eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
2. 26.2.99 حرم.mp3
زمان: حجم: 9.28M
(علیه السلام) مناجات با امام زمان (عج) و گریز به کربلا نشد ز یار سفر کرده ام مرا خبری نیامد از سرِکویش نشانی و اثری الا نسیم ، به کویش اگرکنی گذری بگو به دوست ، که ما را زِخاطرت نبری دوباره مرغ روحم هوای کربلا کرد دل شکسته ام را اسیر و مبتلا کرد به لب رسیده جانم نه طاقت و توانم که هر چه کرد با من فراق کربلا کرد بعد از از مراسم قرآن به سرگفتن در حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها)
3. مصلی 28.2.99.mp3
زمان: حجم: 18.98M
یا اَوَّلَ مَظلوم ... (علیه السلام) شب بیست و سوم بگذار شبی محرمِ اسرارِ تو باشم درپرده ی جان ، راز نگهدارِ تو باشم ای یوسفِ بازارِ مَلاحت ، منِ مسکین آن مایه ندارم ، که خریدار تو باشم دردیست مرا از تو و بهبود نجویم بهبود من اینست که بیمار تو باشم : گرخلوتِ وصلِ تو برازنده یِ من نیست بگذارکه در سایه ی دیوارِ تو باشم ... 28/2/1399
@hajmahmodkarime4_5801191934202480893.mp3
زمان: حجم: 13.87M
« یتیما سرگردونن یاعلی » به مناسبت ایام با مداحی حاج محمود کریمی
. ‍ متن روضه شهادت امیرالمومنین و لیالی قدر – میرداماد ═══🌿🌸🌿🌸🌿═══ وقتِ پروازِ آسمان شده بود گوئیا آخرِ جهان شده بود کعبه می رفت در دلِ محراب لحظه ی گریه ی اذان شده بود همه میگفتن:علی! نرو... فقط فاطمه می گفت:بیا آقا.... کوفه لبریز از مصیبت بود باد در کوچه نوحه خوان شده بود شور افتادِ در دلِ زینب پی بابا دلش روان شده بود در و دیوار التماسش کرد در و دیوار مهربان شده بود شوق دیدارِ حضرت زهرا در نگاهِ علی عیان شده بود سایه ای شوم پشت هر دیوار در کمین علی نهان شده بود ناگهان آسمان تَرَک برداشت فرق خورشید خون فشان شده بود خار در چشم و تیغ بین گلو زخم ،مهمانِ استخوان شده بود روضه ام اینه:" فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة " چه معنایی داره که علی گفت؟ معنای ظاهریش اینه:به خدای کعبه رستگار شدم،حالا از این جمله معنا میشه بیرون بیاری، رستگار شدم،راحت شدم،علی از داغ سنگین راحت شد،یه عمری استخوان تو گلو بود، خدا برا هیچ مردی نیاره، علی مرد زخم دیدنِ،علی مگه اولین بارِ زخم خورده،شمشیر خورده؟ علی که سحر شمشیر خورد،اصلاً جایی رو که این ملعون ابن ملجم شمشیر زد،تو جنگ احزاب شمشیر خورده بود،تو جنگ های دیگه، علی یه روز نود زخم خورد،یه روز تو اُحُد فقط نود زخم خورد،سردارِ خط مقدمِ اسلامِ،علی که بدنش با زخم و شمشیر غریبِ نبود...اما همه ی این مقدمه ها واسه اینه: زخم شمشیر خوب میشه،زخم شمشیر مداوا میشه خدا کند همه ی زخم ها به تن بخورد خدا کند کسی زخم بر جگر نزند یه زخم به بدنِ،مدتی بگذره جاش خوب میشه،اما بعضی زخم ها هزارسالم بگذره جاش خوب نمیشه، زخم جگر رو برات باز کنم: زخم جگر همون زخمیِ که قهرمان خیبر هم که باشی،نگاه کنی ببینی دور ناموست حلقه زدن.... "هر کی بَلَدِ برا این روضه بلند گریه کنه،صداش رو خرج کنه،امام صادق علیه السلام فرمود: خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند گریه میکنه..."علی جان زخم جیگرت خوب نمیشه، چه جوری زخم زدن؟ من ایستاده بودم دیدم که مادرم را دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد این زخم مخصوص دل و جیگر امیرالمؤمنینِ،یا علی! ما بدون کربلا نمی تونیم روضه مون رو جمع کنیم،بذار ببرمتون یه جایی یه زخم جیگرم من سراغ دارم کربلا،میدونی کجا به جیگرش زخم زدن؟ جلو چشمش به باباش ناسزا گفتن،اونجایی به جگرش زخم زدن که گفت: من حلالی رو حرام نکردم، من حرامی رو حلال نکردم،چرا من رو میخواین بکُشید؟ یه نامردی بلند شد گفت: حسین! این گناه تو سنگین ترین گناهِ عالمِ، تو پسر علی هستی...شروع کرد به علی ناسزا گفتن،میگن حسین رو محاسنش اشک جاری شد....این زخم ادامه داشت تا تو گودالِ قتلگاه، نشست رو سینه ی حسین، دید لب ها پاره پاره است،گفت:حسین! شنیدم بابات ساقیِ کوثر بوده، به بابات بگو بیا سیرابت کنه...ای حسین.... بیار دستت رو بالا الان میخوای قرآن به سر بگیری،شب نوزدهمِ، امشب یه جوری ناله بزن،د شب دیگه هم بهت ناله بِدَن،سوز بِدَن، هر چی نفس داری،من میگم:شب نوزدهم شبِ مادرِ،به صدیقه ی طاهره،به اون خانمی که هجده سالگی برا علی پرپر شد، " الهی بفاطِمَةَ...العفو .
