eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. ⚠️ : قسمت3️⃣7⃣ : «به امام صادق(ع) عرض کرد : این حدیث از شما است که؛ [لایعبر الصراط الا من کان بیده صک او برات من ید علی بن ابی طالب(ع)؟] امام فرمود: بله. عرض کرد: [حتی الانبیاء؟!!] فرمود : [حتی خاتم الانبیاء!]» 🎤سید احمد نجفی ............... ✍ : این حدیث جعلی است و از امام صادق(علیه السلام) و یا دیگر ائمه اطهار(علیهم السلام) صادر نشده و در هیچ منابعی ولو ضعیف ذکر نشده و مسلما از جعلیات است. هرچند روایاتی در کتب شیعه و اهل سنت وجود دارد که دلالت بر جواز امام علی(علیه اسلام) بر عبور از صراط است. مثلا؛ مرحوم شیخ مفید حدیثی «مضمر»(حدیثی که در آن نام معصوم ذکر نشده و از نام ایشان با ضمیر غایب استفاده شده) در کتاب خود نقل می کند که؛ «أَنَّهُ لاَ يَعْبُرُ اَلصِّرَاطَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ مَنْ كَانَ مَعَهُ بَرَاءَةٌ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) مِنَ اَلنَّارِ» در روز قیامت کسی از صراط عبور نمی کند، مگر کسی که مجوز برائت از آتش جهنم از جانب علی بن ابی طالب(ع) داشته باشد.(۱) و همچنین «زمخشری» از علمای اهل سنت آورده است که؛ روزی ابوبکر بن ابی قحافه با امام علی(ع) دیدار کرد و وقتی به چهره امام علی(ع) نگاه کرد و تبسم نمود. حضرت(ع) وقتی دلیل را پرسید، ابوبکر گفت : من از رسول اکرم(ص) شنیدم که فرمود : «لَا یَجُوزُ اَحَدُ اَلصِّرَاطَ إِلَّا مَن کَتَبَ لَهُ عَلِيُّ(ع) الجَوَازَ» هیچ‌ کس از صراط نمی‌گذرد، مگر این‌ که علی(ع) نامه عبور را برای او بنویسد.(۲) و همچنین «انس بن مالک» از حضرت رسول اکرم(ص) روایت کرده است که حضرت(ص) فرمود : «إِذَا کَانَ يَومُ القِيَامَةِ وَ نُصِبَ الصِّرَاطُ عَلَي شَفِيرِ جَهَنَّمَ لَم يَجُز اِلَّا مَن مَعَهُ کِتابُ عَليِّ بنِ اَبِي‌طَالَبِِ(ع)» روزی که قيامت برپا می‌‌شود و پل صراط بر کنار جهنم نصب می‌‌گردد، هيچ‌کس حق عبور از آن را نخواهد داشت، مگر اين‌که برگه اجازه علی بن ابی‌‌طالب(ع) را به همراه داشته باشد.(۳) اما روایت فوق که «سید احمد نجفی» آن را نقل می کند، بی سند است و حتی مخالف با اصول مذهب شیعه و روایات متواتر است. زیرا حضرت خاتم الانبیاء رسول اکرم(ص) بر تمام خلق افضل و مولا و سرور تمامی خلایق می باشد. و طبق گفته مرحوم علامه مجلسی اینکه امیرالمومنین امام علی(ع) را افضل بر رسول خدا(ص) هستند، از عقاید غلات می باشد و معتقدین این اعتقاد «کافر» می باشند. امام باقر(علیه السلام) فرمود : «عَلِيٌّ(ع) أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِ‏(ص)» علی(ع) نخستین و بافضیلت ترین و بهترین ما بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله است.(۴) و امام صادق(ع) فرمود : از خدا بترسید و او و رسولش را بزرگ دارید و کسی را بر رسول خدا(ص) برتری ندهید، زیرا خداوند او را برتری داده و اهل بیت(ع) پیامبر خود را به طور میانه دوست داشته باشید و غلوّ نکنید.(۵) چرا باید امثال سید احمد نجفی دست به جعل حدیث و روایت بزنند؟!! مگر ما در فضیلت و منقبت امام علی(علیه السلام) کم روایت صحیح السند و پر محتوا داریم؟!!! ابا ربیع شامی می گوید : امام محمد باقر(علیه السلام) خطاب به من فرمود : «وَیْحَكَ یَا أَبَا الرَّبِیعِ! ..لَا تَقُلْ فِینَا مَا لَا نَقُولُ فِى أَنْفُسِنَا فَإِنَّكَ مَوْقُوفٌ وَ مَسْئُولٌ لَا مَحَالَةَ فَإِنْ كُنْتَ صَادِقاً صَدَّقْنَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ كَاذِباً كَذَّبْنَاكَ!» واى بر تو اى ابا ربیع! درباره ما آنچه خود نگفته ایم مگو! زیرا ناچار تو در قیامت بازداشت و بازخواست شوى، پس اگر راست گو باشى تصدیقت كنیم، و اگر دروغگو باشى تكذیبت می كنیم.(۶) 📚منابع : ۱)تصحيح إعتقادات الإمامية شیخ مفید، ص۱۰۸ ۲)المختصر من کتاب الموافقة بین اهل بیت و الصحابة زمخشری، ص۵ ۳)مناقب علی بن ابی طالب، ابن مغازلی شافعی، ص۱۴۲ ۴)بصائر الدرجات صفار قمی، ج‏۱، ص۲۱۶ ۵)قرب الإسناد حمیری، ص۱۵۹ ۶)الكافى شیخ کلینی، ج۳، ص۴۰۶ .
. : قسمت4️⃣7⃣ : «مقایسه مقام حضرت عباس(ع) با سلمان در روایت امام صادق(ع)!» 🎤 ✍چنین روایتی از امام صادق(ع) نقل نشده و در هیچ منبعی ولو ضعیف ذکر نشده و از جعلیات است. داستان مشابه به این حدیث جعلی عباس صراف، در کتاب «خطیب کعبه»[که پیشتر این کتاب را نقد کردیم که می توانید با هشتک آن را مشاهده نمایید!] آمده است که مولف اینگونه می نویسد : «عالمی برای خود سوال شد که مقام حضرت عباس(ع) بالاست یا مقام سلمان؟!! به نظرش آمد که مقام سلمان با توجه به تعاریف اهل بیت(ع) از او، مسلما مقامش بالاتر است! تا اینکه در عالم خواب، می بیند که در مجلسی مجلل دعوت شده و در صدر مجلس حضرت عباس(ع) بر روی تختی جلوس کرده است. بعد از دیدن این صحنه، کسی مقابل درب به او می گوید : هیچگاه مپندار که مقام سلمان بالاتر از عباس(ع) است، زیرا که اگر عباس(ع) نگاهی بکند، سلمان ها به وجود می آید و آن شخص خود سلمان بود!» حال اصلا خواب حجت است؟ و آیا خواب می تواند دلیل روایی و سندی قرار بگیرد؟!! مطمئنا خیر! .
