؟ چون شناختی از روحیه ی، یک دیگر نداریم ، هر وقت خواستید با کسی رفاقت کنید؛ اول او را بشناسید. "معرفت " چیز خیلی خوبی است ؛ مثلا: وقتی قصد رفاقت با کسی را دارید به او بگویید: ببخشید من از شوخیِ دستی بدم می آید، ولی از شوخی زبانی بدم نمی آید. ولی در هر صورت ؛شوخی هامون باید حدّ و مرز داشته باشند . بعضی از جوون ها رو دیدم؛ با هم که شوخی می کنند،به مادر یکدیگر نیز توهین می کنند درحالی که خجالت نمی کشند. اما، اگر همین توهین رو به زنش بکنند، چاقو می کشند، یعنی اینقدر بی غیرت اند؛ که فکر می کنند توهین به مادر اشکالی ندارد. بعضی ها می گویند: نه، ما با هم رفیقیم . آن رفاقتی که درآن ادب وحیا نباشد؛ رفاقت شیطانیست نه الهی.
حالا من میخواهم باخدا رفاقت بکنم وخداوند می فرماید: من نسبت به بعضی چیزها مثل : اهل بیت حساس هستم مخصوصا، روی امام حسین علیه السلام. بنا براین باید حواستون رو جمع کنید که کوچک ترین توهینی به دستگاه امام حسین نکنید. درغیر این صورت بیچاره می شوید . لذا وقتی میخواهید درمورد سیدالشهدا و آنچه که مربوط به مجلس امام حسین است صحبت کنید ؛ باید احتیاط کنید ؛ حتی اگر خواستید؛ نقد هم بکنید نقدتان منصفانه و عالمانه باشد. امّا اگر بخواهید شخص مداحی را خرابش بکنید، به تعبیر دیگر آبرویش را ببرید. اینجا دیگر به جنگ با امام حسین آمدید، چون این مداحِ امام حسین است. یا این منبر را که مشاهده می نماید ، از چوب است و تا زمانی که در نجاری بوده قیمت داشت، امّا الان دیگر حرمت دارد ، همچنین اون چوب ها هم که برای حرم امام رضا(ع) ساخته می شوند. همچنین پارچه هایی که در برازی ها قرار دارند ؛تازمانی که در مغازه برازی هستند، فقط قیمت دارند و اگر کسی هم پارچه ها را لگد کند، می گویند پارچه کثیف می شود . ولی همینکه همون پارچه ی مشکی بر رویش نوشته شود السلام علیک یا ابا عبدالله دیگر نباید زیر پای کسی بیاید، چون که اینجا پرچم امام حسین است و لگد کردن آن گناه دارد . بنابر این باید بیشتر دقت کنید....
💥
.
.
#زمینه #حضرت_عبدالله علیه السلام
#سبک_به_مجلس_بى_رياى_حسين
#علی_صالحی
#عبدالله بن حسن ع
〰〰〰〰〰〰
به مجلس بى رياى حسين
خوش اومدين نوكراى حسين
به زودى زود همين دسته جمع
ايشالا كرببلاى حسين
كسى كه دو ماه مشكى مى پوشه/بدونه كه زهرا دعاگوشه
يقين داشته باشين كه اين ارباب/غلاماشو هرگز نمى فروشه
حسین جانم حسين جانم حسين جانم 2
چه جورى آروم بگيرم عمو
توو خيمه باشم مى ميرم عمو
پاشو بريم عمه دلواپسه
تو كه نياى من نِمی رم عمو
چه تصويرى باز توى چشمامه / مِثِ خاطراتى كه باهامه
بى انصافا تير بارونت كردن / تنت مثل تابوت بابامه
(عمو جانم3) 2
〰〰〰〰〰〰
ديدم غريب گير آوردن تو رو
به چنگ گرگا سپردن تو رو
ديدم از اين سمت به اون سمت دشت
با نيزه هاشون مى بُردن تو رو
ميام تا بدونن سپر دارى / توى لشكرت شير نر دارى
اگه اكبر و اصغرت رفتن / نيگا كن هنوز يک نفر دارى
(عمو جانم3) 2
〰〰〰〰〰〰
ديدى چه جورى با دستم عمو
به قاتلت راهو بستم عمو
هر اتفاقى بيُفته بازم
همينجا پيش تو هستم عمو
مى خوام روى خاكا رها باشم / توو آغوش تو سر جدا باشم
سواره كه مياد منم مى خوام / كه زير سُم مركبا باشم
(عمو جانم3) 2
.
