eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام ای امام نوکرها پاسخت التیام نوکرها عشق یعنی حسین و دیگر هیچ هست حرف تمام نوکرها یا حسین است آخرین حرف و مُهر حُسن ختام نوکرها غبطه ها می خورند در محشر شهدا بر مقام نوکرها عشق دنیا به کام بعضی ها عشق آقا به کام نوکرها درِ این خانه هست موی سفید پرچم احترام نوکرها عطر ارباب می رسد تا حشر از مزار تمام نوکرها ذره ای از تبار خورشیدند نور دارد مرام نوکرها به فدای لبان عطشانت هست تکیه کلام نوکرها روضه ی زخم های گودال و گریه ی مستدام نوکرها
بسم‌الله الرحمن الرحیم روضه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ شب‌های جمعه نیمه‌شب‌ها تا سپیده بر روی اسرارش خدا پرده کشیده از راه می‌آید زنی قامت‌خمیده لب می‌گذارد روی حلقوم بریده فریادهای یا بنی پا بگیرد حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد جایی برای بوسه‌ی مادر ندارد گیسوی خود را ریخته روی گلویش مادر بود اینگونه شکل گفتگویش گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ دیدم خودم در عصر عاشورا بنی افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ من بی‌وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم از تشنگی لب‌های عطشانت به هم خورد ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد آیه به آیه نظم قرآنت به هم خورد راه تو را در گودی گودال بستند بر پیکر تو نیزه‌ها را می‌شکستند 〰〰〰〰〰〰〰〰 .
📋 / *بخش دوم صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد جایی برای بوسه‌ی مادر ندارد گیسوی خود را ریخته روی گلویش مادر بُوَد اینگونه شکل گفتگویش گوید بُنَیَّ، یا بُنَیَّ، یا بُنَیَّ برخیز آمد مادرت زهرا، بُنَیَّ دیدم خودم در عصر عاشورا، بُنَیَّ افتاده بودی زیر دست و پا، بُنَیَّ من بی‌وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم *شاعر : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ کربلایی سیدرضا نریمانی👇👇👇
4e6e58fe6411a1e8fef44e82502f537b46e9a85b.mp3
10.92M
روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد
روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد شب‌های جمعه نیمه شب‌ها تا سپیده بر روی اسرارش خدا پرده کشیده از راه می‌آید زنی قامت خمیده لب می‌گذارد روی حلقوم بریده   فریادهای یا بنی پا بگیرد حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد   روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد جایی برای بوسۀ مادر ندارد   گیسوی خود را ریخته روی گلویش مادر بود اینگونه شکل گفتگویش   گوید بنی، یا بنی، یا بنی برخیز آمد مادرت زهرا، بنی دیدم خودم در عصر عاشورا، بنی افتاده بودی زیر دست و پا، بنی   من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم
▪️این قصه ی درد است پس آخر ندارد ▪️این شعله سوزان است خاکستر ندارد ▫️از کربلا تا عرش تنها یک قدم بود ▫️غیر از حسین (ع) این یک قدم را بر ندارد ▪️وقتی که آمد کربلا اصحاب بودند ▪️وقتی به میدان می رود یاور ندارد ▫️وقتی عمود خمیه را انداخت یعنی ▫️روزی برادر داشت و دیگر ندارد ▪️شش ماه کافی بود تا عالم بفهمند ▪️اصغر تفاوت با علی اکبر ندارد ▫️از اربن اربا تازه فهمیدند مردم ▫️اکبر تفاوت با علی اصغر ندارد ▪️ما از شنیدن بیخودیم از خویش ، ای وای ▪️زینب که میبیند ولی باور ندارد ▫️زینب که میبیند تنش پیراهنی نیست ▫️زینب که میبیند که انگشتر ندارد ▪️از من چه میخواهی عزیزم پای این شعر ▪️"روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد" ▫️روضه نمیخواهد تنی که چاک چاک است ▫️جز زخم روی زخم بر پیکر ندارد ▪️سر را جدا کردند اما نکته این است ▪️خنجر در اینجا کار با حنجر ندارد ▫️این کشته ی افتاده بر طف زاده ی کیست ▫️این تشنه ی بی کس مگر مادر ندارد ▪️بر نیزه خورشید است حق دارد رقیه ▪️یک لحظه چشم از روی ماهش بر ندارد ▫️این قصه از سر قصه ی سر بود یعنی ▫️تا روز آخر قصه ام آخر ندارد 🏴
روضه شب جمعه ، استاد میرزامحمدی.mp3
2.56M
☑ #شب_جمعه 🔰 روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد ... #امام_حسین علیه السلام #استاد_میرزا_محمدی ┈••✾•🍃⚫️🌿•✾••┈┈
4_6032948498343658727.mp3
2.5M
سینه زنی ویژۀ شبِ جمعه و ایام محرم به نفسِ کربلایی حمید ┄┄┄ روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد
❁﷽❁ ❣️✨✨✨✨ ✨ 🔹️️السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ بِزِیَارَتِهِ ثَوَابُ زِیَارَهِ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ ...🔹 اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است دولت سرای حضرت عبدالعظیم است صاحب لوای این حرم شاهی کریم است تنها پناه بی پناهان این حریم است با لطف این آقا گدا عبد خدا شد هرسائلی در این حرم حاجت روا شد بوی حسن دارد ضریح دل ربایش قربان رنگ سبز این گلدسته هایش اینجا غمی دیرینه دارد گریه هایش این سرزمین خیلی گران باشد بهایش این خاک را وعده به یک نامرد دادند داغ حسین را بر دل زهرا نهادند شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده بر روی اسرارش خدا پرده کشیده از راه می آید زنی قامت خمیده لب میگذارد روی حلقوم بریده فریادهای یا بنی پا بگیرد حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد جایی برای بوسه ی مادر ندارد گیسوی خود را ریخته روی گلویش مادر بود اینگونه شکل گفتگویش گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ دیدم خودم در عصر عاشورا بنی افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم از تشنگی لبهای عطشانت به هم خورد ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد راه تو را در گودی گودال بستند بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند قاسم نعمتی
‍ روضه حضرت رقیه دخترا قدر بابا رو بدونید درد بی بابا ای رو نمی دونید کسی که بابا داره غم نداره چیزی توی این جهان کم نداره الهی هرکی سفر کرده داره خبر بد کسی بر او نیاره من که بابا ندارم افسرده ام کاش در کرببلا نمی بودم دلهارو روانه خرابه شام کنید وقتی نام خرابه شام به زبان میاد آدم دلش میشکنه برا غریبی بچه های حسین دلش آتیش میگیره الهی به غربت برات مشکلی پیش نیاد آی بمیرم برا غمت رقیه جات تو دل شب از عمه جانش سراغ بابا رو گرفت عمه جان من بابام رو می خوام هرچه کردند آروم نشد یزید ملعون پرسید جه خبره ؟ گفتند دختر حسین بهونه باباشو گرفته دستور داد سر بریده باباشو براش ببرید تا آروم بگیره میگن منظور یزید این نبود که دختر آروم بشه منظورش این بود داغی به دل خرابه نشینان بزاره یه وقت زینب دید سربازای دشمن سر حسین را دارن وارد خرابه میکنند ای وای بمیرم برای زینب نتونست جلول اونارو بگیره سر رو نزد رقیه آوردن رقیه ی نگاه به طبق و یه نگاه به عمه عمه جان من که غذا نمی خواستم من بابام حسین رو می خوام عمه من گرسنه نیستم زینب صدا زد عزیز دلم مقصود تو در همیون طبق است اخ بمیرم یرات با اون دستای کوچکش روپوش رو برداشت ناگهان سر بابارو دید صدا زد : بابا چه کسی رگهای گردنت رو برید با چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد بابا فکر نکنی نوازش گر نداشتم بابا ناز مرا با ضرب و سیلی تازیانه کشیدند همینطور که با سر باباش درد دل میکرد یه دیدند رقیه آروم شد دیگه صداش نمیاد آمدند جلو دیدند سر یک طرف رقیه یک طرف یتیمی درد بی درمان یتیمی یتی خاریه دوران یتیمی الهی طفل بی بابا نباشد اگر باشد در این دوران نباشد اگر دست پدر می بود به دستم کجا من در خرابه مینشستم اگر می بود بابای نکویم نمیزد شمر دون سیلی به رویم 😭😭😭😭😭😭😭
اى وجه ذوالجلال! چه والا نشسته‌اى؟ بر عرش نى به غارت دل‌ها نشسته‌اى از پشت ابر خون، رخ ماهت چه ديدنى است! اى يک‌شبه هلال! چه زيبا نشسته‌اى! باور مكن فراق تو باور كنم، حسين! باور نمی‌كنم كه تو آن‌جا نشسته‌اى گه ماه در محاقى و گه مهر در شفق بر اوج آسمان به تجلّىٰ نشسته‌اى دستم دگر به پاى سرت هم نمی‌رسد از بس كه قد كشيدى و بالا نشسته‌اى در دست باد، زلف پريشان رها مكن جانا! به قصد جان من آيا نشسته‌اى؟ اى سر! به دست نيزۀ اعدا چه می‌كنى؟ آشوب شهر را به تماشا نشسته‌اى؟ كنج تنور، ديشب و امروز روى نى چشم‌انتظار قصّۀ فردا نشسته‌اى اى ايستاده بر سر نى! با تنت بگو آيا هنوز در دل صحرا نشسته‌اى؟ «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» .
. روضه و توسل جانسوز _ ویژه حضرت زینب کبری سلام الله علیها __کربلایی حنیف طاهری ⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ شام یعنی از جهنم شوم تر اهل بیت از کربلا مظلوم تر شام یعنی مرکز آزارها آل عصمت را سَرِ بازارها خنده های فتح بر لب می زدند زخم ها بر قلب زینب می زدند *میرزای شیرازی نشسته بود براش روضه بخونن،روضه ی بی بی حضرت زینب سلام الله علیها،گفت:شروع کن،"السلام علیک یا اباعبدالله"جمله اول صدا زد" " دَخَلَت زِینَبُ علی اِبنِ زیاد" یه وقت دیدن میرزای شیرازی داره تو صورتش میزنه، از هوش رفت،به هوش اومد،گفتن:آقا! هنوز روضه شروع نشده؟ گفت:دیگه چی میخوای بگی؟ زینب کجا؟مجلس ابن زیاد کجا؟.... گفت: هر جا سرهای بریده رو وارد می کردن روی نیزه،عمه ی سادات اول سر رو نگاه می کرد، ریاض القدس نوشته: نگاه می کرد ببینه سر چطوره..گفت: هر جا مارو وارد کردن دیدم چشاش باز بود،حواسش به دختراش بود، به زن ها بود، فقط یه جا دیدم چشاش رو بست، اونم وقتی مارو از دروازه ساعات وارد کردن،گفت:نگاه به سر بریده کردم،دیدم چشاش رو روی هم گذاشته،یعنی دیگه نمی تونم ببینم...* گیسو به دست باد رها کردنت بس است اینگونه، ای ستاره ی من دیدنت بس است رأست به روی نیزه، ولی بی تعادل است یک سنگ هم برای زمین خوردنت بس است حسین.... 🔴