eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. 📋 یک نظر کن به دل دربه‌در نوکرها ۹۹ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ یک نظر کن به دل دربه‌در نوکرها دست خود را بکش آقا به سرِ نوکرها سربه‌زیریم و گرفتار، ز بس خم کرده معصیتهای فراوان کمر نوکرها پر زدیم و نرسیدیم به تو، افتادیم مرهمی باش به هر زخمِ پَرِ نوکرها با وجودی که دلت خون شده از ما اما در همه حال تو بودی سپر نوکرها کاش در روضه ببینیم که هستی آقا تو خریدار دو چشمان ترِ نوکرها پیش تو هرکه زمین خورده ز جا برخیزد لطف کن باز بیا دور و بر نوکرها مادری خورد زمین، صورت او زخمی شد سوخت از روضه‌ی مادر جگر نوکرها *شاعر : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. مسجدارک ۴ اردیبهشت ١۴٠١ با اینکه گم کرده ام میان راه راهت را ای کاش از من بر نگردانی نگاهت را چه نیمه شبهایی که چشمم باز شد اما ترجیح دادم به مناجات استراحت را یک مهر بی سجاده را انداختم هر بار هدیه به تو دادم نمازی با کراهت را با چهارده معصوم کردی یاری اَم اما رنجانده ام از خویش هم تو هم سپاهت را دادم سلامی به حسین و بعد از آن گفتی قصر بهشتی کردم بار گناهت را نور حسین آمد تمام راه پیدا شد خورشید هم حتی ندارد نور ماهت را ممنونم از زهرا که آورده مرا هیات یعنی نشانم داده راه سر پناهت را آی گرگ حوس دنبالم است ای منجی یوسف من دوست دارم بیشتر از قصر چاهت را گفتن کشتی نجات افتاده بین آب کردی سوارِ آن گدای روی سیاهت را تکبه به تیزه داد ارباب و صدا زد شمر از خیمه ها بردار شمشیر نگاهت را .
. 🔸سی شب مناجات ماه مبارک رمضان ۱۴۴۳ _ 📆 زمان: 👈 شنبه ۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ 🔷 با مداحی: 👈 کربلایی 🔊 بخش اول l با همین روی سیاهم بار بستم آمدم 🔊 بخش دوم دعای 🔊 بخش سوم ادامه دعای 🔊 بخش چهارم l مرحم نزن دوباره خون روی سرم را 🔊 بخش پنجم l صلی الله علیک یا امیرالمومنین 🔊 بخش ششم l من فقط با علی زندگی میکنم .👇👇👇👇👇👇
خلاصه رفت علی و دوباره زینب ماند به آسمان حسینش ستاره زینب ماند گذشت آن شب تدفین گذشت آن جا که به اشکهای حسن در نظاره زینب ماند یتیم شد حسن و شد غریب تر ، اما برای تشت و غم بی شماره زینب ماند اگرچه فاطمه رفت و اگرچه حیدر رفت برای بوسه به رگ های پاره زینب ماند نشست شمر و میامد دوان دوان خواهر همین که کرد برادر اشاره زینب ماند  گرفت شعله به دامان دختری تنها بدون یافتن راه چاره زینب ماند علی کجاست ببیند که یکه و تنها میان حمله ی چندین سواره زینب ماند  تنی به زیر قدمهای این و آن چون رفت کنار دختر بی گوشواره زینب ماند تمام دلخوشی زینبش سر نیزه خلاصه رفت حسین و دوباره زینب ماند سید حجت بحرالعلومی ................ . نخل خرماست خم و سر به گريبان علي است شب قدر است وَ يا شام غريبان علي است چشم ما پر شده از خون دل شير خدا دل ما قطعه اي از تربت پنهان علي است بوي زهرا رسد از خاک بيابان نجف امشب اي اهل نجف فاطمه مهمان علي است پاي هر نخل که در کوفه مناجات کنيد جاي خون جگر و ديده ي گريان علي است بعد از اين شب چه شب عيد بيايد چه عزا همه شبها شب اشک و شب هجران علي است گر چه در سجده علي کشته شد از شدت عدل عدل يک لاله ي خندان ز گلستان علي است کرم و جود و جوانمردي و آقايي بين قاتل جان علي دست به دامان علي است يک طرف فاطمه ، يک سو فقرا چشم به راه يک طرف پير زني منتظر نان علي است خاک ، دلباخته ي سجده ي طولاني او چاه دلسوخته ي سينه ي سوزان علي است کاسه ي شير يتيمان همه شد کاسه ي اشک سيل خون است که در چشم يتيمان علي است ✍ ......................... . شیـر لازم نیست بابایم شفایش را گرفت           روضه یکبار دگر در خانۀ ما پـا گرفت ضربۀ شمشیـر مثـل میـخ در برّنـده بود          میخ در مادر گرفت و تیغ کین بابا گرفت نیمه شب دور از نگاه شوم این همشهریان           باز هم تابوت بر دوش غریبان جا گرفت مثل مـادر مخـفـیـانه رفت از خـانه پـدر           شیر از شمشیر حکم وصل دلبر را گرفت قـد کـمـان درمان پیـشانیِّ زخمیّـش شده           استخوان و عقده را از حلق حق زهرا گرفت چشم امّید یتیمان چشمهایش بست و رفت           دست دنـیا از دل غـمـدیـده ام دنیا گرفت کوفۀ امروز یک شمشیر در مسجد کشید           صدهزاران تیر و تیغش راه عاشورا گرفت دست بر شمشیر فتنه بُرد در کرب و بلا           دست آن طفلی که از بابا علی خرما گرفت .