. : قسمت5️⃣7⃣ : «این روایت جیگرمو آتیش میزنه! حتی قیامت هم در صحرای محشر آقا امام حسن غریبه! خداوند متعال یکی یکی انبیا و اولیا رو صدا میزنه که بلند شید! طرفداراشم بلند میشن! روایت میگه نوبت میرسه به امام حسن! حسن جان بلند شو! طرفدارشم بلند شن! راوی میگه چار پنج نفر بیشتر بلند نمیشن!» 🎤حسن خلج ✍ : این نقل در هیچ جایی ذکر نشده و قریب به یقین از جعلیات خود مداح است. سند این روایت کذب و جگر سوز به قول خودتون کجاست؟!! راوی آن کیه؟!! .
. جریان قنداقه سلام_الله_علیها !👇 ✅نقل شده است که؛ هنگام ولادت حضرت زینب(س) وقتی حضرت فاطمه(س) قنداقه زینب کبری(س) را به محضر رسول اکرم(ص) برد، این نوزاد چشم مبارک را باز نکرد و سپس قنداقه را به امام علی(ع) دادند و نوزاد همچنان چشمانش را باز نکرد و همینطور، دست به دست چرخاندند و برای هیچ یک از اهل بیت(ع) باز نکرد، و تنها وقتی قنداقه در آغوش امام حسین(ع) قرار گرفت، چشم مبارک را گشود! اما باید بگوییم که این مطلب در هیچ منبع معتبری نقل نشده است و فقط در برخی از کتب معاصر بدون ذکر سند مانند کتاب چهره درخشان قمر بنی هاشم اثر مرحوم ربانی خلخالی نقل شده است.(۱) 📚منبع : ۱)چهره درخشان قمر بنی هاشم خلخالی، ج۱، ص۸۷ ........................ 5⃣شروط ازدواج !👇 ✅نقل می کنند که؛ هنگامی که عبدالله بن جعفر بن ابی طالب به خواستگاری حضرت زینب(س) آمد، حضرت زینب(س) این ازدواج را با دو شرط پذیرفت : ۱)شرط اول؛ آن که حضرت زنیب(س) روزی یک بار به دیدار برادرش امام حسین(ع) برود! ۲)شرط دوم؛ آن که هرگاه امام حسین(ع) خواست به سفر برود، عبدالله اجازه دهد زینب(س) هم با حسین(ع) همراه شود و مانع او نگردد! ✍اما باید بگوییم که؛ این یک ماجرای ساختگی است و هر دو شرط آن دروغ است و حتی در منابع ضعیف هم این ماجرا هیچ سند و شاهدی ندارد. 👤دکتر محمد حسین رجبی دوانی محقق و نویسنده معاصر تاریخ اسلام درباره این مطلب می گوید : «وقتی منابع تاریخی مستند و دست اول و همچنین سیره زندگی حضرت زینب(س) را بررسی می‌کنیم، در هیچ یک از موارد با چنین مطلبی برخورد نمی‌کنیم که آن بانوی گرامی چنین شرطی برای ازدواج خود گذاشته باشند. حتی در احادیث هم به این موضوع اشاره‌ای نشده است. گویا این مطلبی غیرواقعی است که ساخته و پرداخته ذهن افراد است. این در حالی است که وقتی مشاهده می‌کنیم حضرت زینب(س) همراه امام زمان خود یعنی امام حسین(س) حرکت کرده و راهی سرزمین کربلا می‌شوند، درواقع حرکتی بر مبنای مسئولیت اسلامی و وظیفه شرعی را انجام داده‌اند و قصد دفاع از امام خود را داشته‌اند که در معرض خطر دشمن و تهدیدهای شدید قرار گرفته بودند. در چنین اوضاعی می‌دانیم که حتی زنان هم مسئولیت دینی و شرعی دارند که ساکت و بی‌اعتنا نبوده و از امام خود و دین اسلام دفاع کنند. چنین مسئولیتی نیازی به اجازه و اذن گرفتن از شوهر ندارد که حضرت زینب(س) بخواهند چنین شرطی با همسر خود بگذارند.»(۱) 📚منبع : ۱)مصاحبه ایشان با سایت شفقتنا کانال .
امام حسین ع
. 8⃣حضور در نهضت کربلا!👇 ✅در نهضت کربلا، در مقاتل در چند موقِف اسم حضرت زینب(ع) آمده است : 🔰شب عاش
. 🔰هنگام هجوم به خیمه‌ها : شمر بعد از به شهادت رساندن امام حسین(ع) وارد خیمه شد و وقتی با امام سجاد(ع) رو به رو می شود، قصد کشتن امام سجاد(ع) را کرد، که در این هنگام حضرت زینب(س) خود را روی امام(ع) انداخت و فرمود : 📋《وَاللهِ لَایُقتَلُ حَتَّی اُقتَلُ!》 ♦️به خدا قسم او کشته نمی شود مگر اینکه من کشته شوم. که حضرت(س) به این وسیله آن پلید را از قصدش منصرف کرد.(۹) 🔰مجلس عبیدالله در کوفه : شیخ مفید نقل می کند که؛ 📋《وَ أُدْخِلَ عِيَالُ الْحُسَيْنِ(ع) عَلَى ابْنِ زِيَادٍ فَدَخَلَتْ زَيْنَبُ أُخْتُ الْحُسَيْنِ(ع) فِي جُمْلَتِهِمْ مُتَنَكِّرَةً》 ♦️اهل بیت امام حسین(ع) وارد کاخ ابن زیاد شدند، حضرت زینب(س) در بین آنها با بی اعتنایی به ابن زیاد وارد کاخ شد و به گوشه ای از کاخ رفته وکنیزان حضرت(س) دور تا دور حضرت(س) قرار داشتند. در این هنگام عبیدالله پرسید : 📋《مَنْ هَذِهِ الَّتِي انْحَازَتْ نَاحِيَةً وَ مَعَهَا نِسَاؤُهَا؟》 ♦️این زن چه کسی است که از سایر اسراء جدا شده و دور تا دور او را کنیزانش فراگرفته است؟ کسی به او جواب نداد. سؤالش را تکرار کرد و باز هم کسی جواب نداد. دفعه سوم یا چهارم یکی از زنها گفت : 📋《هَذِهِ زَيْنَبُ بِنْتُ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)!》 ♦️این زینب دختر فاطمه(س) دختر رسول اکرم(ص) است.(۱۰) بعد از این که ابن زیاد، حضرت زینب(س) را شناخت، چنین گفت : 📋《كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِكِ؟》 ♦️رفتار خدا با برادر و خاندان خود را چگونه دیدی؟ زینب کبری(س) جواب داد : 📋《مَا رَأَيْتُ‏ إِلَّا جَمِيلَاً!》 ♦️من جز خير و زيبايى چيزى نديدم.(۱۱) 🔰مجلس یزید در شام : وقتی کاروان اسرای کربلا وارد کاخ یزید شد، مجلسی رسمی متشکل از بزرگان شام و نمایندگان ادیان در کاخ تشکیل شد. و در این هنگام، به دستور یزید، اسراء را وارد مجلس کردند در حالی که چشم ها، همه به اسراء می نگریستند. در این حین حضرت زینب(س) خطاب به یزید لعین فرمود : 📋《یَابنَ الطُلَقَاء! اَ مِنَ العَدلِ يَابن الطُّلقاءِ تَخديرُكَ حَرائِرِك وَ اماءَكَ وَسُوقُك بَناتِ رَسُولِ اللهِ(ص) سَبايَا؟ قَد هَتكْتَ سُتورَهَنَّ وَ ابْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الأعْداءُ مِن بَلَدٍ الى‏ بَلَدٍ وَ يَسْتَشرِفْهُنَّ اهْلُ المناهِلِ وَالمعاقِلِ وَ يَتَصَفَّحُ وُجوهَهُنَّ القريبُ والبعيد!》 ♦️آيا اين از عدالت است كه همسران و كنيزانِ خودت را در پشت پرده‌‏ها قرار داده‏‌اى، ولى دختران رسول خدا(ص) را به عنوان اسير، روانه كرده‌‏اى، پرده‏‌هاى حرمت آنان را دريده، چهره‏‌هايشان را آشكار ساخته و زير سلطه دشمنان از شهرى به شهرى مي‌ گردانى، آن‏گونه كه مردم شهرها و آبادى‌ها و قلعه‏‌ها و بيابان‌ها به آنان مي‌ نگرند و دور و نزديك، چهره آنان را تماشا می كنند؟(۱۲) 🔰در مدینه : بعد از حضور و استقبال مردم مدینه از کاروان اهل بیت(ع) و ایراد خطبه توسط امام سجاد(ع)، حضرت زینب کبرى(س) خود را به مسجد حضرت رسول اکرم(ص) رساند و در حالى که دو طرفِ درِ مسجد را گرفته بود، خطاب به حضرت رسول خدا(ص) عرضه داشت : 📋《یَا جَدَّاهْ! إِنِّی‏ نَاعِیَةٌ إِلَیْکَ أَخِیَ الْحُسَیْنَ وَ هِیَ مَعَ ذَلِکَ لَا تَجِفُّ لَهَا عَبْرَةٌ وَ لَا تَفْتُرُ مِنَ الْبُکَاءِ وَ النَّحِیبِ وَ کُلَّمَا نَظَرَتْ إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ تَجَدَّدَ حُزْنُهَا وَ زَادَ وَجْدُهَا》 ♦️یا جدّاه! من خبر مرگ برادرم حسین(ع) را براى تو آورده‏ ام. زینب(س) پیوسته گریه مى‏ کرد و اشک و آهش تمامى نداشت. و هر بار که به برادر زاده‏ اش على بن الحسین(ع) مى‏ نگریست، اندوهش تازه و غمش افزوده مى‏ شد.(۱۳) 📚منابع : ۱)الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۹۴ ۲)اللهوف ابن طاووس، ص۱۱۴ ۳)اللهوف ابن طاووس، ص۱۱۶ ۴)الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۱۰ ۵)اللهوف ابن طاووس، ص۸۲ ۶)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۷ ۷)الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۱۲ ۸)مناقب ابن شهرآشوب، ج۴، ص۱۱۳ ۹)المنتظم ابن جوزی، ج۵، ص۳۴۱ ۱۰)الارشاد شیخ مفید، ج۲، صص۱۱۵ - ۱۱۶ ۱۱)اللهوف ابن طاووس، ص۱۶۰ ۱۲)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۱۳۴ ۱۳)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۱۴۷ 📚 .
. امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) در آخرین شب حیاتشان یعنی شب ۲۱ ماه مبارک رمضان سال ۴۰ هجری، بعد از آن که آخرین وصایای خود را برای فرزندان خویش بازگو کرد، به جمعیت حاضر خیره شد و نگاهش را بین جمعیت تقسیم کرد که گویی دنبال کسی می گردد. سپس نگاهشان روی عباس(ع) متوقف شد. ًو در این هنگام بلند بلند گریستند. عباس رو به آغوش کشیدند و به سینه مبارکشان چسباندندو فرمودند : پسرم! عزیز دلم! به زودی در روز قیامت به وسیله تو چشم من روشن می گردد. 《عَلَیکَ بِالحُسَینِ(ع) فانَّهُ اَمانَةُ فاطمةِ عندَک》 حسین را به تو سپردم، پس او امانت فاطمه(س) است نزد تو. 《کُن عَضدَاً لَه وَافدِ نَفسَکَ لَه》 کمک کار و فدایی او باش! #پ.ن: شاید اینکه نقل شده بی بی لحظات آخر عمر حضرت عباس ، نزد ایشان آمده، خواسته از حسن امانتداری عباس تشکر کنه... چون عباس ، جان برادرانش و جان خودش را فدای پسرفاطمه کرد.😔 ._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._ 📚 .
