او بالاخره به شادی میرسد، اما نه از طریق زندگی، بلکه در آغوش مرگ. در سکوتی ابدی، آرامشی که در زندگی هرگز تجربه نکرده بود. زندگیاش پر از درد و رنج بود، اما حالا در خاموشی، به آرامش ابدی دست یافته است.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من تحقیق کردم؛ اونی که تو شکست خوردن یه رابطه بیشتر مقصره، بعد از تموم شدن رابطه بیشتر پشت سر طرف حرف میزنه و قیافهی حقبهجانب میگیره.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
ولی بچهها! با کسی که با تمام وجود و از ته قلبش دوستتون داره زرنگی نکنید. یهدرصد احتمال بدید که فقط دوستتون داره و خر نیست که دروغگفتن و پیچوندناتونو نفهمه. یهوقتاییام میفهمه، به روتونم نمیاره، ولی خوب دلش میشکنه. اونوقت از دستش میدید. نکنید آقا! با همه زرنگی نکنید!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
ما را از جان دادن نترسانید؛ از جان عزیز تر داشتیم که رفت...!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
هیچ رابطهای هیچوقت بُرد و باخت نداره؛ ۲ طرف یا با هم میبرن یا با هم میبازن. خیلیها بعد از تموم شدن رابطهشون فکر میکنن طرف بازندهی رابطهان؛ ولی در واقع اینجوری نیست و همونقدر که شما باختید، پارتنرتون هم باخته؛ فقط اون احتمالاً تو استوریهاش داره اَدای یه برنده رو در میاره.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
به نظر من یکی از کشندهترین حسها برای آدمیزاد حس نخواستنی بودنه.
وقتی حس میکنی هیچکس تو رو نمیخواد، زندگی به طور کامل معنای خودش رو برات از دست میده.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
یه نفر تو دو ماه میتونه احساسی رو در شما به وجود بیاره که یه نفر دیگه تو دو سال نتونسته!
زمان هیچ کارهاس، اصل داستان شخصیت آدماست ...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