eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
امام حسین ع
📻 بشنوید | سخنرانی 🎤 #حاج_مجتبی_صمدی 🕌 مجمع یاس کبود 🗓 یکشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۰۹ اینجا برای دیده شدن نوکر
. عاشق شدن غریبیِ ایّام بودن است حیرانی و بدون سرانجام بودن است مقصود کعبه کرب و بلا رفتن است و بس این حجّ واقعی و در اِحرام بودن است بوسه اگر که لب ، نزند بر ضریح یار معنی دور بودن و ناکام بودن است پُخته شدن ز سوز جگر میشود نصیب چشم بدون اشک همان خام بودن است *خاموش شد چراغ ، نرو که مسیر حق با یار خویش ماندن و همگام بودن است دنیا طلب اگر که شدی *اِبن حُرِ شوی کاین مرزِ خاص بودنت از عام بودن است اینجا برای دیده شدن نوکری نکن جلوه گری به وادی گمنام بودن است در این مسیر چون *حُججی ها قدم بنه که راه وصل غرق در آلام بودن است واقف مگر نبود به احکام ذبح ، شمر این ادّعایِ خادم اسلام بودن است!؟ از پشت سر برید و به او آب هم نداد این روضه داغ سینه ، در اِبهام بودن است با قتل صبر و زجر کُشی شد جدا سرش این شرح مرغ بِسملِ در دام بودن است * اشاره به خاموش کردن چراغ به فرمان امام در شب عاشورا * عبیدالله ابن حرّ جعفی که دعوت امام را نپذیرفت * شهید حججی مدافع حرم ✍ .
4_5879972071181652907.mp3
28.35M
📻 نکته آموزشی ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ 🎤 🕌 مجمع یاس کبود 🗓 یکشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۰۹ ✅ کسانی که توان مستقل خوانی و تبدیل ادبیات مکاتبه ای مقتل را به ادبیات محاوره ای روضه ندارند، میتوانند همچنان تقلیدی بخوانند.چون مهم اثرگذاری روضه بر مداح و مستمع است. مثال برای روضه ی شعر محور کلید کسی که عیب تو را پیش چشم بنگارد ببوس دیده ی او را که بر تو حق دارد گریز های تک جمله ای با استفاده از روضه ی سنگین(روضه حجاب مخدرات) مطلقا ممنوع ...
. نوحه و دم پایانی هیئت مکتب الشهداء خوشبختیم ما همه با لطف فاطمه هر هفته دور هم داریم این زمزمه ( ارث اجدادمون مونده این یادگار میراث نوکری میراث ماندگار «۲» ) هیئتی وارث عشق سوز و وفا هیئتی های مکتب الشهداء یا ثارالله اباعبدالله (۲) دل پر از شور شین با ذکر یاحسین می‌ مونیم عاشق ارباب عالمین ( اشکای چشم من میده بم اعتبار این شان نوکری میراث ماندگار «۲» ) هیئتی راهش راه کرببلا هیئتی های مکتب الشهداء یا ثارالله اباعبدالله (۲) از خون هر شهید ایران شد سرفراز مهد عرفان و عشق کوه ( یاد شیرودی و محسن حاج بابا راه سرخ شهید راه ما تا خدا «۲») هیئتی هستیم پای کار شما هیئتی های مکتب الشهداء یا ثارالله اباعبدالله (۲) سینه زن تا حرم با جمع نوکرا ان شاالله اربعین ، گودی قتلگا «ه» (تو گودال بردنش شد غارت پیرهنش کارشون شد تمام تشنه لب کشتنش«۲») فِرقهٌ بالسیوف فِرقهٌ بالرما «ح» فِرقهٌ بالخشب فِرقهٌ بالعصا یاثارالله اباعبدالله ختم سینه زنی بیعته با ولی امید و اتحاد امر سید علی (دشمن می‌ترسه از فرهنگ انتظار می جنگیم با یهود با تیغ ذوالفقار «۲» ) هیئتی بر امام می‌کنه اقتدا هیئتی های مکتب الشهداء یا اباصالح (۴) ✍ روح شهید محمد ابراهیم مومنی شاد https://eitaa.com/emame3vom/96626 .👇
امام حسین ع
📻 نکته آموزشی ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ 🎤 #دکتر_محمد_فراهانی 🕌 مجمع یاس کبود 🗓 یکشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۰۹ ✅ #آموزش_
