🔴نقش باند سیدمهدی هاشمی و بیت منتظری در آشوب دهه شصت افغانستان
🔻سالروز صدور نامه امام خمینی به آقای منتظری و دستور به قطع حمایت از سیدمهدی هاشمی
🔹با خودسریهای جریان #سیدمهدی_هاشمی در امور خارجی کشور، #نهضت_مقاومت_شیعی در افغانستان دچار اختلاف و جنگ داخلی شد و فعالیتهایی هم در عربستان و برخی کشورهای اروپایی صورت گرفت که مغایر با سیاستهای تعیین شده انقلاب اسلامی در زمینه بینالملل بود و هزینههای سنگینی به نظام تحمیل کرد؛ به گونهای که #آیتالله_خامنهای رئیسجمهور وقت در خطبههای نماز جمعه تهران، نسبت به این اقدامات موضعی صریح و علنی گرفت:
🔸«ما برای اشاعه نظرات و ایدههای سیاسی خودمان از روشهای گوناگونی که تصور میشود، استفاده نمیکنیم. نمیخواهیم به زور و با ارتباطات مخفی آرمانهای انقلاب را به ملتها تزریق کنیم»
🔹آیتالله خامنهای درباره اقدامات سیدمهدی هاشمی در مسئله افغانستان میگویند:
«ممکن است که ایشان (منتظری) در کار افغانستان رسماً نماینده نداشت اما همین سیدمهدی و اینها به پشتوانه ایشان در مسائل افغانستان دخالت میکردند.
🔸اصلا شکلگیری اختلافات در درون شیعه و گروههای شیعه از همان زمان است. در افغانستان اینها از چند گروه یک گروه تند خشنی تشکیل دادند که حتی گفته میشد بعضیها را سر به نیست میکنند. بقیه گروهها را به کلی نفی میکردند، از صحنه خارج میکردند، جلوی کمک به آنها را میگرفتند. کارهای عجیبی داشتند.»(روایت رهبری صص١٨٣-١٨٢)
#نفوذ
#نفاق
#منتظری
#مهدی_هاشمی
🆔https://eitaa.com/emamsadegh_ir
حوزه علمیه امام صادق علیهالسلام
چرا آیتالله جوادی آملی، آقای #منتظری را دچار شهوت عملی میدانست؟ / رنگ عوض کردن قبل و بعد از قائم م
👆
▫️آقای منتظری میداند که فقهای مجلس خبرگان اکثرا قائل به نظریه نصب ولایت فقیه هستند و میداند که چالش اساسی در بازنگری قانون اساسی همین مسئله تزاحم بود که آیا میشود مرجع جامع الشرایط اعلمی یافت که مدیر و مدبر و سیاستمدار ماهری باشد چنانچه دغدغه اصلی امام نیز در بازنگری قانون اساسی همین بوده است (صحیفه امام خمینی، ج21، ص371).
پس چرا اصرار دارد که بر طبل نایاب اعلمیت ولایت فقیه بزند؟ وی که میداند فقهای دیگر با نظر نادر او درباره ولایت انتخابی فقیه مخالفت فقهی دارند پس چرا این اختلاف فتوا را پنهان میدارد و بنابر مبنای خودش به دیگر فقهای مجلس خبرگان و شورای بازنگری قانون اساسی اتهام میزند که شما غیر اعلم را انتخاب کردید؟
این پنهان کاری تعمدی ناشی از چیست؟ آیا جز «شهوت عملی» نام دیگری میتوان بر آن نهاد؟
🔻ثالثا: آقای منتظری در 13 رجب #عصبانی است از هر چه بر او گذشته و به آنچیزی که نرسیده است!
به همین دلیل شروع به بد و بیراه گوییهای زیادی میکند و به طوری سخن میگوید که رسانههای ضد انقلاب برایش کف بزنند. اما در دورانی که برای شورای بازنگری نامه مینویسد و سعی میکند با ژست علمی و با احترام نامه بنگارد تنها اشکالش به حذف شرط مرجعیت و اعلمیت از شرایط ولایت فقیه، این است که قانون اساسی باید براساس #شرایط_خاص و اضطرار نگاشته نشود (خاطرات منتظری، ج1، ص713).
پیشتر گذشت که چرا آقای منتظری خودبه این مسئله توجه نکرده است و مرجعیت و اعلمیت را در کتاب ولایت فقیه خود به عنوان شروط اساسی رهبری نیاورده است؟!
به علاوه مگر حذف شرط مرجعیت و اعلمیت مانع از انتخاب فقیه جامع الشرایط اعلم میشد که وی احساس خطر میکند؟ از سوی دیگر وی خود معتقد است که تزاحم بین شرط فقاهت با شرط تدبیر و سیاست، امر مبتلا به است و شرط تدبیر و سیاست مهمتر از شرط فقاهت است. وی در کتاب ولایت فقیه خود به این مسئله اشاره میکند و باید پرسید که اگر این تزاحم، امر مبتلا به بوده است تزاحم بین اعلم و غیر اعلم، مبتلا به تر خواهد بود. در نتیجه چرا در نامه خود به شورای بازنگری آن را در شرایط خاص دانسته است؟ اگر برای شرایط خاص است چرا به گفته وی «مهمترین و بیشترین موارد تزاحم» محسوب میشود (مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج2، ص 341)؟
اگر برای شرایط خاص است چرا هنوز که هنوز است در بین اهل فن، جایگزینی برای رهبری معظم تصور نمیشود؟ منتظری خود اعتراف دارد تشخیص اعلم مسئلهای است اختلافی و میگوید: «مردم و نیز اهل خبره در بسیاری از موارد در تشخیص اعلم دچار اختلاف میشوند.» (مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج2، ص 201) اگر تشخیص اعلم مسئلهای اختلافی است تشخیص فقیه جامعالشرایط اعلم بسی دشوارتر خواهد و برای شرایط خاص و کمیاب نخواهد بود. با این وجود آیا این میزان تفاوت منتظری متقدم با متاخر را جز به «شهوت عملی» میتوان توجیه کرد؟
🔻رابعا: آقای منتظری در اشکالتراشی به دیگران و بیان مشکلات شرعی قوانین و اقدامات دیگران، حساسیت زیادی نشان میداد که مهمترین موارد آن را در اعدام #سیدمهدی_هاشمی و اعدام منافقین میبینیم اما در اشکال کردن به انتخاب خود به عنوان قائم مقامی، به تعارفات و حفظ احترامات تشریفاتی بسنده کرده است، درحالی که بعدا کاشف به عمل آمده که این کار را #غیر_قانونی میدانسته است (خاطرات منتظری، ج1، ص471). اما آقای منتظری هیچ اشکالی علنا به آن نگرفت و با قدرت قائم مقامی را تصاحب کرد. بر خلاف مقام معظم رهبری که در جلسه خبرگان رهبری در مقابل انتخاب خود ایستادند. آقای منتظری هر آنچه در #13_رجب گفت شایسته خودش در دوران قائم مقامی بود اما هیچ نگفت و نهایتا امام خمینی در نامه 6/1/1368 آن را افشا کرد. این تناقض رفتاری آیا چیزی جز «شهوت عملی» میتواند باشد که آیتالله جوادی به آن اشاره کردند؟
🆔https://eitaa.com/emamsadegh_ir