eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
259.4K
🎤 به تو نگم به کی بگم انقدر عوض شدم که انگاری یه آدم دیگه ام خیلی از تو دورشدم من با این همه گناه وصله ناجورشدم2 ____ *با دوریت منو عذاب نده حسین طوری نیست اصن جواب نده حسین* *حق داری اگه خسته بشی ازم منو ردم نکن به رقیت قسم* آقام آقام حسین ___ منو تنهام نذاری بدون اسم تو راه به جایی ندارم جون من بشه فدات به چه دردم میخوره دنیا بدون کربلات *چه جوری کنار بیام با این دلم خودت یه کاری کن حل بشه مشکلم *کاش دیگه آقا تموم شه این روزا باید یه سر برم پیش امام رضا آقام آقام آقام حسین
🔹الف) تصویر سازی كلامي در اين نوع تصوير سازي ، طوري مقدمات و مؤخرات مرتبط با روضه را توصيف مي نماييم و عبارات را كنار يكديگر قرار مي دهيم كه مستمع در فضاي رخ دادن واقعه قرار بگيرد. 🔸 مثلا براي به تصوير كشيدن لحظه بوسيدن زير گلوي امام حسين(ع) توسط حضرت زينب(س) مي گوييم: « امام سر را بلند كرد ، محاسن سپيدي كه با خون شهدا خضاب شده ، روي معجري قرار گرفت كه ساعاتي ديگر غارت مي شود ، زينب لبهاي خشكيده و ترك خورده را روي گلوي خشك و تفديده برادر گذاشت ، همان گلويي كه ... » 🔹ب) تجسمي در اين نوع تصوير سازي ، عناصري از روضه را جسميت مي بخشيم و وارد مجلس مي كنيم ، بدين طريق صحنه واقعه در ذهن مستمع مجسم مي شود. مثلا در روضه تشييع حضرت زهرا(س)، مي توانيد با آوردن تمثال تابوت در مجلس تصوير سازي كنيد، و يا در روضه حضرت علي اصغر(ع) با آوردن گهواره و طفل و به تصوير كشيد. من باب مثال حاج محمود کریمی برای مجسم کردن روضه هتک حرمت به امام صادق(ع) از حضور روحانی حاضر در جلسه استفاده می کنند و به این طور از روضه را مجسم می کنند که: «اگر تو خیابون همین حاج آقا رو ببینی، بدون عمامه و بدون عبا، پای برهنه، دارن می کشن و می برن بی تاب می شی... چه حالی پیدا می کردی اگر اون صحنه رو می دیدی که پسر فاطمه رو اومدن با این حالات بردن» 🔹ج) استفاده از مقایسه: یکی دیگر از روش های مجسم کردن روضه برای مستمع این است که واقعه را با مصادیقی که برای مستمع محسوس است مقایسه کنیم؛ چراکه معمولا انسانها از موضوعاتی که برایشان ملموس است بیشتر اثر می گیرند. ✓ به همین جهت توصیه میکنیم از اشعاری استفاده کنید که در آن به نوعی از مقایسه استفاده شده است. مثل شعری که حاج محمود کریمی در مصیبت حضرت زهرا(س) خواندند: تاكنون بغضي شكسته ديده اي مادري از پا نشسته ديده اي تاكنون درياي ماتم ديده اي مادرت را با قد خم ديده اي داشتي در سينه آهي دردناك مادرت را ديده اي بر روي خاك تاكنون بودي عصاي مادرت از مصيبت خاك ريزي بر سرت مادرت را سوي خانه برده اي گوشواره دانه دانه برده اي ديده ها از اشك و خون پر ديده اي خاك كوچه روي چادر ديده اي تاكنون لاجرعه از غم خورده اي تاكنون سيلي محکم خورده اي 🔸همچنین در خواندن روضه ها برای اثرگذاری بهتر مضامین را با مصادیق ملموسی که در زندگی روزمره مستمعین اتفاق می افتد مقایسه کنیم. مثال: 👇 ⬅️ نمونه1: در نمونه زیر حاج مهدی سلحشور برای مجسم کردن روضه هتک حرمت به ساحت مقدس امام صادق (ع) از مصداق پاره کردن عکس مقام معظم رهبری در فتنه سال88 استفاده کردند. ⬅️ نمونه2: در این نمونه آقای سید مهدی میداماد برای ملموس کردن مصیبت شهادت امام جواد(ع) در سن جوانی، از مصداق نزدیکانی که جوان از دنیا رفته اند در حالیکه فرزندان خردسال داشته اند استفاده می کند.