_https://eitaa.com/emhaaa/4682 اهنگ بیقرار قربانی پلی بود و من رو هوا
میدونی این حس که چرا این واژه ها رو میاری و تصور انسانی مثل من که برای رهاشدن از غم کلمات ،واژه های دیگه ای میچینه کنار هم از غمم کم میکنه ( هنوز رو هوام از اهنگ تو گوشم )
+اگر اینطوره پس بیشتر انجامش میدم:)
کلمات رو هرچند آشفته، کنارهم میچینم. دریغ نمیکنم تنها کاری رو که برای کمنور شدن شعلهی غمات، از دستم برمیاد.
_ساعت 12 و نیم شبه و با احتیاط کامپیوتر پر سر وصدای وسط اشپزخونه رو روشن کردم که اهنگاتو گوش بدم :
اخریو پلی کردم ، غم داشت ، نوشته بودی بخند ، زدم جلو اهنگو ، شروع کرد به خوندن و من رفتم تو دنیای جنوب .
شروع کردم به خوندن متنای رو هم تلبمار شده ، جوردیگه دیدن واژه هایی که از ذهن یه ناشناسه ، قشنگه .
رسیدم اینجا :
تنها مخاطبش، صدای ناهنجارِ مانیتورِ علائم حیاتی بود.
من مات و مبهوت ، همون لحظه اهنگ اوج گرفت ، دنیای منم اوج گرفت و رفت تا برسه به اشکا .
ممنون که هستی و برگشتی امحای عزیزم .
+منظورم از دایرهی افراد محدودی که بتونن دنیای کلماتم رو هرچند مختصر لمس کنن؛ همین بود و چقدر خوبه که بالاخره یکیشون رو دارم. تابحال تجربهی درک شدنِ کلماتم به این شدت رو نداشتم، خیلی شیرین بود. ممنونم که باعثش شدی ابرک
_https://eitaa.com/emhaaa/4669
یه نقل قول قشنگ از خودت : با واژه هام دورت بگردم و امید بریزم تو این دنیای مجازی ، دامنتو باز میکنی که بریزن توش ؟
+مطمئنم دامنِ به رنگ شبام با ستارههای پرنور امیدت، از همیشه بیشتر میدرخشه.