eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. علیه_السلام ای شیر مظفر، علی اکبر فرمانده ی لشکر، علی اکبر سرداری که بودی فاتح رزم با فن های حیدر، علی اکبر اخمت رو ابروهات گل کرده لشکر با دیدنت هول کرده از ترس جونش دشمن دیگه به عزرائیل توسل کرده علی اکبر، خدای شهامت نهایت غیرت،نماد شجاعت، علی اکبر علی اکبر، امیر دلاور میون یلا سر، توو معرکه محشر، علی اکبر سیدی یا علی اکبر .... 🌸🌸🌸🌸🌸 ای خالق طوفان، علی اکبر مُؤذّنِ رضوان، علی اکبر وقتی که میجنگی، با مهارت ارباب میگه ای جان، علی اکبر وقتی که میری بین دشمن نمیمونه سری بر بدن دشمنا هم‌میگن: احمدی خَلقاً و خُلقاً و منطقاً علی اکبر تجلی کرار معین علمدار،معلم پیکار، علی اکبر علی اکبر، شهید امامت نگین ولایت، شفیع قیامت، علی اکبر سیدی یاعلی اکبر 🌸🌸🌸🌸🌸 هستم جان نثارت،اباصالح نذر ِ انتظارت ، اباصالح کاشکی باشم‌آقا خاک پای ابن‌ مهزیارت ،اباصالح تو منتقم ثاراللهی تا عرش اعلا تنها راهی کی تو رو صدا زده خون ریز باید بگیم که تو خونخواهی اباصالح،خلیفه ی رحمان، مفسر قرآن،مدرس ایمان،اباصالح اباصالح،تو اصل اذانی، تو جان جهانی،امام زمانی،اباصالح العجل یا مهدی.... ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) طاها تحقیقی(یاحسین) .👇
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
. صدشکر با نگاه تو انسان شدم حسین در روضه ی غم تو مسلمان شدم حسین از لحظه ای که شد دل من آشنای تو من آشنای حضرت یزدان شدم حسین وقتی که ذکر اعظم روی لبم شدی از فاتحان قلّه ی عرفان شدم حسین دارم مقام‌ گریه کن ِ مجلس عزات پس روی عرش صاحب عنوان شدم حسین بر درد خود طبیب نخواهم چرا که من با تربت حریم تو درمان شدم حسین از کودکی به اشک غمت خو گرفته ام نام تو را شنیدم و گریان شدم حسین از زائران عرش خدا می شوم به حق هر وقت در حریم تو مهمان شدم حسین ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) ...................... . السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام ای عشق تو به سینه ی ما آتشین حسین ای کشتی نجات همه مؤمنین حسین بر فرشم و به اشک غمت می روم به عرش یک تار موت بر همه حبل المتین حسین حرف از حساب روز قیامت نمی زنم وقتی که صاحبی به بهشت برین حسین در زیر سایه ی علمت در امانم و شد خیمه ی عزای تو حِصن حَصین حسین فردای حشر با مدد یک اشاره ات پرونده ی من است به دست یمین حسین اسلام ماست تا به ابد زیر دِین تو زیرا تمام هست تو شد خرج دین حسین زینت برای دوش نبی، از چه خورده ای با ضرب بغض دست سنان بر زمین حسین شد گیسوان خواهر تو روی تل سپید با ضربه های خنجر شمر لعین حسین آخر چرا مقابل چشمان زینبین شد سینه ات شکسته ی ده نعل کین حسین بودی گریز روضه ی چل منزل همه با آن شکاف مانده به روی جبین حسین ای کاش رهسپار حریمت شویم ما با یک علم پیاده همین اربعین حسین ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. علیه‌السلام دریا کشید نعره، صدا زد: مرا بنوش غیرت نهیب زد که به دریا بگو: خموش وقتی که آب را به روی آب ریختی آمد چو موج، در جگرِ بحر، خون به جوش گفتی به آب، آب! چه بی‌غیرتی برو بی‌آبرو به ریختن آبرو مکوش! آوردَمت به نزد دهان تا بگویمت بشنو که العطش رسد از خیمه‌ها به گوش... تو موج می‌زنی و علی‌اصغر از عطش گاهی به هوش آید و گاهی رود ز هوش از بس که «آب، آب» شنیدم ز تشنگان دیگر نفس به سینۀ تنگم شده خروش در آب پا نهادم و بر خود زدم نهیب گفتم بسوز از عطش و آب را ننوش بالله بُوَد ز رشتۀ عمرم عزیزتر این بند مشک را که گرفتم به روی دوش... 📝 .
