eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. سبک 3 بندسوم: علیه السلام اجراباهرسبکی و ایوان ِ بقیع حسرت غلامان بقیع گلزار و حرم ندارند امامان بقیع ای تربت ِ شور آفرین در تو قبر ِ امُّ البنین زائر تو روح الامین کعبه ی زمین(۲) نه ضریح و نه گنبدی نه گلدسته ی سرمدی اما شکوهت امجدی خاک اوحدی(۲) لبیک یا بقیع........ 🌸🌸🌸🌸🌸 سینه به سینه داریم از دشمن تو کینه برهر لب دعاس اللهم الرزقنا مدینه گرچه بی صحن وبی سراست عالم به عشقش مبتلاست مُلک راویان خداست مثل کربلاست(۲) شیعه دارد قلبی صبور با مهدی آید با سرور از بهر سامان قبور در وقت ظهور(۲) لببک یا بقیع....... 🌸🌸🌸🌸🌸 رویای همه دیدن نهضت قائمه حاجت شیعه س دیدن حرم فاطمه ای مهدی صاحب زمان منتظرت پیر و جوان ازهجرت قامت شدکمان یار بی کسان(۲) آقا بقیع را ده امان تا که بگیرد شیعه جان قبر مادر را کن عیان منجی جهان(۲) لبیک یامهدی........ @emame3vom 📝علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. سبک 4 ، و پیشنهادی:زمینه صحرای بقیع ای بی ضریح ِ بی قرینه بی شمع و چراغی ای غریب در مدینه نه حرم،صحن و سرا گنبد و ایوون طلا سایبونت آسمان جای گل نقش جفا الامان و الامان مهدی صاحب زمان زائر قبر بقیع روی خود را کن عیان العجل صاحب زمان.... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸 @emame3vom در حریم تو قبر حسن غریب مادر آن قبرشکسته ازغمش پشت برادر قِصّه ی تشت وجگر زینب وچشمان تر یاد آن تیر جفا جسم و تابوتش سپر الامان و الامان چاره کن ای لامکان زائر قبر بقیع مهدی صاحب زمان العجل صاحب زمان.... 🌸🌸🌸🌸🌸 @emame3vom در دلت مزار ِ یادگار نور حیدر دائم البکاء ازداغ ماه پاره پیکر یاد ِشاه بی کفن رفته غارت پیروهن مانده زیر آفتاب آن گل دور از وطن الامان و الامان چاره کن ای لامکان زائر قبر بقیع مهدی صاحب زمان العجل صاحب زمان..... @emame3vom 📝علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. حرف دارم برای تک تک تان حرفی از اوج مرثیه به خصوص ولی اول بیا سری بزنیم به حریم قشنگ شمس شموس  چقدر صحن های تو در تو چقدر حجره و رواق اینجاست همه جا غرق بارش نور است چقدر خوشه چلچراغ اینجاست کار خورشید میکند اینجا گنبدی که شد از طلا زرین عهده دار غبار روبی شد از دو گلدسته جبرئیل امینk هفته ای هفت مرتبه زایر خواهد آمد برای پابوسی ظهر از سوی بست پایین و نیمه شب از ورودی طوسی طعم انگور دارد این بقعه از دو صد باغ سرتر است آری بوسه بر این ضریح عطراگین روز و شب مستی اور است آری باز مثل همیشه بند آمد با تماشای این ضریح ، زبان در طواف حرم به چششم خورد طرح نقش و نگار فرشچیان به فراز مناره ها بالاست با طلوعی اگر اذان غمش دم مغرب دوباره غوغاییست در نماز جماعت حرمش بَه ، چه مهمان سرای رنگینی در صف انتظار پیر و جوان میبرد هوش از سرت بوی قرمه سبزی و قیمه بادمجان سنگ فرش حرم شهادت داد میرسد تا فرشته از هر سو ذره ای گرد و خاک اگر باشد با مژه میزند فقط جارو نه یکی نه دو تا بیا و ببین صحن در صحن شد شفا آباد قدس و رضوان و جامع رضوی کوثر و انقلاب و گوهرشاد تا حوالی گنبدش بروی مینشیند به شانه ات پرها نیمه شب ها به گوش می آید بق بقو بق بقوی کفترها از بزرگان شهر دیدم که طالب کفش داری اش شده اند و به تن کرده جامه ی خدمت خادم افتخاری اش شده اند خودمانیم بارگاه کسی این چنین جلوتی ندیده به خود حاضرم باز هم قسم بخورم این حرم خلوتی ندیده به خود بگذرم حال هشتم شوّال آمد از راه و باز غم دارم در مراثی ما چه سرّی هست؟ من به دنبال کشف اسرارم با خودت فکرکن کمی حالا بده پاسخ به این سوال عجیب که چرا هرکه آمد اینجا گفت : السلام علیک امام غریب به گمانم غریب آقایی ست که ندارد برای خود حرمی یا که حتی کنار تربت او نگذارند لا اقل علمی حرمی را سراغ دارم که قبله گاه تمام افلاک است ولی افسوس ساليان دراز  چشم تا کار میکند خاک است به گمانم که این بهشت خدا محرم کوچه های باریک است نه چراغی نه شمع و فانوسی مثل شبهای تار ، تاریک است تاکه قدری مشایعت بکند در حرم دست مهربانی نیست پشت دیوار می نشینی و به سرت هیچ سایبانی نیست من نه تنها شنیده ام دیدم به همه زائران خبر بدهید غربت این است در کنار بقیع حق ندارید ناله سر بدهید جای عطر گلاب قمصر و عود بوی انواع کینه می اید نگرانم از این جهت آخر چه به روز مدینه می اید نه بساطی برای لطمه زنی نه دوخط روضه در شب آخر نه وداعی به رسم سینه زنان نه دو رکعت نماز بالا سر چه کنم سوت و کور مانده بقیع بی سبب نیست سینه غم بار است به گمانم ز رونق افتاده آه ...چشم انتظار زوار است 🔸شاعر: .
. نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتند کاش می گفتند گنبد را چرا برداشتند زائری آمد کنار قبر آقایش نشست با کتک او را ز قبرمجتبی برداشتند خاک اینجا برتر از خاک تمام عالم است خاک اینجا را همه بهر شفابرداشتند تا که خاک کربلا هم مادری باشد کمی... ازهمین ها را برای کربلا برداشتند خواستند آثار جرم شهر مخفی ترشود ازمیان نقشه اسم کوچه را برداشتند آنقدر با گریه مردی بر رخ خود لطمه زد تا که از قبر امام شیعه پا برداشتند یک مفاتیح الجنان آورده بودیم،ازچه رو دو نگهبان آمدند ازپیش ما برداشتند!   خاک اینجا بوی سیلی مکرر می دهد بوی گریه های دختر بهر مادر می دهد   آخرش این خاک ایوانش طلایی می شود گنبد و گلدسته های باصفایی می شود این حرم با چار گنبد می شود بیت الحسن هرکسی اینجا بیاید مجتبایی می شود پنجره فولاد اینجا چه قیامت می کند واقعاً اینجاعجب دارالشفایی می شود نقشه ی این صحن را باید که از زهرا گرفت نقشه را مادر دهد وه چه بنایی می شود گنبد صادق ضریح باقر و صحن حسن پرچم سجاد، دارد دل هوایی می شود! حتم دارم ساخت و ساز حرم های بقیع ازهمان لحظه که آقا تو میایی می شود می رسد روزی که با دستان پر مهر شما از رواق و صحن اینجا رونمایی می شود   آخرش من مطمئنم این گره وا می شود این حرم زیباترین تصویر دنیا می شود     هرچه خواندم در بقیع، از سینه عقده وانشد هرچه گشتم قبر زهرا مادرم پیدا نشد راه ما را بسته بودند هرچه من می خواستم... تا روم درپیش قبر مادر سقا نشد سربه دیوارش نهادم روضه ها خواندم ولی هیچ یک از روضه هایم روضه زهرا نشد "کوچه ای تنگ ودلی سنگ وصدای ضرب دست" بعد از آن سیلی دگر چشمان زهرا وانشد از همان شب که علی تابوت را برشانه برد زائر زهرا شدن جز نیمه ی شبها نشد بعد زهرا مرتضی ماند و غم زخم زبان هیچ کس جز درد پهلو همدم مولا نشد زینبش می گفت من دیدم میان شعله ها مادرم افتاد پشت در و دیگر پا نشد سالها رفت و غروبی خیمه ها آتش گرفت هیچ جایی مثل دشت کربلا غوغا نشد هیچ جایی خواهری داغی به این سختی ندید هیچ جایی بر سر پیراهنی دعوا  نشد 🔸شاعر: .
