دوباره صدات زدم.
صدای خودم به آغوشِ گوشهام برگشت؛ ولی تو به آغوشِ روحم؛ نه!
بعد از تو؛ هیچچیز هرگز به خودش برنگشت؛ حتی من.
امحا
غم؛ برای من یه غریبهی آشناست که خودم بهش بال پرواز میدم، جرعت پریدن میدم، بهش وجودی میدم که مال
_غم همیشه همینقدر برات امنه؟
+اگر خودم خالقش باشم.
_من هیچوقت، برای هیچچیز عمیقا سوگواری نکردم؛ این به تنهایی هربار دردناکتر از معنیِ عمیق و تلخِ خودِ سوگواری بود.
_ولی اینجا اونی که بَد باخت من نبودم؛
من خودم رو دارم هنوز و تو نه.
زبونش رو عصبی داخل لُپش چرخوند و بعد به گوشهی لبش نوک زبونش رو نرم فشرد.
_همینقدر ساده...
+خوب میدونی که بازنده فقط یکی از ما نبود!
ما هر دو درد کشیدیم، و در انتها؛
_من تورو از دست دادم و تو...
لبخند تلخی زد:
+هردومون رو!
امحا
+خوب میدونی که بازنده فقط یکی از ما نبود! ما هر دو درد کشیدیم، و در انتها؛ _من تورو از دست دادم و
+و مدتهاست بازندهی اصلی این بازی، عقب کشیده.
تنها میونِ این میدون، با کی میجنگی؛ عزیزترینم؟
[هوای سرد دسامبر، ارتفاع زیاد و دردی که قلبم رو له میکنه، این آخرین زمستونیه که با همیم!
تو بهار رو میبینی و من تا ابد توی دسامبر باقیمیمونم. زمان زیادی برام باقی نمونده، شاید کمتر از دونه برفهایی که روی صورتت میشینه، بی انصافیه که ازت بخوام برای آخرینبار، آغوشتو بهم ببخشی؟]
هدایت شده از "جسدی در لاین برن"
Unknown ArtistTrack7.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
امحا و قشنگیات...
واسه توعه ها !
چای بیار و گوش کن و اینجا رو بخون به جبران *