. آجرك الله يا صاحب الزمان في مصيبة جدّك اميرالمؤمنين عليه السلام قال مولانا علي عليه السلام: " آه آه‌ شَوْقا اِلَی رُؤْیَتِهِ " چقدر اشتیاق به دیدار فرزندم مهدی دارم! (بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج 51، ص 115) کرده علیّ اَش خطاب: " شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه "۱ آه کشد بوتراب... شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه، لب به سخن باز کرد گفت بر او آن جناب: " شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه " در سخنِ خود، علی، بینِِ جميعِ لُغات کرده چنین انتخاب: شَوْقاً - اِلَی - رُؤْیَتِه از صَدَف نُطقِ خود، حیدرِ صاحبْ‌کلام سُفته چنین دُرّ ناب: " شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه " نیست همین یک کلام، هست هزاران کلام هست هزاران کتاب: " شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه " یک غزلِ نا تمام، مِدحَتِ بی انتهاست بِه ز شمیم گلاب: " شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه " کیست امام زمان؟ کز طلب او علی... گفته بر آن مُستَطاب: " شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه " " دیدن او یک نظر، صد چو منش خونبهاست "۲ کرده علیّ اش خطاب: " شَوْقاً اِلَی رُؤْیَتِه " ۱. کلام امیرالمومنین علیه‌السلام درباره‌ی اشتیاقشان به دیدار حضرت مهدی علیه‌السلام ۲. تضمین مصرع از سعدی شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ ‌
. 8⃣1⃣ بعد از شهادت علیه_السلام در مسجد کوفه خطبه می خواند!👇 ✅صبح روز شهادت حضرت امیرالمؤمنین(ع) امام حسن مجتبی(ع) خطبه خواندند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمودند : 📋《لَقَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ لَمْ‏ يَسْبِقْهُ‏ الْأَوَّلُونَ‏ بِعَمَلٍ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ بِعَمَلٍ لَقَدْ كَانَ يُجَاهِدُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَيَقِيهِ بِنَفْسِهِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُوَجِّهُهُ بِرَايَتِهِ فَيَكْنُفُهُ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ فَلَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ وَ لَقَدْ تُوُفِّيَ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ(ع) وَ فِيهَا قُبِضَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصِيُّ مُوسَى(ع) وَ مَا خَلَّفَ صَفْرَاءَ وَ لَا بَيْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَبْتَاعَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ ثُمَّ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ فَبَكَى وَ بَكَى النَّاسُ مَعَهُ》 ♦️دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان با هیچ کاری بر او پیشی نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید. همراه رسول خدا(ص) جهاد می کرد و او را به جان خویش، حفظ می نمود. رسول خدا(ص) او را با پرچم خویش روانه می ساخت؛ پس جبرئیل او را از راست در بر می گرفت و میکائیل از چپ! باز نمی گشت تا خداوند به دست او فتح کند. در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم(ع) به آسمان رفت و یوشع بن نون وصی موسی(ع) در گذشت. هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش بخرد. سپس بسیار گریست و مردم نیز با او گریستند. سپس حضرت(ع) فرمود : 📋《أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ! أَنَا ابْنُ النَّذِيرِ! أَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ! أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ! أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً! أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ حُبَّهُمْ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ‏ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً فَالْحَسَنَةُ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ(ع)》 ♦️منم پسر بشارت دهنده،منم پسر انذار کننده،منم پسر آن کسی که به اذن خدا مردم را به سوی خدا می خواند. منم پسر چراغ فروزان و روشنی بخش. من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنان را پاک نموده است. من از خاندانی هستم که خداوند محبت آنان را در کتاب خود واجب گردانده است. خداوند فرموده است : 📋《قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً》 ♦️بگو به ازاى آن رسالت، پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى درباره خويشاوندان و هر كس نيكى به کند و طاعتى را به جای آورد، براى او در ثواب آن خواهيم افزود.(شوری۲۳) 📚منبع : ۱)الإرشاد شیخ مفید، ج۲، ص۷ . «اَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبَارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْمُطَهَّرِ وَالْاِمَامِ الْمُظَفَّرِ وَالشُّجَاعِ الْغَضَنْفَرِ اَبِيْ شُبَيْرَ وَشَبَرَ، قَاسِمِ طُوْبىٰ وَسَقَرَ، اَلْاَنْزَعِ الْبَطِيْنِ، اَلْاَشْجَعِ الْمَتِيْنِ، اَلْاَشْرَفِ الْمَكِيْنِ، اَلْعَالِمِ الْمُبِيْنِ، اَلنَّاصِرِ الْمُعِيْنِ، وَلِيِّ الدِّيْنِ، اَلْوَالِيِ الْوَلِيِّ، اَلسَّيِّدِ الرَّضِيِّ، اَلْاِمَامِ الْوَصِيِّ، اَلْحَاكِمِ بِالنَّصِّ  الْجَلِيِّ، اَلْمُخْلِصِ الصَّفِيِّ، اَلْمَدْفُوْنِ بِالْغَرِيِّ، لَيْثِ بَنِيْ غَالِبٍ، مَظْهَرِ الْعَجَاۤئِبِ، وَمُظْهِرِ الْغَرَاۤئِبِ وَمُفَرِّقِ الْكَتَاۤئِبِ وَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ وَالْهِزَبْرِ السَّالِبِ، نُقْطَةِ دَاۤئِرَةِ الْمَطَالِبِ، اَسَدِ اللهِ الْغَالِبِ، غَالِبِ كُلِّ غَالِبٍ وَمَطْلُوْبِ كُلِّ طَالِبٍ، صَاحِبِ الْمَفَاخِرِ وَالْمَنَاقِبِ، اِمَامِ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ، مَوْلَانَا وَمَوْلَى الْكَوْنَيْنِ، اَلْاِمَامِ اَبِيْ الْحَسَنَيْنِ اَميرِ الْمُؤْمِنِيْنَ عَلِيِّ بْنِ اَبِيْ طَالِبٍ(ع)» در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید نازم به حُسن مَطلع و حُسن ختام او .
. علیه السلام السلام علیک یا امیرالمومنین ـــــــــــــــــــــــ السلام ای شکوه نورانی ای که جود تو بوده بارانی تو نه تنها امیر این خاکی صاحب الامر کل افلاکی ساقی تشنگان بی آبی عزت و افتخار محرابی آشنا با مسیر بالاها تویی آقای کل آقاها ابتدای کلام من نامت انتهای کلام من نامت عرش و فرش تمام مافیها همگی سائلان تو مولا نام تو رمز هر در بسته ذکر تو داروی دل خسته نام پاک تو مثل اعجاز است نام پاک تو بال پرواز است تو بهشتی بهشت خاک درت ساکنان بهشت در به درت هم قیامت قیامت محشر هم قعود تو درس کل بشر علوی مسلکم غلام توام صید افتاده بین دام توام اعتقاد مسلمم هستی یا علی اسم اعظمم هستی تا ز نام تو وام می‌گیرم عزت و احترام می‌گیرم جان فدای تو و سلاله تو هستی من فدای ناله تو شد ز آه تو کل نخلستان مَثَل وادی غریبستان آه تو شعله بود و می‌سوزاند پس دلم بعد از آن چنین می‌خواند بی قرینه امیر روی زمین ای بزرگ بدون تا و قرین دستهای تو چرا بستند حرمتت را چگونه بشکستند پیش چشمت چگونه بود آن روز که عدوی بخیل آتش‌سوز هیزم و شعله را فراهم کرد آمد و خانه را پر از غم کرد شعله بالا گرفت یاست سوخت کینه تا پا گرفت یاست سوخت بوی آتش در آن میان پیچید شعله بی شرم شد چنان پیچید چون پرستو که در قفس افتاد گل یاس تو از نفس افتاد دود و آتش چقدر بی پروا خانه‌ات را احاطه کرد آقا بانویت پشت در محافظ بود خسته‌ی خسته بر تو حافظ بود ناگهان ضربه‌ای به در خورد و ... در به پهلو و بر پسر خورد و ... کوچه تاریک شد هوا دم کرد آن لگد کوچه را محرم کرد وای آقا چقدر دلخونی به تو حق میدهم که محزونی حال امشب پر از غم و دردی با نگاهت پی که می‌گردی انتظاری میان چشم شماست دلتان هم چه قدر عاشوراست گوئیا انتظار دلدار است انتظار شهید مسمار است میزبانت به جنت الاعلا احمد است و خدیجه و زهرا ـــــــــــــــــــــــــــــــ ✍ .