|⇦• روضه و توسل به حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام اجرا شده شبِ پنجم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ کربلایی حسین سیب سرخی •✾•
•┄┅═══••↭••═══┅┄•
•┄┅═══••↭••═══┅┄•
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ
وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ...
نرو عمه برگرد اگر میتوانی
توخیلی عزیزی، توهم نوجوانی
ببین حمله ی نیزه وسنگها را
مرا تا کجا باخودت میکشانی؟
ببین عمه تنهاست مَحرم ندارد
تو مَردی و باید کنارم بمانی
بمان تا که از مجتبایم بماند
برای دلم یادگاری نشانی
خدایی نکرده اگر برنگردی
اگر بشکند از تو ابرو کمانی
نرو ت انبینی تو از روی نیزه
که کارم شده با سنان هم زبانی
به قلبم تو خنجر نزن دست بردار
نمانده دگر در گلو استخوانی
*گریه تو ببر حرم حسین،آی ناموس دارها!...برای چی گفت: داری خون دل به من میدی برگرد ...اگر من تنها بشم چی میشه؟...*
منو بزم شامات و دروازه ی ساعات
منو یک یهودی و تکه پرانی
برو بی حیا دست بردار از ما
نگاهه خودت راکجا میکشانی؟
پابرهنه شد و به میدان زد
داد میزد عمو رسیدم من
دست من هست پس نَبُر دیگر
تیغ زیر گلو رسیدم من
تا می آیم غریب لب تشنه
باخدا درد دل مفصل کن
بامناجات گوشه گودال
نیزه ها را کمی معطل کن
چقدر دیر آمدم تیغی
بوسه بر دست مهربانت زد
قاری خوش صدای آل الله
چه کسی نیزه بردهانت زد؟
آه چند خط شکسته ممتد
شکل زخم عمیق پیشانی
بی علمدار بودن خیمه
علت اصلی پریشانی
نیزه های شکسته می بینم
لب گودال و داخل گودال
چادر زینبِ تو خاکی شد
روی تل مقابل گودال
برق یک شیء آهنین دیدم
کاسه ی آب شاید آوردن
نه عموجان خیال خامی بود
تازه یک خنجر بد آوردن....
دشنه ای کُند میرسد از راه
نیت کشتن تو را دارد
چقدر زخم خورده ای ،ای وای؟
خواهرت خیمه بوریا دارد
آقاجان به صبرعمه ات زینب
به دل مضطر عمه ات زینب
سایه ی چکمه ای مرا ترساند
حق بده خصلت یتیم این است
صحنه ی غارت عبای شما
حول وحوش هزار ونهصد بود
زخمهای تو را شمردم من
احتیاجی به تیر حرمله نیست
ای عموی غریب ،مُردم من
عمو رسیدم و دیدم چقدر بلوا بود
سر تصاحب عمامه ی تو دعوا بود
به سختی از وسط میدان گذر کردم
هزارمرتبه شکر خدا کمی جا بود
ثواب نحر گلویت...تعارفی شده بود
سر زبان همه،بفرما بود
عمو چقدر لب خشکتان ترک دارد
چه خوب میشد اگر مشک آب سقا بود
زنی خمیده عمو...رد شد از لب گودال
نگاه کن نکند ،مادر تو زهرا بود
#کربلایی_حسین_سیب_سرخی
#شب_پنجم_محرم
#روضه_عبدالله_ابن_حسن
┄┅