-میدونی این مدت تنها سرگرمیم همین بود. وقتی یکی رو پشت سرت ول میکنی اون یه نفر اولش غمگین میشه، بعدش سعی میکنه قوی باشه و از پسش بربیاد..
بعدش میبینه نمیشه..هیچی طبق خواستهی اون پیش نمیره.
یواش یواش مغزش پر میشه از فکرایی شبیه اینکه اگه اون اینجا بود چیمیشد؟!
پس شروع میکنه به نشخوار کردن خاطراتی که براش مونده.
شمارش معکوسو دوباره دیدم
مغزم چرخ شد از ترس
ضمیر درونم که سوت زنان با دستایی که پشت سر قفل کرده به هرجایی غیر از من نگاه میکنه
ذهن ناخواگاهمم پشت کاناپه قایم شده
مقصر این بی عقلیو پیدا نمیکنم