امام حسین ع
. یه دوستی به من میگفت: حالم بد میشه از این همه خبر و مطلب در مورد غزه و کشتار و اضطراب و چی میشه و
. 🔹🔷《الَسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الإِمَامُ الصَّادِقُ، یَا جَعفَرَ بنِ مُحَمَّدِِ(علیه السلام)، صَلَّى اللّهُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ》🔷🔹 ✅یکی از القاب امام صادق(علیه السلام) «شیخ الائمه» است. زیرا در بین ائمه اطهار(علیهم السلام)، ایشان در حین شهادت بیشترین سن یعنی ۶۵ سال را دارا بودند. شروع امامت ایشان، مقارن با انتقال قدرت از امویان به عباسیان بود. اما امام صادق(ع) نیز مانند هر امام معصومی، از وجود اصحاب و یارانی با وفا، محروم بود. دو روایت در این باب نقل شده است. «مأمون رَقِّی» می گوید: در محضر سرور و مولایم امام صادق(ع) بودم، که «سهل بن حسن خراسانی» داخل شد و بر ایشان سلام کرد و نشست و سپس گفت: ای فرزند پیامبر(ص)! رحمت و رأفت از آن شماست و شما خاندان امامت هستید. چه چیزی مانع اقدام شما برای گرفتن حکومت از غاصبین می شود؟ در حالی که شما همین الان از پیروان خود یکصد هزار شمشیر زن می توانید داشته باشید و آنان پیشاپیش شما شمشیر می زنند! امام صادق(ع) به آن مرد خراسانی فرمود: خدا حقّت را حفظ بکند، پس بنشین! سپس امام صادق(ع) به حنیفه گفت: ای حنیفه تنور را آتش بزن! حنیفه تنور را آتش زد و تنور یکپارچه آتش شد، و اطراف تنور از شدت گرما سفید گشت. امام صادق(ع) به آن مرد خراسانی فرمود: 📋《يَا خُرَاسَانِيٌّ! قُمْ فَاجْلِسْ فِي اَلتَّنُّورِ!》 ♦️ای خراسانی! بلند شو و به داخل تنور شو!  خراسانی گفت:سرور و مولایم! مرا با آتش معذب مکن و مرا از این امر معاف بدار، خداوند تو را معاف بدارد. امام(ع) به او فرمود:تو را از این کار معاف کردم. در این حال «هارون مکی» به محضر امام صادق(ع) رسید و کفشش هم در دستش بود و بر امام(ع) سلام کرد. حضرت(ع) به هارون مکی فرمود: 📋《أَلْقِ اَلنَّعْلَ مِنْ يَدِكَ وَ اِجْلِسْ فِي اَلتَّنُّورِ!》 ♦️کفشت را به زمین بینداز! و برو در داخل تنور در میان آتش بنشین! هارون مکی کفش خود را انداخت و در میان تنور نشست! حضرت(ع) شروع کرد به گفتگو با آن مرد خراسانی و از اوضاع و احوال خراسان سؤال می کرد. پس از آن امام(ع) به مرد خراسانی فرمود:بلند شو و نگاه بکن! و ببین در تنور چه خبر است؟!! مرد خراسانی به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی چهار زانو در میان آتش نشسته است. پس از آن هارون مکی از تنور بیرون آمد و بر ما سلام کرد و نشست. امام(ع) به مرد خراسانی فرمود: 📋《کَم تَجِدُ بِخُرَاسَانَ، مِثْلَ هَذَا؟》 ♦️در خراسان چند نفر مانند این فرد پیدا می شوند؟ خراسانی گفت:به خدا قسم حتی یک نفر هم مانند این فرد پیدا نمی شود! سپس از آن امام صادق(ع) فرمود: 📋《أَمَا إِنَّا لاَ نَخْرُجُ فِي زَمَانٍ لاَ نَجِدُ فِيهِ خَمْسَةً مُعَاضِدِينَ لَنَا نَحْنُ أَعْلَمُ بِالْوَقْتِ》 ♦️ما در زمانی که پنج نفر یاور (واقعی) نداریم، دست به قیام مسلحانه نمی زنیم. ما بهتر از دیگران، وقت خروج و قیام مسلحانه خود را می دانیم و به آن واقف هستیم.(۱) در روایتی دیگر آمده است که؛ «سدیر صیرافی» نقل می کند که بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم : چرا نشسته اید و قیام نمی کنید؟ حضرت(ع) فرمود : ای سدیر! چه اتفاقی افتاده است؟ گفتم : از فراوانی دوستان و شیعیان و یارانت سخن می گویم! فرمود : فکر می کنی چند تن باشند؟ گفتم : یکصد هزار! حضرت(ع) فرمود : یکصد هزار؟!! گفتم : آری! و شاید دویست هزار! حضرت(ع) فرمود : دویست هزار؟ گفتم : آری و شاید نیمی از جهان! به دنبال این گفتگو، امام(ع) از من درخواست کرد که همراه او به «یَنبُع» برویم. وقتی بدانجا رسیدیم، در آنجا گلّه بزغاله ای را دیدیم که می چرند. حضرت(ع) خطاب به من فرمود : 📋《یَا سَدِيرُ! وَاللَّهِ لَوْ کان لِی شِیعَةٌ بَعَدَدِ هذِهِ الْجَداء ما وَسَعَنِی الْقُعُودُ!》 ♦️ای سدیر! اگر شمار یاران و پیروان من به تعداد این بزغاله ها رسیده بود، بر جای نمی نشستم و قیام می کردم. سدیر می گوید : 📋《نَزَلْنَا وَ صَلَّيْنَا فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ اَلصَّلاَةِ عَطَفْتُ عَلَى اَلْجِدَاءِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِيَ سَبْعَةَ عَشَرَ》 ♦️در آنجا فرود آمدیم و نماز خواندیم. پس زمانی که از نماز فارغ شدیم، نزدیک گله بزغاله ها شدیم و آن ها شمردم، دیدم عدد بزغاله ها هفده عدد بود و بس!(۲) . 📚منابع : ۱)بحارالانوار مجلسی، ج۴۷، ص۱۲۳ ۲)الکافی شیخ کلینی، ج۲، ص۲۴۲ .
