eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. . 📃 زمــــــــــان رفتنــــــــــش آمــــد 🎙 از 🗓 در #_۱۴۰۰ 📍 🏷 "ع" زمان رفتنش آمد عمو با چشم گریان در پی بوسیدنش آمد به سر عمّامه‌ی سبز حسن را بسته که زینب برای دیدنش آمد و استادش، عمو عبّاس برای گفتگو درباره‌ی جنگیدنش آمد عقب رفتند از میدان همین‌که نعره‌ی «هل من مبارز» خواندنش آمد شبیه باد می‌تازد که عزرائیل با سرعت به سوی دشمنش آمد به رگ، خون حسن دارد دو صف مژگان بی‌شمشیر امّا صف‌شکن دارد زمین انداخت ازرق را و تیغش در هوا برده‌ است سرهای معلّق را پس از پنجاه و اندی سال دوباره زنده کرده خاطرات جنگ خندق را زبان تیغ می‌گوید به گوش دشت با هر ضربه‌ی او، حقّ مطلق را به قلب لشکر کوفه هجوم آورده که انداخته بر خاک بیرق را چنان غوغا به پا کرده که دشمن تجربه کرده‌‌است جنگی ناموفق را علیٌ حُبُّهُ جُنَّه به لب آورده در میدان احادیث موثّق را به رگ، خون حسن دارد سپاه چشم او هم، لشکری شمشیرزن دارد دهان زخم‌ها وا شد که خون مجتبای کربلا، جاری به صحرا شد یکی با نیزه‌ از نزدیک به پهلویش زده که روضه‌ی مسمار برپا شد و چندین تکّه از جسمش کنار تکّه‌هایی از علی، بر خاک پیدا شد به زیر نعل مرکب‌ها تمام استخوان‌هایش ز یکدیگر مجزّا شد به زیر نعل مرکب‌ها جوان سیزده‌ساله، قدّش مانند سقّا شد از آغوش عمو جانش پس از ده سال دوری، راهی دیدار بابا شد به رگ، خون حسن دارد و در جسمش، نشان از روضه‌های پنج‌تن دارد هرچی از رو خاک بلندت می‌کنم باز می‌بینم که پاهات رو زمینه تو تنت له شد و اکبر ریز ریز فرق تو با علی اکبر اینه پسرم، بالت کو پس؟ پرت کجاست؟ نقابی که داده مادرت کجاست؟ دیدی گفتم یه روزی قد می‌کشی می‌بینی پاهات کجاست سرت کجاست .👇
امام حسین ع
.یادواره #میلاد_حضرت_قاسم #سرود_حضرت_قاسم علیهما السلام بند اول : آی جوونا آرزوی ما همینه: امشب
. چون بود انتخاب تو احلی من العسل شد مرگ در حساب تو احلی من العسل پرسید: از شهادت؟ و گفتی که: ای عمو مرگ است در رکاب تو احلی من العسل ای صاحب رساله مستی، نوشته در هر صفحه از کتاب تو احلی من العسل می خواستی که شاعر کرب‌وبلا شوی این‌گونه شد خطاب تو احلی من العسل با دیدن تو طعم دهان‌ها عوض شده است پس روی در نقاب تو احلی من العسل ما نیز مست جام تو هستیم تا ابد ای مزه‌ی شراب تو احلی من العسل روزی اگر بقیع شود صاحب حرم خواهد شد اسم باب تو احلی من العسل در پاسخ سوال تو شد مرگ روسیاه وقتی که شد جواب تو احلی من العسل. .................. . بی جهت نیست زدم تکیه به در، محتاجم باز هم آبروی رفته بخر، محتاجم دل من را بشکن تا که فقط گریه کنم من گنهکارم و بر دیده ی تر محتاجم با شتاب آمدم اینجا که پناهم بدهی تو ببخشی و نبخشی به سحر محتاجم بار کج را سر منزل برسانم با چه؟ مفلسم کن که دوباره به ضرر محتاجم تو بگویی بروم می روم ... از اینجا نه من بجز تو به کسی باز مگر محتاجم؟ پدر من علی و مادر من فاطمه است تا دم مرگ، به مادر، به پدر محتاجم دل من سوخته ی عشق حسین و حسن است تا قیامت به عطای دو نفر محتاجم روضه ام روضه ی قاسم شده و حیرانم گاه به روضه ی سر، گاه جگر، محتاجم کاش مثل علی اکبر به تنش جوشن بود همه جای بدنش، کوفته با آهن بود .