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. عج دلتنگ میشم برا همه غیر تو یابن الفاطمه نمی دونم چه دردمه آقا خودت بگو چِمِه دلم هواتو میکنه گناه میاد و سد میشه اما اینو خوب می دونی دوسِت دارم من همیشه میخام که یاد تو باشم اما گناه نمی ذاره میخام که ذکر تو بگم قلب سیاه نمی ذاره تو آسمون بی کسی تویی فقط امید من ابر گناه نمیذاره ببینمت خورشید من تو حاضری من غایبم تو ناظری من غافلم صاحب قلب من تویی اما ببین قفلِ ه دلم میشه منو نگاه کنی از بَدیا جدا کنی با یه نگاه ، یه گوشه چشم قفل دلم رو وا کنی بی تو دلم جهنمه کنج سینَه م پر از غمه اما می دونم با منی وقتی چشام پر از غمه از وقتی یادمه دلم هوایی روی تو بود برای هر زیارتی اشکا میشه رمز ورود من می دونم بَدم ولی میخام آقا ببینمت اذن دخول بِده و یه بار بیا ببینمت کنج دلم حرم دارم با ذکر نامت آقا جون بی تو یه دنیا غم دارم خیلی میخامت آقا جون خیمه نشین فاطمه خیمه ی سینهَ م مال توست مثل مادر تو کوچه ها دلم همش دنبال توست بی تو ، خودم رو کم دارم تا تو بیایی تا تو بیایی من یه مدینه غم دارم تا تو بیایی تا تو بیایی بی تو دلم یه کربلاست غمت میون جون من یوسف زهرا می دونی عشق توئه تو خون من هر کی تو رو دوسِت داره بی تو ببین چه بی کسِ ه ای گل نرگس به خدا دیگه بیا دوری بسِ ه .
4_6023927533718735021.mp3
9.69M
‍ . و و ➖➖➖➖➖ کجایی ای بهار من   نیامدی نگار من کجایی ای قرار من    قرار قلب زار من ای عزیز اولیاء    صاحب اختیار ما            یابن العسکری بیا ➖➖➖➖➖ تو را به جان فاطمه   که شد فدای مرتضی به پهلوی شکسته و   به صورت کبود بیا در میان شعله ها    مادرت زده صدا               یابن العسکری بیا      ➖➖➖➖➖ تو  را  به  حق  زینب  و    به حق شاه سرجدا که رفت سرش به نیزه ها تنش بزیردست وپا جَدِّ تو به قتلگاه    می زند تو را صدا               یابن العسکری بیا ➖➖➖➖➖ ✍🏻به قلم:  .
. باور نمی کنم که دلیلش حماقت است بدگویی از علی به خدا از حسادت است حیف از علی که با کس و ناکس قیاس شد آخر میان آتش و دریا چه نسبت است؟ این که علی وصی پیمبر شده ست و بس چندین دلیل داشت، یکی شان عدالت است این که علی ست همسر دردانه ی نبی چندین دلیل داشت، یکی شان شرافت است این که علی میان احد ماند یک تنه این که فرار کرد فلانی روایت است مولای ما فرار نمی کرد وقت جنگ غیر از شجاعت آن چه علی داشت، غیرت است این که یگانه فاتح خیبرشکن علی ست معیار زور نیست که، حرف از لیاقت است این که به زور آتش و تیغ و طناب هم بیعت نکرده است همین هم فضیلت است او را که هست تحت کسای پیامبر دیگر چه حاجتی به ردای خلافت است؟ مشرف به مسجد است درِ خانه ی علی او را چه احتیاج به کاخ و عمارت است؟ جز بین دست های یداللهی علی هرجا که رفته حکم خلافت، خیانت است از احمد ابن حَنبل در مُسند آمده ست فضل علی زیادتر از فضل امت است ابن ابی الحدید نوشته ست این علی از هر طرف که می‌نگرم دور از آفت است قول بخاری است، به اقرار او علی مشرف ترین خلق خدا بر قضاوت است بر هر که جز علی بدهند این صفات را کذب است، سرقت است، دروغ است، غارت است فهمیدن بزرگی مولای ما علی بعضی اگر کتاب بخوانند راحت است آری دو یادگار به جا مانده از نبی طبق گواهی همه قرآن و عترت است بی عرضه است هر که به دور علی نگشت آری که شرط لازم حج، استطاعت است یک لحظه هم جدا نشده از پیامبر آری خداگواه علی اهل وحدت است حق داشته مدام علی را صدا کند ذکر علی به قول پیمبر عبادت است آن عده که معاویه باشد امیرشان عریان فرار کردنشان هم مهارت است آن عده که معاویه باشد امیرشان از چشم شان امام علی بی سیاست است اما برای هر که علی را شناخته تعریف راستین سیاست صداقت است فرقی بزرگ بین علی و معاویه ست فرقی که در دو واژه ی مرگ و شهادت است فرزند ارث از پدرش می برد، علی ارثی به جا گذاشت که نامش ولایت است آری یزید کیست؟ سیاهی مطلق است اما حسین کیست؟ چراغ هدایت است چیزی که مانده از علی اسلام ناب اوست چیزی که از معاویه مانده ست بدعت است نگذاشت شیعه پا به روی سنت الرسول با این حساب شیعه فقط اهل سنت است حشر مخالفان علی با معاویه تا هست این دعا چه نیازی به لعنت است؟ محمدحسین ملکیان✍ .