. در زمان حکومت متوکل عباسی، زنی ادعا کرد که حضرت زینب(سلام الله علیها) است! متوکل به او گفت : ♦️تو زن جوانی هستی و از زمان حضرت رسول اکرم(ص) سالیانی گذشته است.  آن زن گفت : ♦️حضرت رسول اکرم(ص) دستش را بر بدن من کشیده است و از خداوند خواسته که هر چهل سال جوانی ام را به من برگرداند و من این مطلب را تا به حال برای مردم اظهار نکردم. اما اکنون احتیاج مرا واداشت که خود را به مردم معرفی کنم. در این هنگام؛ متوکل عباسی پسران ابی طالب(ع) و فرزندان عباس بن عبدالمطلب و قریش را خواست و با آنان مشورت کرد. آنان گفتند : در فلان تاریخ، زینب کبری(س) دختر حضرت فاطمه(س) وفات یافته است. ولی آن زن به می گفت : ♦️روايت دروغى است که از خودشان ساخته‌اند! من از نظر مردم پنهان بوده‌ام و كسى از مرگ و زندگى من اطلاعی نداشته است. متوکل به آنان گفت : ♦️غير از اين روايت دليل ديگرى داريد كه اين زن را مغلوب كنيد؟ آنان گفتند : خیر! متوکل گفت : من از جدم عباس بيزار باشم اگر او را مانع از ادعايش شوم مگر با دليل! آنان گفتند : ♦️ابن الرضا[امام هادى(ع)] را احضار كن تا شايد او دليل ديگرى غير از اين روايت داشته باشد. متوکل شخصی را پى امام هادی(ع) فرستاد و جريان آن زن را برايش نقل كرد. امام هادی(ع) فرمود : ♦️دروغ مى‌گويد! حضرت زينب(س) در فلان ماه و فلان روز از دنيا رفته است. متوکل گفت : اينها نيز همين روايت را نقل كردند ولى من قسم ياد كرده‌ام كه مانع ادعايش نشوم مگر با دليل! امام(ع) فرمود : ♦️چيز مهمى نيست! دليلى بياورم كه او را ملزم نمايد و ديگران نيز بپذيرند. متوکل گفت : آن دلیل چیست؟ امام(ع) فرمود : ♦️گوشت فرزندان فاطمه(س) بر درندگان حرام است، او را وارد گودال درندگان كن اگر از فرزندان فاطمه(س) باشد درندگان با او كارى ندارند. متوکل رو به زن کرد و گفت : چه می گویی؟ زن گفت : ♦️او قصد کشتن من را دارد و قبول نکرد! امام هادی(ع) فرمود : ♦️اينجا از فرزندان امام حسن(ع) و امام حسين(ع) زيادند،هر كدام را مايلى پيش درندگان بفرست. در اين هنگام، رنگ از چهره همه حضار پريد. سپس برخی از مبغضین امام هادی(ع) به متوکل گفتند : ♦️او مى‌خواهد ديگرى را با حيله به چنگ درندگان اندازد! چرا خودش نمی رود؟ متوكل نيز با اين پيشنهاد اظهار تمايل كرد، چون ميل داشت بدين وسيله امام هادی(ع) از بين برود، بى‌آنكه او در خونش دخالت كرده باشد. پس متوکل خطاب به امام هادی(ع) گفت : ♦️ای ابالحسن(ع)! چرا خودتان نمی رويد؟ امام هادی(ع) فرمود : ♦️اگر شما مايل باشيد، مي روم! متوکل گفت : این کار را انجام دهید. در این هنگام نردبانی آوردند و راه وارد شدن به محل شیران که تعدادشان شش عدد بود، گشودند و امام هادی(ع) پایین رفت. ♦️هنگامی گه امام هادی(ع) داخل شد، ميان شيرها نشست، آنها اطراف امام(ع) را گرفتند و دست‌هاى خود را روى زمين پهن كرده و سر بر روى دست خويش نهادند. امام(ع) دست بر سر يكايك آنها كشيد و به هر كدام اشاره مى‌نمود كه فاصله بگيرد و كنار برود. و شيرها به جانبى كه امام(ع) دستور داده بود رفتند و در مقابل امام(ع) ايستادند. در این هنگام وزیر متوکل به متوکل گفت : ♦️اين كار بر ضرر تو است، بگو قبل از اينكه جريان منتشر گردد از آنجا خارج شود. متوکل سراسیمه گفت : ♦️ما نظر بدى در باره شما نداشتيم، منظورمان اين بود كه فرمايش شما ثابت شود اكنون خوب است بالا بيائيد. ♦️امام(ع) از جاى حركت كرد و نزديك نردبان آمد و شيرها اطرافش را گرفتند و خود را به لباسهاى ايشان مي ماليدند. همين كه پاى بر اولين پله نردبان گذاشت اشاره كرد برگرديد و همه رفتند و ايشان بالا آمد و فرمود : ♦️هر كسى مدعى است فرزند فاطمه(س) است، ميان اين درنده‌ها برود. متوکل به آن زن گفت : پایین برو! آن زن شروع به التماس نموده و گفت : ♦️به خاطر خدا به من رحم کنید! من به دروغ گفتم! من دختر فلان كس هستم و شدت از فقر و تنگدستى اين ادعا را كردم. سپس متوکل دستور داد که آن زن را در ميان درندگان ( ها) بیاندازند که در این هنگام با درخواست مادر متوکل، آن زن را بخشیدند.(۱) 📚منبع : ۱)بحارالانوار مجلسی، ج۵۰، ص۱۴۹، ح۳۵ .
