امحا
قبلا زندگی یه نظامی خیلی برام ایده آل بود
خیلی دوست دارم راجبش مفصل براتون حرف بزنم
اما خب تو درجه اهم و مهم درجه پایینی داره
ایشالا بعدا
امحا
خیلی دوست دارم راجبش مفصل براتون حرف بزنم اما خب تو درجه اهم و مهم درجه پایینی داره ایشالا بعدا
یجوری حرف میزنم انگار هر روز کلاس بررسی ناکارآمد بودن زمانی و جستار های وابسته و معادله استاندارد لاگرانژ رو شرح میدم براتون که اهم و مهم خیلی دارای اهمیته 😐
یه زمانی تو بچگیم یه دفتر داشتم
با آبرنگ این مدل نقاشیا رو میکشیدم
و تا حدی اعتماد به نفسم پایین بود که فقط داداشم خبر داشت اونم چون دفترشو خودش برام خریده بود.
بعد ها گذشت و مامانم دفترو پیدا کرد. فکر کرده بود برای کسیه و داده بود به یه از خدا بی خبر که دروغ گفته بود صاحبشه و مام خبردار نشدیم
اون روز که فهمیدم داداشم بیشتر از من گریه کرد
امحا
عاقا هوا خیلی خوبه امشب دلم راه رفتن رو ریل قطارو میخواد. کوتاهم نمیاد نه.. رو حرفش هس که هس
هوا بده اما بازم هیچی ریل قطار نمیشه
دست هایت را در دستانم بگذار
اگر چه سردند
اما؛
شاید التیام زخم های کهنه ات باشد
چقدر سخت است در خانه بی پناهی هایت؛ همیشه منتظر باشی
شاید روزی کسی از راه برسد
و از اعماق وجود "دوست داشتن" را برایت هجی کند.