. سلام الله علیک یا ابوتراب ــــــــــــــــــــــــــــ مردی که دارد در دلش داغ جوانی داغ جوان رو کبود قد کمانی داغ جوانی که شکست آیئنه او از ضرب یک دست پلید و ناگهانی این مرد دیده با دو چشمش خانه‌اش را در بین دود و شعله‌ی فتنه‌گرانی او دیده پشت یک در آتش گرفته یاس بهشتی خودش را ارغوانی کی می‌رود از خاطرش روزی که بستند دستان او را چهل نفر با ریسمانی افطار بوده میهمان دختر خود افطار او قدری نمک با لقمه نانی دارد به مسجد می‌رود با شوق این که گوید به روی بام اذان جاودانی چیزی نمانده تا فرود آید دوباره یک ضربه‌ی دست پلید ناگهانی دارد فرو می‌ریزد ارکان هدایت دارد شکسته می‌شود رکن جهانی «فُزتُ وَ ربِّ الکعبه» در افلاک پیچید آمد صدای ناله‌های آسمانی فرق شکسته، خون جاری، دل کجا رفت؟ من هستم و اینجا گریز روضه خوانی در مسجد کوفه مؤذن غرق در خون در کربلا هم شد مؤذن آنچنانی یک کوچه واکردند تا اکبر بیاید این کوچه دارد از غمی عظمی نشانی ای وای کوچه، بار دیگر روضه نو شد این بار جای میخ می‌آید سنانی شد لخته خونی دست و پاگیر کلام و قدرت نداری تا که بابا را بخوانی از جذر و مد تیغ و نیزه ارباً اربا در مقدم بابا نمانده نیمه جانی ـــــــــــــــــــــــــــــــ ✍ .
. علیه السلام سلام الله علیک یا اسدالله الغالب ـــــــــــــــــــــــــــــ لحظه‌های اشک و آه و غربته حالا دیگه موقع وصیته بجز از دست گلای فاطمه برن از حجره من بیرون همه پسر ام‌البنین تو هم بمون با تو کار دارم تو هم پیشم بمون ای تموم عشق و احساسم بیا ساقیِ بعد من عباسم بیا ای عزیز مه جبینم پسرم جون تو جون حسینم پسرم وقتی که داداش حسینت غریبه اون روزی که دل او بی شکیبه روزی که تنها میشه تو کربلا میشه تنها بین قوم اشقیا نکنه خالی کنی کنارشو... نکنه رها کنی سپاهشو... می‌سپرم حسین و به دستای تو خواهرت زینب و به چشای تو ـــــــــــــــــــــــــــــــ ✍ .
. علیه السلام السلام علیک یا والی الولی و یا مرتضی علی ـــــــــــــــــــــ رنگ از رخت پریده و رنگم پریده است در بین بستری و دل من رمیده است بابا چقدر چهره زرد تو آشناست چشمت چه قدر غصه هجران کشیده است فکر منی پدر که به کوفه چه می‌کشم؟ روزی که میرسم وَ قد من خمیده است دلشوره حسین تو را هم گرفته است؟ چون نوبت فراق تو با او رسیده است وقت غروب همره مادر تو هم بیا وقتی که شمر (ل) تا دم مقتل دویده است ـــــــــــــــــــــــــــــــ ✍ .
امام حسین ع
. #زمینه شهادت حضرت خدیجه (س) ــــــــــــــــــــــ یاور رسول اکرم ـ مادر حضرت زهرا اولین مؤمنه‌ا
👆. سلام الله علیک یا اسدالله الغالب ـــــــــــــــــــــــــــــ بوی درد و داغ و غربت پیچیده تو شهر کوفه می‌زنه تو دل زینب باغ غم امشب شکوفه پرمی‌کشد علی/از بین بسترش/دلخسته تا پیش فاطمه/با فرق از جفا/بشکسته ای‌وای‌ای‌وای/ چشمای زینب کبری پُره بارونه ای‌وای‌ای‌وای/ دختر فاطمه از غصه پریشونه ای‌وای‌ای‌وای/ کنار بستر بابا روضه می‌خونه واویلا/ آه و صد واویلا ___________________________ دوباره کنار بستر شده دختری عزادار زنده شد قصه کوچه ماجرای در و دیوار یاد شهیده و/قد خمیده و/ پهلویش قحطی غیرت و/ سیلی و صورت و/ بازویش ای‌وای‌ای‌وای/ کوچه و چهل نفر وحشی نامحرم ای‌وای‌ای‌وای/ کوچه و هیزم و آتیش و بلا و غم ای‌وای‌ای‌وای/ لگد و ضرب در و مادر و قد خم واویلا/ آه و صد واویلا ___________________________ مشابه سبک زیر خوانده می‌شود 👇