1⃣حضرت رسول اکرم(ص) می فرماید : 📋《مَنْ أَحْيَا لَيْلَةَ اَلْعِيدِ وَ لَيْلَةَ اَلنِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ اَلْقُلُوبُ》 ♦️کسی که شب عید فطر و شب نیمه شعبان را احیا بدارد، روزی که قلب ها می میرند قلب او زنده است.(۱) 2⃣حضرت رسول اکرم(ص) می فرماید : شب نیمه شعبان در خواب دیدم که جبرئیل امین بر من نازل شد و گفت : 📋《يَا مُحَمَّدُ(ص)! أَ تَنَامُ فِي هَذِهِ اَللَّيْلَةِ؟》 ♦️اى محمّد(ص)! در چنین شبى خوابیده ‎ای؟ گفتم : ای جبرائیل! این شب چه شبى است؟ جبرائیل گفت : 📋《هِيَ لَيْلَةُ اَلنِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ! قُمْ يَا مُحَمَّدُ(ص)!》  ♦️شب نیمه شعبان است برخیز ای محمد(ص)! سپس مرا بلند كرد و به بقیع برد و به من گفت : 📋《اِرْفَعْ رَأْسَكَ فَإِنَّ هَذِهِ لَيْلَةٌ تُفْتَحُ فِيهَا أَبْوَابُ اَلسَّمَاءِ فَيُفْتَحُ فِيهَا أَبْوَابُ اَلرَّحْمَةِ وَ بَابُ اَلرِّضْوَانِ وَ بَابُ اَلْمَغْفِرَةِ وَ بَابُ اَلْفَضْلِ وَ بَابُ اَلتَّوْبَةِ وَ بَابُ اَلنِّعْمَةِ وَ بَابُ اَلْجُودِ وَ بَابُ اَلْإِحْسَانِ يُعْتِقُ اَللَّهُ فِيهَا بِعَدَدِ شُعُورِ اَلنَّعَمِ وَ أَصْوَافِهَا يُثْبِتُ اَللَّهُ فِيهَا اَلْآجَالَ وَ يُقَسِّمُ فِيهَا اَلْأَرْزَاقَ مِنَ اَلسَّنَةِ إِلَى اَلسَّنَةِ وَ يُنْزِلُ مَا يَحْدُثُ فِي [إلى] اَلسَّنَةِ كُلِّهَا》 ♦️سرت را بلند كن! زیرا در این شب‎ها درهاى رحمت خدا در آسمان به روى بندگان باز است، همچنین درِ رضوان، درِ آمرزش، درِ فضل، درِ توبه، درِ نعمت، درِ جود و سخاوت، درِ احسان باز است، خداوند به عدد پشم‎ها و موهاى چرندگان در این شب گنهكاران را آزاد مى‎كند، پایان عمرها در این شب، تعیین مى‎گردد، رزق‎هاى یك سال در این شب تقسیم مى‎شود و حوادث یك سال در این شب معیّن مى‎گردد.(۲) 3⃣از امام محمد باقر(عليه السّلام) درباره برترى شب نيمه شعبان پرسيده شد! ایشان فرمودند : 📋《هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ، فِيهَا يَمْنَحُ اَللَّهُ اَلْعِبَادَ فَضْلَهُ، وَ يَغْفِرُ لَهُمْ بِمَنِّهِ، فَاجْتَهِدُوا فِي اَلْقُرْبَةِ إِلَى اَللَّهِ فِيهَا》 ♦️آن برترين شب پس از شب قدر است. در آن شب خداوند متعال احسانش را به بندگان بى‌دريغ عطا مى‌كند و آنان را با لطف خود مى‌ آمرزد. پس در آن شب براى نزديكى به خدا تلاش كنيد. و در ادامه فرمود : 📋《فَإِنَّهَا لَيْلَةٌ آلَى اَللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ أَلاَّ يَرُدَّ سَائِلاً لَهُ فِيهَا مَا لَمْ يَسْأَلْ مَعْصِيَةً》 ♦️پس به درستى كه آن شبى است كه خداوند به خود سوگند خورده است كه هيچ درخواستگرى را تا زمانى كه گناهى را نطلبيده است باز نگرداند . 📋《وَ إِنَّهَا اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي جَعَلَهَا اَللَّهُ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ بِإِزَاءِ مَا جَعَلَ لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ لِنَبِيِّنَا(ص) فَاجْتَهِدُوا فِي اَلدُّعَاءِ وَ اَلثَّنَاءِ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ》 ♦️و آن شبى است كه خداوند در برابر آن‌ كه شب قدر را براى پيامبر مان(صلّى اللّه عليه و آله) قرار داد آن را براى ما مقرّر فرمود. پس در دعا و ستايش خداوند متعالی كوشش كنيد.(۳) 4⃣امام رضا(علیه ‌السّلام) فرمودند : 📋《كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ(عَلَيْهِ السَّلاَمُ) لاَ يَنَامُ ثَلاَثَ لَيَالٍ : ۱)لَيْلَةَ ثَلاَثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ۲)وَ لَيْلَةَ اَلْفِطْرِ ۳)وَ لَيْلَةَ اَلنِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ فِيهَا تُقَسَّمُ اَلْأَرْزَاقُ وَ اَلْآجَالُ وَ مَا يَكُونُ فِي اَلسَّنَةِ》 ♦️امیرالمؤمنین(علیه‌ السّلام) سه شب را نمی خوابید! ۱)شب بیست و سوم ماه رمضان ۲)شب عید فطر ۳)شب نیمه ماه شعبان در این شب‌ها، رزق و روزی‌ ها تقسیم و مدّت عمر و هر آن‌ چه در آن سال رخ خواهد داد، تعیین مى‌‏شود.(۴) 5⃣امام رضا(علیه السلام) می فرماید : 📋《هِيَ لَيْلَةٌ يُعْتِقُ اَللَّهُ فِيهَا اَلرِّقَابَ مِنَ اَلنَّارِ وَ يَغْفِرُ فِيهَا اَلذُّنُوبَ اَلْكِبَارَ》 ♦️نیمه شعبان شبى است كه خداوند حق تعالى بندها را از آتش آزاد مي كند و در آن شب گناهان كبيره را مى‌ آمرزد.(۵) 📚منابع : ۱)إقبال الأعمال ابن طاووس، ج۲، ص۷۱۸ ۲)إقبال الأعمال ابن طاووس، ج۲، ص۶۹۹ ۳)أمالی شیخ طوسی، ج۱، ص۲۹۷ ۴)مصباح المتهجد شیخ طوسی، ج۲، ص۸۵۳ ۵)عيون أخبار الرضا(ع) شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۲
