_ https://eitaa.com/emhaaa/2972 میدونی چی جالبه برام؟ اومدم قم حس کردم نزدیک شدم بهت اما فاصله مون بیشتر شده :)
+اوه خدای من آره:)
لعنت ب این جبر جغرافیایی
+من اشکتم..اشکی که توی چشمات هربار جمع میشه
_تو اشک منی؟
+فکر کنم اینطوره
_پس من برای داشتنت نباید گریه کنم؟
+نمیتونی اینکارو بکنی..جفتمون خوب اینو میدونیم
_پس از دستت میدم؟
+میدی..از دستم میدی
از خواب بیدار شد. کسی کنارش نبود
گرمای خیسی اشکهاش رو صورتش رو احساس کرد..
_گریه کردم
از دستت دادم؟
همهچیز رو راجع به پایانی خوشحالکننده فراموش کن؛ انتهای اون مسیر کسی منتظرمون نیست، عزیزم.