. غبار از سر و روی خانه تکاندم شنیدم قرار است مهمان بیاید نشد آب و جارو کنم کوچه ها را دعا می کنم باد و باران بیاید به گلدان برای شب سال تحویل سپردم پر از نرگس و یاس باشد سپردم اگر باد از این کوچه رد شد به عطر لباس تو حساس باشد به گنجشک گفتم اگر راه دارد یک امشب برایم قناری بخواند به بید سر کوچه گفتم میایی به من قول داده مرتب بماند به سرو و سپیدار پیغام دادم برای تو در حال تعظیم باشند به تقویم و ساعت هم اعلام کردم به وقت ظهور تو تنظیم باشند به فواره ی حوض تاکید کردم همین که تو را دید برخیزد از جا به شب بو سپردم سر حال باشد فقط کاش امشب نیفتد به فردا به تحویل امسال چیزی نمانده دلم شور زد، پس کجایی عزیزم؟ منِ بی نوا چند قرن است اینجا سر سفره ام تا بیایی عزیزم کجا دست را برده ای بین موهات چه عطری پراکنده در این حواشی من امسال هم مثل هر سال، تنهام یکی در زد،‌ امّیدوارم تو باشی محمدحسین ملکیان✍ .
. شعر محاوره مرثیه حضرت رباب سلام الله علیها من یه مادرم، یه مادرِ شهید... که شدم از داغ یاسم موسفید گلمُ یه جوری چیدن از تو باغ که قدِ من‌و حسین هردو خمید گلِ‌من‌کِی‌طاقت‌سه‌شعبه‌داشت؟ سُرخ‌میشدگلوش‌،نمیشد‌بوسه‌کاشت! خدا لعنت کنه این حرمله رو.. بَدجوری تیر و روی گلو گذاشت آخ.. مِن الاذن الی الاذن.. سرت آخ.. مِن الورید الی الورید.. پرت هی تلظی کردی، دست و پا زدی آخ.. بمیره از غم تو مادرت... مگه تو ثمر نداری حرمله؟! از دلم خبر نداری حرمله... پسرم شیش‌ماهه بود با تیر زدیش، مگه تو پسر نداری حرمله؟! حرمله خدام عذابت بکنه الهي خونه خرابت بکنه.. هم علی‌مو کُشتی،هم آب ندادی خدا توی آتیش آبت بکنه همه ایستادن و داغ‌مو دیدن سر شیش‌ماهمو با تیر بریدن یکی سرسلامتی بهم نگفت همه‌به‌اشک‌چشام‌می‌خندیدن چقدر غصه و غربت کشیده... این حسینِ که مصیبت کشیده یه‌قدم می‌رفت، دوباره برمی‌گشت خیلی از رباب خجالت کشیده چطوری تنت‌رو توخاک بذاریم؟ بعد تو علی دیگه غصه داریم.. یه باره دیگه بخند برای ما... من و بابائیت مگه دل نداریم! سر قبرت حالا هِق‌هِق می کنم یادِ خاطرات سابِق می کنم کاشکی نبش قبر نشی با نیزه ها من از این غُصه‌ی تو دِق می کنم مثل زهرا تو رو بی هوا زدن چون عمومُحسن توی‌ِبلا زدن با سه‌شعبه زدنِت، ولی دیگه.. سر تو چرا به نیزه ها زدن؟! میونِ بلا.. دیگه نبینمت زیرِ دست‌وپا..دیگه نبینمت جای تو، تو آغوش مَنِ گُلم روی نیزه‌ها.. دیگه نبینمت هی‌باعمه‌زینب‌ازچشات میگم دارم از خنده‌ی رو لبات میگم روی نیزه، عمو لالا میخونه.. پای نیزه، من لالا برات میگم لالا لالا لالایی علی بخواب لالا لالا لالایی.. جانِ رباب کاش نبینم روی نیزه ای، تو هم.. نبینی دست منو بین طناب از روی نیزه نیفتی پسرم نیزه میلرزه نیفتی پسرم کمی طاقت بیار اینجا پُرِ از.. ..