. حرف دارم برای تک تک تان حرفی از اوج مرثیه به خصوص ولی اول بیا سری بزنیم به حریم قشنگ شمس شموس  چقدر صحن های تو در تو چقدر حجره و رواق اینجاست همه جا غرق بارش نور است چقدر خوشه چلچراغ اینجاست کار خورشید میکند اینجا گنبدی که شد از طلا زرین عهده دار غبار روبی شد از دو گلدسته جبرئیل امین هفته ای هفت مرتبه زایر خواهد آمد برای پابوسی ظهر از سوی بست پایین و نیمه شب از ورودی طوسی طعم انگور دارد این بقعه از دو صد باغ سرتر است آری بوسه بر این ضریح عطراگین روز و شب مستی اور است آری باز مثل همیشه بند آمد با تماشای این ضریح ، زبان در طواف حرم به چششم خورد طرح نقش و نگار فرشچیان به فراز مناره ها بالاست با طلوعی اگر اذان غمش دم مغرب دوباره غوغاییست در نماز جماعت حرمش بَه ، چه مهمان سرای رنگینی در صف انتظار پیر و جوان میبرد هوش از سرت بوی قرمه سبزی و قیمه بادمجان سنگ فرش حرم شهادت داد میرسد تا فرشته از هر سو ذره ای گرد و خاک اگر باشد با مژه میزند فقط جارو نه یکی نه دو تا بیا و ببین صحن در صحن شد شفا آباد قدس و رضوان و جامع رضوی کوثر و انقلاب و گوهرشاد تا حوالی گنبدش بروی مینشیند به شانه ات پرها نیمه شب ها به گوش می آید بق بقو بق بقوی کفترها از بزرگان شهر دیدم که طالب کفش داری اش شده اند و به تن کرده جامه ی خدمت خادم افتخاری اش شده اند خودمانیم بارگاه کسی این چنین جلوتی ندیده به خود حاضرم باز هم قسم بخورم این حرم خلوتی ندیده به خود بگذرم حال هشتم شوّال آمد از راه و باز غم دارم در مراثی ما چه سرّی هست؟ من به دنبال کشف اسرارم با خودت فکرکن کمی حالا بده پاسخ به این سوال عجیب که چرا هرکه آمد اینجا گفت : السلام علیک امام غریب به گمانم غریب آقایی ست که ندارد برای خود حرمی یا که حتی کنار تربت او نگذارند لا اقل علمی حرمی را سراغ دارم که قبله گاه تمام افلاک است ولی افسوس ساليان دراز  چشم تا کار میکند خاک است به گمانم که این بهشت خدا محرم کوچه های باریک است نه چراغی نه شمع و فانوسی مثل شبهای تار ، تاریک است تاکه قدری مشایعت بکند در حرم دست مهربانی نیست پشت دیوار می نشینی و به سرت هیچ سایبانی نیست من نه تنها شنیده ام دیدم به همه زائران خبر بدهید غربت این است در کنار بقیع حق ندارید ناله سر بدهید جای عطر گلاب قمصر و عود بوی انواع کینه می اید نگرانم از این جهت آخر چه به روز مدینه می اید نه بساطی برای لطمه زنی نه دوخط روضه در شب آخر نه وداعی به رسم سینه زنان نه دو رکعت نماز بالا سر چه کنم سوت و کور مانده بقیع بی سبب نیست سینه غم بار است به گمانم ز رونق افتاده آه ...چشم انتظار زوار است .
