eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. عج خیلی دوست دارم می‌دونی ای یاور همیشه غایب آرزومه تو رو ببینم صاحب لیله الرغائب آرزو دارم که توو این شب ‌خاکای پاها تو من ببوسم نیاد نبینمت یه روز و بمیرم و بی تو بپوسم عجل علی ظهورک آقا آرزومه که با تو باشم ینی میشه یه روزی باتو علقمه و کربلا باشم کفتره گنبده طلای صحن غریب الغربایُم از بِچگیم نوکرشم مو دیوونه ی امام رضایوم عجل الانتقام آقاجون بیا با ذوالفقار حیدر برای خونخواهی جدت برای خونخواهی مادر متی ترانا و نراکَ چشمام می‌باره مثل دریا کارد رسیده به استخونا کجایی ای مهدی زهرا(س) أَینَ الحسن بقیه الله زود برسون خودت رو آقا تا برا مادرت بسازیم یه گنبد و ضریح زیبا بحق مجتبی که دق کرد توو کوچه با یه حال مضطر همونجا که چن بار زمین خورد با چشم خیس کنار مادر به اشکای چشم علمدار که ریخت روخاک خشک صحرا روضه میخوند برای طفلان تشنه کنار موج دریا ✍ 👇
. عج تو لیله الرغائبه زیبا زانو زدم به درگهت مولا آرزوها دارم گل زهرا بقیه الله همون غلام سیاه شب گردم به سمت تو میام آقا هر دم که زندگیم و وقف تو کردم بقیه الله حالی بده اقا به احوالم جونم فدات ای احسن الحالم بنام تو در اومده فالم بقیه الله من خیلی خیلی به تو وابستم امشب بازم دل و به تو بستم گرفتم حاجتام و رو دستم بقیه الله محاله بگی از تو دلسردم تو این زمون که منبع دردم باشه اقا میگم غلط کردم بقیه الله امشب بیا دلم رو از دُر کن این کیسه ی گداییم و پر کن روی سیاهم و مثه حُر کن بقیه الله اون که تو رو نداره چی داره کجا میره وقتی گرفتاره یا وقتاییکه زار و بیماره بقیه الله آرزو دارم باز مسافر شم مدد کنی مرغ مهاجر شم کرببلا دوباره زائر شم بقیه الله سلام اقا صدا منوداری منم همون نوکره تکراری ببین شدم اسیر بیماری بقیه الله هر دفه که برات دعا خوندم با گناهام دلت رو سوزوندم قلب مبارکت رو رنجوندم بقیه الله شبای جمعه میان و میرن ولی بدون تو چه دلگیرن عاشقا ذره ذره میمیرن بقیه الله .👇
. ای آفتاب شهر مرا هم نگاه کن قدری بخند و کار مرا رو به راه کن در ظلمت گناه اسیر هوا شدم دور از خدا شدم به بلا مبتلا شدم یک گوشه ای نشسته ام از شرم سر به زیر ای نور چشم فاطمه دست مرا بگیر لیل الرغائب است مرا هم صدا کنید امشب برای گوشه نشینان دعا کنید ما که به غیر وصل، دعایی نداشتیم جز کربلا امید به جایی نداشتیم امشب اگر که عازم کرببلا شدید با مادری خمیده اگر هم نوا شدید... ما را صدا کنید به گودال قتلگاه تا جان فدا کنیم به آن شاه بی سپاه یک روضه خوان ز حضرت قاسم گرفته دم یک گوشه حاج اکبر ناظم گرفته دم ... (این کشته ی فتاده به هامون حسین توست) (این صید دست و پا زده در خون حسین توست) ........ بر مهدیِ دین، حضرت صاحب، صلوات بر مصلح کل، فاتحِ غالب صلوات ما آرزوی صبح ظهورش داریم بر صاحب "لیلة الرغائب" صلوات ✍ .
