eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. شهادت آیت الله رئیسی شهید خدمت و هیئت همراه دردی به دل افتاده که درمان شده شیون از داغ تو انگار که گریان شده شیون ای بت شکن از داغ تو بستان شده شیون برخیز ببین کشور ایران شده شیون دردا که غمت خون به دل خونجگران کرد داغی که بهاران وطن را چو خزان کرد ------ جمهور وطن در غم تو بانگ و نوا داشت با ناله و فریاد وطن را به عزا داشت در ماتم آن مرد که قلبی ز طلا داشت هر لحظه و هرجا به لبش نام خدا داشت مردم همه در داغ تو فریاد کشیدند جز آتش جانسوز تو در سینه ندیدند ------- ای خادم فرزانه ی خورشید خراسان ای باور مردم به تو ای جلوه ی باران ای گم شده در جنگل و در کوه و بیابان ویرانه وطن از نفست یافته سامان جز طعنه که از هم سخنانت نشنیدی جز ظلم که از یار طلبکار ندیدی ------- جز خدمت بر مردم ایران به سرت نیست جز کار و سپس کار دگر در نظرت نیست جز توسعه انگار که فکر دگرت نیست حقّا که به جز دست دعا بال و پرت نیست با خدمت پیوسته و دائم که نمودی افسانه پیروزی خدّام سرودی --------- ای شعر بهارانه ی خدمت به سلامت ای واژه ی پر نور صلابت به سلامت ای معنیِّ زیبای رشادت به سلامت وی مست جمال تو شهادت به سلامت تو خادم خوش آتیه ی کوی رضایی تو ذوب شده از نفس و هُرم ولایی ------- و آیت الله رئیسی ✍ .
. ترکیب بند غدیریه لاله ی مجنون دَرَد بر تن خود پیروهن دامن دشت و دمن پر شده از نسترن نغمه ی دلکش کشد باد صبا در چمن نور وفا تابد از چشم تر یاسمن سنبل نیلی رخ از شور و شعف آمده حکم غدیر از پی شاه نجف آمده چشم سخن وا شد از چشمه ی شور غدیر گوهر سینا شده ، سینه ز نور غدیر دل شده آتشفشان از یم هور غدیر گوش فلک تشنه ی زمزم صور غدیر حور و ملک از شعف نام علی میبرد یاسمن از حبِّ او جامه به تن میدرد عید غدیر از شعف طعنه زند بر رجب بلبل دستان شد از باده ی خم در طرب بر لب هر شیعه ای ذکر علی چون رطب سرو سُهی خم شده در بر شاه عرب باز کن این دیده را شاه به بالا رود از لب خم یک نفس تا به معلّا رود هر که زند باده از خمِّ ولای علی تا به ابد میشود سائل یای علی روز و شبم طی شود یکسره پای علی طوطی طبعم زند نغمه برای علی هر که می از خم خورد غرق تلاطم شود روز جزای خدا غرق تبسم شود نقل لبم از ازل ذکر علی بود و هست روز و شبم در غزل ذکر علی بود و هست ورد لبم چون عسل ذکر علی بود و هست معنی خیرالعمل ذکر علی بود و هست شعر و غزل قاصر از وصف تو یا مرتضی کاش شود عمر من صرف تو یا مرتضی بوی نسیم سحر میوزد از چپ و راست دیده ی هر عاشقی در طلب کبریاست حرف غدیر از ازل آیه ی وصل و لقاست حکم ولا فارغ از معنی و چون و چراست دیده گشا و ببین حکم خدا روشن است در دل صحرای غم وادی خم گلشن است هر که بود در پی عزّت و جاه و شرف یا که رضای خدا بوده برایش هدف یا که بود در پی درّ درون صدف باید و باید شود سائل شاه نجف آن که ملک سائل سفره ی احسان اوست گردش چرخ و فلک گردش چشمان اوست حکم ولایت خدا داده بنام علی مرغ دلم آمده بر سر بام علی شکر خدا بوده ام مست و غلام علی شاعرم و بوده ام تیغ حسام علی شعر نگویم به جز شعر ولایت مدار هیچ نجویم به جز حیدر پروردگار .
