.
#نوحه
#شهادت_امام_صادق
#امام_صادق_نوحه
روز قتل گل پرپر حیدراست
ماتم صادق آل پیغمبراست
آه و واویلتا آه و واویلتا
ششمین حجت کبریا کشته شد
حافظ پرچم کربلا کشته شد
آه و واویلتا آه و واویلتا
میهمان گشته با سینه ی خسته اش
نزد آن مادر پهلوشکسته اش
آه و واویلتا آه و واویلتا
او جگر گوشه ی حضرت باقر است
غربت از قبز او در بقیع ظاهر است
آه و واویلتا آه و واویلتا
#مهدی_خرازی✍
.👇
.
#امام_صادق
#زمینه
به لطف مکتب حیدری
خوشم به منصب نوکری
شدم غلام و رعیتِ
رئیس مذهب جعفری
دم سینه زنا واویلاس/غم صادق آل طٰهاس
توو بقیع دلم دوباره/ چه غوغاس
آه/ مدینه امشب چه خبره
آه/ مزار آقام بی زائره
آه واصادقا واصادقا
با ناله و با چشم تری
می خونه روضه یه مادری
شرار آتیش و خونه ی
رئیس مذهب جعفری
توو دل ما چه ماتمیه/شده روضه ی صادقیه
مثه روضه های شبای/ فاطمیه
آه/ شده با قامت کمونش
آه/ شبیه مادر جوونش
آه واصادقا واصادقا
با حال خسته و مضطری
می سوزه این دم آخری
با هرنفس میگه یاحسین
رئیس مذهب جعفری
بریده نفسش خدایا/ دویده پی مرکب اما
نمونده بدنش به زیره/ سُمّ اسبا
آه/ توو خاک و خون نمونده تنش
آه/ چی کشید جد بی کفنش
آه واحسینا واحسینا
#محمدحسین_مهدی_پناه ✍
.👇
.
سینه زنی زمینه شهادت امام صادق – حاج مهدی رسولی
═══🌿🌸🌿═══
یه داغی روی قلبم هست
دلی خون سینه ای چاکه
کسی که خاک زیر پاش
شرف عرش افلاکه
بشر فهمش زمین گیره
چون او مافوق ادراکه
مزارش تو یه جا هست که
تا چشم کار میکنه خاکه
غریبه
غریبه نه به این دلیلی که حرم نداره
کی میگه
غربت قبر بی سنگ و مزارن
غربت یعنی دوره امام صادق
بین ۴ هزار نفر بدون یاره
پیامبر خدا خیلی یاسر و عمار داشت
علی مرتضی کلی میثم تمار داشت
ابی عبدالله که نگو میر و علمدار داشت
غریب امام صادق اصلا مگه یار داشت؟
غریب امام صادقه غریب امام صادقه
سر سودای عاشورا
تو این دوران یک دستیم
به قال الصادقی صادق
تمام عمر دل بستیم
کلاس درس تو درس قشنگش روضه و اشکه
با این تفسیر ما ها هم
همه شاگرد تو هستیم
غریبی
غریبی واسه اون بلا ها که سرت آوردن
غریبی
شمارو کشون کشون از خونه بردن
غریب امام صادقه
گویم ز امام صادق این طرفه حدیث
تا شیعه او به لوح دل بنگارد
فرمود که بر شفاعت ما نرسد
هر کس که نماز را سبک بشمارد
قال صادق شیعه حسین
بعد هر نماز گریه بر حسین
اباعبدالله اباعبدالله
حاج #مهدی_رسولی
#زمینه
#انقلاب
#امام_صادق
#شهادت_امام_صادق
.👇
.
پیش زمینه امام صادق علیه السلام
دلم و دستت سپردم اومدم سمت بقیع
تا برای دل من آقا خودت بشی شفیع
من اگه رو سیه و بدم ولی اُمید دارم..
که تویی بزرگ من، تو داری شوکتِ رفیع
یا امامِ صادق مددی، امامِ صادق مددی...