. سلام‌الله‌علیها ای درِ تو قبله گاه اهل تولا خاک رهت آبروی عرش معلا فضۀ دربار تو معلّم مریم قنبر درگاه تو مدرّس عیسی زهرۀ اَزهر تویی و طُهرۀ اطهر عفّت داور تویی و عصمت کبرا خوشه‌برِ خِرمن عفاف تو ساره ریزه‌خورِ خوان عصمت تو صفورا حضرت عصمت‌پناه و خادمه‌ بلقیس اختر گردون‌ مقام و جاریه‌ لعیا بود معمّا اگر که خلقت انسان ذات جلیل تو کرد حل معمّا مادر حوّایی و سلالۀ آدم قبله‌گه آدمی و زادۀ حوا از دو جهان جز نبی، تو از همه اعلم از دو سرا جز علی تو از همه اعلا از چو خدیجه سزاست همچو تو دختر از چو پیمبر رواست همچو تو زهرا آری آری ز بحرخیزد گوهر باری باری ز نخل روید خرما ذات جمیل تو بار نخل رسالت چهر منیر تو مِهر عالم معنا خاک سرای تو تاج تارَک یوسف گَرد رواق تو کُحل چشم زلیخا سُبحۀ خاکین تو نگین سلیمان چادر پشمین تو تفاخر حَورا امّ ائمّه نه، بلکه امّ نبیین شاهد عرضم بس‌ست امّ ابیها نطق تو الهام‌بخش موسی عمران طبع تو آرام‌بخش روح مسیحا حلقۀ درگاه تو منادی جنّت دستۀ دستاس تو سریر ثریا چیست به غیراز تو متن آیت یاسین کیست به غیر از تو بار دوحۀ طاها غیر نبی گو که؟ داشت همچو تو دختر غیر علی گو که؟ داشت همچو تو همتا گر که به نِسوان رسیده بود رسالت نام تو می‌بود زیب مطلع طُغرا لیک بدین حیرتم بدان همه عزّت از چه شدی زار، بعد رحلت بابا هیچ پیمبر نشد که بعد وفاتش آتش کینش زنند بر درِ مأوا گاه شد از ضرب در کبودت پیکر گاه سیه شد ز تازیانه‌ات اعضا نیلی گهی عارضت ز ضربت سیلی سقط جنینت گهی ز کینه ی اعدا "طایی" ای دخت پاک احمد مرسل لطف تو دارد به هر دو کون تمنّا 📚 دیوان طائی شمیرانی ........ هر وقت پیغمبر؛ می خواست از مدینه بیرون بره آخرین نفری رو که باهاش وداع می کرد بی بی بود، هر وقت وارد مدینه می شد اول می رفت در خونۀ دخترش فاطمه، هر وقت می اومد درخونه اول عتبه در ُ می بوسید دست دو طرف دهلیز می گذاشت می گفت : “ألسَّالم ُ عَلَیکم ْ یا أَهْل َ بَیت ِ النُّبُوَّة” گر جواب می اومد “وَعَلَیک السَّالم یا رسول اهلل” وارد خانه می شد و اال ّ بدون اجازه وارد نمی شد .تا فاطمه اش می اومد تمام قد بلند می شد ، خم می شد دست فاطمه رو می بوسید ، می گفت : «دخترم ا گه دست تو رو می بوسم به خاطر این نیست که دخترمی و دوسِت دارم، خدا به من دستور داده دست تو رو ببوسم.» سینۀ فاطمه رو می بویید ، کی از همسران پیغمبر از رو حسادت اعتراض کرد: «یا رسول الله! دیگه فاطمه دختر بچه چند سال قبل نیست که اینقدر سینه اش رو می بویی.» رمود: «سا کت باش من از سینۀ دخترم بوی بهشت ُ استشمام می کنم .» پدر ای آینۀ توحیدی کاش رخسار مرا می دیدی دست پاکی که تو می بوسیدی سینه ای را که تو می بو ئیدی آن یکی خصم ستمکار شکست وآن میان درو دیوار شکست آنکه در سفرۀ من بودش دست نمکم خورد و نمکدان بشکست آنکه می گفت غلام اویم تــازیــانــه زده بــر بــازویــم   بانوای : حاج مرتضی طاهری👇 https://yase135.ir/smmm_content/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%B3-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1/ ................... . از لاله زار توحید آتش زبانه می زد گل گشته بود پرپر بلبل ترانه می زد در گلشن ولایت یک نو شکفته گل بود گر می گذاشت گلچین آن گل جوانه می زد من ایستاده بودم دیدم که مادرم را قاتل گهی به کوچه گاهی بخانه می زد گاهی به پشت و پهلو گاهی به دست و بازو گاهی به چشم و صورت گاهی به شانه می زد گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد وقتی که باغ می سوخت صیاد بی مروت مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد با چشم خویش دیدم جان دادن پدر را از ناله ای که مادر در آستانه می زد این روزها که میدید موی مرا پریشان با اشک دیده می شست با دست، شانه می زد هنگام شرح این غم از قلب زار (میثم) مانند خانۀ ما آتش زبانه می زد ✍ .......... خانه گردیده ، بی تو غم خانه شمع من بودی ، من چو پروانه ای که بودی از جهان دارو ندارم بعد تو بنگر گره خورده به کارم ای همه