eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
امحا
[می‌دونی توی این دنیا، بیشتر از عنوانِ مطرود بودن از چی حالم بهم می‌خوره؟ از زندگی کردنش؛ و تو هیچ‌و
و بالاخره یاد گرفتم یاد گرفتم هربار که مثل طردشده‌ها باهام رفتار می‌کنی، از پس خودم بر بیام.
_تابحال احساسش کردی؟ برای من به اندازه‌ی بازدمِ کوتاهی طول کشید به اندازه‌ی پلک بر هم زدنی، گم‌شده بودم! تمام وجودم لمس کرد، طردشدگی رو ترسیدم! و این به هیچ‌عنوان محدود به همین شش حرف نشد. غرورم خاک شد، چنگ زدم به ریسمانی که سال‌ها طردم کرده بود، از مرگ ترسیدم! از پوچی نگاهم، از رگِ بیدار شده‌ی جنونم، از سرخوشی‌ِ آلوده‌ به تباهی‌ام، از خودم، ترسیدم!
و انتهای این غرق‌شدگی، دیدمش غوطه‌ور در شعف و جنون، اما آروم، به آرومی برکه‌ای خالی از حیات با لبخندی عمیق که تشخیصِ واقعی بودنش، کارِ من نبود. میون گم‌شدگی، کسی رو پیدا کردم که من بودن رو تظاهر می‌کرد. و به محض ملاقاتش، آشفته و وهم‌زده، عقب‌ کشید‌م و قلمِ این داستان رو، به اون سپردم. نقش‌ِ اول بودن رو بارها بهتر از من بلد بود!
امحا
و انتهای این غرق‌شدگی، دیدمش غوطه‌ور در شعف و جنون، اما آروم، به آرومی برکه‌ای خالی از حیات با لبخند
+ترسی نداری از مدام خطاب شدنت با صفتِ "مجنون"؟ _تردید ندارم که حتا ذره‌ای بهش نزدیک نیستم. داستانِ من مدت‌هاست از کنترلِ من خارج شده و من مسئولیتی در قبال این جنون‌ ندارم! و اما در وصفِ نقش اولِ داستانم؟ مطمئن نیستم "دیوانگی" توصیفِ کافی‌ای براش بوده باشه!
رو دست شب موندم؛