eitaa logo
یوروص.
26 دنبال‌کننده
102 عکس
17 ویدیو
0 فایل
زمانی خواهد رسید که برای آخرین بار صدای بارش باران را میشنوید.
مشاهده در ایتا
دانلود
اینکه آدم هایی رو دوست دارم که احساس میکنم کنارشون تعلقی ندارم ناراحتم میکنه.
نمیدونم معلق بودن روابط برای من غیر قابل پذیرشه صرفا یا کلا عذاب اوره
هدایت شده از یوروص.
اقا خلاصه که پناه می‌بریم از شر روابط انسانی به خدا.
روزایی که بوی نرگس میپیچه اتاق و نرگس دارم آدم خوشحال تریم :)
و اما عزیز من؛ مبادا که سنگینی نگاهت نوری را که در دیگری روشن است خاموش کند.
امشب احیا داره اگر بیدار موندید سه تا الهی به رقیه به نیت منم بگید و دعا کنید برام که دعا اثر داره :)
-
یوروص.
-
بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا تمام شد ! باز هم مثل هر سال، چند روزی در تب‌وتاب تدارک جشن بودیم. دست‌به‌کار شدیم تا تولد شما را به زیباترین شکل برگزار کنیم و لبخند به روی چهره‌ی مهمون های عزیز کرده ات بندازیم. لباس‌های رنگی رنگی‌ پوشیدیم و پا گذاشتیم در تولد شما تا مبادا نبودنتان غم را در دل های مان پر رنگ کند. مهمان‌ها آمدند،خوش آمد گویی کردیم و نیامدی. مولودی خواندند،دست زدیم و نیامدی. کیک آوردند،شمع روشن کردیم،آرزو کردیم و نیامدی. دیدی آقا؟! دردانه های قد و نیم‌قدت چطور شعرهای حماسی و عاشقانه برایت می‌خواندند. استاد سخنرانی‌ را شروع کرد، دو ساعتی طول کشید اما بازهم نیامدی. ساعت از نیمه شب گذشت و جای خنده‌های مان را اشک گرفت. هر جا را نگاه کردیم نبودید. همه غمگین بودیم.نبودنتان جانمان را به درد اورده. با این حال، کسی غم را به روی خود نیاورد همه به هم تبریک گفتیم، لبخند زدیم تا مبادا جشن شما رنگ خاکستری بگیرد. در آخر، همه نماز خواندیم، دعا کردیم، دعای‌مان این بود: باشد که امسال آخرین سال انتظار بی‌دیدار باشد.آخرین باری که جشن می‌گیریم و صاحب جشن را نمی‌بینیم. ایمان دارم که آمده بودید،در میانمان قدم زدید و نگاهمان کردید.با همه‌ی خانواده‌ی نورتان امدید. مگر می‌شود قطره اشک‌مان بیفتد و شما بی‌خبر باشید؟! مهربان‌تر از آن‌اید که قدمی برای شما بردارند و نگاهتان بر او نباشد. اما آقا می‌دانید امسال چند نفر از مهمان‌های سال پیش کنارمان نبودند؟! دلم برایشان ناراحت است . دست همه ی ما را بگیرید، برگردانیدشان به شادی دیدارتان. ما آدم‌های این زمان در هیاهوی دنیا گم شدیم، دل‌هامان خسته و چشم‌هامان بی‌ذوق است. نبودنتان مثل سایه‌ی سردی روی روزهایمان افتاده، حتی خنده‌هایمان رنگ اندوه دارد. آدمی به امید زنده است و ما فقط به خیال روز های بودن در کنار شما نفس میکشیم. دیشب استاد گفت از جهانی که شما را می‌بینیم… جهانی که همه می‌آیند، همه برمی‌گردند.گفتند ما مولا را میبینیم. امام حسین را خواهیم دید. اما آیا ما لایق بودن در آن روز ها هستیم؟! آیا دل‌های آلوده‌مان می‌تواند در کنار شما باشد؟! دعا کنید ما از تعلقات دنیا به دور باشیم. دعا کنید نفْسمان در مشتمان باشد.دعا کنید زود تر برسد آن روزی که ما جزو اولین سلام‌دهندگان باشیم. حالا مراسم تمام شده… به خانه‌هایمان برگشتیم. فردای تکراری در انتظارمان است، می‌رویم تا سال آینده که دوباره یادمان بیاید باید تولدی بگیریم برای مولودی که لیاقت دیدن او را نداریم و این خود ما هستیم؛دلیل تنهایی شما خود ما هستیم. تولّدتان مبارک امید قلبم :))
یوروص.
من نجف میخوام :))
من واقعنی نجف میخوام بست نشینی تو حجره روبه روی ایوون
-