. علی دست خدا امشب به جنت می نهد پا را پیمبر آورد از بهر استقبال ،زهرا را ملاقات علی و فاطمه باشد تماشایی ز مظلومی کند مظلومه ی دیگر پذیرایی .
. 🎙 از 🗓 در ۱۴۰۴ 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (ع) یا حاملَ النعشِ الكریمِ تَمَهَّل فَبِه حقیقاتُ الكتاب المُنزل فیه النُبوّات القدیمة جُمِّعَت و نبوّةُ المختار أشرفِ مُرسل فیه العلومُ ببابها و حجابها و دُموعُ محراب السّماء المُثكل یا حامل المقتول رِفقاً بالَّتی وَقَفَتْ تُؤْدِّعُهُ بِدمعٍ مُهمَل أبتاه ما لی بعدَ فقدك فرحة یا نورَ عینی فی الظَّلام الألیل یا عطف أمٍّ یا مَحَنّه أخوة أنا زینب یا من تركت الهمَّ لی سندت باب الدار كفَّ وداعها فتذكّرت باباً و مَظلمة الولى و تَذكَّرت عَصر البتول و سِقطها و الصوتَ منها حین صاحت یاعلى .👇
. 🎙 از 🗓 در ۱۴۰۴ 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (ع) أوَیُدفَنُ مَن فیه تَوسَّلَ آدم أوَیَنزلُ فی التربة نورُ العالم مَن فی القرآن متصدّقُ بالخاتم مَن فی الحشر صاحبُ حوض الكوثر هَوناً هَوناً لقد انهدَّ الحَیلُ هذا نعشٌ عنه انحَدَرَ السیل الشمس به تلحدها یا لیل شمس التوحید والمظلوم الأكبر ضُرب الرأس أو لتلك الضَّربه نادی المولى فُزتُ و ربّ الكعبه یا غربتنا مِن بعدك یا غُربه صار الایتام ایتاما یا حیدر وقف الأیتام و الدمعة مذروفه أین ابونا لم یحضر لنشوفه هذى اللیلة ما یتّمت الكوفه كل الدنیا صارت كوفة حیدر رحل الصدیق فی الدنیا والأخرى صدقة یمناه لا تعلمها الیسرى عجل بالموت حین دعته الزهرا إن الملكوت منتظر یا حیدر و له إرث لیس كارت الناس إرث الحسن أحزان و مآسی إرث الساقی لأبی الفضل العباس أما حسین فله الإرث الأخطر إرثُ حسینٍ جَرحٌ یَغدو ألفا و مرادی یغدو جیشاً ملتقا و على الارض یهوى جریحاً نزفا و على الأضلاع تصعد خیل العسكر .👇
. 🎙 از 🗓 در ۱۴۰۴ 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (ع) باز هم نیمه‌ی شب، بال‌وپری را شستند سه‌برادر، دل خون، خون‌جگری را شستند سال‌ها می‌گذرد از غم غسل مادر تا که این‌دفعه دل شب، پدری را شستند زخم سربسته‌ی پهلوی شکسته، وا شد بچّه‌ها گریه‌کنان، زخم سری را شستند آب می‌ریخت حسین و حسنش هم می‌شست أثر زخم و سر و پلک تری را شستند سر زینب به سر شانه‌ی عبّاس علی زیر مهتاب، خسوف قمری را شستند بغض در بین گلو، جان همه بر لب بود چادر خاکی مادر به سر زینب بود وقت تشییع شد و نیمه‌شبی غوغا شد چشم‌های همه از داغ علی، دریا شد پدر خاک، سر شانه‌ی باران می‌رفت خاک عالم به سر مردم این‌دنیا شد بی‌هوا نیمه‌ی شب، خون‌جگری را بردند پشت سر، خورد زمین زینب و واویلا شد او زمین خورد غم کرب‌وبلا را دیدند زینب غم‌زده در کرب‌وبلا تنها شد غصّه‌ها بود که هرلحظه، دلش را سوزاند نیزه‌ها بود که در جسم برادر، جا شد دور گودال شلوغ است و برایش جا نیست سر ارباب می‌ارزد که سرش دعوا شد .👇
. 🔊 🔸 نجوای بندگی ـ محفل مناجات خوانی ماه مبارک رمضان - 📆 شنبه ۲ فروردین ماه ۱۴۰۴ 🔷 با مداحی: 👈 کربلایی سید سعید نصر 👈 حاج 🔊 بخش اول زندگی با آیه ها 🔊 بخش دوم l هزار شعله خون بر روی جگر دارم 🔊 بخش سوم l نَسْتَغْفِرُكَ اللَّهُمَّ مِنْهَا وَ نَتُوبُ إِلَيْكَ، تَتَحَبَّبُ إِلَيْنَا بِالنِّعَمِ 🔊 بخش چهارم l وَ أَنَا الْوَضِیعُ الَّذِی رَفَعْتَهُ وَ أَنَا الْخَائِفُ الَّذِی آمَنْتَهُ 🔊 بخش پنجم l بچه ها جمع شید تا یواش یواش بگم .👇👇👇👇