. ✅جنازه مطهر امام علی(ع) شبانه به سمت نجف فعلی روانه شد. راوی می گوید : 📋《ثُمَّ وَضَعُوهُ عَلَى السَّرِيرِ وَ تَقَدَّمَ الحَسَنُ(ع) وَ الحُسَينُ(ع) إلَى السَّرِيرِ مِن مُؤَخِّرِهِ وَ إذَا مُقَدَّمِهِ قَد ارتَفَعَ وَلَا يُرَى حَامِلُهُ وَ كَانَ حَامِلَاهُ مِن مُقَدَّمِهِ جَبرَئِيلِ وَ مِيكَائِيلَ فَمَا مُرَّ بِشَئِ عَلَى وَجَه الاَرضِ إلَّا انحَنَى لَهُ سَاجِدَاً وَ خُرِجَ السَّرِيرِ مِن مَايِيلِ بَابِ كِندِةِِ، فَحَمَلا مُؤَخِّرِهِ وَ سَارَا يَتَّبِعَانِ مُقَدَّمِهِ》 ♦️سپس جنازه مطهر امام علی(علیه السلام) را بر روی تابوت قرار دادند. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) انتهای تابوت را گرفتند و ابتدای تابوت خود بلند شد در حالی که حامل آن مشخص نبود، ولی حاملین ابتدای تابوت جبرائیل و میکائیل بودند. تابوت مطهر از هر جایی از روی زمین گذر می کرد، همه بر او سجده می کردند. تابوت از باب کنده خارج شد و روانه خارج از کوفه شد و همچنان انتهای تابوت به دنبال ابتدای تابوت در حال حرکت بود.(۱) محمد بن حنفیه می گوید : 📋《وَاللهِ لَقَد نَظَرتُ إلَى السَّرِيرِ وَ إِنَّهُ لَيَمُرَّ بِالحَيطَانِ وَ النَّخلِ فَتَنحَنَي لَهُ خُشُوعَاََ، وَ مَضَى مُستَقِيمَاً إلَى النَّجَفِ إلَى مَوضِعِ قَبرِهِ الآنَ》 ♦️به خدا قسم! من می دیدم که تابوت مطهر امام علی(ع) از دیوار ها و نخلستان کوفه گذر می کرد، در حالی که آنان به احترام امام علی(ع) خَم و منحنی می شدند. سپس جنازه مطهر مستقیما به سوی نجف رفت، همان مکان فعلی!(۲) سرانجام بعد از طی مسافتی تابوت را زمین گذاشتند و بر آن نماز خواندند. 📋《أَن يُصَلِّيَ الحَسَنُ(ع) مَرَّةً وَ الحُسَينُ(ع) مَرَّةً صَلَاةَ إِمَامِِ》 ♦️امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هر کدام یک بار، بر جنازه امام علی(ع) نماز خواندند.(۳) امام علی(ع) در طی روایتی قبل از شهادت خطاب به فرزندان خویش فرموده بود : 📋《فَإِنَّكُمَا تَنْتَهِيَانِ إِلَى قَبْرٍ مَحْفُورٍ وَ لَحْدٍ مَلْحُودٍ وَ لَبِنٍ مَوْضُوعٍ فَأَلْحِدَانِي وَ أَشْرِجَا عَلَيَّ اللَّبِنَ وَ ارْفَعَا لَبِنَةً مِمَّا عِنْدَ رَأْسِي فَانْظُرَا مَا تَسْمَعَانِ! فَأَخَذَا اللَّبِنَةَ مِنْ عِنْدِ الرَّأْسِ بَعْدَ مَا أَشْرَجَا عَلَيْهِ اللَّبِنَ فَإِذَا لَيْسَ فِي الْقَبْرِ شَيْ‏ءٌ وَ إِذَا هَاتِفٌ يَهْتِفُ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) كَانَ عَبْداً صَالِحاً فَأَلْحَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِنَبِيِّهِ وَ كَذَلِكَ يَفْعَلُ بِالْأَوْصِيَاءِ بَعْدَ الْأَنْبِيَاءِ حَتَّى لَوْ أَنَّ نَبِيّاً مَاتَ فِي الشَّرْقِ وَ مَاتَ وَصِيُّهُ فِي الْغَرْبِ أَلْحَقَ اللَّهُ الْوَصِيَّ بِالنَّبِي‏(ص)》 ♦️شما در طی حمل جنازه من، به قبری كنده شده ای به همراه سنگ لحد، خواهید رسيد. و خشتى چند برای من مهيّا شده، پس مرا در لحد گذاريد و خشت بر من بچينيد، پس يك خشت از بالاى سر من برداريد و در قبر نظر كنيد و طبق دستوری که می شنوید عمل نمایید. پس وقتی حضرت(ع) را دفن کردند، يك خشت از بالاى سر آن حضرت(ع) برداشتند و در قبر نظر كردند كسى را در قبر نديدند، ناگاه صداى هاتفى را شنيدند كه گفت : امير المؤمنين(ع) بنده شايسته خدا بود، حق تعالى او را به پيغمبر(ص) خود ملحق گردانيد، و حق تعالى با اوصياء بعد از پيغمبران خود چنین می کند. حتّى اگر پيغمبرى در مشرق بميرد و وصىّ او در مغرب بميرد، خداوند آن وصی را به پیغمبر ملحق می سازد.(۴) امام باقر(ع) می فرماید : 📋《دُفِنَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بِنَاحِيَةِ الْغَرِيَّيْنِ وَ دُفِنَ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَ دَخَلَ قَبْرَهُ الْحَسَنُ(ع) وَ الْحُسَيْنُ(ع) وَ مُحَمَّدٌ بَنُو عَلِيٍّ(ع) وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ》 ♦️سرانجام امام علی(ع) در پشت کوفه در منطقه غَریّین، قبل از طلوع فجر دفن شد و به ترتیب امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و محمد بن حنفیه و عبدالله بن جعفر وارد قبر شده و با آن حضرت(ع) وداع کردند.(۵) محل دفن امام علی(ع) به مدت ۹۰ سال مخفی بود و تنها عده خاصی از یاران و اصحاب ائمه اطهار(ع) نسبت به آن آگاهی داشتند تا اینکه در سال ۱۳۵ قمری امام صادق(ع) محل دفن علی(ع) را آشکار کرد.(۶) نوف بکالی از یاران امام علی(ع) در فقدان ایشان می گوید : 📋《كُنَّا كَأَغْنَامٍ فَقَدَتْ رَاعِيهَا تَخْتَطِفُهَا الذِّئَابُ مِنْ كُلِّ مَكَان‏ِِ》 ♦️ما همچون گوسفندانى بوديم كه شبان و صاحب خود را گم كرده باشند و از هر طرف، گرگها آنها را بربايند.(۷) 📚منابع : ۱-۲)بحار الأنوار مجلسی، ج۴۲، ص۲۹۵ ۳)بحارالانوار مجلسی، ج۴۲، ص۲۱۳ ۴)مناقب ابن شهر آشوب، ج۲، ص۳۴۸ ۵)الارشاد شیخ مفید، ج۱، ص۲۵ ۶)الغارت ثقفی، ج۲، ص۸۶۲ ۷)شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۱۰۰ .