چشمایِ‌هرزه،نیفتی پسرم زیرِآفتاب‌می‌شینم‌آب‌ نمی‌خوام شبا دیگه نور مهتاب نمی‌خوام وقتی‌که تو خوابیدی به‌زیرِخاک من‌دیگه‌به‌این‌چشام‌خواب‌نمی‌خوام بعد تو ربابْ هم بی‌یاوره بعد تو چشم رقیه هم تَره مثل زینب که برادر نداره بعد تو سکینه بی برادره.. چطوری خاطره‌هاش یادم بره؟ چطوری اشک چشاش یادم بره؟ تصویرش هنوز توی ذهنِ مَنِ... چطوری زخم لباش یادم بره؟ تَرکِ لباش مگه یادم میره..! بغضِ‌تو‌صداش‌مگه‌یادم‌میره..! هر چی از یادم بره ولی آخه.. آخرین‌نگاش مگه یادم میره...! .
. نذر موعود (عج) از میان شعله ها خاکسترم را برده اند در سکوت بغض هایم ، حنجرم را برده اند در غروب آمد و رفت مسیر انتظار حسرتم آورده و چشم ترم را برده اند حسرت پرواز در عمق نگاهم مانده است بر زمین افتاده ام بال و پرم را برده اند یک سر پر شور از عشق تو با من بود ، آه مدعی بودم در این میدان سرم را برده اند باده ی وصلت نمی آید مرا دیگر به دست از خراب آباد هجران ساغرم را برده اند باز می گردی - وَ خواهی دید ای خورشید من در طلوع رجعت تو باورم را برده اند بس که بی خود لاف عشقت را زدم در زندگی ناگهان تا ناکجاها پیکرم را برده اند زیر و رو می گردم از بغض تلاطم های عشق از میان موج و توفان لنگرم را برده اند در بیابان طلب ، در گردباد حادثه من به خود می پیچم اما بسترم را برده اند تا بسوزم از فراقت مثل شمع و مثل اشک شعر من سوزانده اند و دفترم را برده اند دوش "یاسر" در هجوم خشکسالی ، لاله ها تشنه لب بودند ، مضمون ترم را برده اند ** حاج محمود تاری «یاسر» ✍ .
4641632290102.mp3
25.46M
خدا کند نخورد چشم، قدّ و بالایش خدا کند که نیفتد پدر به پاهایش همینکه لختهء خون از روی دهان آمد حسین با سر زانو کشان کشان آمد صدای خندهء الوات شامیان آمد عقیله از حرم خود دوان دوان آمد شهید جمع شده زیر دست و پا ای وای... هزار تکّه علی ریخت در عبا ای وای...: ✍ ......... علیه_السلام دل زِ قُرصِ قَمَرِ خویش کشیدن سخت است نازها از پسرِ خویش کشیدن سخت است سَرِ زانو کُمَکَم کرد که پیدات کنم وَر نه کار از کَمَرِ خویش کشیدن سخت است مشکل این است؛ بغل کردنِ تو مشکل شد تکّه ها را به بَرِ خویش کشیدن سخت است خواستی این پدرِ پیر خَضابی بکند خونِ دل را به سَرِ خویش کشیدن سخت است نیزه بیرون بکشم از بدنت می میرم خار را از جگرِ خویش کشیدن سخت است گر چه چشمم به لبِ توست ولی لخته یِ خون از دهانِ پسرِ خویش کشیدن سخت است تکّه های جگرم هر طرفی ریخته است همه را دور و برِ خویش کشیدن سخت است بِه، که از گردنِ من دفنِ تو برداشته شد دست از بال و پر خویش کشیدن سخت است علی اکبر لطیفیان✍