زمان: حجم: 197.3K
نوحه زبانحال حضرت زهرا(س) من که از غم غرق آهم بین بستر فکر یارم ناله ها و اشک چشمم تا سحر مانده کنارم یا علی بنما حلالم ۳ دست حیدر بین کوچه ، بسته شد با مکر و کینه همسرم را دیده ام که ،گشته مظلوم مدینه یا علی بنما حلالم ۳ تا علی تنها نماند من شدم تنها سپاهش پا نهادم بین میدان پشت در شد قتلگاهم یا علی بنما حلالم ۳ آتش کین پشت در بود،درب خانه شعله ور بود چل نفر مرد حرامی سوی زهرا حمله ور بود یا علی بنما حلالم ۳ شیر خیبر دیدگانش سوی زهرا خیره مانده دست نامرد شقاوت قلب حیدر را شکانده یا علی بنما حلالم ۳ من فدک دادم که نامحرم نگیرد معجرم را تا که تنهایی نیازارد امید و رهبرم را یا علی بنما حلالم ۳ یا علی ای اولین مظلوم و ای خورشید عالم این دم آخر ز رحمت لحظه ای بنشین کنارم یا علی بنما حلالم ۳ کودکانم را سپارم یا علی جانم به دستت با دلی مجروح و خسته میروم من سوی جنت یا علی بنما حلالم ۳
. ای که از حق دیدن ما را تمنا میکنی پلک چشمت وا کنی ما را تو پیدا میکنی آنقدر درگیر هجری که تمام لحظه ها چشم خود را بسته و آشوب و بلوا می کنی ناله از دست تو خود فریاد ماتم سر دهد چشم طوفانی تر از طوفان دریا میکنی در پی دیدار ما صحرا به صحرا می روی جامه بر تن می دری خون در دل ما میکنی روز و شب من با توام امّا ندیدی تو مرا پرده‌ از چشمت گشا ما را تماشا میکنی روزیِّ هر روزه‌ات از سفره‌ی ما می رسد پس چرا روزی تو از مردم تمنا میکنی؟ سینه‌ات را منزل امیال دنیا کرده‌ای شکوه از ما دائماً اینجا و آنجا میکنی در گرفتاری بدادت ما رسیدیم و تو هم بودن ما در کنارت را چه حاشا میکنی می کشی آه از دلت انگار میجویی مرا از چه در دیدار ما امروز و فردا می کنی چشم پاک و روح‌عاری از گنه داری بیا در میان اشک خود ما را تو پیدا میکنی ✍ .
. مدح و مصیبت حضرت عباس(ع) آرامِشِ دل ، روح و روان حضرت عباس ساقیِ دلِ خونجگران حضرت عباس خورشید ادب ماه حرم حضرت سلطان توصیف تو چون رود روان حضرت عباس ای قامت سروت همه جا سایه‌ی سرها در سایه‌ی تو مُلکُ و جهان حضرت عباس ای ماه کمان گشته به پیش خم زلفت خورشید به کوی تو دوان حضرت عباس پیوسته شمیم تو به هر کوچه و هر شهر چون عطر بهشتی ست وزان حضرت عباس تو نقطه‌ی پرگار وفاداری و عشقی بر گِرد تو هر پیر و جوان حضرت عباس دستان تو را بوسه زده حیدر کرار بود از تو حرم امن و امان حضرت عباس آنقدر کریمی تو که در سایه‌ی حُسنَت قدها شده پیش تو کمان حضرت عباس طفلان همه با آه به دنبال تو هستند رفتی و همه دل نگران حضرت عباس رفتی و شکستی کمر عشق به داغت آمد به سرت اشک فشان حضرت عباس با بودن تو عشق شود شور بهاری بی توست خزان پشت خزان حضرت عباس بعد از تو رود زینب محزون به اسیری با اهل حرم گریه کنان حضرت عباس بی معجری از رنج اسیری شده بدتر ای بسته دو چشمت به سنان حضرت عباس ✍ .