. گلویم خشک از بغض است و چشمانم ز باران تر پریشان است احوال من از حالی پریشان تر مزار جانشینیان نبی را بی نشان کردند و می دانند خود را از مسلمانان مسلمان تر گمان ذره ها خاموشی خورشید بود اما نفهمیدند بیش از پیش می گردی فروزان تر ولی می بینم این بدکارها از کار خود روزی پشیمانند این دنیا و آن دنیا پشیمان تر دلت آرامگاه پنج جنت آفرین باشد بهشتی را ندیدم از بهشت تو گلستان تر تو را قدری نهان است ای زمین خاکی یثرب ولیکن در وجود خاکیت قدریست پنهان تر رسیده زائری بی جان که جان گیرد ز دیدارت چه می بیند که برمی گردد از پیش تو بی جان تر تو می باری به حال زائر و زائر به حال تو تو از دل می شوی ویران تر و دل از تو ویران تر برایت خواب ها دیدیم روزی آستانت را بنا خواهیم کرد از طوس هم حتی چراغان تر 🔸شاعر: ــــــــــــــــــ .
. نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتند کاش می گفتند گنبد را چرا برداشتند زائری آمد کنار قبر آقایش نشست با کتک او را ز قبرمجتبی برداشتند خاک اینجا برتر از خاک تمام عالم است خاک اینجا را همه بهر شفابرداشتند تا که خاک کربلا هم مادری باشد کمی... ازهمین ها را برای کربلا برداشتند خواستند آثار جرم شهر مخفی ترشود ازمیان نقشه اسم کوچه را برداشتند آنقدر با گریه مردی بر رخ خود لطمه زد تا که از قبر امام شیعه پا برداشتند یک مفاتیح الجنان آورده بودیم،ازچه رو دو نگهبان آمدند ازپیش ما برداشتند!   خاک اینجا بوی سیلی مکرر می دهد بوی گریه های دختر بهر مادر می دهد   آخرش این خاک ایوانش طلایی می شود گنبد و گلدسته های باصفایی می شود این حرم با چار گنبد می شود بیت الحسن هرکسی اینجا بیاید مجتبایی می شود پنجره فولاد اینجا چه قیامت می کند واقعاً اینجاعجب دارالشفایی می شود نقشه ی این صحن را باید که از زهرا گرفت نقشه را مادر دهد وه چه بنایی می شود گنبد صادق ضریح باقر و صحن حسن پرچم سجاد، دارد دل هوایی می شود! حتم دارم ساخت و ساز حرم های بقیع ازهمان لحظه که آقا تو میایی می شود می رسد روزی که با دستان پر مهر شما از رواق و صحن اینجا رونمایی می شود   آخرش من مطمئنم این گره وا می شود این حرم زیباترین تصویر دنیا می شود     هرچه خواندم در بقیع، از سینه عقده وانشد هرچه گشتم قبر زهرا مادرم پیدا نشد راه ما را بسته بودند هرچه من می خواستم... تا روم درپیش قبر مادر سقا نشد سربه دیوارش نهادم روضه ها خواندم ولی هیچ یک از روضه هایم روضه زهرا نشد "کوچه ای تنگ ودلی سنگ وصدای ضرب دست" بعد از آن سیلی دگر چشمان زهرا وانشد از همان شب که علی تابوت را برشانه برد زائر زهرا شدن جز نیمه ی شبها نشد بعد زهرا مرتضی ماند و غم زخم زبان هیچ کس جز درد پهلو همدم مولا نشد زینبش می گفت من دیدم میان شعله ها مادرم افتاد پشت در و دیگر پا نشد سالها رفت و غروبی خیمه ها آتش گرفت هیچ جایی مثل دشت کربلا غوغا نشد هیچ جایی خواهری داغی به این سختی ندید هیچ جایی بر سر پیراهنی دعوا  نشد .