PTT-20220805-WA0089.opus
510.9K
بحر طویل امام حسین علیه السلام خامس آل عبا ، چشمه ی آب بقا روحی لک الفدا ، مظلوم کربلا مشعری یا که منا ،عرفاتی و صفا خورشیدنیزه ها،شد پیکرت جدا یا قتیل الادعیا ، شافع روز جزا پسرشیرخدا ، ازچه گشته سرجدا یا حسین ثارالله(2) دیده ها گریانت ، آب ها عطشانت عالمی حیرانت ، جان سنه قربانت شهدا مهمانت ، در صف یارانت من بلا گردانت ، دیده ام بارانت روضۂ رضوانت ، دستم و دامانت کرم و احسانت ، نوکرم بر خوانت یا حسین ثارالله (2) پر پرواز حسین ، گوهر راز حسین تویی دمسازحسین،تویی آغازحسین تویی اعجاز حسین،عِطر نماز حسین راز و نیاز حسین،ای سرافراز حسین تویی جانباز حسین،درنما باز حسین عشق ممتاز حسین،نغمۂ ساز حسین یا حسین ثارالله(2) به تو ازدور سلام،عشق مستور سلام به تو از مور سلام ،حضرت نور سلام ذکر پر شور سلام، به تو از گور سلام وقت ظهور سلام ، دل صبور سلام وقت حضور سلام ،ازسوی طورسلام از لب حور سلام ، به تواز دور سلام یا حسین ثارالله(2) ای شفیع محشر ، غنچه ی تو پرپر روضه ات درد آور ، بر سر نعش پسر هم علی اکبر ، هم علی اصغر دیدگانت شد تر ، برترین نوع بشر روضه خوانت خواهر ، در کنار دختر ای داغ بر جگر ، بر نیزه رفته سر یا حسین ثارالله(2) شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
PTT-20220805-WA0065.opus
463.3K
روحی لک الفدا ،مظلوم کربلا (2) در سینه دارم عشق مولا دم می زنم لب تشنه هر جا با عشق مولا ، عشق زهرا عاشق شدم در روضه آ قا ما ملت امام حسینیم ما امت امام حسینیم(2) در روضه ها ما قد کشیدیم از پرچم تو خیر دیدیم از دشمنان تو بریدیم با عشق تو غرق امیدیم ما ملت امام حسینیم ما امت امام حسینیم(2) هنگام تبیین است ای مردم جهاد ما این است ای مردم دشمن چه غمگین است ای مردم این راه و آ ئین است ای مردم ما ملت امام حسینیم ما امت امام حسینیم(2) از کربلا تا قدس راهی نیست این پرچم حق است واهی نیست یک یا حسین گفتن کاری نیست غیر حسین ما که ماهی نیست ما ملت امام حسینیم ما امت امام حسینیم(2) غیرت،نجابت با حیا در ریشه داریم ناموس پرستی تا ابد اندیشه داریم بر چشم ناپاک عدو ما تیشه داریم صدها هزاران شیر نر در بیشه داریم ما ملت امام حسینیم ما امت امام حسینیم(2) روحی لک الفدا ......مظلوم کربلا(2) شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
. علیه‌السلام چشم‌هایت روضه‌خوانی می‌کند اشک‌ها را ساربانی می‌کند آن افق‌های نگاه زخمی‌ات کربلا را دشتبانی می‌کند... رفتی و در خیمه‌های تشنه‌لب آب با آتش تبانی می‌کند رفتی و در سرنوشت آب‌ها شرمساری حکمرانی می‌کند پشت پرچین بلند علقمه کیست آن که روضه‌خوانی می‌کند یک نفر دارد ز مشک و دست تو با دو بوسه قدردانی می‌کند... 📝 .