. (ع) کعبه به بر بگرفته درُّ و گوهر امشب کعبه شده لبریز مشک و عنبر امشب کعبه شده از چشم شیعه محشر امشب کعبه شده از هرکجا زیباتر امشب امشب سرود قدسیان زیتون و تین است میلاد مولایم امیرالمومنین است آغوش خود بگشوده صاحبخانه آید بر جان احمد حافظ و پروانه آید بر عالم امکان یقین جانانه آید سقّا و پیر و مرشد میخانه آید امشب ملائک سر بر این در میگذارند بر مقدمش خیل ملک جان میسپارند جبریل را از بهر دربانی بیارید گل ها ز جنّت بر گل افشانی بیارید صد ریسه خورشید چراغانی بیارید از دیده انجم را به مهمانی بیارید خضر آمده از شوق او صحرا به صحرا یونس پر از شور آمده دریا به دریا جادوی چشمانش بهار آرد دوباره بستان به لبخند لبانش بیقراره زنده به شیرین خنده‌اش فصل بهاره از نام او ریزد هزاران استعاره از بیت بیت حسن او پیدا غزل شد از برکت نام علی شیرین ، عسل شد تا فاطمه بنت اسد غرق دعا شد کعبه سرا و خانه‌ی آن آشنا شد بر مادری شیری چنان حیدر عطا شد امشب علی در کعبه مهمان خدا شد صد آفرین بر خانه و بر میهمانش صد بوسه بگرفته محمد از لبانش این کودک از عالم برد دل را به یغما بوسیده خاک پای او را مرغ عنقا از اشک چشمش گشته شیرین طعم خرما آمد به این دنیا ز رحمت کفو زهرا سرّیست در میلاد او روشن تر از نور او می دمد در جان عالم تا ابد شور مکه به خود بالد ز مولود گرامش از عمق دل گوید به صد گونه سلامش هر چند چون قدرست و پنهان شد مقامش نا دیده گشتیم از وفا عبد و غلامش وقتی که می ریزد ز هر دیده ستاره خورشید نامش سر زند از هر مناره امشب پیمبر جان خود در بر گرفته امشب نوای یا علی از سر گرفته در بر ز گل ها نوگلی بهتر گرفته امشب در آغوشش ببین حیدر گرفته امشب بگوش حیدرش قرآن بخواند آیه به آیه کوثر ایمان بخواند رو کرده ایزد یا علی حیدر مدد را در جلوه آوردست اللهُ صمد را تفسیر بنموده خداوندش احد را بنموده سرمست از گلش بنت اسد را بر کعبه و بر صاحب این خانه سوگند جز مرتضیٰ دیگر ندارد کعبه فرزند پیش از همه پیغمبران مولا علی بود بعثت قوام و علتش تنها علی بود امضای حکم انبیا هم با علی بود نصرت برای انبیا با یا علی بود عشقِ به حیدر معنی مهر و سعادت یک ضربتش برتر شد از کلّ عبادت کعبه علی در بر گرفت و محترم شد ایمان به حیدر معنی نون والقلم شد انگشترش معنای الطاف و کرم شد کعبه فقط با مقدم حیدر حرم شد کعبه فقط سنگ است صاحبخانه اصل است از کعبه و از آن تَرک همواره نقل است حیدر برای ما همه حبل المتین است مهرش دلیل پاکیُّ و مُهرِ جبین است ایمان در قلبم هماره این چنین است حقَّاً علی تنها امیرالمومنین است از دید من دست خدا جز مرتضیٰ نیست دستی به جز دست خدا مشکل گشا نیست ✍ ........ یا علی (ع) دل به حرف آمد همين يك بار شد سر مستمع حرف دل حرف خداوند است و باور مستمع مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد مدح مولا را خدا گفت  و پيمبر مستمع چشم چون منبر درون مسجد پلک است و اگر قفل مسجد را گشايد می‌شود تر مستمع مصرع شوق آور شعر اذان نام علی ست مابقی مانند شش الله اكبر مستمع در نماز او همه عالم شبيه گوش شد سائلي آمد همان دم گوش حيدر مستمع پاي دستان علي با ذوق از جا می‌پرد لشگري مبهوت و در اين حال خيبر مستمع در فنون جنگ گاهي مالك اشتر اگر در فنون رحم بر ايتام قنبر مستمع «لایُكلّف نفْس الّا وُسعَها» پس مطلقاً هيچ جا باهم نمی‌گردد برابر مستمع پاي درس و بحث ، گرچه طلحه پای ثابت است پاي درس و بحث ، امّا شد اباذر مستمع در تمام مدت خانه نشينیِ علي ديده‌ايم از منبری هم بوده سر تر مستمع «امرُهُم شُورا» سفارش می‌كند بر بنده‌اش حق اظهار نظر را داد بر هر مستمع گاه زين بر پشت و گاهي پشت مي‌آيد به زين گاهی از اوقات بايد بود رهبر مستمع ✍ .
