eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. هوای کربلا هر بیر نفس حسینجان آه و نوایه گلم شوقیله پا پیاده کرب بلایه گلم تاپسام اگر سعادت سیزدن اولا عنایت گر خامه محبت یازسا دوباره دعوت پای پیاده گلم تا ائیلییم زیارت چاتسا الیم او قبره حال و هوایه گلم مجنون مثالی مولا صحرالری دولانام عاشقلره قوشوللام درد و غمه بویانام پروانه مثلی شمع حسنونده منده یانام اگنیمده قاره کوینک بزم عزایه گلم حقدن اولا عنایت عمریمده اولسا فرصت هر ایل بو قبره گلم تا ائیلییم زیارت سالما منی نظردن هجرانه یوخدی طاقت یوللار منی یورانماز سعی و صفایه گلم بیر قطره یم حسینجان بحر جلالتینده شرمندیم گوزوم وار مهر و محبتینده هر دردیمن دواسی وار قانلی تربتینده دردیله دولموشام من دار الشفایه گلم عشق اهلینین باشیندا دایم قراسی واردیر قلبنینده تا یاران وار قلبیم یاراسی واردیر زینب گلور سفردن دیلده نواسی واردیر عرض ائیلور اوزاخدان قانلی منایه گلم سن نور چشم زهرا دلبند مطفاسن قران و دین یولوندا باشسیز قالان فداسن مشگل گشا ی عالم هر درده اشناسن گر عمریم اولاسا هر ایل بو نینوایه گلم گلدیم اخا سفردن سس ویر منه حسین جان به به نه با صفادی جانیم بو قبره قربان چوخ دیر اورکده دردیم وار تربتونده درمان بو کربلادی یا من عرش خدایه گلم .
. نفس نفس زنون، میون عاشقا دارم میام به عشقه نگات حسین از اوج آسمون، میان به کربلا فرشته‌ها بیفتن رو پات حسین من تو راهم، با یه پرچم پرچمی که، روش نوشته تا ببینن، تمومه عالم (لبیک یاحسین) 4 ای حسین عشق منی.. (حسین عشق منی) 3 بی‌سر و سامان تواَم یا حسین دست به دامان تواَم یا حسین بر سر نی زلف رها کرده‌ای با جگر شیعه چها کرده‌ای تمومه طولِ راه، پُرِ از خادما مِدال سینه‌شون ناصرِ حسین همه با جون دل کنارِ موکبا میگن خوش اومدی، زائر حسین جلوه‌ی عشق، اربعینه غرقِ نور این، سرزمینه گفت گویِ همه همینه (لبیک یاحسین) 4 ای حسین عشق منی.. (حسین عشق منی) 3 زهره‌ی منظومه‌ی زهرا حسین کشته‌ی افتاده به صحرا حسین بر سر نی زلف رها کرده‌ای با جگر شیعه چها کرده‌ای همه دل تنگیا، تو کوله بارمه تمومِ عشق من، این زیارته منم یه قطره و، دریا کنارمه اینجا شبیه روزِ قیامته من دلم رو، راهی کردم کاشکی هیچ وقت برنگردم با همین ذکر، دورت بگرم (لبیک یاحسین) 4 ای حسین عشق منی.. (حسین عشق منی) 3 بی‌سر و سامان تواَم یا حسین دست به دامان تواَم یا حسین بر سر نی زلف رها کرده‌ای با جگر شیعه چها کرده‌ای 👇
. نوسروده به هوای دل های بی قرار ... _____ چهل روز است بی تو بی سر و سامان سفر کردم به عشقت با تمام سختی این راه سر کردم چهل روز است افتادم کتک خوردم شکستم من برای ماندن نام تو بر لب ها خطر کردم چهل روز است با زجر و سنان و شمر هم راهم چهل روز است از گودال با حسرت گذر کردم نخواهد رفت از یادم که رگ های تو بوسیدم همان لحظه برای چه نمردم، بد ضرر کردم چقدر دنبال تو گشتم میان قتلگاه خون برای یک نشانی، خاک را زیر و زبر کردم قنوت وتر، من را یاد تنهایی تو انداخت فقط با خاطرات تو اگر شب را سحر کردم چهل روز است با درد کبودی ها نخوابیدم خودم را تا که می شد پیش هر ضربه سپر کردم من از تیر نگاه شامیان هر بار می مردم اگر چه سال ها از چشم نامحرم حذر کردم اگر چه داغ بود و داغ اما چون خدا می دید ندیدم غیر زیبایی به هر جا که نظر کردم ببین برگشته ام زخمی، کنار تربت پاک ات به قلب کربلا با ناله ام خون جگر کردم تو رفتی تشنه بعد از این ندارم میل آب و نان فقط لب های خشکم را به اشک دیده تر کردم نپرس از دخترت دیدی که پای سر چه حالی شد مرا باید ببخشی که غمت را بیشتر کردم نفس بالا نمی آید وگرنه قدر هر منزل برایت حرف دارم گر چه حرفم مختصر کردم جابر عابدی .
. حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی  حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی  غریب تا که نماند حسین بی عباس  به جای خواهری آن جا برادری کردی  گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین  چه خواهری تو برادر؟ که مادری کردی  تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر  تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی  پس از حسین چه بر تو گذشت وارث درد!  به خون نشستی و در خون شناوری کردی  به روی نیزه سر آفتاب را دیدی  ولی شکست نخوردی و سروری کردی  چه زخم ها که نزد خطبه ات به خفاشان  زبان گشودی و روشن سخنوری کردی  زبان نبود، خود ذوالفقار مولا بود  سخن درست بگویم تو حیدری کردی  تویی مفسر آن رستخیز ناگاهان  یگانه قاصد امت! پیمبری کردی  بدل به آینه شد خاک کربلا با تو  تو کیمیاگری و کیمیاگری کردی  من از کجا و غزل گفتن از غم تو کجا؟  تو ای بزرگ! خودت ذره پروری کردی  مرتضی امیری اسفندقه ✍ .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. حسینی 1⃣بند اول گفتم بذار بيام گفتي نه گفتي نيا پيشم، گفتم چشم خيلي دوست دارم با اينكه دارم تلف ميشم گفتم چشم . من اشتباه كردم ، شايد برا همين نميخواي منو اخه گناه كردم ، خيليا رفتن كربلا و من فقط نگاه كردم ، فقط نگاه كردم يعني امسالم به ما نميرسيد يه كربلا يعني راس راسي باور كنم گفتي نيا حالا منم و اتاقمو مستاصل كاشكي بگيري سراغمو حداقل آه آه آه جاموندم 2⃣بند دوم گفتم كه كولمو ميبندم گفتم ميام طريق اما نه خواب و خيال شده ديدارت بی تو نمیتونم ، تنها نه ! بگو چيكار كنم ، از دست اين همه فاصله من كجا فرار كنم دنیا رو بعد تو واسه خودم باید مزار کنم ، بگو چیکار کنم دل من تنگه ، برا شلوغياي موكبا دل من تنگه ، براى چايي عراقيا حالا منم و اتاقمو مستاصل كاشكي بگيري سراغمو حداقل آه آه آه جاموندم 👇
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
4_5929372020516064102.mp3
6.58M
متن ( چهل روزه که دارم میمیرم ... ) مراسم‌ عزاداری شب‌‌ حسينی . 🎤 چهل روزه که دارم میمیرم برات چهل روزه که هنوز تو گوشم صدات چهل روزه که به من نیفتاده نگات دارم میمیرم برات ببین برام نایی نمونده یا حسین تو رفتی دنیایی نمونده یا حسین چه جور برم تا به مدینه یا حسین پایی نمونده روزام شبیه شبهاس چشمام غروب دریاس اشکام بارون خون مثل چشای عباس **** رسیده ام ولی گذشته اب از سرم رسیده ام ولی حالا که زخمیه پرم رسیده ام با اسیرای زخمی حرم دارم میمیرم برات چهل شبه خون جیگرم من یا حسین با قاتلت همسفرم من یا حسین چهل شبه از تو و عباس یا حسین بی خبرم من دردم دوا نداره اینجا اخر کاره زینب کنار گودال بی هوش شده دوباره **** نگاهم همیشه محو نیزه تو بود گذشتم با تو من از محله یهود گذشتم با یتیمای زخمی و کبود دارم میمیرم برات قاتل ما شام بلا بود یا حسین سر تو تو تشت طلا بود یا حسین خرابه اون شب با سر تو یا حسین کرب و بلا بود تا اسمت و می بردم با یاد تو میمردم پا شو که برات از شام سوغات کفن اوردم **** دست من و بستن نبودی ببینی یا حسین فرقم و شکستن نبودی ببینی یا حسین کارم تموم نمونده جونی به تنم یه اربعین دارم برات زار میزنم زار میزنم زار میزنم حسین *** وقتی که دست تو روی سرم میاد وقتی میگم حسین بوی حرم میاد یا حسین کرب و بلا رو به قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست صورت ما را به سمت کربلا باید کشید دعای جن و ملک مستجاب خواهد شد اگر دهند خدا را قسم به موی حسین https://eitaa.com/emame3vom/50655 .
