eitaa logo
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
32.4هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
762 ویدیو
7 فایل
ارتباط با ادمین :🦥👇 @admin_sammi لینک برای پیام ناشناس : 👇 https://punz.ir/message/0448naz جامونده‌های سمـّی : 👇 @jamondehayesammi خاطرات متاهل ها :👇 @rohesabegh کانال تبلیغات : 👇 @tablighat_ezdevajihair
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/khastegarybazi/5387 دختر عموم و شوهرشون یکسال اختلاف سنی داشتن و الان بیشتر از ۱۰ ساله که ازدواج کردن و ۴ تا هم بچه دارن
باور کنین میرم تست آرایه میزنم شعرای عاشقانه رو ک میبینم میرم تو هپروت من اینطوری نبوددممممممممم😭 +نکنه اونم تقصیر کانال ماعه😒😁
واقعا سن یک عدد . شوهرم از من پنج سال بزرگتره ، خیلی دیکتاتوره و. کنترل گر ،ولی از نظر عقلی مثل یه بچه می مونه ، اگر کاری بخواد انجام. بده ،به هیچ وجه حریفش نمیشم ، تازه خودشو عاقل میدونه ! پختگی و رفتار به سن نیست
من یه خانمم که ۸سال از همسرم بزرگترم'همه خانواده و خودم مخالف بودن بااین ازدواج بجز آقای همسر که بیخیال نشدن و اینقدر اومدن و رفتن تا ازدواج کردیم 'واقعا خوشبختم و سن برامون یه عدده معیارتون سن نباشه بعد پشیمون میشین
https://eitaa.com/khastegarybazi/5395 اگر این داستان مال حدود یک هفته پیشه، ممکنه مورد من بوده باشه، که مادر دخترخانم به خاطر ۹ سال اختلاف سنی اصلا اجازه ی صحبت ندادن و خیلی دلم گرفت. چرا پشیمانی، با روی باز پذیرای شما هستیم، مادرم هم کلی ذوق میکنه😁
وقتی دو دقیقه میخوام ماینکرافت بازی کنم و از فکر ازدواج بیام بیرون تنها چیزی که بهش فکر میکنم:
امروز تو حرم یه خانومه با لحن محکم گفت دخترم یه لحظه برگرد من🫨😨(با خودم گفتم نکنه بازم خواستگاری چیزیه) بعد یه هو ملایم شد گفت چه روسریت قشنگه و رفت اینا تاثیرات کانال شماستا🫠
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
https://eitaa.com/khastegarybazi/5395 اگر این داستان مال حدود یک هفته پیشه، ممکنه مورد من بوده باشه
نه، اینجا هم شانس نیاوردیم 😅 قضیه برای 6ماه پیشه☹️ ولی به نظر من اگه یکی رو دوست دارید بخاطر ابین چیزا کوتاه نیاین
منو شوهرم عاشق هم شدیم همه سنگ انداختن ک نشه حتی دختر دایی شوهرم،البته هر دومون تحصیلکرده و در اطرافیان بعنوان فرد عاقل شناخته شده بودیم و فوق العاده محتاط، من پنج سال از شوهرم بزرگترم منی ک حتی پسرای هم سن خودم رو هم قبول نداشتم، پای هم وایسادیم بعد از شش سال هم الحمدالله رضایت داریم و خیلی خوشبختیم، اینقدر که سعی میکنیم شدت عشق و خوشبختیمون رو از بقیه پنهان کنیم ولی باز در هر جمعی میریم حتی برای اولین بار همه متوجه میشن
سلام من یه خواستگاری داشتم که دو سال از من کوچکتر بودن.رابطمون جدی شده بود و درمرحله ازدواج بودیم ولی هرچی جلوتر میرفتیم مشکلات و تفاوت سلایق بیشتر خودشو نشون میداد.حتی جوری شده بود که رفتار های این اقا کاملا ب نظر من بچگونه میومد و درکی از رفتاراش نداشتم.الان همسرم ۴سال از من بزرگترن و کاملا راضیم.
بعد از دو ماه خشک شدن چشمم به در دقیقاً وقتی من تو فروپاشیده ترین حالت روانی ممکن ام و خانواده ام تو ملتهب ترین حالت ممکنه و در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید قرار داریم، خواستگار اومده. دیگه واقعا درد و نفرین.
رفتم لب دریا قدم بزنم از فکر ازدواج بیام بیرون که با این صحنه مواجه شدم😁😂 +ردپای روح های ازدواجی همه جا هست😶