« دنبال مقصر میگردی راه دوری نرو
غیر از خودت کسی تقصیری نداشت
او فقط به تو کمی امید داد
تو در مقابل همه چیزت را...»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
زمان میگذرد، خاطرات محو میشوند، احساسات تغییر میکنند، آدمها میروند ولی قلب، هیچ وقت فراموش نمیکند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گذشته می گذرد؛
فقط خدا نکند که برگردد،
گذشته اگر برگردد مثل جلاد می آید،
جلاد هم با ساطور می آید،
ساطور هم تیز می آید،
و تو مجبوری که سرت را زیر گیوتین بگذاری،
و تن بدهی به جان کندن...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
نمیگم کاش هیچوقت نمیشناختمت. میگم کاش همونجور که شناخته بودمت، میموندی...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
مراقب زیادی منطقی بودنتان باشید!
درکشور دیوانگان، آدم سالم را پادشاه نمیکنند،
دارمیزنند...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
- شازده کوچولو: شوخی چیه؟
+ روباه: همونی که آدمها حرفِ دلشون و به همدیگه میزنن.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«آدمها، یک زمانی، در یک جایی،
ناخواسته خودشان را جا میگذارند
و میروند..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
جاى خالى خيلى چيزها هرگز پر نخواهد شد ،
مگر با خودشان، جاى خالى چيزهاى عميقى مثل وطن، خانه، چشمها، مادر، فرزند و تو.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شازده کوچولو پرسید:
چرا آدما وقتی میفهمن بودنشون باعث دلگرمیته
خودشونو ازت دریغ میکنن؟
روباه گفت:
خب بالاخره یه جایی باید معلوم بشه آدم نیستن دیگه!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