eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
طرح شبهه:  آيا در قضيه سيلي خوردن، حضرت زهرا س همراه امام حسن ع بوده يا حضرت زينب؟بعد از رحلت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بر سر جانشيني آن حضرت با توجه به اينکه حضرت رسول در زمان حيات خودشان به دفعات به خلافت و جانشيني حضرت علي تصريح کرده بودند، وقايع جانکاهي رخ داد که يکي از اين وقايع هتک حريم خانه حضرت زهرا و حضرت علي بود و دلخراش ترين آنها کتک و سيلي خوردن دخت نبي مکرم اسلام بود که اين قضيه دل هر آزاده را به درد مي آورد. پاسخ:  در جريان سيلي خوردن حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ بايد متذکر شد که شيخ در الاختصاص چنين نقل مي کند: از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده است که فرمودند: بعد از رحلت پيامبر اکرم فدک که از طرف آن حضرت به فاطمه زهرا اعطا شده بود توسط ابوبکر و عمر غصب شد و طي محاجه هايي که علي و فاطمه کردند و گواهاني که ارائه نمودند ابوبکر و عمر قبول نکردند... تا اينکه علي ع به فاطمه س فرمود: وقتي که ابوبکر تنهاست پيش او برو و بگو که تو امروز در جاي پيامبر اکرم نشستي و ادعاي مقام پدرم و خلافت او را کرده اي و جاي او نشسته اي؟ اگر فدک ملک تو هم بود و من از تو مي خواستم که آن را به من ببخشي بر تو واجب بود که آن را به من بدهي. حضرت زهرا نزد ابوبکر آمد و اين مطلب را فرمود: ابوبکر گفت: راست مي گويي، سپس در ورقه اي مطلبي نوشت که دال بر برگرداندن فدک به آن حضرت مي نمود. چون فاطمه زهرا س بيرون آمد، بين راه عمر را ديد و عمر از آن نوشته سؤال کرد و حضرت فرمود: نوشته اي است که ابوبکر براي برگرداندن فدک برايم نوشته است. عمر گفت: آن را به من بده ولي حضرت ابا کرد و آن را نداد در اين جا عمر براي گرفتن کاغذ جسارتي عظيم به حضرت زهرا س نمود و با قساوت قلب با پا به فاطمه زهرا زد و سيلي به صورت مبارک آن حضرت زد به طوري که در اثر آن گوشواره حضرت شکست و خدا مي داند چه حالي پيدا کرد.[1] طبق اين نقل که مورخين و علماي بعدي نيز از اين منابع استفاده کرده اند اشاره به حضور هيچ يک از فرزندان حضرت فاطمه زهرا نشده است. مجلسي در جاي ديگر مي فرمايد: در موقع هجوم به خانه فاطمه زهرا عمر با سيلي محکمي به صورت فاطمه زد و از ضرب آن گوشواره در گوش حضرت در زير لباسش شکست.[2] از آنجا که در قديم خانه ها چنان وسيع نبودند و اعضاي خانواده در مساحت کمتري زندگي مي کردند و مخصوصاً در مواقع اين چنيني قطعاً اعضاي خانواده در جريان حضور داشتند و صحنه را مشاهده مي کردند، در اين صورت همه فرزندان آن حضرت شاهد اين صحنه بودند. عبدالزهرا مهدي کتابي در مورد هجوم به خانه فاطمه زهرا س نوشته و اکثر اقوالي که در اين باره در کتب قديم از شيعه و سني وارد شده آورده است و در آنجا هم ذکري از حضور امام حسن يا حضرت زينب در جريان سيلي خوردن حضرت فاطمه زهرا نياورده است. و فقط به اين قضيه اشاره مي کند که عمر بن خطاب در موقع هجوم به خانه حضرت زهرا سيلي محکمي به صورت حضرت فاطمه زهرا زد و ضربت سيلي آنچنان شديد بود که گوشواره در گوش حضرت شکست و به زمين افتاد و اين قول را از دلائل الامامه، بحار، ارشاد القلوب، هدايه الکبري و... نقل مي کند.[3] بنابراين با جستجويي که صورت گرفت در کتب قديم و معتبر، مطلبي که دال بر اين باشد که موقع سيلي خوردن حضرت فاطمه س چه کسي همراه ايشان حضور داشتند، اشاره نشده است. معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: 1ـ رنج هاي زهرا ، محمد سپهري. 2ـ اسرار فدک، محمد باقر انصاري. 3ـ اسرار آل محمد، اسماعيل انصاري زنجاني. @emame3vom پاورقي ها: [1]. شيخ مفيد، الاختصاص، قم، کنگره شيخ مفيد، 1413ق، ص183ـ185؛ مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1403ق، ج29، ص129؛ نمازي، شيخ علي، مستدرک سفينه البحار، قم، جامعه مدرسين، 1419ق، ج8، ص502. [2]. بحارالانوار، همان، ج53، ص18؛ خصيبي، حسين بي حمدان، الهدايه الکبري، بيروت، موسسه البلاغ، 1411ق، ص407. [3]. الهجوم الي بيت فاطمه(س)، همان، ص124. مرجع:  سایت اندیشه قم
5. حضرت رقیه س.mp3
3.31M