. هیئتی‌ها جمله از گریه بها بگرفته‌اند باده‌ی مردانگی از مرتضیٰ بگرفته‌اند سر به سر دلدادگانند و پی سلطان عشق درس خود را از کف خیرالنسا بگرفته‌اند مو سپید روضه‌ی آل عبا گردیده‌اند رزق خود را از امام مجتبیٰ بگرفته‌اند اهل بیت از لطف خود در روضه‌ها بنشسته‌اند در میان غم ز رحمت دست ما بگرفته‌اند عشق ما را جمع در هیئت نماید روز و شب این سعادت از دم خون خدا بگرفته‌اند فیض نان روضه را این جمع با صدها دعا مطمئن از سفره‌ی موسی الرضا بگرفته‌اند نیک بنگر رهروان عاشق جمع وفا از ولایت وام، شور کربلا بگرفته اند باده نوش و مست اذکار حسین و مهدی‌اند این جماعت کز می‌اش قدر و بها بگرفته‌اند .
. خواهم ز خدا كه بی ولايم نكند غرق گنهم؛ ولی رهايم نكند يك خواسته دارم از خدای تو حسين در هر دو جهان از تو جدايم نكند. (ره) ............ . رودیم و همیشه بی‌قرار آمده‌ایم اشکیم و دوباره سوگوار آمده‌ایم از لطف همین برایم کافی‌ست ما گریه‌کن حسین بار آمده‌ایم. ........‌‌.... . به یاد مرحوم حاج ابراهیم صدیق رحمه الله علیه چشم باید وا کند خورشید در هفت آسمان بشنود از کام من مدح تو ای بدر الزمان نام ابراهیم صدیق از ازل مختص توست جز تو کس را لایق این نام نَبوَد در جهان روز و شب عمرت به خدّامی مولایت گذشت بس قلوب از کار خیرت گشته مست و شادمان افتخارت بوده اینکه مادح آل اللهی این قبا پوشیده‌ای و گشته‌ای فخرُ الحسان جز حسین از کنج لب‌هایت نشد نامی برون روضه خوانی‌های تو گشته به لب‌ها داستان سوز پنهان در میان ناله‌هایت آنقدر راز ها دارد که میخواهد هَزاران ترجمان آنقدر خوبی نمودی بر جمیع مادحین که بماند بعد تو نامت همیشه جاودان مجلس از مدح تو لبریز غرور و شاد باش دیده‌ها از خواندنت الماس ریز و دُر فشان بوده‌ای از روز اول نوکری شوریده‌ حال حامی‌ات از عالم ذر شد خدای مستعان روز اول نام حیدر را به لب تا برده‌ای گشته‌ای مداح و صاحب منصب این دودمان اهل بیت مصطفی را بوده‌ای حامی و یار با صدای قدسیَّت کردی مسخر قلب و جان هر کسی گوید بُوَد در زیر دینت تا ابد بس که بودی با خلایق هم ره و هم مهربان دشمنان دین حق را کرده‌ای خوار و زبون با رشادت‌های خود ای شیر مرد پهلوان آفتاب چهره‌ات دائم دمد در خاطرم آسمان دل شود در پیش نامت چون کمان پر زدی از این جهان خاک تا عرش خدا بوده‌ مشتاق تو عرش و ساکنان و قدسیان میزبانت شد حسین ابن علی با چشم تر روضه خوانش بودی و اینک شدی تو میهمان ای خوشا آن لحظه که مولای ما خواند تو را و بگوید روضه‌‌ای خوان از برایم در جنان ✍ ........... . آن لحظه که جان می‌رود از دست، حسین! دیدار تو آخرین امید است، حسین! تا همّت عشق است چرا منّت مرگ؟ باید به شهیدان تو پیوست حسین! .... حسین جان همه ی درد من این غربت توست درمیان کفنم تربت توست ما که عمری ز تو گفتیم حسین دیگر امشب به خدا نوبت توست یوسف حق پرست اشتهاردی(غریب)✍