eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
واسه فراموش نکردنِ بیشترِ اون کسی که این همه سال زندگی کردمش باید چیکار کنم آبیِ از دست رفته‌ی من؟! صدامو می‌شنوی؟!
می‌شه دوباره اون چشمارو بهم برگردونی؟
تو چی ازم یادته؟ بهم بگو
اون هنوزم زلاله و و نگاهمو از کدری بیرون می‌کشه
امحا
می‌شه دوباره اون چشمارو بهم برگردونی؟
چشمامو بستم؛ چشماتو یادم بیاد.
من این‌بار به اندازه تمام تو و بی‌انتها بودنت خسته‌م.
منم همینطور بارون، منم همینطور.
امحا
من رو نخواستی که ببینی
همه چیز از روزی شروع شد که تو چشمات رو روی بودنم بستی و من گوش‌هام رو برای نشنیدنت گرفتم
می‌گفت: «چرا آروم و گرفته‌ای؟» می‌گفتم: «رنگ ندارم» می‌گفت: «امیدوارم روحت رنگ آبی آسمون رو بگیره» و لبخندش... اون کمونه ی کمرنگ تمام توجهم رو می‌گرفت و اجازه نمی.داد بهش بگم که آبی غم داره دلبرک من. آبی من خیلی غم‌داره با تمام ظرافت و زیباییش، با تمام نوازش احساساتی که درونشه غم داره. نتونستم بگم هیچوقت نشد که بشه تا ‹آبی› نباشم. نشد بگم گاهی از ترس آبی و تیره شدنه بود که رنگ نگرفتم به خودم، چون کی جرات داشت اعتراف کنه و اون لبخند رو ازش بگیره؟ گاهی وقتا سکوت مناسب ترین حالت ممکن بود وقتی نمی‌خواستم رد تلخی از خودم به جا بذارم. -نامه‌ای‌‌از‌یک‌جا‌مانده‌-