#استاد_حیدرزاده #قسمت_پنجم #روضه_حضرت_رقیه ( سلام الله علیها ) بمیرم برا اون دختری که میدید مادرش رو میزنند ! هی پناه به برادرش می آورد ، یازهرا یازهرا .. به به عجب حال و اشکی داری ، تو همین اشک ها ، حاجت هایت رو از خدا بخواه .. امشب نام #رقیه برده شد ، نام سه ساله کربلا برده شد ، اگه مادرش زهرا رو سیلی زدند ، مادرش رو تازیانه زدند ، رقیه ی سه ساله را هم سیلی زدند ! تازیانه زدند .. دردِدل با سرِ پدر میگفت خون دل ازمژه روانه نداشت گفت بابا : من یتیم و شکسته دل بودم بابا تن من تاب تازیانه نداشت ! #محمد_جواد_غفورزاده (شفق) به به ، همه این مجلس باید ناله بشه ، نام این سه ساله اومد ، امشب مهمون این خانوم سه ساله شدیم ، یه نگاه به قد و بالای کوچولوش کنید ، نمیدونم دختر سه ساله داری یا نه ، تو خانوما اگه دختر سه ساله هست ، دخترت رو بلند کن روی پاش بایسته ، یه نگاه به قد و بالاش کن ، یه نگاه به صورت کوچولوش کن ، یه نگاه به این دست های کوچولوش کن ، یه نگاه به این پاهای کوچولوش کن ، من دو تا سئوال ازت میکنم : آخه این صورت نازنین طاقت #سیلی داره ؟ این پاهای نازنین رو #خار_مغیلان دویده ، پر آبله است ! بس که دویدم عقب قافله پای من از ره شده ، پرآبله خیلی ها حاجت دارند ، گرفتارند ، ان شاالله خدا قسمت کنه قبر خانم رقیه رو ، اونایی که الان ناامنی ایجاد کردند نابود کنه ، با هم برویم کنار قبر این خانم ، نمیدونم ، اونایی که رفتند دیدند ، اسباب بازی میارن ، عروسک میارن ! اتریش ، مرکز اسلامی وین
. 🕯 ۹۹ 🕯سبک یا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ایام فاطمیه ۹۹ بند🕯 دوباره سهم چشمامونه،گریه برات مادر خداروشکر میکنیم هستیم،تو روضه هات مادر شده عزات مادر_جونم فدات مادر چرا مادر قدت کمونه داری رو صورتت نشونه بهار عمر تو خزونه خوشی ندیدی،از این زمونه یه گوشه افتادی توی خونه میریزی اشکای دونه دونه مادرم ای وای مادرم ای وای بند🕯🕯 دوباره قلبمون گرفته،برای تو مادر چی شده که داری میگیری،تو روتو از حیدر آب شدی و لاغر_خوابیدی تو بستر راز کوچه بگو چی بوده چرا زیر چشات کبوده رد دست یه بی وجوده بگو از اون پَست،که راهتو بست تو راهی که بود،یه کوچه بن بست یه سیلی بهت زد،گوشوارت شکست مادرم ای وای مادرم ای وای بند🕯🕯🕯 دوسه ماهه که میخوری تو،غصه ی حیدر رو دیگه شونه نمی زنی به،موهای زینب تو ام الحسن پاشو_بانوی من پاشو نگو میری دلم میگیره چرا به تابوت شدی خیره الهی حیدرت بمیره نگو که داری،خیالِ رفتن بیا و قلبه،علی رو نشکن بانوی خونم،بمون پیش من فاطمه جانم فاطمه جانم ۱۳۹۹/۱۰/۸ ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی https://eitaa.com/emame3vom/36066 👇
. 🩸صبح بعد از و جریان سیلی خوردن مقداد🩸 🥀 بعد از دفن شبانه هنگامی‌که صبح شد، مردم به سمت منزل سلام‌الله علیها روی آوردند تا بر او نماز بخوانند. مقداد، ابابکر را دید و به او گفت: ما او را دیشب به خاک سپردیم عمر به ابوبکر گفت: آیا به تو نگفتم آن‌ها مخفیانه او را دفن می‌کنند تا ما حاضر نباشیم. 🥀 مقداد گفت: این وصیت سلام‌الله‌ علیها بوده است که شما بر او نماز نگذارید. 🥀 عمر دست خویش را بالا برد و به شدت بر سر و صورت مقداد زد که از شدت ضربه، مقداد درمانده شده بود. حاضرین مقداد را از دست او رها کردند. 🥀 مقداد گفت: دختر رسول‌خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت در حالی که خون از پهلوی او به سبب ضربه‌ شمشیر و تازیانه‌ای که تو به او زده بودی، جاری بود. و من در نزد شما بسیار حقیرتر از علیه‌السلام و سلام‌الله علیها هستم. 🥀 هنگامی‌که این کلام را شنیدند، گفتند: به خدا سوگند آن کسی را که باید بزنیم، علی بن ابی طالب علیه‌السلام است. 🥀 به سوی علیه‌السلام روی آوردند و او در مقابل درب خانه نشسته بود. عمر به او گفت: ای پسر ابی‌طالب علیه‌السلام آیا حسادت قدیمی‌ات را رها نکردی. 🥀 رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را غسل دادی و بر نماز سلام‌الله‌ علیها بدون حضور ما نماز خواندی و به علیه‌السلام یاد دادی که به ابوبکر بگوید از منبر پدرم پایین بیا. 🥀 علیه‌السلام سکوت نموده بود و چیزی نمی‌فرمود. عقیل پاسخ داد: به خدا سوگند شما حسودترین مردم هستید و کسانی هستید که به دشمنی پیامبر و اهل بیتش پیشی گرفتید. سلام‌الله‌ علیها را دیروز آنچنان زدید و او از دنیا رفت در حالی که پشت پهلوی او غرق خون بود و او از شما دو نفر ناراضی بود..! 📕 مأثور، حجت‌الاسلام حنیفی، صفحه ۲۱۲ 🏷 .