امحا
وقتایی که دلم برای ورژن قدیمی و قشنگت برای کنارت بودن برای خندیدن برای دو سال پیشمون تنگ میشه ب
وقتی بدبودنو یادگرفتیم دیگه آدمِ قبل نشدم
خبرداری که زندهم هنوز؟
فرض کن سرمو بزارم رو شونه کسی که نیست
و برم تو بغل کسی که رفت
و حالا فرض کن این فرض نبود.
امحا
وقتی بدبودنو یادگرفتیم دیگه آدمِ قبل نشدم خبرداری که زندهم هنوز؟
طولانیترین مدتیه که ازم خبری نگرفتی
بزار به این که فراموشم کردی فکر نکنم
پریدم من
از خواب خاطرات کودکی
دیدم
نه زنگی هست
نه رنگی هست
نه بوی باغ و
بوم برفی هست
بهاری نیست
تنگ ماهی نیست
عشق و آرامش تو خونه جاری نیست.
امحا
طولانیترین مدتیه که ازم خبری نگرفتی بزار به این که فراموشم کردی فکر نکنم
زیادی مهمش کردم برا خودم؟ به گمونم