کرب و بلا چه سلامی... و توسل تقدیم به جاماندگان از کنگرۀ عظیم اربعین به نفس حاج محمدرضا بذری ●•┄༻↷◈↶༺┄•● کرب و بلا! چه سلامی چه علیکی برهم زدی سامونِ زینب کرب و بلا! چه سلامی چه علیکی چیزی نموند از جونِ زینب ـــــــــــــ این خواهری كه بارِ غم دارد میارد با خواهرِ چل روزِ پیشَت فرق دارد *خیلی هامون دلمون می خواست امسال پیاده بریم کربلا، ما هم می رفتیم، چی میشد مگه؟ این همه زائر، ما هم یکی از اونا...بعضی ها قبل از اربعین میرن کربلا، فلانی چرا زود داری میری؟ میگن: داریم میریم کربلارو آب و جارو کنیم، اربعین کربلا مهمون داره، زینب میخواد بیاد... حسین جان! یکی یه جا میخواد مهمونی بره، صاحبخونه پا میشه میاد استقبالش، زینب اولین باره یه جا رفت کسی استقبالش نرفت...حتی تویِ شام از زینب استقبال کردن، اینجا کسی نیومد، توی شهر شام هفتصد زنِ رقاصه آوُردن، نوازنده ها نواختن...* این خواهری كه بارِ غم دارد میارد با خواهرِ چل روزِ پیشَت فرق دارد گریان به روی قبر تو سر میگذارد پیراهنت را رویِ سینه میفشارد از این سفر این است دستاوردِ زینب پاشو برایِ تو كفن آورده زینب اینجا همان جایی ست كه دلبر كُشی شد با داغِ اسماعیل ها هاجر كُشی شد در ساحلِ یك روز آب آور كُشی شد بر رویِ دستانِ حسین، اصغر كُشی شد اكبر همین جا پیكرش شد ارباً اربا قاسم همین جا سینه اش شد مثل زهرا اینجا تن پاكت میان خون وضو كرد شمر آمد و با خنجرش قصد گلو كرد خنجر نبُرّید و لعین كاری مگو كرد لج كرد و با چكمه تنت را پشت و رو كرد با پشتِ خنجر آنقَدَر زد تا سر افتاد بالای تلِ زینبیه خواهر افتاد * زینب گودالِ قتلگاه رو دید گریبان پاره نکرد، کنار جسم پاره پاره ی علی اکبرم اومد، کنار قبر علی اصغر هم اومد اما گریبان پاره نکرد، شام رو دید گریبان پاره نکرد، کوفه سَرِ حسین رو بالا نیزه دید گریبان پاره نکرد، دو جا زینب گریبان پاره کرد، یه جا تو مجلسِ یزید،یه جا هم مثل امروز اومد کنارِ قبرِ داداش، اول با تعجب قبرِ حسین رو تماشا کرد، گفت: داداش! یعنی من باور کنم زنده ام و کنارِ قبرِ برادرم ایستادم؟ مگه من نَفَسم به نَفَسِ تو بند نبود حسین؟ مگه من جونم به تو بند نبود حسین؟ دست برد زیرِ چادر گریبان پاره کرد...