ای ماهِ مدینه... ذکرت دلنشینه...
تو روضه زِ داغت میکوبم به سینه
یا امامِ صادق مددی، امامِ صادق مددی...
بیا مثل جابر و.. مثل زُراره هات آقا
یه نگاهی ام بکن به قلب این سینه زنا
دلم و جلا بده، به من یه کربلا بده..
حق اون روضه های خونگی واسه کربلا
قال الصادق تو.. نقشِ عالمینه
تسبیح لب من.. ذکر یاحسینه
یا امامِ صادق مددی، امامِ صادق مددی...
تو به ما گفتی بَری از راهِ غاصب ها باشیم
تو به ما یاد دادی روضه خونِ کربلا باشیم
برای سفر به کربلا شده قرض بکنیم...
تا شب جمعه حرم، با زهرا هم نوا باشیم
گفتی جدّت آقا... عطشان و غریب بود
حتی قدِ نگین... رو جسمش جا نبود..
یاقتیل العریان یاحسین، ذبیح العطشان یاحسین...
#مجتبی_دسترنج_ملتمس✍
#زمینه
#شهادت_امام_صادق
.👇
.
#نوحه
#شهادت_امام_صادق (ع)
بازم یه خونه ای که شعله داره
یه مردی دست بسته بیقراره
به یاد مادری پهلو شکسته
به قلبش میزنه داغی شراره
تا که افتاد روی خاکا
به یاد غربت مولا
صدا زد مادرم زهرا
به یاد حیدر و زهرا دل عاشق
بزن ناله برای حضرت صادق
امون ای دل امون ای دل امون ای دل
میون آتیش و دود بی عبا بود
بمیرم پیرمردی بی عصا بود
میون کوچه ها پای برهنه
به یاد روضه های کربلا بود
آقامون توو اون دل شب
دویده به پشت مرکب
باذکر یا زینب زینب
دیگه اینجا نشد روی کسی نیلی
نبود زجر و سه ساله ای نخورد سیلی
امون ای دل امون ای دل امون ای دل
اگرچه شد به آقامون جسارت
شکستن حرمتش رو با اهانت
درسته خیلی سخته اما دیگه
نرفت اهل و عیالش به اسارت
امون از مصیبت شام
امون از سنگ روی بام
امون از طعنه و دشنام
حرومی ها به زینب خیلی خندیدن
جلو چشماش به زیر نیزه رقصیدن
حسین جانم حسین جانم حسین جانم
ابوذر رئیس میرزایی✍
👇
.
#حضرت_عباس
#حضرت_عباس_ع_مدح_و_شهادت
هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت
رزق و روزیِ تمام خاندانش را گرفت
خوش بهحالِ سائلی که سائلِ عباس شد
خوش بهحال آن که از عباس نانش را گرفت
روزِ محشر دستهايش دستگيري ميكند
دستِ خود را داد، دستِ دوستانش را گرفت
**
هيچ كس اندازهي عباس شرمنده نشد
كربلا بدجور از او امتحانش را گرفت
از خجالت آب شد، آب آورِ كرب و بلا
عصرِ تاسوعا اماننامه امانش را گرفت
چشمهايش پاسبانهاي بَناتِ خيمه بود
حرمله با تير، چشمِ پاسبانش را گرفت
تيرها در پيكرش وقتِ زمين خوردن شكست
بس كه خون رفت از تنش، آخر توانش را گرفت
صارَ کَالْقُنْفُذ برايِ تيرها جايي نماند
ناگهان سر نيزهاي حجمِ دهانش را گرفت
قتل او کار عمود آهن و نیزه نبود
تیرهایی که به مشکش خورد، جانش را گرفت
از بغل تا که سرش را بر سرِ نیزه زدند
گریههای ناتمامی خواهرانش را گرفت
سروده گروه شعری #یا_مظلوم
.
19.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت
رزقوروزی تمام خاندانش را گرفت
🔸 حاج محمود کریمی
#شب_جمعه
#الی_الحبیب