. دریــاب این زمـــان  را در  لَیـــلةُ الرَّغایب الطـــاف بیکــــــران  را در  لَیـــلةُ الرَّغایب دل را بزن به دریـا ، با عشــق زنده گردان این روح نیمـه جان را در لَیــــلةُ الرغایب امشب خدای سبحان از بحر لطف و احسان می بخشد عاشقــان را در لَیــــلةُ الرَّغایب بی حد و بی حساب است باران رحمت حق می خواند اِنس و جان را در لَیـــلةُ الرغایب از باب لطف و منت ،امشب خدا گشــوده درگـــاه آسمــــان  را  در  لَیـــلةُ الرغایب از قــلب روسیـــاهان  با نــور می زداید تاریکـــــیِ نهـــــان را در لَیــلةُ الرّغایب ذکــر دعـــا و تسبیـــح در بـــاغ آرزوهــا خوشبو کند دهــان را در  لَیـــلةُ الرغایب در هر نمـــاز باران ، گـــل داده یاد نرگس پر کرده این جهـــان را در لَیـــلةُ الرغایب در این شب الهــی ، در هر نفــس بخوانیم الغــــوث و الامـــان را در  لَیـــلةُ الرّغایب امشب بخوان دعای "عَجّــل عَلــیٰ ظهورک یا صـــاحب الزمـــان" را در لَیـــلةُ الرغایب بر سجده ، خاکسارم تا دست حق ببخشد آن "کیمیای" جــــان را در لَیـــلةُ الرغایب (کیمیا)✍ .......................... . شب رغبت ز گرد راه آمد ای خدا عبد روسیاه آمد ای خدا بنده ای پریشانم باز دارم کمیل می خوانم در شب آرزو نگاهم کن رحم بر سوز و اشک و آهم کن عبد بیچاره و گرفتارم چشم بر دست رحمتت دارم «باز کن در منم منم یا رب عبد آلوده دامنم یا رب» شب جمعه رسید و آمده ام خانه ات را دوباره در زده ام بی پناهم خدا نگاهم کن پاک از خجلت گناهم کن شب جمعه به یاد دلدارم در دلم شور مهدوی دارم می زنم من صدات یا مهدی جان عالم فدات یا مهدی السلام ای امام غائب من رغبتِ لیلة الرغائب من در شب آرزو پناهم باش یاورم باش و تکیه گاهم باش در سرم نیست جز هوای شما آرزویم فقط تویی آقا آرزویم تویی تو یا مهدی آبرویم تویی تو یا مهدی یابن زهرا نظر به حالم کن بی وفا بوده ام حلالم کن شب جمعه به لب نوا دارم باز هم شوق کربلا دارم بر لبم یا حسین شد جاری اشک از هر دو عین شد جاری دل پریشان و زار و بی تابم یاد لب های خشک اربابم جان به قربان زخم های تنش جای سالم نماند در بدنش پیکرش مانده بود در گودال خواهرش تا که دید رفت از حال گفت زینب که نیست باورِ من یابن زهرا تویی برادر من جان به قربان جسم اطهر تو کاش جان می سپرد خواهر تو ای برادر فدای زخم تنت جان به قربان کهنه پیرهنت کهنه پیراهنت که غارت شد زینب آماده اسارت شد ✍ .
4_5848372343222577303.mp3
33.95M
📻 بشنوید | ادامه نکات ۲۴ دی ۱۴۰۲ 🎤 🕌 مجمع یاس کبود 🗓 یکشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۲۴ ✅ پرده خوانی (پرده ی محوری، متوسط) چطور از پرده های پایین یا بالا ،به پرده ی متوسط برویم.... صدای تودماغی ، صدای سر ، طنین سینه ... ...... مداح باید اوزان شعری را بداند ...... پوشش ظاهری مداح(شهادتِ حال) .......... هر کجا نام حسین آید ، بوَد آنجا حرم با وضو وارد شوید این خیمه گاه فاطمه ست
. علیه‌السلام گر قدر دیگران به ثنا می‌شود بلند گردد ولی ز مدح علی هر ثنا بلند جز او کسی مقام "سلونی" نداشته ست بر دوش غیر اوست یقین این عبا بلند در اوج هر بلا و مصیبت که دیده‌اند گفتند "یا علی" همهٔ انبیا بلند تا هیچ شک و شبهه نماند برای کس یا ایهاالرسول بخوان، "هل اتی" بلند یاسین اگر نکرد اثر در دل دل حسود گاهی بخوان به گوش کرش "إِنّما" بلند "لا" می‌شوند آن دو و از بین می‌روند گردد اگر که نون ز میان "لَنا" بلند وقتی که کار سخت شد و یاوری نبود در بین جنگ گشت فقط مرتضی بلند افتاد لرزه بر بدن دشمنان او تا گشت ذوالفقارِ شه لافتی بلند با ذوالفقار بر سر مرحب زد آنچنان کز ذوالجلال خاست دوصد مرحبا بلند جبریل گفت دست‌مریزاد یاعلی گردید از زبان نبی حَبَّذا بلند آری اگر نبود مراعاتِ حال خلق او می‌نمود جای درش، قلعه را بلند در ابتدای لشکر علی تیغ را که زد شد لشکر از اصابت آن ز انتها بلند بال و پر اجابت ما حُبّ حیدر است شد از عنایت علوی هر دعا بلند "ارواح ماسِواهُ فِداهُ" که سوی اوست دستانِ خالیِ همهٔ ماسوا بلند وقتِ کرم ز فرط حیا از گدای خود سر را نکرده است به پیش گدا بلند از فرط لطف توست طلبکار گشته‌ایم آری گدا ز لطف تو سازد صدا بلند ما از عنایت تو رسیدیم تا خدا کَه می‌شود ز جاذبهٔ کهربا بلند حتی اگر عتاب نمایی مرا، علی! از من شود فقط "لَکَ روحی فِدا" بلند از دست رفته‌ایم به فریادمان برس تنها مگر که لطف تو سازد مرا بلند .