. متن 🔸امشب شب «انّاالیه راجعون» است 🔸فردا زمین‌ کربلا، دریای خون است شب عاشوراست... شب مصیبت عظماست... 🔸امشب حسین است و شهادت آرزویش 🔸فردا بریزد بر زمین خون گلویش امشب بگیم خدایا شکرت... یه عاشورای دیگه هم به ما توفیق دادی... بیایم در خانه حسین... نميدونم توی مجلسمون کسی هست تا الان اشکش جاری نشده باشه... امشب باید خوب عزاداری کنی... امشب باید بلند ناله بزنی... معلوم نیست سال بعد زنده باشیم... بیایم برای عزیز زهرا اشک بریزیم... خدا ميدونه خیلی ها سال قبل توی همین مجالس بودند اما... الان زیر خاک خوابیدن... آرزو دارند یک بار دیگه برگردند و... فقط یک بار بگن حسین... آماده ای بریم کربلا بسم الله... 🔸امشب کند در خیمه زینب بی‌قراری 🔸فردا کند در مقتل خون سوگواری از امشب دیگه مصیبتهای زینب شروع میشه... از امشب دیگه باید ما هم بگیم... 🔸امان از دل زینب 🔸چه خون شد دل زینب امشب کربلا چه خبره... خدا به داد دل زینب برسه... دید صدای هلهله دشمن میاد... اومد کنار برادر عرضه داشت... چه خبر شده حسینم... قراره چه اتفاقی بیفته... ابی عبدالله فرمود خواهرم زینبم... الان پیغمبر خدا رو در خواب دیدم... صدازد حسینم تو به زودی به ما ملحق میشی... ایی وای.. ای وای.. 🔸امشبی را شه دین در حرمش مهمان است 🔸ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است 🔸مکن ای صبح طلوع جدم پیغمبر فرمود فردا کنار منی... تا این حرف و بی بی زینب کبری شنید... دیگه طاقت نیاورد صدای ناله اش بلند شد... یعنی حسینم م میخواهی بری... منو تنها بگذاری... باورم نمیشه برادر... تمام دلخوشی من تویی حسین... وقتی جدم رسول خدا رو از دست دادم... صبر کردم داداش... جلو چشمام مادرم پرپر شد... صبر کردم داداش... فرق شکسته ی بابام امیرالمومنین رو دیدم... صبر کردم... تکه های جگر برادرم حسن رو دیدم صبر کردم... الان تمام دلخوشیم تویی داداش حسین... چطوری منو تنها بگذاری... زینب بدون تو میمیره... 🔸امان از دل زینب 🔸چه خون شد دل زینب ابی عبدالله خواهر رو آروم کردم... هر کجا خانم زینب کبری بی تابی میکرد... ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد... روز عاشورا هم وقتی ابی عبدالله ميخواست بره میدان... دید خواهر خیلی بی تابی میکنه... اگه دست ولایت حسین نبود زینب جان داده بود خدا... زینبم خواهرم... تا صدای الله اکبر منو میشنوی... بدونید من هنوز زنده ام ... خدایا حسین رفت میدان... زینب کبری... داخل خیمه.. تا صدای تکبیر برادر رو میشنوه... دلش آروم میگیره... حالا میخواهی برا زینب کبری گریه کنی بسم الله... امان... از اون لحظه ای که دیگه صدای تکبیر برادر رو نشنید... داخل خیمه... هی بلند ميشه.... هی میشینه روی زمین.... میگه حسین...