.
.
#زمزمه بسیار زیبا
#شهادت_امام_حسن (ع) ▪️
#سبک_یاحبیبی_یاحبیبی_یابن_زهراگل_طاها
گل پرپر، بیا مادر ،
سرم و بذار رو زانوت
بیا اما ، جون بابا ،
دستت و نگیر به پهلوت
من به آرزوم رسیدم
به سوی تو پر کشیدم
من همون جا جون دادم که
چادر خاکیت و دیدم
من غریبم من غریبم
من که تنها، بین غمها،
هی غم و غصه می خوردم
زهر کینه ، تو مدینه ،
اگرم نبود می مردم
این برام شد یه معما ،
که چرا تو اوج غمها
تو همش به من میگفتی
نگی از کوچه به بابا
کردم از غم، ناله هر دم،
دوست و دشمن شررم زد
خنده های قاتل تو ،
صد تا زخم بر جگرم زد
گوشه ی غریبی شد جام ،
کشیدن سجاده از پام
پیش چشمم روی منبر،
ناسزا گفتن به بابام
من غریبم من غریبم
اگه اون روز، روز پر سوز،
یکمی بودم بزرگتر
توی کوچه ، میشدم من ،
سپر تن تو مادر
میمیرم روزی هزار بار،
وقتی یادم میاد ای یار
بی هوا زد تو رو دشمن ،
با صورت خوردی به دیوار
مجتبی صمدی شهاب
#امام_حسن #هفتم_صفر
#بیست_و_هشتم_صفر
https://eitaa.com/emame3vom/30954
👇
.
▪️#زمزمه #شور
▪️#امام_حسن (ع)
#سبک_یاحبیبی_یاحبیبی_یابن_زهراگل_طاها
گل پرپر، بیا مادر ،
سرم و بذار رو زانوت
بیا اما ، جون بابا ،
دستت و نگیر به پهلوت
من به آرزوم رسیدم
به سوی تو پر کشیدم
من همون جا جون دادم که
چادر خاکیت و دیدم
من غریبم من غریبم
من که تنها، بین غمها،
هی غم و غصه می خوردم
زهر کینه ، تو مدینه ،
اگرم نبود می مردم
این برام شد یه معما ،
که چرا تو اوج غمها
تو همش به من میگفتی
نگی از کوچه به بابا
کردم از غم، ناله هر دم،
دوست و دشمن شررم زد
خنده های قاتل تو ،
صد تا زخم بر جگرم زد
گوشه ی غریبی شد جام ،
کشیدن سجاده از پام
پیش چشمم روی منبر،
ناسزا گفتن به بابام
من غریبم من غریبم
اگه اون روز، روز پر سوز،
یکمی بودم بزرگتر
توی کوچه ، میشدم من ،
سپر تن تو مادر
میمیرم روزی هزار بار،
وقتی یادم میاد ای یار
بی هوا زد تو رو دشمن ،
با صورت خوردی به دیوار
مجتبی صمدی شهاب
#شهادت_امام_حسن #هفتم_صفر
#بیست_و_هشتم_صفر
#فاطمیه
https://eitaa.com/emame3vom/36956
👇
.
▪️#زمزمه_امام_حسن (ع) ▪️
گل پرپر، بیا مادر ،
سرم و بذار رو زانوت
بیا اما ، جون بابا ،
دستت و نگیر به پهلوت
من به آرزوم رسیدم
به سوی تو پر کشیدم
من همون جا جون دادم که
چادر خاکیت و دیدم
من غریبم من غریبم
من که تنها، بین غمها،
هی غم و غصه می خوردم
زهر کینه ، تو مدینه ،
اگرم نبود می مردم
این برام شد یه معما ،
که چرا تو اوج غمها
تو همش به من میگفتی
نگی از کوچه به بابا
کردم از غم، ناله هر دم،
دوست و دشمن شررم زد
خنده های قاتل تو ،
صد تا زخم بر جگرم زد
گوشه ی غریبی شد جام ،
کشیدن سجاده از پام
پیش چشمم روی منبر،
ناسزا گفتن به بابام
من غریبم من غریبم
اگه اون روز، روز پر سوز،
یکمی بودم بزرگتر
توی کوچه ، میشدم من ،
سپر تن تو مادر
میمیرم روزی هزار بار،
وقتی یادم میاد ای یار
بی هوا زد تو رو دشمن ،
با صورت خوردی به دیوار
مجتبی صمدی شهاب✍
.....
بخشی از زمزمه روضه امام حسن علیه السلام اجرا شده توسط حاج حسن خلج
اثر حاج #مجتبی_صمدی_شهاب
گل پرپر، بیا مادر ، سرم و بذار رو زانوت
بیا اما ، جون بابا ، دستت و نگیر به پهلوت
من به آرزوم رسیدم، به سوی تو پر کشیدم
من همون جا جون دادم که ، چادر خاکیت و دیدم
من که تنها، بین غمها، هی غم و غصه می خوردم
زهر کینه ، تو مدینه ، اگرم نبود می مردم
این برام شد یه معما ، که چرا تو اوج غمها
تو همش به من میگفتی : نگی از کوچه به بابا
کردم از غم، ناله هر دم، دوست و دشمن شررم زد
خنده های قاتل تو ، صد تا زخم بر جگرم زد
گوشه ی غریبی شد جام ، کشیدن سجاده از پام
پیش چشمم روی منبر، ناسزا گفتن به بابام
اگه اون روز، روز پر سوز، یکمی بودم بزرگتر
توی کوچه ، میشدم من ، سپر تن تو مادر
میمیرم روزی هزار بار، وقتی یادم میاد ای یار
بی هوا زد تو رو دشمن ، با صورت خوردی به دیوار
.
#بیست_و_هشت_صفر
#بیست_و_هشتم_صفر
#سبک_یاحبیبی_یاحبیبی_یابن_زهراگل_طاها
.