* آنان كه بابای تورا تكفیر كردند در چند ساعت، خواهرت را پیر كردند جسم تو را آماج صدها تیر كردند مركب سواران پیكرت را زیر كردند میتاختند و خاك مقتل گرم میشد با سُمِّ مركب استخوانت نرم میشد زخمی به بازوی تو خورد و دید خواهر سنگی به اَبروی تو خورد و دید خواهر نیزه به پهلوی تو خورد و دید خواهر پنجه به گیسوی تو خورد و دید خواهر تو روی نیزه رفتی و من روی محمل قرآن تلاوت كردی و بُردی ز من دل از بالِ جبرائیل شهپر را گرفتند اسبابِ معراجِ كبوتر را گرفتند از ما تقاصِ بدر و خیبر را گرفتند هر كار كردم باز معجر را گرفتند بی روسری بودم ولی با آستینم گفتم كه ناموس امیرالمؤمنینم بی تو میان كوچه و بازار رفتم با محملِ بی پرده در انظار رفتم قامت خمیده میانِ آن اشرار رفتم با دستهای بسته تا دربار رفتم یادم نرفته ازدحام مردها را بی قیدیِ دستان آن ولگردها را حسین قربانچه ــــــــــــــــــ 👇
. |⇦•اربعینِ،دل غمینه... روضه و توسل تقدیم به جاماندگان از کنگرۀ عظیم به نفس حاج محمدرضا بذری ●•┄༻↷◈↶༺┄•● *امروز رباب اومد جلو زینب، گفت: زینب جان! چرا قبرِ علی اصغرم خالیِ؟ مگه بچه ی من قبر نداشت؟ اصغرم رو کجا بردن؟ حسین....* اربعینِ،دل غمینه از سفر برگشته زینبِ حزینه زار و خسته، دل شکسته با یه دنیا، غصه و غم تویِ سینه اکبرت کو؟اصغرت کو؟ غیرتی عباسِ من، آب آورت کو؟ چقدر خلوتِ دورت سَرِ تو رو نیزه بود، پس پیکرت کو؟ پاشو ببین، خواهرت و میشناسی یا نه؟ ببین رباب، همسرت و میشناسی یا نه؟ سکینه رو، دخترت و میشناسی یانه؟ آره یا نه؟ مهربون یار، میزنم زار چشمِ تو روشن، من و بردن به بازار من که دیدم، لحظه لحظه خون می بارید از دو چشمایِ علمدار بذار بگم، از اون محله ی یهودی بذار بگم، از ضربِ سیلی و کبودی بذار بگم، رقیه رو کشتن نبودی میگم حالا، بذار بگم گوشواره ی دخترت رو بردن النگویِ خواهرت رو بردن گهواره ی اصغرت رو بردن میگم حالا، بذار بگم اون کوچه های شهر شامُ شلوغی و اون ازدحامُ سَرِ شکسته، سنگِ بامُ بذاربگم، رو گردنا ردِ طنابُ دخترایِ ابوترابُ خواهرِ تو، بزمِ شرابُ *اولین دسته ی سینه زنیِ کربلا میدونی کی راه افتاد؟ امروز بود، وقتی امامِ سجاد دید همه چند ساعت سیر گریه کردن، یه وقت بلند شد، فرمود: خواهرا، مادرا! خدا خیرتون بده، اما گریه هاتون رو تموم نکنید، من کار دارم با این گریه ها، برا اکبرِ ما گریه کردید، برا اصغرِ ما گریه کردید، برا بابام حسین ناله زدید، اما میخوام دسته راه بندازیم، همه با هم بریم علقمه، یکی هست مادرش با ما نیومده، مادرا براش مادری کنن... این دسته راه افتاد، همه راه افتادن، ای اهل حرم میر و علمدارنیومد، یه وقت دیدن سکینه خودش رو رویِ قبرِ بابا انداخته، نمیاد، امام سجاد صدا زد: خواهرم! بیا، همه با هم باید بریم. گفت: داداش! من همین جا می مونم، همین جا برا عمو گریه میکنم، چرا نمیایی؟ گفت: داداش! من از عمو خجالت میکشم، آخه من بودم مشک رو به عموم دادم، عموم رفت دیگه برنگشت،حسین...* 👇