برادر... زینب به فدات حسین... چرا صدای تکبیرت نمیاد داداش... یکدفه دید صدای ذوالجناح اومد.... دوان دوان اومد بیرون... شاید خوشحال شده زینب... الحمدلله بردارم حسین برگشته... یه نگاه کرد... دید ذوالجناح برگشته اما حسین نیومده.. همین جا بود که دیگه... 🔸همه از خیمه ها بیرون دویدند 🔸ولی سالار زینب را ندیدند بی تاب شده زینب.. یاصاحب الزمان... دوان دوان... به سمت گودی قتلگاه... هی صدا میزنه....وای عزیز مادرم حسین... 🔸از حرم تا قتلگه، زینب صدا میزد حسین 🔸دست و پا میزد حسین، زینب صدا میزد حسین اومد بالای تل زینبیه... یه نگاه کرد... دید... والشمر جالس علی صدره... شمر روی سینه برادر... خدا چکار کنه زینب... دستاش رو گذاشت روی سر هی صدا میزنه.... وامحمدا... واعلیا... تسلای دل زینب صدا بزن یاحسین... 🔸 حسین آرام جانم 🔸 حسین روح و روانم .
. 🔸چقدر نام تو زیباست اباعبدالله 🔸حرمت عرش معلّاست اباعبدالله 🔸زائر کرببلا حق شفاعت دارد 🔸قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله روز عاشوراست... روز مصیبت عظمی است... امروز زمین و آسمان در عزای شما گریه می‌کنند یااباعبدالله... 🔸هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت 🔸او نظر کرده ی زهراست اباعبدالله امام صادق علیه السلام فرمود... أَبَا بَصِيرٍ إِنَّ فَاطِمَةَ لَتَبْكِيهِ وَ تَشْهَقُ  مادرم فاطمه دائما در عزای حسینش گریه میکنه...  أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ فِيمَنْ‏ يُسْعِدُ فَاطِمَةَ آیا دوست داری مادرم زهرا رو یاری کنی یا نه... دلت آماده است بریم کربلا... آخه امروز زهرای مرضیه میاد کربلا... 🔸مادرت گفت "بنیَّ" دل ما ریخت به هم 🔸بردن نام تو غوغاست اباعبدالله 🔸مادرت گوشه ی گودال تماشا می کرد 🔸بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله سید بن طاووس میگه... فَوَقَفَ يَسْتَرِيحُ سَاعَةً... از شدت‌ تشنگی و خستگی..‌. لحظه ای ایستاد استراحت کنه.‌.. نانجیب با سنگ بر پیشانی حضرت زد... پیراهن عربی رو بالا زد.... میخواد خون از صورت مبارک پاک‌ کنه... فَأَتَاهُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ... حرمله تیر سه شعبه از کمان رها کرد... تیر آمد و بر قلب عزیز زهرا... صدای غربتش بلند شد... بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ یا صاحب الزمان منو ببخشید آقا... 🔸نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت 🔸نه سیٌدالشٌهداء بر جدال طاقت داشت   🔸هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید 🔸عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید   🔸بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد 🔸اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد به قصد فرج... بگو یاحسین... .