. علیه‌السلام ✍ تا بفهماند به من طعم محبت را حسین در دلم‌ انداخته شوق زیارت را حسین هر قَدَر در طالع من دوری از او آمده از قضا تغییر خواهد داد قسمت را حسین هرکه آمد تحت قبه مستجاب الدعوه شد زیر دین‌ِ خویش بُرده استجابت را حسین إن‌ّ لِلقتل الحسین.... آتش به پا شد در دلم لحظه‌ای هم کم‌‌نکرده این حرارت را حسین آب اگر از دشمنانش خواسته، کرده تمام بر تمام دشمنان خویش حجت را حسین دست و پا می‌زد اگر در خون میان قتلگاه دست‌وپا می‌کرد اسباب شفاعت را حسین عده‌ای شمشیر ونیزه، عده‌ای سنگ و عصا بر تن خود داشت انواع جراحت را حسین زخم‌های او زیاد و اشک‌های ما کم است می‌پذیرد باز از ما این بضاعت را حسین... .
. علیه‌السلام ✍ منظر دل‌های ماست کربُبَلای حسین مرغ دل ما زند پر به هوای حسین یک نگهِ ، بِه بود از صد بهشت جنّت اهل دل‌ست صحن و سرای حسین دیدن باغ بهشت، مژده به زاهد دهد زاهد و حور و قصور، ما و لقای حسین تربت پاکش بود داروی هر دردمند دار شفای خداست کرببلای حسین ملک سلیمان بود در نظرش بی‌بها آنکه گدایی کند پیش گدای حسین هرکه رود کربلا بوسه به خاکش زند بشنود از قدسیان، بانگ و نوای حسین چون به عزاخانه‌اش پا نهی، آهسته نِه بال ملائک بود فرش عزای حسین خنده کنان می‌رود روز جزا دربهشت هر که به دنیا کند گریه برای حسین .
. علیه‌السلام هر چند کهنه، پیرهنی داشتی؛ چه شد؟ گر بود پیرهن، کفنی داشتی؛ چه شد؟ ای یوسف عزیز! چه کردند گرگ‌ها؟ آخر تو "کهنه‌پیرهنی" داشتی؛ چه شد؟ جسم تو ذرّه‌ذرّه در این‌دشت، پخش گشت در زیر آفتاب، تنی داشتی؛ چه شد؟ ای دور از دیار که تا دِیر می‌روی! آواره تا به کی؟ وطنی داشتی؛ چه شد؟ خود را چه‌خوب خرج‌خدا کردی! ای کریم! سر داشتی؛ چه‌شد؟ بدنی‌داشتی؛ چه شد؟ هم بی حبیب ماندی و هم بی زهیر؛ آه! نام‌آوران صف‌شکنی داشتی؛ چه شد؟ تو شمع و در طواف تو جمع مخدّرات در خیمه‌‌گاه، انجمنی داشتی؛ چه شد؟ بالین تو سکینه، کنارت رقیّه بود در باغ، یاس و یاسمنی داشتی؛ چه شد؟ .