. ارواحنا_فداه سالار عقیلی آقا ای دلربای بی قرینه خوانم تو را با سوز سینه کجایی ای یار غریبم ای زائر شهر مدینه ۲ آقا عالم همه در تاب و تب شد بی تو ببین روزم چو شب شد نیامدی و از فراقت آقا ببین جانم به لب شد ۲ ( یا صاحب الزمان ، کجایی کی میشه آقا بیایی امان امان از این جدایی ۲ ) ۲ آقا چشم ترم باران گرفته قلب من از هجران گرفته کی می شود آیی که گویم با تو دلم سامان گرفته ۲ آقا امان ز ظلم و کینه آقا از غصه ی دیرینه آقا سالروز تخریب بقیع داره می سوزه سینه آقا ۲ ( یا صاحب الزمان کجایی کی میشود آقا بیایی امان امان از این جدایی ۲ ) ۲ آقا امان ز غربت بقیع و امان ز محنت بقیع و وهابیای پست و نامرد شکستن حرمت بقیع و ۲ آقا توی بقیع حرم می سازیم ماها که در سوز و گدازیم میام و تو صحن و سراهاش به گنبد و ضریش می نازیم ۲ ( یا صاحب الزمان کجایی کی میشود آقا بیایی امان امان از این جدایی ۲ ) ۲ 👇
. ۲ ارواحنا_فداه ☑️ بند اول آقا ... بیا که شیعه هات غریبن دشمنا خیلی نانجیبن تو یمن و عراق و بحرین چشم انتظار یک طبیبن ۲ آقا ... دلم گرفته باز بهونه کجایی ای شه زمونه سالگرد تخریب بقیعِ می دونم آقا دلت خونه ۲ اگه بیای آقاجون ، دلا جلا می گیره همه وجودشون باز ، رنگ خدا می گیره دیگه طاقت نداریم ، دوریتو ای آقا جون تویی فقط تو عالم ، همه پشت و پنامون ( بیا بیا یا مهدی ۲ ) ۲ ☑️ بند دوم آقا ... آرزوی محبات اینه حرف دلاشونم همینه چی میشه ای آقای خوبم امسال ظهور کنی مدینه ۲ آقا ... توی بقیع حرم بسازیم ماها که در سوز و گدازیم بیایم و تو صحن و سراهاش به گنبد و ضریش بنازیم ۲ زیارت بقیع با ، شما صفایی داره کنار تو نشستن ، حال و هوایی داره بیا بیا آقا جون دیگه داره دیر میشه ببین جوون عاشق دیگه داره پیر میشه ( بیا بیا یا مهدی ۲ ) ۲ ☑️ بند سوم آقا ... یه عقده ای مونده تو سینه ببین دلای ما حزینه امان ز کوچه های تنگ و امان امان ز ظلم و کینه ۲ آقا ... اشک غمام به رخ چکیده امونمو گریه بریده دارم میسوزم ای آقا جون به یاد زهرای شهیده ۲ هیچ وقت یادم نمیره ، غصه ی میخ در رو اون پهلوی شکسته ، ناله های مادر رو بیا بیا یا مهدی ، بگو بگو کجایی بسه دیگه جدایی ، وقتشه که بیایی ( بیا بیا یا مهدی ۲ ) ۲ 👇