. در طریق دوست آمدم تا که شوم یار تو یا ثارالله بزنم خیمه به دربار تو یا ثارالله من درین شهر بنا ساخته ام از مهرت خانه دیوار به دیوار تو یا ثارالله دارم آئينه ای از جنس ارادت در دل بُوَد این آینه سرشار تو یا ثارالله از ره دور سلامی به حضورت دارم تا شوم راهی و زَوار تو یا ثارالله ای گل گلشن سرسبز بهشت ای مولا خوارم و خار به گلزار تو یا ثارالله آمدم پرده نشین در حرم زیبایت تا شوم شاهد بازار تو یا ثارالله لحظه ی دادن جان چشم براهم لطفی این منم عاشق دیدار تو یا ثارالله تا به بالین من آیی ز عنایت مولا شده ام عاشق و بیمار تو یا ثارالله آمدم تشنه تر از عشق ببین گردیدم تشنه ی لطف علمدار تو یا ثارالله گفتی از خویش گذشتی که بماند اسلام زنده شد عشق ز گفتار تو یا ثارالله ای به خون خفته ز شمشیر عداوت آقا عالمی گشت عزادار تو یا ثارالله روی خورشید تو را خون سرت پوشانده شد شفق گون ز چه رخسار تو یا ثارالله نور چشمان تو مهدی ست که خون می گرید چشم او چشمه ی خونبار تو یا ثارالله آمدم بر سر بازار غمت چون «یاسر» شده ام باز خریدار تو یا ثارالله ** محمود تاری «یاسر» .
. امام رضا علیه السلام ، او گفته و من گریستم آه : ------------ یابن الشبیب یابن الشبیب بر نیزه شد رأس حسین لرزیده قلب عالمین شد پاره پاره پیکرش خون می چکید از حنجرش مظلوم حسین مظلوم حسین یابن الشبیب یابن الشبیب شد از قفا رأس اش جدا فواره زد خون خدا دریای خون شد قتلگاه زینب بُوَد آنجا گواه مظلوم حسین مظلوم حسین یابن الشبیب یابن الشبیب سُم ستوران بر تنش غارت شده پیراهنش در پیش چشم خواهرش از تن جدا می شد سرش مظلوم حسین مظلوم حسین یابن الشبیب یابن الشبیب نیزه به پهلویش زدند تیغی به ابرویش زدند دشمن برون شد کینه اش با چکمه زد بر سینه اش مظلوم حسین مظلوم حسین یابن الشبیب یابن الشبیب تیغ عدو بر گردنش در غم نشسته شیونش مظلوم دشت کربلا در خون خود زد دست و پا مظلوم حسین مظلوم حسین یابن الشبیب یابن الشبیب دشمن جنایت کرده است زینب حکایت کرده است دشمن جفاها می کند خواهر تماشا می کند مظلوم حسین مظلوم حسین یابن الشبیب یابن الشبیب از هرچه غم در عالمین کن گریه از بهر حسین لب تشنه او را کشته اند جسمش به خون آغشته اند مظلوم حسین مظلوم حسین ** محمود تاری «یاسر» .
. ساقی عشق / نوحه -------------- می برد عطر ناب ساقی گل فروش روی مرکب سوار مشک آبش به دوش تشنگی کی کند آتش دل خموش می شود از بدن دست سقا جدا آه و واویلتا آه و واویلتا تیر دشمن رسید روی چشمش نشست از عمود جفا فرق سقا شکست لاله گون شد رخش ساقی حق پرست شود از ضربتی فرق سقا دو تا آه و واویلتا آه و واویلتا تا ز زین بر زمین شد ز جور عدو از مَی اشک و خون پُر شد او را سبو خون چشم و سرش بسته راه گلو ساقی تشنگان می زند دست و پا آه و واویلتا آه و واویلتا علقمه لاله گون شد ز خون ای خدا می زند تیغ کین خصم دون ای خدا آه سقا ز دل شد برون ای خدا آید از علقمه بانگ اَدرک اَخا آه و واویلتا آه و واویلتا آمد از خیمه ها پور زهرا حسین تا به خیمه برد جسم سقا حسین یا دهد این خبر تشنگان را حسین ای همه تشنگان گشته سقا فدا آه و واویلتا آه و واویلتا نور چشم نبی زاده ی مرتضی بی برادر رود جانب خیمه ها دست خود بر کمر دارد آن مقتدا دیده داغ گران آن شَه کربلا آه و واویلتا آه و واویلتا ** محمود تاری «یاسر» ۱۴٠١ / ۵ / ١۵ .