eitaa logo
امام حسین ع
22.1هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
Shab29_Ramazan1401_MirzaMohamadi_b.mp3
8.44M
🔊 اللَّهُمَّ أَدِّ عَنَّا حَقَّ مَا مَضَی مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ اغْفِرْ لَنَا تَقْصِیرَنَا فِیهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا مَقْبُولا وَ لا تُؤَاخِذْنَا بِإِسْرَافِنَا عَلَی أَنْفُسِنَا وَ اجْعَلْنَا مِنَ الْمَرْحُومِینَ وَ لا تَجْعَلْنَا مِنَ الْمَحْرُومِینَ ◾️ دعای شبهای پایانی ماه مبارک رمضان و توسل به حضرت قمربنی هاشم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام 🎤 حجت الاسلام آمدم آب به خیمه برسانم که نشد چقدر غصه و غم خوردم از این غم که نشد حیف شد چیز زیادی به حرم راه نبود سعی کردم بدنم را بکشانم که نشد سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی ضربه اینقدر شتابان زد و محکم که نشد هر دو دستم سر و چشمم به فدای سر تو هر چه امد سرم نصف شما هم که نشد بگو از من رقیه که حلالم بکند آمدم آب به خیمه برسانم که نشد .
. 📋آمدم آب به خیمه برسانم که نشد (ع) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چقدَر غصه و غم خوردم از این غم که نشد! آمدم آب به خیمه برسانم که نشد تیرِ نامرد اگر یاور مشکم میشد ... میشد این آب شود چشمه‌ی زمزم که نشد حیف شد، چیز زیادی به حرم راه نبود سعی کردم بدنم را بکشانم که نشد تا دو دستم به بدن بود، عَلَم بر پا بود خواستم حفظ شود بیرق و پرچم که نشد سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی ضربه آنقدر شتابان زد و محکم که نشد گفتم این لحظه‌ی آخر که در آغوش توام لااقل روی تو را سیر ببینم که نشد هر دو دست و سر و چشمم به فدای سرِ تو هرچه آمد به سرم نصف شما هم که نشد بگو از من به رقیه که حلالم بکند آمدم آب به خیمه برسانم که نشد *شاعر: ✍ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. یا رب دو سه شب مانده فقط، فرصتمان محدود است رحم کن گرچه گدای تو گنه آلود است وای بر من اگر امشب نخری بارم را آه پس من چه کنم نفس خطاکارم را؟ هیچ کس مثل من خسته پریشان نشده روزه‌هایم سپر آتش سوزان نشده دانه دانه‌ گنه من شده صدها خروار ماندم از فیض نمازی که قضا شد هربار در سرم جز هوس و خواهش نفسانی نیست خبری دیگر از آن سجده‌ی طولانی نیست جای مظلوم، ستم‌پیشه هم‌آغوشم شد از علی گفتم‌و اَیتام فراموشم شد معصیت کم کم از این خانه مرا دورم کرد خویِ دنیاطلبی بود که مغرورم کرد سَیدی، صید شدم در شهواتم، الغوث سخت دلواپس میزان‌و صراطم، الغوث بی‌نوایم، به گدا نان‌و نوایی برسان درد دارم چه کنم؟ زود دوایی برسان نسخه‌ای نیست بجز گریه‌ی بر ثارالله (هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم‌الله) سر مولا به روی نیزه‌ی اعدا میرفت ناله‌ی خواهر او بود که بالا میرفت به همان گریه‌ی بیتاب، الهی العفو به لب تشنه‌ی ارباب، الهی العفو ...  محمد زوار ✍ .
. 🔸 سی شب مناجات ماه مبارک رمضان ۱۴۴۳ _ شب بیست و ششم 📆 زمان: 👈 چهار شنبه ۷ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ 🔷 با سخنرانی: 👈 حجت الاسلام والمسلمین محسنی 🔷 با مداحی: 👈 کربلایی 🔊 بخش اول حجت الاسلام والمسلمین محسنی 🔊 بخش دوم | آمدم خط روی خطا بکشم 🔊 بخش سوم فرازهایی از 🔊 بخش چهارم | جانِ همه تشنه لبان در این ماه .👇👇👇👇👇
. متن روضه به نفس سید رضا نریمانی ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجهُم لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ أسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِي لاَ إلَهَ إلاَّ هُو عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ العَزیزُ الحَکیمُ الغَفُورُ الرَّحِيمُ ذُوالجَلالِ وَ الإِکْرامِ بَدِيعُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ مِنْ جَمِيعِ ظُلْمِي وَجُرْمِي وَ إِسْرافِي عَلَىٰ نَفْسِي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ اغْفِرْ لِي تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَانُ يَاالله .. دیگه چیزی فرصت ندارم ، دیگه آروم آروم داره سفره جمع میشه .. دیگه آروم آروم باید از مهمونیت برم .. چقدر زود این شبا گذشتُ رفت .. خدا رو شکر اینجا مهمونیتم که تموم میشه فرصتِ شبِ جمعه به من میدی .. شبِ جمعه هم که بگذره فرصت عرفه به من میدی فرصتِ محرم به من میدی .. اما وقتی اجلم میاد دیگه به من فرصت نمیده .. هرچی میگی صبر کن اگه میشه فردا بیا میگه نمیشه .. خدا نکنه اون روز برا من برسه دستم خالی باشه .. بالحجه الهی العفو .. خسته و سرگشته ای غفّار من برگشته ام سر به زیر و بی کس و بی یار من برگشته ام دل به هر کس غیرِ تو دادم غرورم را شکست زخمی از بی مهریِ اغیار من برگشته ام ای رفیقِ روزهایِ سخت ، دستم را بگیر کن نظر خورده گره در کارِ من برگشته ام پیشِ این و آن بیا و دستِ من را رو مکن آبروداری کن ای ستار من برگشته ام *آخه کسی که خودش اومده داره میگه غلط کردم زدن نداره .. من خودم اومدم دارم میگم اشتباه کردم ..* یا درستم کن همین امشب یا مرگم رسان خسته ام از این همه تکرار من برگشته ام بارها و بارها شرمندۀ آقا شدم باز هم با لطفِ او این بار من برگشته م تا زمین خوردم بلندم کرد آقایِ نجف در پناهِ حیدرِ کرار من برگشته ام مادرِ آیینه ها قلبِ مرا تطهیر کرد با دعایِ مادری غم خوار من برگشته ام *فرمودن هرکی میره کربلا مادرِ ما براش دعا میکنه ..* با لبانِ تشنه هر لحظه برم کرببلا با سلامی لحظۀ افطار من برگشته ام *همچین که دم افطار میشه میگم حسین .. آب میخوام بخورم قبلش میگم حسین ، بعدشم میگم حسین .. اصلا با تربتِ حسین افطار میکنم و روزه م رو باز میکنم .. السلام علیک یا اباعبدالله .. بارها زینب صدا زد کو علمدارِ حرم از میانِ کوچه و بازار من برگشته ام شرم دارم که بگویم سخن از تشنه لبی تشنه آن بود که میگفت به لشکر جگرم *دیگه شبایِ آخر نوکرا ، شبِ خودمونه .. دیگه همه غریبه ها رفتن گرفتن بُردن .. کارشون حل شد .. آی حسین ..* خداحافظ ای برادرِ زینب خداحافظ سایۀ سرِ زینب خداحافظ ای برادرِ زینب به خون غلطان در برابرِ زینب حسین جان ای آبرویِ دو عالم نگین سلیمان به حلقۀ خاتم برادر جان بی تو در دلِ صحرا شده تنها خواهرت گل زهرا ز زخم تنت رویِ ریگ بیابان به اشکِ دلُ و سوز و آهِ یتیمان تنت بی سر مانده در دلِ صحرا سرت هر دم رویِ نیزۀ اعدا .
مناجات وداع با ماه مبارک رمضان سبکِ رویِ لبها... اِغْفِرْلَناٰ..... یامُستَعاٰنُ یامُجیٖر شبهایِ آخره امیر دستِ سینه‌زنو بگیر اِغْفِرْلَناٰ..... به وِداعِ تلخِ اسیر با تنِ صدچاکِ اَمیر که بعداً چیدن رو حصیر اللّهمَّ رَبَّ شَهرِ الَّذیٖ...... اَنْزَلْتَ فیٖهِ القرآنِ الکریم دستِ خالی‌مو پُرکُن برایِ..... شبهایِ عاشقی و نوکریم ( اللّهمَّ رَبَّ شهرِاللّه به حقِّ علی ولیُّ اللّه دعا کُن که اربعین باشم از زَوّارِ اَباعبداللّه ) ۴ اِغْفِرْلَناٰ..... این آخرین دقایقه وداع تلخ می‌شه وقتی که.... دختر در حالِ هِقْ‌هِقِه‌ اِغْفِرْلَناٰ..... یارَبَّ‌النّورِ الاَرَضیٖن به حقِّ اون سه‌ساله‌ که..... جامونده روزِ اربعین یااَللّه یاقاضِیَ‌الحاجات دعام تو آخرین لحظات ظهورِ منتقمِ آهِ ..... جانسوزِ دروازه‌یِ ساعات ( اللّهمَّ رَبَّ شهرِاللّه به حقِّ علی ولیُّ اللّه دعا کُن که اربعین باشم از زَوّارِ اَباعبداللّه ) ۴ .👇
. آخرِ ماهِ رمضان و روضه‌یِ کربلا آخرِ ماه ... اوّلِ راهم ... خجالت می‌کشم باز حالِ توبه می‌خواهم خجالت می‌کشم روسیـاه و بینـوایم یا اِلـهی أَلاَمـان سربه‌راهم نَه..تـَهِ چاهم خجالت می‌کشم دیگـری این مـاه را همـراه با اَللّه بود من فقـط همراه با آهـم خجالت می‌کشم وقـتِ توبه ذکـرِ من شد یااِلهی بِاالحسین بیشتر شرمنده‌یِ شاهم خجالت می‌کشم او زمین خورده که من برخیزم از رویِ زمین نوکری بد ...بینِ درگاهم خجالت می‌کشم تشنگی را درک کردم مثل سقّایش ولی... دور از شخـصیتِ ماهـم خجالت می‌کشم در کنارِ علقمه افتاد و بعد از آن شدند همسفر یارب که‌ها باهم!! خجالت می‌کشم دستِ ناموسِ علی بسته شد و سیلی زدند ندبه‌خوان باعصمةُ‌اللّهم خجالت می‌کشم .