. 8⃣1⃣ بعد از شهادت علیه_السلام در مسجد کوفه خطبه می خواند!👇 ✅صبح روز شهادت حضرت امیرالمؤمنین(ع) امام حسن مجتبی(ع) خطبه خواندند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمودند : 📋《لَقَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ لَمْ‏ يَسْبِقْهُ‏ الْأَوَّلُونَ‏ بِعَمَلٍ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ بِعَمَلٍ لَقَدْ كَانَ يُجَاهِدُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَيَقِيهِ بِنَفْسِهِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُوَجِّهُهُ بِرَايَتِهِ فَيَكْنُفُهُ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ فَلَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ وَ لَقَدْ تُوُفِّيَ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ(ع) وَ فِيهَا قُبِضَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصِيُّ مُوسَى(ع) وَ مَا خَلَّفَ صَفْرَاءَ وَ لَا بَيْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَبْتَاعَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ ثُمَّ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ فَبَكَى وَ بَكَى النَّاسُ مَعَهُ》 ♦️دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان با هیچ کاری بر او پیشی نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید. همراه رسول خدا(ص) جهاد می کرد و او را به جان خویش، حفظ می نمود. رسول خدا(ص) او را با پرچم خویش روانه می ساخت؛ پس جبرئیل او را از راست در بر می گرفت و میکائیل از چپ! باز نمی گشت تا خداوند به دست او فتح کند. در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم(ع) به آسمان رفت و یوشع بن نون وصی موسی(ع) در گذشت. هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش بخرد. سپس بسیار گریست و مردم نیز با او گریستند. سپس حضرت(ع) فرمود : 📋《أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ! أَنَا ابْنُ النَّذِيرِ! أَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ! أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ! أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً! أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ حُبَّهُمْ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ‏ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً فَالْحَسَنَةُ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ(ع)》 ♦️منم پسر بشارت دهنده،منم پسر انذار کننده،منم پسر آن کسی که به اذن خدا مردم را به سوی خدا می خواند. منم پسر چراغ فروزان و روشنی بخش. من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنان را پاک نموده است. من از خاندانی هستم که خداوند محبت آنان را در کتاب خود واجب گردانده است. خداوند فرموده است : 📋《قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً》 ♦️بگو به ازاى آن رسالت، پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى درباره خويشاوندان و هر كس نيكى به کند و طاعتى را به جای آورد، براى او در ثواب آن خواهيم افزود.(شوری۲۳) 📚منبع : ۱)الإرشاد شیخ مفید، ج۲، ص۷ . «اَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبَارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْمُطَهَّرِ وَالْاِمَامِ الْمُظَفَّرِ وَالشُّجَاعِ الْغَضَنْفَرِ اَبِيْ شُبَيْرَ وَشَبَرَ، قَاسِمِ طُوْبىٰ وَسَقَرَ، اَلْاَنْزَعِ الْبَطِيْنِ، اَلْاَشْجَعِ الْمَتِيْنِ، اَلْاَشْرَفِ الْمَكِيْنِ، اَلْعَالِمِ الْمُبِيْنِ، اَلنَّاصِرِ الْمُعِيْنِ، وَلِيِّ الدِّيْنِ، اَلْوَالِيِ الْوَلِيِّ، اَلسَّيِّدِ الرَّضِيِّ، اَلْاِمَامِ الْوَصِيِّ، اَلْحَاكِمِ بِالنَّصِّ  الْجَلِيِّ، اَلْمُخْلِصِ الصَّفِيِّ، اَلْمَدْفُوْنِ بِالْغَرِيِّ، لَيْثِ بَنِيْ غَالِبٍ، مَظْهَرِ الْعَجَاۤئِبِ، وَمُظْهِرِ الْغَرَاۤئِبِ وَمُفَرِّقِ الْكَتَاۤئِبِ وَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ وَالْهِزَبْرِ السَّالِبِ، نُقْطَةِ دَاۤئِرَةِ الْمَطَالِبِ، اَسَدِ اللهِ الْغَالِبِ، غَالِبِ كُلِّ غَالِبٍ وَمَطْلُوْبِ كُلِّ طَالِبٍ، صَاحِبِ الْمَفَاخِرِ وَالْمَنَاقِبِ، اِمَامِ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ، مَوْلَانَا وَمَوْلَى الْكَوْنَيْنِ، اَلْاِمَامِ اَبِيْ الْحَسَنَيْنِ اَميرِ الْمُؤْمِنِيْنَ عَلِيِّ بْنِ اَبِيْ طَالِبٍ(ع)» در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید نازم به حُسن مَطلع و حُسن ختام او .
امام حسین ع
. #دیر_راهب ✅داستان اسلام آوردن راهب مسیحی، در منابع متعددی از کتب شیعه و اهل سنت، ذکر شده است از
. آنگاه، راهب از حضرت مسیح(ع)، عاجزانه می خواهد، سر مبارک امام حسین(ع)، که نورانیت را به سمت آسمان و با حالتی معجزه گونه، ساطع می کند، با راهب، سخن بگوید. 📋《وَ قَالَ : يا رَبِّ! بِحَقِّ عِيسَى‏ تَأمُرُ هذَا الرَّأسَ بِالتَّكَلُّمِ مَعِي! فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ، وَ قَالَ : يا راهِبُ، أيَّ شَي‏ءٍ تُريدُ؟ قالَ : مَن أنتَ؟ قالَ : أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى‏(ص)، وأنَا ابنُ عَلِيٍّ المُرتَضى‏(ع)، وأنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ(س)، وأنَا المَقتولُ بِكَربَلاءَ، أنَا المَظلومُ، أنَا العَطشانُ، فَسَكَتَ.》 ♦️راهب، سرش را بلند كرد و گفت : پروردگارا! به حقّ عيسى، به اين سر بگو كه با من، سخن بگويد. سر مبارک امام(ع)، به امر الهی، با راهب سخن گفت : اى راهب! چه مى‏ خواهى؟ راهب گفت : تو كيستى؟ امام(ع) فرمود : من، فرزند محمّدِ مصطفى(ص) و پسر علىِ مرتضى(ع) هستم. پسر فاطمه زهرا(س) و مقتول كربلايم. من، مظلوم و تشنه‏ كامم» و ساكت شد. 📋《فَلَمّا أسفَرَ الصُّبحُ. قالَ : يا رَأسُ، لا أملِكُ إلّانَفسي! فَوَضَعَ الرّاهِبُ وَجهَهُ عَلى‏ وَجهِهِ! فَقالَ : لا أرفَعُ وَجهي عَن وَجهِكَ حَتّى‏ تَقولَ : أنَا شَفيعُكَ يَومَ القِيامَةِ. فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ، فَقالَ: ارجِع إلى‏ دينِ جَدّي مُحَمَّدٍ(ص). فَقالَ الرّاهِبُ : أشهَدُ أن لا إلهَ إلَّا اللَّهُ، وأشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّهِ، فَقَبِلَ لَهُ الشَّفاعَةَ.》 ♦️و صبحگاه گفت : اى سر! من اختياردار جز خود نيستم! راهب، صورت به صورتش نهاد و گفت : صورتم را از صورت تو بر نمى‏ دارم تا بگويى : من، شفيع تو در روز قيامت هستم! سر به سخن در آمد و گفت : به دين جدّم محمّد(ص)، درآى! راهب گفت : گواهى مى‏ دهم كه خدايى جز خداوند نيست و گواهى مى‏ دهم كه محمّد(ص) پيامبر خداست. آن گاه سر مبارک حسين(ع) پذيرفت كه شفاعتش كند. 📋《ثُمَّ خَرَجَ عَنِ الدَّيرِ وما فيهِ، وصارَ يَخدِمُ أهلَ البَيت‏(ع)》 ♦️آن گاه راهب، از دِير (عبادتگاه) و راه و عقيده‏ اى كه در آن بود، خارج شد و خادم اهل بيت(علیهم السلام) گرديد.(۴) 📚منابع : ۱)الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۸۰ ۲)تذکرۀ الخواص ابن جوزی، ص۲۶۳ ۳)اللهوف سید بن طاووس، ص۱۷۳ ۴)مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۶۰ .