بودو نبودم فاطمه یاس کبودم هستیم بودی ، رفتی از دستم تو چرا رفتی ، ممن چرا هستم ای مهاجر تایر بشکسته بالم بعد تو بنگر چنین افسرده حالم ای همه بودو نبودم فاطمه یاس کبودم گفت : وارد شدم ، دیدم خونه عزا خونه است . علی نشسته ، امام حسن یه طرف ، امام حسین یه طرف ، ام کلثوم روبرو بابا ، زینب تو بغل بابا . میگه یه منظره ای دیدم خیلی دلم برا غربت علی سوخت میگه دیدم همه دارن مادر ، مادر ، میگن و گریه میکنن میگه اون نکته ای که دیدم و دلم سوخت این بود دیدم عوض اینکه علی اشک بچه ها رو پاک کنه ، زینب با دستای کوچولو داره اشک های بابا رو پاک میکنه
. علیه السلام ✍ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ باز شعله و دود - بازم شراره آتیش چرا دست از سر این خونواده - بر نمیداره؟ ۲ بس نبود خونه‌ی حیدر؟ بس نبود شکستن در؟ بس نبود سوختن غنچه / همراه مادر؟ بس نبود اون روز مدینه؟ بس نبود آتیش کینه؟ بس نبود داغیِ یک میخ / زخم توو سینه؟ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ باز کودکی در - حال فراره آتیش چرا دست از سر این خانواده بر- نمیداره ۲ بس نبود کربلا می‌سوخت؟ بس نبود خیمه‌ها می‌سوخت؟ بس نبود پای رقیه / توو صحرا می‌سوخت؟ بس نبود بال و پری سوخت؟ بس نبود که حنجری سوخت؟ بس نبود تنور خولی / موی سری سوخت؟ .👇 . 📋باز شعله و دود - بازم شراره (ع) ............................................ .(بند اول). باز شعله و دود - بازم شراره آتیش چرا دست از سر این خونواده - بر نمیداره؟ ۲ بس نبود خونه‌ی حیدر؟ بس نبود شکستن در؟ بس نبود سوختن غنچه / همراه مادر؟ بس نبود اون روز مدینه؟ بس نبود آتیش کینه؟ بس نبود داغیِ یک میخ / زخم توو سینه؟ .(بند دوم). باز کودکی در - حال فراره آتیش چرا دست از سر این خانواده بر- نمیداره ۲ بس نبود کربلا می‌سوخت؟ بس نبود خیمه‌ها می‌سوخت؟ بس نبود پای رقیه / توو صحرا می‌سوخت؟ بس نبود بال و پری سوخت؟ بس نبود که حنجری سوخت؟ بس نبود تنور خولی / موی سری سوخت؟ شاعر : ............................................. 📋خسته بود آقا (ع) (ع) ............................................ .(صلی الله علیک یا مــــــروج العاشــــورا ، روضه خون اباعبدالله). پیرمردی ته گودال زمین گیر شد پیرمردی وسط کوچه به یادش افتاد خسته بود آقا .( اون روز که خونشو آتیش زدن یاد عاشورا بود امام صادق ، فرمود :«جد ما رو به حالت غم و غصه و مکروب کشتنش » هی نگاه به خیمه‌ها و زن و بچه‌ها می‌کرد ). تازه روی مَرکَبِش نشسته بود آقا)۲ میزَدَن سنگ، سَرِش شکسته بود آقا خسته بود آقا تک و تنها رفت که صدای گریه تو خیمه‌ها بالا رفت دَمِ رفتن طَرَفِ خیمه‌ی زنها رفت تَک و تنها رفت جنجال بود و طرف قتلگاه غوغا بود و بین گودال حسین تنها بود و سر پیراهنش دعوا بود و جنجال بود و طرف خیمگاه غوغا بود و چشم آقا مثه دریا بود و نگران واسه ی زن ها بود و .( امام صادق فرمود : یه روز بعد مصیبت آتیش زدن خونه ، اومدن دیدن آقا داره گریه می‌کنه ، عرضه داشتن یابن رسول الله چرا گریه می‌کنید ؟ واسه خودتون گریه می‌کنید؟ فرمود نه من بودم این زن و بچه به من پناه می‌آوردند ؛ اما غروب عاشورا این زن و بچه به کی پناه بردن ؟! یه وقت عقیله بنی هاشم دید نانجیبا دارن میان ، اومد وارد خیمه امام سجاد شد ، آقا بگو کجا بریم؟ چیکار کنیم؟ فرمود عمه بگو همه فرار کنند. واسه این گریه می‌کنم کسی نبود پناه مخدرات جدم بشه ، اون‌ها رو زیر پر و بال بگیره ، راوی میگه دیدم عقیله بنی هاشم هی وارد خیمه‌های آتیش گرفته میشه ، به سر می‌زنه و بیرون میره). ............................................. حاج مسعود پیرایش 👇 https://eitaa.com/hajmasoudpirayesh_matn/965 👇